می‌گویند غناء کیفیت صوتی است، نه کلامی
۲- عرف مردم غناء را از مقوله صوت می‌دانند، زیرا کسی که از فاصله دور صوت طرب انگیزی را که مقتضی و مناسب مجالس اهل فسق و فجور است، می‌شنود در اطلاق غناء برآن هرگز کمترین تردیدی به خود راه نمی‌دهد که بگوید اجازه بدهید ابتدا در محتوای آن آواز لهوی دقت و مطالعه کنم، تا سپس قضاوت نمایم.
خیر، از آهنگ آن آواز پی به غناء بودن یا نبودن آن می‌برد.
۳- در روایت عبدالاعلی آمده که ابن فضال می‌گوید، از امام صادق(ع) درباره غناء پرسیدم و گفتم آنها (سنی‌ها) گمان می‌کنند که رسول خدا(ص) اجازه داده در اینکه گفته شود “جئناکم جئناکم حیونانحیکم” آمدیم ما بر شما، آمدیم ما بر شما، بماتحیت بگوئید، بماتحیت بگویید، ما هم به شما تحیت می‌گوئیم. سپس امام صادق(ع) فرمود: دروغ می‌گویند.۴۱
وجه استدلال به این روایت این است که کلمات “آمدیم ما بر شما …” به خودی خود باطل و لهو نیستند، آنچه موجب شده این کلمات باطل و لهو بشوند و امام صادق(ع) اجازه پیامبر اکرم(ص) را در گفتن آن تکذیب بنماید، آهنگ خاصی است که در اداء آن کلمات بکار برده و می‌شده، پس غنا از مقوله صوت است نه کلام.

نتیجه
اگر بخواهیم نظر گروه کسانی که غناء را از مقوله کلام می‌دانند را بپذیریم، در این صورت آوازهایی که محتوای آنها را اشعاری سازنده، علمی، اخلاقی و خلاصه آموزنده تشکیل می‌دهد و او با آهنگهای لهوی خواند، شوند، اشکال شرعی ندارند زیرا غنا محسوب نمی‌شوند.
اما اگر بخواهیم نظر کسانی که غناء را از مقوله صوت می‌دانند بپذیریم، یعنی بگوییم غناء از مقوله صوت است، نه کلام، در این صورت ناگزیریم هر چرند و پرندی را اگر با آهنگی غیر لهوی بخوانند، بپذیریم که غناء نیست، و شرعاً ممنوع نمی‌باشد! و لکن ما از ادله احراز نکردیم که غنا صرفاً از مقوله صوت است، یا صرفاً از مقوله کلام بلکه استنباط این است که موسیقی آوازی مرکب از آواز و آهنگ است که اگر هر کدام از این دو جزء، جنبه تخدیری و لهوی و مبتذل پیدا کند، آن موسیقی آوازی را مصداق بارز غناء می‌گرداند.
اما اگر محتوا (نظم) و آهنگ آوازی مجموعاً مفید، سازنده، ارزشمند بودند آن آواز دیگر حکم غناء را نخواهد داشت، و تبعاً از نظر عرشی بی‌اشکال خواهد بود.

گفتار دوم: غناء از منظر فقهای شیعه
از جمله گناهانی که تصریح به کبیره بودنش شده “غناء” است. چنانچه در روایت “اعمش” از حضرت صادق(ع) به آن اشاره گردیده در این روایت، امام گناهان کبیره را برشمرده و از مصادیق گناهان کبر”ملاهی” را ذکر نموده و مراد از ملاهی را کارهایی دانسته که انسان را از یاد خدا باز دارد و به عنوان مثال غناء را ذکر کرده است و نیز در موثقه محمدبن مسلم از حضرت باقر(ع) است که:”غناء از گناهانی است که خداوند بر آن وعده عذاب داده است.۴۲ و در احادیث کثیره وارد است ” هر گناهی که خداوند بر آن وعده عذاب داده باشد کبیره است.
۱- محقق ثانی در رساله “ذخیره العباد”می‌فرماید:
غناء عبارتست از صوت لهو یعنی آوازی که از روی لهو و التذاذ از قوه شهویه بیرون آید اعم از اینکه در عرف عجم آنرا سرود و خوانندگی بگویند مانند غنای در اشعار و یا نگویند بواسطه آنکه کلمات آن قرآن یا مرثیه باشد اگر چه مشتمل برطرب نباشد پس در تحقق غناء فرقی نیست بین اشعار و قرائت قرآن با مرثیه و غیر اینها چون اذان، بلکه حرمت غناء در مراثی و قرآن شدیدتر است و معصیت آن بیشتر و عقاب آن مضاعف است.۴۳
۲- صاحب” شرایع” می‌فرماید: غناء یعنی کشیدن صوت بطوریکه شامل هم ترجیع، و هم طرب گردد۴۴
۳- علامه حلی در تحریر۴۵ و در ارشاد۴۶ و شهید در “دروس”۴۷نیز همین معنا را گفته‌اند.
۴- حلی در “قواعد” می‌گوید: غناء ترجیع صوت و کشیدن آنست۴۸
۵- کرکی در “جامع المقاصد” از غناء تعریفی همانند، صاحب”شرایع” ارائه می‌دهد و سپس می‌افزاید:
“مجرد کشیدن صوت حرام نیست، هر چند آن صوت بقدری قشنگ باشد که دلها را بر باید و به سوی خود جذب کند، البته مادامی که به جهت ترجیع مقتضای طرب، حالت مطربی پیدا نکند. ۴۹
۶- شهید ثانی در”الروضه البهیه” می‌گوید:
“غناء کشیدن صوت است که مشتمل بر ترجیع طرب آور باشد یا آنچه در عرف “غناء” نامیده می‌شود هر چند عملاً طرب آور نباشد۵۰ و همچنین در “مسالک” می‌فرماید: “صوتی است که در آن تحریر و طرب باشد، یا آنچه عرفا غناء می‌نامند۵۱
۷- صاحب “ریاض المسائل” عیناً همان تعریف شهید در “الروضه” را نقل کرده است۵۲
۸- صاخب “حدائق” همان نظر شهید را اختیار کرده و گفته “آنچه عرفا بدان غناء می‌گویند حرام است هر چند طرب آور نباشد۵۳
۹- ابوحامد غزالی در “احیاء العلوم” غناء را اینگونه تعریف می‌کند:
“غناء صوت موزونی است که در بردارنده مفهومی باشد، یعنی قلب را تحت تاثیر قرار دهد ۵۴
۱۰- علامه حلی در “حق الیقین” می‌گوید:
“غناء تحریر آواز در حلق است که موجب سرور یا اندوه گردد۵۵
۱۱- صاحب”جواهر” می‌گوید:
“غناء کیفیت خاص صوتی است که تشخیص آن موکول به عرف می‌شود.۵۶
۱۲- شیخ انصاری می‌فرماید:
“پس حرام آنست که از آهنگهای اهل فسوق و معاصی باشد، یعنی آنچنان فسق و فجوری که از قرائت قرآن به آن لحون و آهنگها نهی وارد گردیده است. حال چه آن صوت لهوی مساوی با غناء باشد و یا اعم یا اخص از آن البته ظاهر این است که غناء چیزی جز همان “صوت لهوی” نیست هر چند عبارات فقهاء و لغویین در مورد تعریف غناء مختلف است۵۷.

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد با موضوع بازاریابی، بازار هدف، پیشبرد فروش، رضایت مشتریان

جمع بندی
نتیجه‌ای که از آن بدست می‌آید این است که:
غناء مدالصوتی است که مشتمل بر دو قید باشد:
۱-ترجیع ۲- مطرب بودن. براین اساس مجردد کشیدن صدا بدون اشتمال برترجیع و اطراب موجب تحقق غناء نمی‌باشد.

گفتار سوم: طرب و مطرب
آوازی که طرب آورو تغییر دهنده حالات و عواطف انسان باشد۵۸ و جوهری می‌گوید: مراد از تطریب، کشیدن و زیبا نمودن است۵۹ زمحشری می‌نویسد: طرب در عرف شادمانی و مطرب شاد کننده است، اهل سنت طرب را اعم از حزن و سرور می‌باشد و تخصیص طرب به سرور و شادی و هم و خیال است.۶۰
فیروزآبادی می‌گوید: طرب سبک شدن از غایت شادی یا از غایت اندوه یا از غایت آروزست۶۱
احمد فیومی در کتاب مصباح المنیر می‌نویسد: در معنای طرب این بیانها آمده است.
الف: مجرد خوشحالی لذت بخش
ب: پیدایش حالتی روحی که انسان بر اثر آن تعادل طبیعی را از دست بدهد
ج: پدید آمدن حالتی که انسان به هیجان و شهوت برانگیخته شود
د: به وجود آمدن حالتی که انسان توازن خودش را از کف بدهد، چه از ناحیه حزن و چه از ناحیه شادی این نظر از آن ابن قتیبه و زمخشری در اساس البلاغه است و شبیه همین مضمون را علامه اسماعیل جوهری در “صحاح اللغه‌” آورده است و گویا شاعر هم از شعر ذیل همین معنا را اراده نموده: آنجا که از پیرمردی سبکی سرزده چنین سرود:”یعنی آیا طرب می‌کنی و حال آنکه تو پیرمردی و روزگار نسبت به انسان حالی به حالی شونده است” اگر منظور از آن تنها حزن و خوشحالی معمولی بود از پیرمرد جای شگفتی نبوده است. ۶۲
ابن منظور مصری در کتاب “لسان العرب” می‌گوید: منظور از تطریب در صوت، زیبا و دلکش ساختن و نیکوکردن آن است، به گونه‌ای که باعث طرب شود و مقصود از طرب طنین آوازی است که نفس را از شدت سرور یا سخنی اندوه تحت تاثیر قرار می‌دهد و بیشتر موارد استعمال آن در شادمانی‌هاست. و این حالت نفسانی نزد آنان “وجد” و یا “شوق” کامل خوانده می‌شود.
جوهری در کتاب “صحاح اللغه ” می‌گوید:
“طرب هیجان روحی است که به واسطه حزن و اندوه یا سرور و شادمانی به انسان دست می‌دهد و تطریب در صدا به معنی کشیدن صدا یا حرکات و زیبا ساختن آن است.۶۳
ابن منظور مصری می‌گوید: تطریب صدا به معنی کش وقوس دادن و زیبا ساختن آن است و تطریب در قرائت به معنای کشیدن صدا با زیروبم و بوجود آوردن ترجیح در آن است.۶۴
جوهری در صحاح اللغه ماده طرب و زمخشری در اساس البلاغه۶۵ و فیروز آبادی در “قاموس المحیط”۶۶ و طریحی در “مجمع‌البحرین”۶۷و احمد فیومی در “مصباح المنیر”۶۸ در تعریف طرب گفته‌اند طرب آن حالت خفت، سبکی و تاثر شدید .و زیادی است که در اثر شادی بسیار و یا اندوه فراوان به انسان دست می‌دهد”
در اینجا جا دارد نکته‌ای را بیان کنیم که منظور از طرب، طرب بالقوه است نه طرب بالفعل زیرا اگر بالفعل باشد، چه بسیار آوازهایی که بنا به دلائلی طرب آور نیستند و حال آنکه بطور یقین در مواردی که به گونه‌ای لهو دارای الفاظ باطل است از مصادیق بارزغناء محسوب می‌شود.
چنانکه مرتضی انصاری می‌گوید: :مراد از مطرب آن است که اجمالاً نسبت به شخص خواننده یا شنونده مطرب باشد. یا آنکه در صورت نبودن مانع، شانیت برای اطراب را داشته باشد مثل مسکرات”۶۹
محقق کرکی می‌نویسد: “هر جا صوتی کشیده شود و در آن غلطاندن صدا باشد بگونه‌ای که اقتضای طرب انگیزی را دارا باشد در این صورت است، غنای لهوی محسوب می‌شود”۷۰
مشهور فقها گفته‌اند: طرب یک نوع خفت و سبکی است که از شدت شادی و سرور و یا از شدت حزن و اندوه برانسان عارض می گردد.
نتیجه‌ای که از مجموع سخنان بزرگان گرفته می‌شود این است که
طرب حالت سبکی خاصی است که ممکن است در اثر گوش کردن به یک قطعه آواز لهوی یا موسیقی سازی مبتذل برانسان عارض گردد: که این حالت خاص نمود ظاهرش این است که شنونده از شخصیت واقعی خود فاصله می‌گیرد و حرکاتی از او سر می‌زند که دون شانش می‌باشد مثل افراد مست که عقل‌شان تعطیل می‌گردد و حساب و کتاب را به کلی از دست می‌دهند. البته اشتباه نشود که این حالت خفت و سبکی از لحاظ عقلی است نه نفسی والا آن حالت نشاط و انبساط روحی که با شنیدن آواز قناری یا تلاوت زیبای قرآن به انسان دست می‌دهد بسیار مفید و ممدوح است.

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان دربارهارزش های دینی، زیبایی مطلق، سلوک عرفانی، زیبایی شناسی

گفتار چهارم: لهو و لعب
می‌گویند لهو و لعب یعنی بازی، آنچه مایه سرگرمی باشد و انسان خود را با آن سرگرم کند و در موسیقی لهوی به آن، نواها و صداها و آوازهایی گفته می‌شود که مناسب مجلس خوش گذرانی و عیاشی است
اهل سنت گفته‌اند”لهو” هر عمل سرگرم کننده‌ای که انسان را از کاری مهم و وظیفه ای واجب باز دارد.
کلمه لعب به معنای بازی نظام داری است که دو طرف بازی به نظام آن آشنایی دارند. مانند الک دولک و نظیر آن که اطفال به منظور رسیدن خیالاتی آن را انجام می‌دهند.۷۱
لعب بروزن “فلس” به معنای بازی است. در اصل از ماده لعاب بروزن غبار به معنای آب دهان است که از لب‌ها سراریز گردد.۷۲
و اینکه بازی را لعب می‌گویند و بخاطر آن است که همانند ریزش لعاب از دهان است که بدون اختیار انجام می‌گیرد.
مرحوم شیخ طبرسی در مجمع‌البیان اینگونه بیان می‌دارد که “لاعب، بر غیر جهت حق می‌رود مثل آب دهان بچه۷۳
لعب آن فعلی است که مقصد صحیحی در آن قصد نشده باشد۷۴

 
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید