بزند از او قصاص می‌کنم.»۳۵۲
۳. حماد بن عثمان می‌گوید که از امام صادق(ع) درباره ادب کردن کودک و مملوک سؤال کردم پس حضرت فرمود: «پنج یا شش ضرب و مراعات نرمی و رفق را بنما.»۳۵۳
۴. از امام باقر(ع/۳۲) نقل شده که پیامبر(ص) فرمود: «برای والی‌ای که ایمان به خدا و روز قیامت دارد، جایز نیست که بیشتر از ده ضرب کسی را بزند مگر درباره حد و درباره ادب مملوک از سه تا پنج ضرب اذن داده شده است.»۳۵۴
در این دسته از روایات ـ بر عکس روایات قبلی که تا مقدار کمتر از حد، جواز ضرب داده شده بود ـ تنها تا مقدار محدودی مانند سه پنج شش و ده ضرب اجازه ضرب داده شده است. روشن است این روایات از مورد روایات قبلی ـ که مربوط به تعزیر کودک و در مورد جرائم دارای حد بود ـ انصراف داشته و عنوان آن با عنوان آنها فرق می‌کند. با توجه به تعابیری که در خود روایات وجود دارد می‌توان پی برد که روایت‌های دسته اول مربوط به تعزیر است و روایات دسته دوم مربوط به تأدیب است. روایات مربوط به تأدیب را عموم فقها پذیرفته و بر طبق آنها فتوا داده‌اند از این‌رو حجیت آنها احراز می‌شود.
۳) تفاوت‌های تعزیر با تأدیب
– تفاوت از جهت کمیت و کیفیت: تأدیب با رفق و نرمی در کیفیت همراه است و نیز کمیت تأدیب حداکثر ده ضرب است اما تعزیر این‌گونه نیست.     
– تفاوت از جهت ضارب و مضروب: تفاوت دیگر این دو در فرد ضارب و مضروب می‌باشد، تأدیب تنها وظیفه ولی و معلم نسبت به کودک، مولا نسبت به عبد و زوج نسبت به زوجه می‌باشد. اما تعزیر با اذن حاکم انجام می‌شود و او می‌تواند نسبت به عموم مردم آن‌را انجام دهد. البته بعضی تعزیر را به‌وسیله ولی نیز جایز می‌دانند و آن‌را مختص به حاکم نمی‌دانند که بحثش در ادامه خواهد آمد.
-« تفاوت از جهت ضمانت و عدم ضمانت: در صورت تعدی و بروز تلف در مورد تعزیر که طبق قول مشهور ضمانت وجود ندارد ولی در تأدیب ضمانت وجود دارد.»۳۵۵
– تفاوت از جهت موارد: موارد تعزیر نسبت به کودکان تنها در مورد جرائم دارای حدود و در مواردی که باعث تضییع حقوق مسلمین است می‌باشد اما موارد تأدیب کودک شامل بقیه اموری است که نسبت به مکلفین واجب و حرام شمرده می‌شود.
۵-۴- موارد تعزیر و تأدیب کودک
۱) موارد تعزیر کودک
– روایت یزید کناسی: در روایت یزید کناسی از امام باقر(ع) درباره کودکی که پدرش برای او زوجه تزویج کرده و قبل از اینکه به بلوغ برسد دخول انجام می‌شود سؤال می‌کند که آیا بر کودک حد جاری می‌شود؟ حضرت می‌فرماید: «اما حدود کاملی که بر انسان بالغ جاری می‌شود نسبت به او انجام نمی‌شود ولی در حدود بر طبق سنش و سن پانزده سالگی به او تازیانه می‌زنند و حدود خداوند در مورد بندگانش از بین نمی‌رود و حقوقی که بین مسلمین وجود دارد نیز از بین نمی‌رود.»۳۵۶
در عبارت «یُجْلَدُ فِی الْحُدُودِ کُلِّهَا عَلَى قَدْرِ مَبْلَغِ سِنِّهِ» دو دلالت قابل توجه وجود دارد:
۱. این عبارت «دلالت بر تعزیر کودک دارد و دلالت بر تأدیب او ندارد به دلیل اینکه اولاًـ ضرب را مقید به خفیف و سبک بودن نکرده است چه اینکه تأدیب، ضربی سبک و خفیف است ولی تعزیر این‌گونه نیست. ثانیاًـ فقهاء در مورد این روایت یعنی زنای کودک حکم به تعزیر داده‌اند نه تأدیب»۳۵۷
۲. مورد تعزیر در عبارت فوق تنها جرایم دارای حد است و شامل دیگر جرایم نمی‌شود. به تعبیر دیگر حدود در این عبارت به معنی خاص آن است و نه به معنی عام آن. دلیل این مطلب عبارت از موارد ذیل می‌باشد:
– امام باقر(ع) در جواب در مورد زنای کودک می‌فرماید: «حدود کاملی که بر انسان بالغ جاری می‌شود نسبت به او انجام نمی‌شود ولی در حدود بر طبق سنش به او تاریانه می‌زنند». از تعبیر «در حدود بر طبق سنش به او تاریانه می‌زنند». با توجه به سیاق معلوم می‌شود که تنها درباره (جرائم دارای) حدود می‌توان به کودک تازیانه زد.
– کلمه حد و حدود دو بار قبل از این نیز در این روایت به کار رفته است که در بار اول و دوم آن به معنای خاص آمده است. بدین جهت بسیار بعید است که در بار سوم به معنی عام باشد.
– معنای عام حد خلاف اصل و ظاهر است و حمل معنی بر آن نیاز به دلیل دارد.
ظاهراً از تعلیلی که در جملات آخر روایت کناسی وارد شده بود به اینکه «حقوقی که بین مسلمین وجود دارد از بین نمی‌رود»، استفاده می‌شود که تعزیر کودک هر جایی که موجب تضییع حقوق مسلمین شود نیز جایز است.
– «روایات حلبی: در روایت حلبی از امام صادق(ع) نقل می‌کند در کتاب علی(ع) آمده که در مورد حدود، حضرت با (تمام) تازیانه و با نصف آن و با بعضی از آن می‌زد و وقتی نزد امیرالمؤمنین(ع) پسر بچه و دختر بچه نابالغی می‌آوردند حضرت حدی از حدود الهی را تعطیل نمی‌کرد. راوی پرسید: چگونه حضرت آنها را می‌زد؟ امام(ع) فرمود: حضرت تازیانه را از وسط یا از ثلث آن می‌گرفت سپس به اندازه سن و سالشان آنها را می‌زد و حضرت حدی از حدود الهی را تعطیل نمی‌کرد.»۳۵۸
از نظر دلالت نیز اینکه در روایت آمده است «در مورد حدود، حضرت با (تمام) تازیانه و با نصف آن و با بعضی از آن می‌زد»، دلالت بر این دارد که حضرت در مورد حدود، فرد نابالغ را مجازات می‌نمود. اینکه حضرت به عنوان حاکم عهده‌دار این امر می‌شود نشان می‌دهد که موضوع مسئله تعزیر است نه تأدیب.
بر اساس این دو روایت در مواردی که نسبت به آنها برای مکلّفین حد جاری می‌شود و در مواردی که باعث تضییع حقوق مسلمین می‌شود کودک تعزیر می‌شود اما در غیر این دو مورد (از جمله در مواردی که نسبت به آنها برای مکلّفین تعزیر جاری می‌شود) نمی‌توان کودک را تعزیر کرد زیرا در غیر از این دو مورد نص یا تصریحی وجود ندارد و عنوان اولیه تنبیه کودک یعنی حرمت استصحاب می‌شود.
۲) موارد تأدیب کودک
در ابتدای روایت اسحاق (که قبلا ذکر شد) این‌گونه وارد شده است: «رُبَّمَا ضَرَبْتُ الْغُلَامَ فِی بَعْضِ مَا یَحْرُمُ». این تعبیر می‌رساند که تنها در اموری که نسبت به مکلّفین حرام است می‌توان کودک را تأدیب نمود.
اما در روایات دیگرِ تأدیب این قید وجود ندارد و در آنها فقط درباره مقدار و کیفیت ضرب سخن به میان آمده و موارد تأدیب در آنها ذکر نشده است و از این جهت این روایات اجمال دارد.
با وجود شک در موارد تأدیب با توجه به عنوان اولیه باید به قدر متیقن آن اکتفاء نمود و قدر متیقن از موارد تأدیب اموری است که نسبت به مکلّفین معصیت به حساب می‌آید. بنابراین ـ طبق عنوان اولیه ـ تأدیب تنها در مواردی که نسبت به مکلّفین معصیت به حساب می‌آید جایز است و در بقیه موارد جایز نیست.
۵-۵- ولایت بر تعزیر و تأدیب کودک
۱) تعزیر کودک توسط ولی
حاکم اسلامی بر عموم مسلمین ولایت دارد و فقهاء اجماع دارند که حاکم می‌تواند حدود و تعزیرات را اجراء کند ولی آیا ولی کودک نیز می‌تواند عهده‌دار تعزیر گردیده و به جای حاکم فرزندش را تعزیر کند یا اینکه تعزیر تنها به دست حاکم است؟
– نظریه اول: این نظریه که متعلق به شیخ طوسی ، محقّق حلی ، شهید اول و عمیدى‏ می‌باشد اینست که ولی کودک می‌تواند به جای حاکم، عهده‌دار اجرای حد شود. دلیل اصلی این نظریه ظاهراً روایت اسحاق بن عمار است که این روایت قبلا ذکر شد. عبارت «ای اسحاق اگر می‌دانی که نسبت به جرمی که انجام داده، حد بر او جاری می‌شود پس حد را بر او جاری کن» در این روایت مدعای این قول را اثبات می‌کند.
– نظریه دوم: ابن ادریس ، سلار ، شهید ثانی ، محقّق کرکی) و صاحب جواهر معتقدند که غیر فقیه نمی‌تواند بر روی فرزند و اهل خود اجرای حد نماید.
 دلیل اصلی این نظریه روایت حفص است. در این روایت حفص از امام صادق(ع) می‌پرسد اقامه حد بر عهده کیست حاکم یا قاضی؟ و امام(ع) می‌فرماید: «اقامه حدود بر عهده کسی است که حکم به دست اوست».۳۵۹
در این روایت پیش‌فرض راوی این بوده که افرادی مانند ولی اجازه اجرای حد را ندارند و از آن جهت که امام(ع) نسبت به این پیش‌فرض تقریر نموده از این رو خود این پیش‌فرض حجت می‌باشد.
اما باید گفت که در این روایت تعبیر حد به کار رفته و بحث ما در مورد تعزیر است. در نتیجه با این روایت نمی‌توان اثبات نمود که تعزیر نیز تنها به دست حاکم یا قاضی است و ولی نمی‌تواند آن‌را اجراء نماید بلکه در مورد تعزیر باید با توجه به روایت اسحاق، حکم به جواز تعزیر توسط ولی نمود.
۲)افراد مجاز به تأدیب
– پدر: شکی نیست که پدر که ولی کودک است می‌تواند فرزند خود را تأدیب نماید زیرا قدر متیقن از روایات تأدیب این است که پدر این اجازه را دارد که فرزندش را تأدیب کند.
– معلم: بر طبق روایت سکونی که قبلا ذکر شد معلم نیز می‌تواند کودک متعلمش را تأدیب کند.
– وصی: در صورتی که پدر کودکی از دنیا برود وصی نیز می‌تواند تأدیب را انجام دهد. مستند این جواز روایت غیاث بن ابراهیم از امام صادق(ع) است که حضرت می‌فرماید که امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «یتیم را در مورد آنچه که فرزندت را می‌زنی بزن». این روایت از نظر سند صحیحه است. بنابراین به‌وسیله آن می‌توان حکم به جواز تأدیب توسط وصی داد.
۳)افراد غیرمجاز به تأدیب کودک
هیچ فردی غیر از افراد مجاز که در بالا ذکر شد حق تأدیب کودک را ندارد. البته افرادی هستند که اجازه تأدیب ندارند ولی به هر حال در مورد آنها محل تأمل وجود دارد که به بررسی آنها پرداخته می‌شود.
– حاکم: با توجه به موارد تعزیر و تأدیب روشن است که حاکم ولایت در تعزیر کودک دارد اما در تأدیب کودک بعید است که بتوان گفت اولاً و بالذات حاکم ولایت دارد زیرا دیده نشده که هیچ فقیهی مثلاً در صورتی که کودکی دروغ بگوید و یا در صورتی که کودک نمازش را ترک کند حکم به جواز تأدیب توسط حاکم دهد چه اینکه برخی از این موارد در مورد افراد مکلف نیز محل تأمل است چه برسد به کودکی که غیرمکلف است. البته در صورتی که ولی شکایت فرزندش مثلاً در مورد ترک نماز را نزد حاکم ببرد حاکم می‌تواند از آن جهت که مفسده اتفاق نیفتد کودک را مورد ضرب قرار دهد.
-جد پدری: به‌نظر می‌رسد که جد پدری با اینکه در اموال نکاح و مانند آنها ولایت دارد اما نمی‌تواند کودک را تأدیب کند زیرا به ولایت او در این مورد تصریح نشده است و در این مورد شک می‌کنیم و با وجود شک در مورد آن به عنوان اولیه که حرمت است بر می‌گردیم.
– مادر: مادر نیز همانند جد پدری نمی‌تواند کودک را تأدیب کند زیرا دلیل به خصوصی در مورد او وارد نشده است و با وجود شک در ولایت او عنوان اولیه یعنی حرمت جاری می‌شود.
۵-۶- حکم تعزیر و تأدیب کودک
۱) حکم تعزیر کودک
حکم تعزیر کودک، وجوب می‌باشد. دلایل این امر عبارتند از:
۱. در روایت کناسی درباره تعزیر کودک در جرائم دارای حد، تعبیر «یجلد» به کار رفته است. در ادله خاص نیز در مورد سرقت کودک تعابیری مانند یُعَزَّر، عُزِّربه کار رفته

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد با موضوعشهر شیراز، رطوبت نسبی، استان فارس، درجه حرارت
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید