پایان نامه تغییرات تکنولوژی

0 Comments

1- آشنایی با وضعیت ذهنیت فلسفی مدیران مدارس متوسطه استان سمنان
2- آشنایی با رابطه بین ذهنیت فلسفی مدیران و میزان استفاده آنها از استراتژی ساختاری در جهت بهبود سازمانی
3- آشنایی با رابطه بین ذهنیت فلسفی مدیران و میزان استفاده آنها از استراتژی تکنولوژی در جهت بهبود سازمانی
4- آشنایی با رابطه بین ذهنیت فلسفی مدیران و میزان استفاده آنها از استراتژی وظیفه ای در جهت بهبود سازمانی
5- آشنایی با رابطه بین ذهنیت فلسفی مدیران و میزان استفاده آنها از استراتژی رفتاری در جهت بهبود سازمانی

1-5 سئوالات تحقیق :
سئوال اصلی:
چه رابطه ای بین ذهنیت فلسفی مدیران با بهبود سازمانی در مدارس متوسطه استان سمنان وجوددارد؟
سئوالات ویژه :

1-وضعیت ذهنیت فلسفی مدیران مدارس متوسطه استان سمنان در هر یک از ابعاد جامعیت, تعمق وانعطاف پذیری چگونه است ؟
2- مدیران برای بهبود سازمانی بیشتر از چه استراتژیهایی استفاده می کنند؟
3- چه رابطه ای بین ذهنیت فلسفی مدیران و استفاده آنها از استراتژی ساختاری وجود دارد ؟
4- چه رابطه ای بین ذهنیت فلسفی مدیران و استفاده آنها از استراتژی تکنولوژی وجود دارد ؟
5- چه رابطه ای بین ذهنیت فلسفی مدیران و استفاده آنها از استراتژی وظیفه ای وجوددارد ؟
6- چه رابطه ای بین ذهنیت فلسفی مدیران و استفاده آنها از استراتژی رفتاری وجوددارد ؟

1-6 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها :
1-6-1 تعریف نظری:
ذهنیت فلسفی : ذهنیت فلسفی نوعی قدرت انتظام یا حالت ذاتی و نمایی از رفتار است .ذهنیت فلسفی را توانائی ها و ویژگی های ذهن می دانند که فرد را در تفکر صحیح کمک می نماید و او را به قضاوتهای صحیح داشتن عادت می دهد(اسمیت, ترجمه بهرنگی , 1382, صص71-70)
ابعاد ذهنیت فلسفی:
الف )جامعیت : به معنای نگریستن به موارد خاص در ارتباط با زمینه ای وسیع,ارتباط دادن مسائل آنی به هدفهای درازمدت,بکاربردن قوه تعمیم و شکیبایی در تفکرات عمیق نظری است. (منبع پیشین, صص71-70 )
ب)تعمق : به معنای زیر سوال بردن آنچه مسلم یا بدیهی تلقی می شود.کشف و تدوین بنیادها,کاربرد حساسیت برای اموری که دارای معانی ضمنی و رابطه ای هستند ,مبتنی کردن انتظارات بر جریان فرضیه استنتاجی-قیاسی (منبع پیشین, صص71-70 )
ج)انعطاف پذیری : به معنای رها شدن از جمود روانشناختی,ارزشیابی افکار و نظریات جدا از منابع آنها,دیدن مسائل یا جهات متعدد آن و ایجاد جانشینهایی برای فرضیه ها,جنبه های مورد نظر,انتظارات و شکیبایی در قضاوت موقت ومشروط (منبع پیشین, صص71-70 )
بهبود سازمانی : بهبود سازمانی تغییرات برنامه ریزی شده است که به صورت منظم و سیستماتیک به اجرا درمی آید.بهبود سازمانی در برگیرنده مجموعه روشهایی است که بدان وسیله سازمان دستخوش تغییرمی گردد و با توجه به شرایط و موقعیت, سازمان به شیوه های زیرعمل می کند.تغییر بصورت فراگیر در کل سازمان, در کل ساختار و در سیستمهای اجرایی به عمل می آید, گروههایی تشکیل جلسه می دهند و در مورد ایجاد تغییربه بحث میپردازند.با توجه به عوامل خارجی سازمان واکنش مناسب از خود نشان می دهد و می کوشد تا اثربخشی خود را افزایش دهد و وضع کارکنان بهبود یابد.(رابینز,ترجمه پارساییان ,اعرابی, 1386,ص414)
استراتژی های ساختاری:
درسطح خرد استراتژی های تغییر ساختار بیشتر متوجه تغییر و تعدیل سازماندهی تخصص ها,نحوه ارتباطات,وابستگیهای وظیفه ای میان افراد و گروه ها,مشارکت در تصمیم گیری ,روند سرپرستی و نظارت و…است.استراتژی ساختاری در این سطح عموما به خاطر تغییرات تکنولوژی و یا رفتاری و بعنوان یک استراتژی تکمیلی یا زمینه ساز بکار گرفته می شود. (زمردیان ,1386,صص118-112)
استراتژی های تکنولوژی
در دنیای امروزی تحول تکنولوژی در زمره اجتناب ناپذیرترین تغییرهای سازمانی به حساب می آید.در موارد زیادی ادامه زندگی سازمانی بستگی زیادی به جذب, پذیرش وبهره گیری از تکنولوژی نوین دارد چرا که در غیر این صورت دستیابی به بازدهی,نوآوری و ایجاد اهرم رقابتی بسیار دشوار و حتی غیرممکن خواهد بود.بهره گیری از استراتژیهای تغییرتکنولوژی برای آن دسته از سازمانها که سرشت وظیفه آنها رابطه نزدیکی با کاربرد تکنولوژی دارد و صنایع و خدمات تکنولوژی پرآوازه دارند,یک روند دائمی و مستمربه شمارمی رود.تغییرات تکنولوژی در بیشتر موارد تغییرات وظیفه ای و ساختاری و به ویژه تغییرات رفتاری را به دنبال می آورد. (زمردیان ,1386,صص118-112)
استراتژی وظیفه ای
استراتژی های وظیفه ای در سطح خرد,بیشتر ناظر به طراحی,تغییر و تعدیل محتوا و سرشت شغلهاست.این کار,گاهی به شکل فردی (یک شغل یگانه) و گاه نیز به شکل تغییر در گروهی از شغلها و یا وظیفه گروهی انجام می پذیرد.در سطح خرد هدف استراتژیهای وظیفه ای بیشتر در سمت جذب کردن شغل و وظیفه برای شاغل از یک سو و ثمربخش کردن نتایج شغل برای سازمان از سوی دیگراست.در واقع این استراتژی ها در پی دستیابی به سازگاری میان شغل وشاغل و یا جورکردن شغل با شاغل هستند. (زمردیان ,1386,صص118-112)
استراتژی های رفتاری
بی تردید هیچ کدام از استراتژیهای تحول به اندازه استراتژی های رفتاری بر پیروزی و یا شکست برنامه های مربوط به تغییر اثر نمی گذارند.این استراتژی ها در برگیرنده پیچیده ترین و در عین حال حساسترین فنون و روش های مدیریت تحول اند. استراتژیهای رفتاری بیش از هر یک ازاستراتژیهای چهارگانه به سطح خرد نزدیک ترند,چرا که آماج آنان,انسان و ارتباط وی با دیگر زیر سیستمهای سازمان چه به شکل انفرادی و یا گروهی است .هدف اساسی استراتژی های تغییر رفتاری تاکید بر سطح مهارتها,طرزتلقی, رفتار شغلی و اجتماعی و از همه مهمتر تغییر و تعدیل سیستم ارزشها و هنجارهای فردی و گروهی است. (زمردیان, 1386,صص118-112)
1-6-2 تعاریف عملیاتی متغیرها
ذهنیت فلسفی : عبارتست از قدرت تفکر مدیر که شامل سه بعد جامعیت,تعمق و انعطاف پذیری می باشد و از نمره ای که پاسخ دهندگان به پرسشنامه از امتیاز کل دریافت می نمایند به دست می آید و چنانچه بالاتر از میانگین فرضی باشد نشان دهنده برخورداری مدیران از ذهنیت فلسفی می باشد.
الف )جامعیت : مقصود از این بعد,جامعیت تفکر مدیر در تهیه و تنظیم برنامه های آموزشی و تربیتی در راستای هدف کلی تعلیم و تربیت و اهداف سازمان مدرسه,در نظر گرفتن تمامی اجزا و عناصر آموزشی در کنار یکدیگر و سعی و اهتمام در حل مسایل مدرسه همراه با شکیبایی می باشد.در پرسشنامه 16سوال برای سنجش این بعد طراحی گردیده است. چناچه نمره بدست آمده از این سوال بالاتر از میانگین فرضی باشد نشان دهنده برخورداری مدیران از این بعد ذهنیت فلسفی می باشد.
ب)تعمق : جدا شدن از روش های سنتی کار و بکار بردن راهکارهای جدید برای حل مسایل, اقدام به نوآوری و ایجاد و تقویت روحیه ابتکار و خلاقیت و اقدام به ایجاد و سازماندهی تشکیلات و ترتیباتی برای اجرای امورمی باشد . در پرسشنامه 15سوال بر ای سنجش این بعد طراحی شده است و چناچه نمره بدست آمده از این سوال بالاتر از میانگین فرضی باشد, نشان دهنده برخورداری مدیران از این بعد ذهنیت فلسفی می باشد.
ج)انعطاف پذیری:منظور از توانایی مدیر در عادت به خلق و مشاهده مسایل و امور بدیع و بی سابقه, توانایی در مواجهه با مسایل غیر قابل پیش بینی و اینکه مدیر در ارزشیابی تمامی مسایل و امور مدرسه از امور کارکنان تا دانش اموزان و خانواده ها مسایل را با دید وسیع و همه جانبه در نظر گیرد و از ارزشیابی صرفا بر اساس منابع اطلاعات پرهیزنماید.و پیشداوری ننماید. در پرسشنامه 14سوال برای سنجش این بعد طراحی گردیده است. چناچه نمره بدست امده از این سوال بالاتر از میانگین فرضی باشد, نشان دهنده برخورداری مدیران از این بعد ذهنیت فلسفی می باشد
بهبود سازمانی: شامل کلیه فعالیتهای مدیران در بهبود و ارتقاء سطح کیفی و کمی آموزشگاه هایشان می باشد که از روش های مختلف (تجدید نظر در عملکرد کارکنان,تغییر در نظام های ارزشی, مقررات و دستورالعمل ها وغیره ) اجرامی گردد و از نمره ای که پاسخ دهندگان به پرسشنامه از امتیاز کل دریافت می نمایند به دست می آید و چنانچه بالاتر از میانگین فرضی باشد نشان دهنده استفاده مدیران از انواع استراتژی های تغییر می باشد.

استراتژی های ساختاری:منظور از استراتژی های ساختاری در سطح خرد, استراتژیهای تغییر ساختار شامل تغییر و تعدیل سازماندهی تخصص ها,نحوه ارتباطات,وابستگیهای وظیفه ای میان افراد و گروه ها,مشارکت در تصمیم گیری, روند سرپرستی و نظارت و…است.از انجا که نظام آموزشی کشورما بسیار متمرکزاست و مدیران واحدهای آموزشی در تنظیم اهداف و برنامه های کلی نقشی ندارند, بنابراین استراتژی ساختاری در این سطح عموما به خاطر تغییرات تکنولوژی و یا رفتاری و بعنوان یک استراتژی تکمیلی یا زمینه ساز بکار گرفته می شود. در پرسشنامه10سوال برای سنجش این بعد بهبود سازمانی طراحی گردیده است.چناچه نمره بدست امده از این سوال بالاتر از میانگین فرضی باشد نشان دهنده استفاده مدیران از این نوع استراتژی میباشد.

استراتژی های تکنولوژی:منظور ازاین استراتژی,توانایی مدیر در بکارگیری از تکنولوژی در محیط کار می باشد که اثرات مثبتی بر بهبود شرایط کار و بهره وری خواهد داشت.در بسیاری از موارد ورود و بکارگیری یک تکنولوژی خاص,یک کار را از ابعاد ماهیت,فرایند,ارزش و….متحول خواهد نمود. در پرسشنامه10سوال برای سنجش این بعد بهبود سازمانی طراحی شده است .چناچه نمره بدست آمده از این سوال بالاتر از میانگین فرضی باشد نشان دهنده استفاده مدیران از این نوع استراتژی می باشد.

استراتژی وظیفه ای: مقصود استفاده مدیر از استراتژی وظیفه ای در محیط مدرسه,شامل ایجاد تغییراتی در برخی وظایف و مسئولیتهاست. گاهی مدیران بنا به ضرورت ناچارند در شرح وظایف برخی مشاغل دخل و تصرف نموده و آنها را در راستای بهبود وضعیت واحدهای آموزشی خود افزایش,کاهش یا تغییر و طراحی مجدد نمایند. در پرسشنامه10سوال برای سنجش این بعد بهبود سازمانی طراحی شده است و چناچه نمره بدست امده از این سوال بالاتر از میانگین فرضی باشد نشان دهنده استفاده مدیران از این نوع استراتژی می باشد.

استراتژی های رفتاری: این استراتژی در محیط کار بر اثربخشی,پیروزی و یا شکست برنامه ها,فعالیتها و اقدامات مدیر تاثیر بسزایی دارد.گاهی ممکنست مدیران برای بازسازی و بهبود وضعیت واحدهای آموزشی خود برنامه هایی را تدوین و تنظیم نمایند اما با مقاومت,ناهماهنگی و کارشکنی کارکنان مواجه گردند. هدف اساسی استراتژیهای تغییر رفتاری تاکید بر بهبود سطح مهارتها,طرزتلقی, رفتار شغلی و اجتماعی و از همه مهمتر تغییر و تعدیل سیستم ارزشها و هنجارهای فردی و گروهی است. در پرسشنامه10سوال برای سنجش این بعد بهبود سازمانی طراحی گردیده است و چناچه نمره بدست امده از این سوال بالاتر از میانگین فرضی باشد نشان دهنده استفاده مدیران از این نوع استراتژی می باشد.

فصل دوم

ادبیات و پیشینه تحقیق

مقدمه
بخش اول :
مبانی نظری مربوط به ذهنیت فلسفی
بخش دوم :
مبانی نظری مربوط به بهبود سازمانی
بخش سوم:
پیشینه تحقیق
بخش چهارم :
جمع بندی وچارچوب نظری تحقیق

مقدمه :
در این فصل ابتدا ماهیت فلسفه,تعاریف,دیدگاه های متعدد و نظریات عمده فلسفی, سپس موضوع ذهنیت فلسفی به عنوان متغیر مستقل تحقیق مورد بررسی قرار گرفته و مبانی نظری و ابعاد آن از دیدگاه صاحبنظران متعدد به دقت تشریح و مقایسه گردیده است .در بخش دوم فصل مبانی نظری,دیدگاه های عمده و الگوهای متعدد در مورد تغییر سازمانی مطرح و مورد نقد و بررسی قرار گرفته است .دربخش سوم فصل, تعاریف و توضیحات پدیده بهبود سازمانی که نتیجه و پیامد مثبت تغییر و تحولات برنامه ریزی شده,محسوب می گردد به عنوان متغیر وابسته تحقیق آورده و بحث گردیده است . در بخش بعدی تحقیقات انجام گرفته در داخل و خارج به عنوان پیشینه تحقیق و در بخش پایانی از مجموعه فصل جمع بندی صورت گرفته و چارچوب نظری آورده شده است .

2-1مبانی نظری مربوط به ذهنیت فلسفی
2-1-1تعاریف ومفاهیم فلسفه
کمتر واژه ای در طول تاریخ بشر در میان علوم و معارف بشری,به سرنوشت لفظ فلسفه دچار گردیده و برای آن تعریفهای ضد و نقیض و احیانا پرت و بی معنی بیان شده است.فلسفه در یونان باستان دارای حد و مرز مشخصی بود و پس از انتقال به مراکز علمی اسلامی کاملا مرز خود را نسبت به سایر دانشها حفظ نموده و هیچگاه اجازه نداد که دیگران درقلمرو آن وارد شوند.چنانچه خود نیز مرز شکنی نکرده و در قلمرو دانشهای دیگر وارد نشد.
تعریفهای گوناگون برای فلسفه بیان کرده اند که همگی تقریبا هدف واحدی را تعقیب کرده و اختلاف آن در لفظ بوده است .مثلا گاهی آن را به :
خروج النفس الی کمالها الممکن فی جانبی العلم ما لعمل ((حرکت نفس به سوی کمال ممکن آن از چارچوب علم و عمل ))تعریف نموده اند واز این طریق خواسته اند علم منطق را نیز جزء فلسفه قلمداد نمایند.ولی گروهی که مسائل منطقی را ازمسائل فلسفه جدا داشته اند,آن را به طرز زیر تعریف نموده اند:((العلم بالحوال اعیان الموجودات علی ماهی علیه فی نفسه الامر بقدر الطاقه البشر))یعنی آگاهی به حالات وجودی موجودات بر اساس آنچه که در حقیقت ماهیت آنهاست به اندازه درک بشر.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مرحوم صدرالمتالهین برای فلسفه تعریف دیگری بیان نموده اند:((ان الفلسفه استکمال النفس الانسانیه بمعرفته حقایق الموجودات علی ماهی علیها و الحکم بوجودها تحقیقا باالبراهین الااخذ بالظن و تلقید بقدرالوسع الانسانی. وان شئت قلت :نظم العالم نظما,عقلیاعلی حسب الطاقه البشریه لیحصل التشبه بالباری تعالی )) (اسفار,ج1,ص20)
ریچاردپاپکین و اروم استرول در کتاب کلیات فلسفه,پس ازتوضیح کلمه فلسفه و کار آن چنین نتیجه میگیرد که :((اگرکسی بپرسد مقصود اصلی ازاین جستجوی نظام منطقی و عقلی عقاید چیست و چه امری جویای تبیینات خرسند کننده عقل است ؟ شاید پاسخ این باشد که فلسفه انسان را به تفکر وامی دارد.
تفکر درباره پایه های اساسی طرح و دید او,شناسایی و عقاید وی,فلسفه آدمی را به جستجو و تحقق دلایل برای آنچه که می پذیرد وعمل می کند و نیزبه تحقیق اهمیت و اعتبار تصورات و افکار و آرمانها و ایده الهای او برمی انگیزد,به این امید که معتقدات نهایی او,لااقل معتقداتی معقول باشد,اعم از اینکه معتقدات اولیه او و در نتیجه بررسی و نقادی باقی بماند یا دگرگون شود.این که این نتیجه آرزو شده وعملا بالاتر از ابا و امتناع انسان از مطالعه و تحقیق در این مساله است خود مساله ای فلسفی است .
حال آدمی بعد از آنکه دید فلسفه چیست و فلاسفه چه کرده اند,ممکن است بهتر دریابد که این همه اتلاف وقت

]]>

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *