دانلود پایان نامه

دارد که زنان همچنان نتوانسته اند برای خود هویتی مستقل قائل شوند و کهتری و فرودستی آنها احتمالاً موجد این قضیه است. زنان باید با مردی بر علیه مردی بستیزند وگرنه شکست آنها محتوم و قطعی است. نقاب روایت این زنان است. اما نقاب در نهایت فیلمی محافظه کارانه است چرا که بیانگر سرانجام و عاقبت تلخ و دهشتناک آنها در این مبارزه است. همچنین نقاب در نهایت به زنان “توصیه” می کند که به هیچ مردی جز همسرشان اعتماد نکنند و به “سوختن و ساختن” تن دهند. زنان نقاب با پس زدن اندیشه و تفکر “سوختن و ساختن” و خیانت شوهرانشان شکست می خورند و در انتها درمی یابند که پناه بردن به شوهرانشان انتخابی درست و صحیح بوده است.
عشق شاید محوری ترین و بسامدترین سوژه در سینمای ایران باشد. اکثر فیلمهای ایرانی خصوصاً فیلمهای عامه پسند، هر کدام روایتگر یک داستان عاشقانه هستند. این قضیه خصوصاً پس از دفاع مقدس شایع و فراگیر شده است و فیلمسازان و تهیه کنندگان را به این سمت سوق داده است که عشق و عاشقی را دستمای? فیلمهای خود کنند. استقبال مخاطبان نیز بر روی آوردن صنعت سینما به این موضوع دخیـل است. اما عشـقی که در سینـمای ایران روایـت می شود محدود به عشق همسران به یکدیگر، عشق پیش از ازدواج و عشق مردی متأهل به دختری دیگر است. در حقیقت، این سه نوع رابط? عاشقانه پذیرفتنی و مشروع تلقی می شود و می توان در باب آن سخن گفـت و فیلـم ساخت. عشق زنی متأهل به مردی جز همسرش نا اندیشید? سینـمـای ایران است چرا که جامـعه ایران و “مردم با غیرت” آن را نمی پذیـرند و بر نـمی تابند. نقاب به نوعی روایت این نوع رابط? عاشقانه است. در جامعه ای که زنان خصوصاً پس از ازدواج به “عفت” و “پاکدامنی” دعوت می شوند سخن گفتن از عشق زنی متأهل به مردی جز همسرش جرمی بزرگ و گناهی نابخشودنی محسوب می شود. زنان باید حتی در جهنم زندگی زناشویی “عفیف” و “پاکدامن” بمانند و “سوختن و ساختن” را وجهه نظر خود کنند. نقاب راهی دیگر رفته بود و روایتی دیگر کرده بود. در سیاستی که مرد سالاری جزو لاینفک آن است و قوانین مرد سالارانه با سیاست گره خورده است گفتمان فمینیستی گفتمانی اعتراضی است. هرچند نقاب در نهایت فیلمی محافظه کارانه است اما به سبب روایت عشقی ممنوع به بایگانی فیلمهای ممنوعه وارد شد. نقاب، نقاب از یک امکان برای زنان برداشته بود و عشقی ممنوع را طبیعی جلوه داده بود.
فیلمهای ممنوعه
در این قسمت مهمترین فیلمهای ممنوعه سالهای اخیر سینمای ایران، برای تحلیل فرارفتن از خطوط قرمز ایدئولوژی حکومت، انتخاب شدهاند. این فیلمها شامل ده از کیارستمی، دایره و آفساید از جعفر پناهی و سنتوری داریوش مهرجویی است.
دَه
عباس کیارستمی مطرح ترین کارگردان ایرانی در سطح جهان است و برخی او را جزو ده فیلمساز برتر جهان می شناسند. وی در عرصه های بسیاری همچون فیلمنامه نویسی، تدوین، عکاسی، کارگردانی و طراحی صحنه و لباس چهره نمایی کرده و خوش درخشیده است. فیلمنامه های بسیاری از فیلمهای مطرح سینمای ایران به قلم اوست. کیارستمی با تصاحب جوایز معتبر بین المللی و حضور در جشنواره های جهانی توانسته است به اعتبار و حیثیت سینمای ایران بیافزاید. طعم گیلاس (۱۳۷۵) در جشنواره کن نخل طلایی را از آن کیارستمی کرد و بدین ترتیب مهمترین رویداد تاریخ سینمای ایران به وقوع پیوست. دَه (۱۳۸۰) سیزدهمین فیلم بلند کیارستمی است که توانسته است با فرم و ساختار جدید خود، تعریفی جدید از سینما ارائه دهد. همچنین این فیلم تنها فیلم ممنوعه در کارنام? فیلمسازی کیارستمی است.
دَه فیلمی متفاوت از تمام فیلمهایی است که تاکنون دیده ایم. دَه در ده پرده (اپیزود) و تمام ده پرد? آن در درون یک ماشین می گذرد. دوربین دیجیتال تمام ده پرده را در خود ضبط کرده است و بدین ترتیب جایگاهی در هنر سینما برای خود یافته است. دوربین دیجیتال با دو لنز در داشبورد ماشین کار گذاشته شده و کادر فیلم فقط دو صندلی جلوی اتومبیل است. هیچ حرکتی در دوربین نیست و فقط حرکات آدمها ضبط شده است. برخلاف دیگر فیلمهای کیارستمی، فیلم در شهر، و آن هم مدرن ترین شهر ایران یعنی تهران، می گذرد و دوربین هرگز از اتومبیل خارج نمی شود. کیارستمی با دَه توجه ما را به نقش اتومبیل در شهرهای مدرن جلب کرده است. اتومبیل در درون کلان شهرها، فقط وسیله ای برای رفت و آمد و جابجایی نیست بلکه خود فضایی برای گذران زندگی و گفتگوست. اتوبانهای طولانی و ترافیک های سنگین باعث شده که افراد زیادی ساعاتی از شبانه روز خود را در درون اتومبیل بگذرانند و بدین طریق زندگی را تجربه کنند. فیلمهای بسیاری تمام سکانسهای خود را به تصویر خیابان و خانه و زندان و بیمارستان و محیط کار اختصاص داده اند و بدین ترتیب از فضاهای زندگی شهری و مدرن روایت کرده اند. هیچ فیلمی – لااقل تا آنجا که من می دانم – تماماً به اتومبیل اختصاص نیافته و تمام سکانسهای آن در درون این لوکیشن نگذشته است.
اتومبیل در تهران نقشی پر رنگ و برجسته دارد. هر ساله تعداد زیادی اتومبیل در ایران تولید می شود و اتومبیل های زیادی نیز از طریق مرزهای ایران وارد کشور می شوند. از آنجا که اقشار متوسط و بالای جامع? ایران عمدتاً در تهران زندگی می کنند بیشتر این اتومبیل ها به خیابانهای تهران وارد می شوند و مصائب ترافیک را چند چندان می کنند. عمد? مردم پایتخت در زندگی روزمر? خود با اتومبیل سر و کار دارند. تعداد زیادی از آنها خود اتومبیل دارند و مابقی نیز مسافران اتومبیل
های تهران هستند. در روز افراد زیادی ساعتهای زیادی را در اتومبیل می گذرانند. در اینجا قصد آن ندارم که به دلالتهای اجتماعی و نمادین اتومبیل بپردازم و رابط? آدمها را با اتومبیلهایشان به زیر ذره بین نشانه شناسی بگذارم. هدف من درون اتومبیل است. پنج صندلی درون اتومبیل و مساحت ۳ – ۴ متری آن چیزی است که باید به آن پرداخته شود. در تهران به علت ترافیک های سنگین و همچنین مساله آزادیهای اجتماعی اتومبیل فقط وسیله ای نقلیه نیست. اتومبیل در ایران یک “مکان” است با تمام معانی ای که ممکن است به ذهنتان خطور کند. اتومبیل مکانی است که گاهی چندین ساعت شبـانه روز زندگی آدمها در درون آن می گذرد. آدمها در اتومبیل در کنار هم می نشینند و در این مکان از جعب? جادویی تلویزیون نیز خبری نیست. اگر در خانه با هجوم تلویزیون، افراد خانواده از هم جدا شدند و خیره شدن به جعب? رنگین جای گفتگو را گرفت اما اتومبیل همچنان از هجوم این “بنگاه بانگ و رنگ” در امان است. اتومبیل در تهران “مکانی” برای گفتگوست. جوانان که به سبب اقتدار سنت و سیاست از داشتن “مکان” محرومند در درون اتاقک اتومبیل خود می نشینند و دور از چشم های نگران و تهدیدآمیز خانواده و مأموران دولتی با معشوق و معشوق? خود خلوت می کنند. خلوت عاشقانه “نامشروع” که در اتاق خواب خانه و اتاق مجلل هتل و مسافرخانه میسر نیست در فضای کوچک درون اتومبیل به سادگی میسر است. می توان در کوچه – پس کوچه های خلوت شمال تهران با راندن “خلوت عاشقانه” از چشم های پدر و پلیس در امان ماند. در این “مکان” کوچک اما امن، عاشقانه ترین و جنسی ترین سخنان و یا گاهی کردارها جریان دارد. همچنین اتومبیل در اینجا تنها وسیله ای است که می توان به مدد آن فاحشه ها را یافت چرا که آنها فقط در برابر اتومبیل ها ـ آن هم مدلهای بالا ـ پاسخ مثبت می دهند. اتومبیل در تهران نه به سبب طراحی بدنه اش بلکه به علت کارکردش دلالتی جنسی نیز دارد.

مطلب مشابه :  متن کامل پایان نامه سلامت خانواده
 

دیدگاهتان را بنویسید