دانلود پایان نامه

ویژگی در عرصه زندگی او ظاهر می‌شود: 1. نیازهای درونی ذاتی 2. استعداد بی‌کران رشد و تعالی.از بین تعریف‌های ارایه شده، تعریفی که براساس دیدگاه اسلام بیان شده، جامع و کامل می‌باشد؛ زیرا، نیازهای فطری و ذاتی و خواسته‌های اولیه انسان را در نظر گرفته است. ( جعفری لنگرودی،1378،ص 20 و 21 )
بخش نهم – تعریف حقوق بشر اسلامی :
سوال اینجاست که اولا حقوق بشر چیست؟ آیا حقوق بشر شاخه های مختلفی دارد که یکی از شاخه های آن حقوق بشر اسلامی است؟ آیا حقوق بشر اسلامی و غیر اسلامی دارد؟ آیا حقوق بشر امر جهانشمولی است؟ اگر قائل به جهان شمولی حقوق بشر باشیم، می توانیم آن را به اسلامی و غیر اسلامی تقسیم نماییم؟
در تعریف این گزاره با دو مفهوم حقوق و بشر مواجه هستیم. وقتی صحبت از حقوق بشر می شود یعنی مجموعه ای از حق ها که اختصاصا به انسان تعلق دارد. لذا برای درک درست این گزاره هم باید مفهوم حق را به درستی دریابیم و هم با مفهوم و حقیقت انسان آشنا شویم.
وقتی سخن از حق به میان است دو برداشت متفاوت به ذهن متبادر می شود. نخست حق به معنای “حق بودن” و دوم حق به معنای “حق داشتن”. در حوزه حقوق بشر منظور از حق، “حق داشتن” یا امتیازاتی است که مختص انسان است. حقوق بشر در معنای اجتماعی آن به دنبال ارزش گزاری روی انسان ها نیست بنابراین سخنی از «حق بودن» یا نبودن به میان نمی آورد.
وقتی سخن از حقوق بشر یعنی مجموعه ای از حق های انسانی به میان است، در واقع با عبارت و مفهوم کلی مواجه هستیم که برای شناسایی این حقوق در قدم اول می باید این حقوق را احصا، در قدم بعد به آنها احترام گذاشته و آنها را رعایت نماییم. برای برداشتن قدم اول باید بتوانیم حق های انسانی را برشماریم، باید یک مبنای مشخص برای شناسایی این حقوق بیابیم. بیان ملاک برای دریافت مصادیق حقوق بشر منازعه ای تاریخی میان دو مکتب اصلی در حقوق یعنی مکتب حقوق طبیعی و مکتب حقوق وضعی می باشد.
اراده و توافق انسان و به تبع آن وضع قانون، مطابق هست های جامعه، ملاکی است که از سوی طرفداران مکتب حقوق موضوعه مطرح می شود. این دیدگاه، نگاه حاکم بر نظام حقوقی غرب و حقوق بشر معاصر می باشد.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اما در جبهه مقابل این نظر، مکتب حقوق طبیعی قرار دارد. مکتب حقوق طبیعی همانطور که از عنوانش بر می آید قائل به یافتن حقوق انسان از طبیعت و ذات اوست. در واقع مکتب حقوق وضعی، معتقد به وضع و ایجاد حق برای انسان مطابق خواسته های اوست، لکن مکتب حقوق طبیعی، حقوق انسان را مستتر در طبیعت او می داند که باید آن را کشف و تبدیل به هنجار نمود. نگاه اسلام به دیدگاه مکتب حقوق طبیعی بسیار نزدیک است.
از نظر اسلام هر حق طبیعی برخواسته از یک قانون طبیعی است که در درون انسان حاکم است. این قوانین طبیعی همان استعدادها و نیازهای طبیعی و لایتغیر انسان است. به عبارت دیگر، حکمت خالق هستی ایجاب می کند، هر استعداد و نیاز طبیعی که در نهان انسان نهاده است، پاسخ مناسبی در عالم واقع برای آن در نظر گرفته شده باشد که همین امر منشا یک حق طبیعی برای انسان خواهد بود. پس مبنای هر حق طبیعی یک استعداد طبیعی در طبیعت و سرشت انسان است..
بر این اساس حقوق بشر یا حقوق انسان، حقوقی است که برخواسته از سرشت و طبیعت اوست.
نکته بسیار مهم آنکه از نظر اسلام همه انسان ها با سرشت یکسان آفریده شده اند. بنابراین از نظر اسلام حقوق بشر یعنی، حقوقی که برخواسته از طبیعت و استعدادهای طبیعی انسان بوده و این در همه انسان ها بواسطه سرشت واحد یکسان است. لذا حقوق بشر برای مسلمان، مسیحی و کلیمی، سیاه و سفید، ضعیف و قوی و با هر ملیت و قومیتی یکسان می باشد.( علامه جعفری،1390)
با این توضیحات حقوق بشر امر واحدی است که نمی توان آن را منتسب به جریان، گرایش و یا تفکر خاص دانست، بلکه در هر نقطه که انسان وجود دارد این حقوق برای او متصور خواهد بود. بنابراین، حقوق بشر اسلامی و غیر اسلامی یا حقوق بشر غربی و شرقی واقعیت نخواهد داشت و حقوق بشر فقط و فقط حقوق بشر خواهد بود. لذا “حقوق بشر اسلامی” مصطلح غلطی است که در ادبیات حقوقی ما رایج شده است و شاید با استفاده از عبارت “حقوق بشر در اسلام” این نقیصه جبران و مقصود واضح تر منتقل شود.
مقصود از حقوق بشر در اسلام ، قرائت اسلام از حقوق بشر است نه حقوق بشری که اسلام تعریف و وضع می کند. اگر کمی دقیق تر به موضوع بنگریم در می یابیم که نه تنها حقوق بشر زائیده اسلام و یا هرعقیده و تفکر دیگری نیست، بلکه به عبارت دقیق تر آنجا که در بیان مصادیق حقوق بشر، حق بر آزادی عقیده و مذهب مطرح می شود، اسلام خود به عنوان یکی از حقوق انسانی تلقی می شود.
در مجموع ، حقوق بشر، حقوقی بر خواسته از حقیقت انسانی و سرشت طبیعی اوست که با هدف حفظ کرامت انسان و تامین نیازهای طبیعی و شکوفایی استعدادهای ذاتی او در نهان او تعریف شده است و نهادهای مختلف حقوق بشری با کشف و هنجارسازی این قوانین و حقوق طبیعی می باید در جهت گسترش آن قدم بردارند.
تعریف حقوق بشر از دیدگاه دین :
« حقوق بشر ، حقوق بنیادین و پایه ایی است که هر انسان از آن جهت که انسان است ، فارغ از رنگ ، نژاد ، زبان ، ملیت ، جغرافیا و اوضاع و احوال متغیر اجتماعی یا میزان قابلیت و صلاحیت ممتاز و فردی و هر عنوان عارضی دیگر بر او ، از خداوند دریافت کرده است».(باقرزاده ، محمدرضا ،1385،دیدگاه مقایسه ایی میان اعلامیه جهانی و اسلام،سایت http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=17549 بروزرسانی یکشنبه 15 شهریور 1394)
گفتار اول – بررسی حقوق جهانی بشر در عصر ظهور اسلام :
در اواخر قرن ششم میلادی ، با بعثت محمدبن عبدالله ( ص) ، آخرین رسالت الهی در جوامع بشری آغاز شد و با برانگیخته شدن این پیامبر عظیم الشأن از سوی خداوند متعال ، اصول و مبادی کامل ترین برنامه زندگی در عرصه اخلاق ، اقتصاد ، سیاست ، هنر ، مدیریت ، فقه و حقوق و … برای مردم دنیا عرضه شد.(علامه جعفری،1390)
سؤالی قطعی که در این باره مطرح است این است که علت چه بوده که مسلمین ، حقوق بشر اسلامی را تا دوران معاصر در عرصه جوامع عرضه نکردند؟
این که حقوق جهانی بشر اسلامی به طور مدون و منظم تا دوران معاصر عرضه نشده ، دلیل بر عدم وجود این حقوق در مکتب اسلام نیست و حال که دولت ها و جوامع غربی که به فکر تدوین چنین اعلامیه ای ( اعلامیه جهانی حقوق بشر1948) افتاده اند ، فقها و کشورهای اسلامی تأسیس و انتشار چنین اعلامیه ای را در دستور کار خود قرار داده اند.چرا که اگر از سر انصاف و با دقت در تاریخ ، متون و کتب گذشته بنگریم و ادیان الهی را موشکافانه بررسی نمائیم خواهیم یافت که منابع اولیه اسلامی از یک سو و عدالت در همزیستی مسلمانان با دیگر اقوام و ملل که با آن ها در ارتباط بودند از سوی دیگر ، با کمال وضوح اثبات می نماید که مبانی اصلی مکتب اسلام همه مواد حقوق بشری را داشته و با امتیازاتی که بر دیگر مواد حقوق های جهانی دارد ، به نصوص متقن مستند می باشد.اما این که چرا این حقوق تا زمان تدوین اعلامیه حقوق بشر اسلامی از دید ملت ها و کشورها پنهان مانده است از این رو بوده که کشورها . اقوام و ملل گوناگون دنیا ، تا حدی کهامروزه مانند اهالی یک شهر شده اند ، پدیده ای تازه است و هرچه این ارتباط و همبستگی ها زیادتر شود ، بر تکاپوها در تدوین قوانین و حقوق متحد و مشترک افزوده خواهد شد.(علامه جعفری،1390)
از طرفی دیگر وجود حکام و پادشاهان جبار و ستمگر مسلط بر جوامع اسلامی برای ادامه و تشدید سلطه خود از انتشار ، تبلیغ و اجرای حقوق اسلامی واقعی در جوامع خود امتناع می ورزیده اند.در حقیقت دو موضوع بسیار با اهمیت در این خصوص اثبات می شود :
1-برای رشد و تکامل واقعی بشریت ، عامل ماورای طبیعی الهی ضرورت دارد.
2-هم
ه ادیان حقه الهی تجلی گاه متن دین حضرت ابراهیم خلیل الله (ص) هستند.
پس ضروری است همه عناصر فرهنگی و ایده های اقتصادی ، سیاسی ، حقوقی ، اخلاقی ، هنری و تمدن گرایی بشری ، در راه تحقق بخشیدن آرمان های اعلای انسانی دین ابراهیمی باشند که سران صاحب نظر عمده جوامع متمدن امروزی ، او را می شناسند و دین و ملت خود را به او منسوب می دارند بر این اساس ، محتوای مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر از دیدگاه اسلام ، نه تنها نباید با اسلام و جهان شمولی حقوق اسلامی مخالفتی داشته باشد – که امروزه بیان کننده دین فطری ابراهیمی است – بلکه باید موافق همه جانبه آن نیز باشد.
گفتار دوم – ارکان و ملاک های اسلامی حقوق بشر :
از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است، در اجتماع متولد می شود، زندگی می کند و می میرد، دو جنبه مختلف دارد:1-جنبه اجتماعی 2-جنبه فردی
از لحاظ طبیعی، فرد دارای یک سلسله اعضاء و جوارح، قوا، غرایز و تمایلاتی است که مجموعاً تشکیل دهنده شخصیت اوست چون این اعضاء و جوارح، غرایز و تمایلات فطری و تکوینی در تمام بشر یکسانند؛ بنابراین، نوع بشر باید به یک سلسله قوانین مشترک و دائمی عمل نماید تا بتواند به رشد معین برسند، از این رو، جوامع انسانی همواره نیازمند قانونی سودمند است که ناشی از قانون منابع ذاتی و طبیعی انسان باشد و از خلقت و شخصیت انسان سرچشمه بگیرد. روشن است که اطاعت از چنین قانونی که مطابق با فطرت است، واجب می باشد. از آنجا که اعتقاد ما بر این است که اسلام دینی مطابق با فطرت است.
با کاوش در کتب آسمانی پی می بریم که بیش از همه اسلام به این امور پرداخته و تجلی ظهور آن کتاب آسمانی آن یعنی ” قرآن ” است که در آن بیان می دارد که همه انسان ها در حقوق اجتماعی مساوی هستند ( قصص آیه 83 ) و هم چنان که از تساوی در حق حیات و زندگی برخوردار می باشند ( مائده آیه32 ) همان گونه نیز حقوق همگانی همه محترم است و انسان ها نباید برخلاف این حکم عمل کنند. ( شورا آیه42 ).در این رابطه آیات و روایات متعددی وجود دارد.مصادیق قرآنی حقوق انسان حق حیات ، قصاص ، امنیت ، آزادی ، آگاهی (اتمام حجت ) و دیگر حقوق همچون حق استفاده از طبیعت و مواهب آن به عنوان حقی عام (بقره آیه 22 و 29 و اعراف آیه 10 و 32) حق پناهندگی (نساء آیه 100 و انفال آیه 26 و 72) حق تجارت (نساء آیه 32) حق تصمیم گیری (آل عمران آیه 159) حق دادرسی (نساء آیه 58 و 105) حق دفاع مشروع (حج آیه 39 و 40) حق عبادت (علق آیه 9 و 10) حق ازدواج (نساء آیه 3 و 129 و بقره آیات 228 و 230) حق مالکیت (نازعات آیه 33 و عبس آیه 32) حق مسکن (بقره آیه 84) و حق هدایت (لیل آیه 12) و مانند آن از دیگر مصادیق حقوق انسانی زیستی و اجتماعی بشر است که در قرآن به آن پرداخته شده است.
با عنایت به آن‌چه از مفهوم حق و انسان شناسی و تعریف حقوق بشر بیان شد، حال باید قضاوت کرد که آیا با صرف تدوین قرارداد می‌توان برای بشر حقی را مطرح کرد و باید و نباید و تکلیفی متوجه او کرد یا این‌که تعیین این بایدها و نبایدها باید ریشه در آن هست‌ها داشته باشد تا بتوان به آن نام حق بشر را داد؟ و آیا خود انسان این توان را دارد که این هست‌ها را بشناسد و بر اساس آن بایدها و نبایدها و حقوق خویش را تعیین کند؟ یا این‌که هستی آفرین و انسان آفرین است که این صلاحیت را دارد؟ و آیا وی که صالح است این حق و حقوق را تعیین کرده است یا خیر؟
پر واضح است، که تعیین حقوق از منظر اسلام وظیفه صاحب شریعت است و در قرآن کریم و سنت رسول‌صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم حقوق انسانی به صورت مشروح آمده است.پس طرف‌دار و عهده‌دار حقوق بشر فقط قرآن مجید است، که منطق وحی است و جوامع روائی از نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه و بحار و کافی و دیگر اصول و مسندهای اسلامی همه از شؤون و شعوب قرآن‌ بوده و به یک معنی قرآن متنزل‌اند.( حسن زاده،1369).

به عبارت دیگر مسلماً تبیین اصول و طرق تکامل انسان و حقوق وی باید ماوراء‌الطبیعی و الهی باشد و این کار توسط ارسال شرائع مختلف صورت گرفته، متن اصلی همه این شرائع دین ابراهیمی است. «وَ مَنْ أَحْسَنُ دیناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّهَ إِبْراهیمَ حَنیفاً وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهیمَ خَلیلاً»[33] «قُلْ إِنَّنی‏ هَدانی‏ رَبِّی إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ دیناً قِیَماً مِلَّهَ إِبْراهیمَ حَنیفاً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکین»[34] «وَ قالُوا کُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى‏ تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّهَ إِبْراهیمَ حَنیفاً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکین»که قرآن به آن فراخوانده و سزاوارترین افراد و شرائع به دین ابراهیمی که دین حنیف اسلام است، پیامبر ما و پیروان او هستند. امروزه از نظر اسلام و قرآن، دین اسلام شایسته‌ترین دین برای تبیین حقوق انسان است.( داوری ،1389، مفهوم حقوق بشر در تعالیم اسلامی،پژوهشنامه حقوق اسلامی دانشگاه امام صادق ع،31: 87-113)
نظام حقوقی اسلام یک نظام الهی است و مشروعیت قواعد حقوقی آن، اراده تشریعی خداوند است و حقوق اسلام از متن آیین اسلام که پیامبر از طریق وحی و از طرف خداوند برای بشر آورده است، بدست آمده است. این نظام دارای مبانی از جمله خداباوری، پذیرش معاد و فرجام برای بشر، حکمت خداوند و هدفمند بودن آفرینش و وجود رابطه منطقی بین تکوین و تشریع می‌باشد که این مبانی نظری باعث بوجود‌آمدن ویژگی‌ها و امتیازاتی برای این نظام حقوقی شده است که در ادامه به بررسی آن می‌پردازیم.
واقع‌نگری و جامعیت و کامل بودن: تمامی دانشمندانی که نظام‌های حقوقی مختلفی را ایجاد کرده‌اند، همواره بدنبال این بوده‌اند که نظام حقوقی واقع‌نگر و دربردارنده تمامی ابعاد را بوجود آورند. اما بدلیل عدم جهانشناسی و انسانشناسی و عدم آشنا‌بودن آنها با ابعاد وجودی انسان این امر میسر نشده است. اما از آنجا که خداوند قانونگذار واقعی در نظام حقوقی اسلام است و خود با تمام ویژگی‌های مادی و معنوی انسان آگاه است، قوانینی را بوجود آورده که تمامی ابعاد، حالات و شرایط انسان را دربر گیرد و علاوه بر تنظیم روابط حقوقی بین مردم از سایر ابعاد فردی و روحانی نیز غفلت نورزیده است. در نتیجه هیچ زمینه‌ای از رفتار اختیاری فردی و اجتماعی انسان وجود ندارد که اسلام به طور خلاصه و جزئی و یا به صورت قاعده کلی در مورد آن ساکت بوده و حکم آن را مشخص ننموده باشد.
هماهنگی با فطرت انسان: عوامل تشکیل دهنده شخصیت انسان دو نوع هستند. عوامل متغیر مانند آداب و رسوم و فرهنگ اجتماعی و عوامل ثابت مانند غرایز و عواطف انسانی. دسته اول وجه تمایز بین انسان‌ها می‌باشد. اما دسته دوم عاملی مشترک بین همه انسان‌ها می باشد. یک نظام حقوقی نه تنها نباید سرکوب‌کننده عوامل ثابت باشد بلکه باید با آنها هماهنگ هم باشد. چرا که تعدیل و تنظیم آنها در جهت رسیدن انسان به کمال واقعی لازم است. خداوند هم براساس هماهنگی با فطرت انسان، قوانین حقوقی انسان‌ها را در زمینه‌های مشترک از جمله: حق برخورداری همگان از تحصیل علوم، حق ازدواج، کار و … یکسان وضع کرده است.

انسجام و استمرار و ثبات: یکی از دلایل کارآمد بودن یک نظام عدم وجود تناقض در آن است. نظام حقوقی اسلام بدلیل جهان بینی توحیدی و واقع‌نگری و هماهنگی با فطرت انسان هم دارای انسجام درونی(هماهنگی بین خود قوانین) است و هم دارای انسجام بیرونی(هماهنگی با دیگر نظام‌های فردی و اجتماعی) است. این نظام همچنین بدلیل اینکه حقوق اسلامی هماهنگ با فطرت و ساختار وجودی انسان و غرایز و نیازهای دائمی وی وضع شده و در طول تاریخ ثابت است و خداوند عالم و قادر که به مصالح بشر در طول تاریخ آگاه است، قانونگذار آن است و اهداف و مبانی آن ثابت است، دارای جاودانگی می‌باشد و با گذشت زمان منسوخ نمی شود. همچنین با ایجاد دو نوع قاعده باعث شده تا پاسخگوی نیازهایی که براساس پیشرفت و تغییر

 

دیدگاهتان را بنویسید