دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مردان به عنوان قربانی نقض حقوق محسوب نمیگردند. به عنوان مثال، قربانیان فاحشهگری نه مردان بلکه زنان هستند. همچنین است از دست دادن تابعیت به خاطر ازدواج که مخصوص زنان است. به عنوان مثال، کنوانسیون 1957 در مورد تابعیت زنان متاهل که در تاریخ 11 اوت 1958 لازمالاجرا گردیده است؛ کنوانسیون 1952 مربوط به حمایت از زایمان و معاهدهی 1952 حقوق سیاسی زن که در 7 ژوئیه 1954 به اجرا در آمد این دیدگاه را پذیرفته اند. (مهرپرور ،1377،ص79)
دوره‌ی سوم «دورهی عدم تبعیض» است. بدین معنا که از نظر جنسی به زن و مرد بیطرفانه نگاه میشود. هنجارهای این دوره دیدگاهی که زن را به عنوان گروهی مجزا از مردان فرض می کند رد مینماید و معتقد به رفتار مساوی نسبت به زن و مرد است البته اسناد بین المللی که مبین این دیدگاه هستند برخی از موضوعات را خاص زنان می‌دانند ولی تبعیض جنسی یا رفتار براساس استانداردهای مختلف برپایهی جنس را صریحاً رد میکنند. منشور سازمان ملل متحد مثال بارز این نوع اسناد است که به صراحت در مواد 55 و 56 بر این امر تاکید و در مواد 13، 62 و 76 نهادهای مختلفی از جمله شورای اقتصادی و اجتماعی را جهت وصول به این اهداف به وجود می آورد. همچنین اغلب مواد کنوانسیون 1979 محو کلیهی تبعیضات علیه زنان با تأیید دورهی سوم جایگزین دو دیدگاه قبلی گردیدهاند. مثلاً قاچاق زنان و استثمار آنان به عنوان فاحشه در ماده 6 کنوانسیون نهی گردیدهاند. همچنین ماده 9 کنوانسیون متعاهدین را موظف به رفتار مساوی با زن و مرد از نظر اکتساب و تغییر تابعیت کرده است. در بسیاری از معاهدات و اسناد بین المللی دیگر نیز دیدگاه عدم تبعیض دیده می شود. برای مثال اعلامیهی جهانی حقوق بشر، میثاق حقوق مدنی و سیاسی و میثاق حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی (میثاقین)، که هر دو سال 1966 به تصویب رسیده و از سال 1976 لازم الاجرا گردیدهاند و ایران عضو آنها میباشد، همگی بر این امر تاکید دارند. البته باید یادآور شد که کنوانسیون 1979 صریحتر و مفصلتر از سایر اسناد دیدگاه عدم تبعیض را پذیرفته است. این مطلب به طور خاص در مواد 1، 2، 3، 7، 10،11، 16 دیده میشود.(مهرپرور، پیشین،125)
به طور خلاصه باید گفت در حالی که اصولاً نگرانی اساسی در ابتدای قرن بیستم در مورد اموری چون خرید و فروش، اجیر کردن و خود فروشی زنان بود امروزه، گرچه هنوز جامعه جهانی موفق به رفع کامل آنها نشده است. از جمله دلایل تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر آن بود که ملل دنیا ایمان خود را به حق بشر برای بهره‏مندی او از حقوق اساسی و ایمان خود را به مقام و ارزش انسانی و تساوی حقوق زن و مرد اعلام کردند و تصمیم راسخ گرفتند به پیشرفت اجتماعی کمک کنند و محیط آزادی را فراهم آورند که در آن دسترسی به زندگی بهتر امکان‏پذیر باشد. طبعاً کمک به پیشرفت اجتماعی، فراهم‏آوری محیط آزاد و دسترسی به زندگی بهتر، بدون تساوی زن و مرد در همه عرصه‏های اجتماعی و از جمله تساوی در فعالیت‏های اقتصادی میسّر نیست.( پروین، 1378، ص65)
بر پایه اعلامیه جهانی حقوق بشر، زن و مرد آزاد به دنیا آمده و از لحاظ حیثیت و حقوق اجتماعی برابرند و از این رو، نمی‏توان آنان را به بهانه نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده، ثروت و موقعیت، از انتخاب شغل باز داشت. همچنین نباید زنان را به دلیل وضعیت سیاسی، اداری، قضایی و سیاسی کشور و سرزمینی که در آن زندگی می‏کنند و یا به آنان تعلّق دارند، خواه این کشور مستقل باشد یا تحت محدودیت ( مثلاً، تحت استعمار ) از تصدّی مشاغلی که به آن علاقه دارند، منع کرد و یا به مشاغلی که به آن علاقه‏ای ندارند، گمارد. هر زنی حق دارد از زندگی اقتصادی دلخواه، آزادی در انتخاب شغل و امنیت شغلی برخوردار باشد و نمی‏توان او را مجبور کرد که برده شود و حتی نمی‏توان او را در خرید و فروش برده مشارکت داد و البته حق هم ندارد داوطلبانه به داد و ستد برده بپردازد. نباید زنان را تحت شکنجه یا مجازات ظالمانه قرار داد و بر خلاف انسانیّت و شئون بشری، به پذیرفتن شغلی گمارد و آنان را از انتخاب شغل دلخواه محروم کرد؛ باید شخصیت شغلی آنان را که قانون پذیرفته است، به رسمیّت شناخت. زن در برابر قانون، با مرد مساوی است و حق دارد بدون تبعیض و به طور مساوی، برای کسب و حفظ شغل از حمایت قانون برخوردار شود و حق دارد در مقابل هر تبعیضی و علیه هر تحریکی که او را در شرایط مساوی، در رده پایین‏تر شغلی با مرد قرار می‏دهد، حمایت مساوی قانون را مطالبه کند. (گلن، 1378، ص 115)
زنان در برابر اعمالی که حقوق و امتیازات شغلی آنان را مورد تجاوز قرار می‏دهد و آن حقوق و امتیازات در قوانین اساسی یا قوانین دیگر به رسمیّت شناخته شده، حق رجوع به محاکم ملّی مصالحه را دارند. هیچ کس نمی‏تواند زنی را خودسرانه از کاری باز دارد و یا او را به دلیل پرداختن به شغلی حبس کند یا تبعید نماید. زنان حق دارند دعاوی خود را درباره مشاغل خویش، در دادگاهی مستقل، بی‏طرف و منصفانه و به صورت علنی مطرح نمایند. زن می‏تواند در شرایط مساوی، به مشاغل عمومی کشورش دسترسی داشته باشد و مالک قانونی دست‏رنج خود باشد. هیچ‏کس نمی‏تواند او را به دلیل اشتغال به کاری که قانون پذیرفته است، تحت تعقیب یا مجازات قرار دهد. بنابراین، او حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید و شرایط منصفانه و رضایت‏بخشی برای کاری که به آن اشتغال دارد، مطالبه کند. او باید بدون هیچ تبعیض در مقابل کار مساوی، اجرت مساوی دریافت کند. زن در قبال کاری که انجام می‏دهد باید حقوق مکفی و درخور شأن دریافت کند. پیوستن به اتحادیه‏های کارگری و مانند آن، که از حقوق زنان شاغل دفاع می‏کنند، حق قانونی اوست. وی در قبال کار، حق استراحت، فراغت و تفریح دارد و اجازه دارد که از مرخصی‏های ادواری با حقوق استفاده کند. در مواقع بیکاری، مورد حمایت قانون قرار گیرد و از شرایطی آبرومندانه در زندگی برخوردار شود. زنان برای انجام بهینه کاری که برعهده می‏گیرند، حق آموزش دارند و دروازه‏های آموزش باید با شرایط مساوی به روی مرد و زن باز باشد. (گروه نویسندگان، 1380، ص 202)

در نتیجه میتوان گفت با توجه به اینکه سازمان ملل، سال های 1995- 2004 را دهه آموزش حقوق بشر اعلام کرده است و از آن جا که ناآگاهی همه انسانها، به ویژه زنان از این حقوق آنها را از برخورداری کامل از آن حقوق باز میدارد، لذا آگاهسازی عموم، سواد آموزی حقوقی و ارتقای فرهنگ حقوق بشر، توسعه و صلح از طریق هماهنگی و همکاری باگروه های محلی و منطقهای و سازمانهای غیردولتی و نیزرسانه ها در سراسر جهان برای اجرای برنامه هایی در زمینه آموزش حقوق بشر میتوانند مؤثر باشند.
براساس اعلامیهی وین و برنامه عمل کنفرانس جهانی حقوق بشر 25 ژوئن 1993 حقوق بشر زنان و دختربچّهها غیرقابل انکار و قسمت لاینفک و غیرقابل تجزیه حقوق بشر جهانی است. شرکت برابر و کامل زنان در زندگی سیاسی، مدنی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطوح ملّی، منطقهای و جهانی ریشهکن کردن تمام شکلهای تبعیض جنسی از اهداف اولویت دار جامعه بین المللی است.
علی رغم پیشرفتهای نسبتاً خوب در سایر زمینه های مربوط به حقوق بشر، در جهت جلوگیری از سوء استفاده از حقوق زنان متأسفانه کمتر توجه شده است. روزانه تعداد زیادی از جمعیّت جهان صرفاً به خاطر زن بودن هدف شکنجه، گرسنگی، حقارت و حتی قربانی قتل قرار میگیرند. کمتر کشوری در برقراری ارتباط با سایر کشورها به سابقه رفتار طرف مقابل در مورد برخورد با زنان توجه میکند. کمتر سازمان غیردولتی به طور خاص در جهت حقوق زنان تلاش خود را متمرکز کرده است. آمار منتشره از طرف سازمان های حقوق بشری مثل عفو بین الملل نشان میدهد که قبل از تولد، در دوران کودکی و بلوغ جنس مونث چندین برابر بیشتر از مردان قربانی نقض حقوق بنیادین قرار میگیرد. زنان هدف انواع مختلف نقص حقوق مانند زنا، ضرب و جرح پی در پی، کار و ازدواج اجباری، خشونت، شکنجه و حتی مرگ، قرار میگیرند. جامعه حقوق بشری باید از چارچوبی که نرمهای آن توسط جنس مذکر تعیین گردیده خارج شده و بتواند پاسخگوی خشونت بیرحمانه و سیستماتیک علیه زنان در جهان باشد. حقوق زن باید جزء لاینفک حقوق بر محسوب گردد. (مدرس، 1375، ص40)
البته نکته مهم و قابل توجه آن است که در سیر تکاملی حمایت از حقوق زنان میبایست به آداب و سنن ملّی کشورها و نقش اخلاق و مذهب به عنوان عامل تحکیم بخش خانواده و روابط انسانی افراد جامعه مورد توجه خاص قرار بگیرد. از طرفی کشورهای جهان سوم و در حال توسعه با ایجادگروه های منطقهای در برابر موج یک طرفه افکار، عقاید، ارزشها و روابط حقوقی دول صنعتی و پیشرفته با موضعی فعال و منتقد برخورد نمایند. .
همچنین نکته قابل ذکر آن است که به لحاظ محتوایی به برخی از برنامه‌ها و اسناد مختلف اعلامیه جهانی حقوق بشر در رابطه با زنان انتقاداتی از جانب برخی دولت‌ها مطرح است، که مهم‌ترین آن ناظر بر پیگیری حمایت از حقوق زنان در ضمن تأمین ثبات و تقویت بنیان خانواده و تعدیل حقوق و تکالیف زنان و مردان در آن است که این مهم در نگاه نهادهای ملل‌متحد در اغلب موارد مغفول مانده است. (پروین،1378، ص79).

1-2 بررسی مفهوم کودک وتاریخچه حقوق کودک
1-2-1 کودک از دیدگاه اسلام و حقوق ایران
کودکان به عنوان پویاترین طیف جامعه در زمینهی یادگیری ارزشها و هنجارها به شمار میروند. بدین سان، دوران کودکی و البته نوجوانی، بهترین و پربارترین دوران رشد و پرورش استعدادهای انسان در طول زندگی است. از همین رو نهادها و سازمانهای فرهنگی و اجتماعی اعم از داخلی و یا بین المللی میتوانند با فراهم آوردن امکانات و فرصتهای مناسب برای کودکان و نوجوانان، زمینه رشد بهتر آنان را فراهم نمایند.
از همین رو در منشورها و مصوبههای نهادهای داخلی و سازمانهای بین المللی به نکات مهمی درمورد رشد و پرورش کودکان اشاره شده است.
1-2-1-1 کودکی از‌ دیدگاه‌ فقه اسـلامی
در فـقه اسلامی ابتدای دوره بلوغ، پایان دوره کودکی است. یعنی بلوغ مرز بین کودکی و نـوجوانی را مـشخص می‌کند. به تعبیری سن کودکی از ولادت تا بـلوغ‌ اسـت‌ و مـنظور‌ از کودک کسی است که‌ به‌ حد‌ بـلوغ شـرعی نرسیده باشد. بدین جهت به منظور تشخیص سن کودکی از دیدگاه فقه اسلامی بـاید سـن بلوغ را از این‌ نظر‌ مورد‌ بـررسی قـرار دهیم.
1. سـن بـلوغ از دیـدگاه‌ قرآن‌
قرآن کریم سنی را برای بـلوغ تـعیین نکرده ولی به اصل این پدیده در موارد متعددی اشاره نموده است‌ که‌ مـی‌توان‌ بـه سه دسته تقسیم کرد:
الف: بلوغ الحـلم
قرآن کریم در‌ سوره نـور پس از طـرح وظیفه اخلاقی کودکان در زمینه لزوم کـسب اجـازه از والدین قبل از ورود‌ به‌ اتاق‌ خواب آنان می‌فرماید: «وَّ اِذا بَلَغَ الاطْفالُ مِنْکُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتاذِنُوا» (نـور، 59‌) یـعنی هنگامی که کودکان به دوران حـلم مـی‌رسند بـاید به هنگام ورود بـه جـایگاه استراحت پدران‌ و مادران‌ اجـازه‌ بـگیرند. در این آیه تعبیر «بلوغ الحلم» مطرح شده است، «الحلم» به‌ معنی‌ عقل‌ است، بـه ایـن مناسبت که دوران بلوغ با جهش عـقلی و فـکری توأم اسـت.
ب- بـلوغ‌ النـکاح‌
قرآن‌ درباره تکلیف جـامعه درباره یتیمان می‌فرماید: «وَّابْتَلوُا الْیَتامی حَتّی اِذا بَلَغُوا النِّکاحَ فَانْ انَسْتُمْ‌ مِنْهُمْ‌ رُشداً فَادْفَعُوا اِلَیهُم اَمـْوالَهُمْ (نـساء، 6) «یتیمان را مورد آزمایش و امتحان قرار دهـید تـا‌ ایـنکه‌ بـه‌ سـن ازدواج برسند در پسر تـوان تـولید مثل و در دختر توان باروری در صورتی‌ که‌ علایم رشد را دریافتید اموال و داراییهایشان را به ایشان باز دهید.» ایـن آیـه‌ دربـاره‌ بلوغ‌ مالی و زمان اجازه تصرف در اموال اسـت کـه بـر دو مـسأله مـبتنی اسـت: یکی «بلوغ‌ النکاح‌» یعنی رسیدن کودک به سن ازدواج یا داشتن قدرت و توان جنسی و دیگری‌ «ایناس‌ رشد‌» یعنی مشهود بودن کمال عقلانی. تا زمانی که این دو علامت در کـودک پیدا نشود‌ مجاز‌ به‌ تصرف در اموال خویش نیست. (حر‌ عاملی،1370، ج 4، 408).
ج ـ بلوغ اشد
این تعبیر در موارد متعددی‌ از‌ قرآن به کار رفته است از جمله در آیات 152انعام، 22 یوسف، 24 اسراء، 82‌ کهف‌، 5 حج، 13 قصص، 66 نمل و 15 احقاف. اکـنون بـه ذکر و ترجمه برخی‌ از‌ آنها می‌پردازیم: «وَ نِقُّر فیِ الاَرْحامِ ما‌ نَشاءُ‌ اِلی‌ اَجَلٍ مُّسَمّیَ ثُمَ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا‌ اَشُدَّکُمْ‌» (حج، 5) از میان نطفه‌ها آنچه که مشیّت ما تعلق می‌گیرد در رحـمها قـرار‌ می‌دهیم‌ تا به وقت معین طفلی‌ از‌ رحم بیرون‌ آوریم‌ تا‌ زیست کند و به حد بلوغ و کمال‌ برسد. در جای دیگر آمده است «وَلاتَقْرَبوُا مـالَ الْیـَتیمِ اِلّا بِالَّتی هِیَ اَحْسَنُ‌ حَتّی‌ یـَبْلُغَ اَشـُدَّه» (اسراء، 34) «به مال‌ یتیم نزدیک نشوید مگر‌ از‌ طریق صحیح و درست تا زمانی‌ که‌ او به حد رشد و قوت برسد.»
با توجه به مجموع آیات فـوق نـظر‌ قرآن‌ درباره حد بـلوغ بـه شرح‌ زیر‌ قابل‌ برداشت می‌باشد:
1- اصل‌ بلوغ‌ تا حد تکوین شخصیت‌ انسانی‌ انسان از نظر قرآن پذیرفته شده است و انجام برخی تکالیف یا داشتن برخی امتیازات‌ منوط‌ به بلوغ شده اسـت.
2- در قـرآن‌ کریم‌ سن مشخصی‌ به‌ عنوان‌ سن بلوغ ذکر نگردیده‌ است.
3- مسأله بلوغ در قرآن، با تعبیرات مختلف بیان شده است که از مجموع آن‌ استفاده‌ می‌شود. رسیدن کودک به این مرحله‌ امـری‌ واضـح‌ و قابل‌ فـهم‌ برای عموم بوده‌ است‌، به طوری که رسیدن به حد رشد یا سن ازدواج، قوّت و قدرت مفاهیم واضـح و روشن، برای‌ مخاطبین‌ تلقی‌ شده است.
4- قرآن در امر بلوغ هم‌ بـه‌ رشـد‌ جـسمی‌ و هم‌ به‌ رشد روحی و عقلانی توجه نموده است.
2. سن بلوغ از دیدگاه احادیث
از امام صادق در مورد حد بـلوغ ‌ ‌روایـات متعددی وجود دارد از جمله:
روایت اول: قال‌ الصادق(ع): «علی الصبی اذا احتلم الصیام و علی الجاریه اذا حـاضت الصـیام و الخـمار». (حر عاملی،پیشین،ج 4، 401؛ شیخ طوسی،1367ش، ج 4، 326) «وقتی پسر محتلم شد، باید روزه بگیرد و دختر وقتی که حیض شـد‌، روزه‌ و پوشش بر او واجب است.»
روایت دوم: از امام صادق پرسیدند: پسر و دختر چه مـوقع باید نماز را ادا کنند. ایـشان فـرمودند: «اذا اتی علیه ثلاث عشره سنه فان‌ احتلم‌ قبل ذلک فقد وجبت علیه الصلاه و جری علیه القلم و الجاریه مثل ذلک ان اتی لها ثلاث عشره سنه او حاضت قبل ذلک فقد‌ وجبت‌ علیها الصلاه و جری علیها القـلم‌» (حر‌ عاملی، پیشین، ج 1، 45؛ شیخ طوسی، پیشین، ج 2، 380) هرگاه پسر بچه‌ای سیزده ساله شود، یا پیش از سیزده سالگی محتلم شود نماز بر او واجب است و قلم‌ تکلیف‌ بر او جاری می‌شود‌، دختر‌ هم همین‌طور، هرگاه سیزده سـاله شـد، یا پیش از آن حیض شد، نماز بر او واجب می‌شود و قلم تکلیف بر او جاری می‌گردد.
از امام باقر نقل شده است که‌ ایشان‌ فرموده‌اند: «لایصلح لجاریه اذا حاضت الا ان تختمر…»(حر عاملی،پیشین،ج 2، 238). «دختر از هنگامی کـه حـیض شد، نباید بدون پوشش باشد».

مطلب مشابه :  لینک سایت های برگزیده :

 

پاسخی بگذارید