عوامل مرتبط با اعتماد شهروندان تهرانی نسبت به اخبار و برنامه های سیاسی  …

عوامل مرتبط با اعتماد شهروندان تهرانی نسبت به اخبار و برنامه های سیاسی …

پیش از مدرن

مدرن

زمینه عمومی: اهمیت شدید اعتماد محلی

زمینه عمومی: روابط اعتماد مبتنی بر نظام های انتزاعی از جا کنده شده

محیط اعتماد

۱-روابط خویشاوندی به عنوان یک وسیله سازمان دهنده برای برقراری روابط اجتماعی در پهنه زمان و مکان
۲-اجتماع محلی به عنوان مکان سازنده یک محیط آشنا
۳-کیهانشناسی مذهبی به عنوان شیوه های اعتقاد و عملکرد مناسک آمیزی که تفسیری مشیتی از زندگی انسانی و طبیعت به دست می دهند.
۴-سنت به عنوان وسیله ارتباط حال و آینده که در یک زمان برگشت پذیر روی به گذشته دارد.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

۱-روابط شخصی دوستی یا صمیمیت جنسی به عنوان وسیله تثبیت پیوندهای اجتماعی
۲-نظام های انتزاعی به عنوان وسیله تثبیت روابط در راستای پهنههای نامشخص زمانی – مکانی
۳-اندیشه ضد واقعی و آینده گرایانه به عنوان شیوه ارتباط گذشته و حال

محیط مخاطره

۱-تهدیدها و خطرهایی که از طبیعت سرچشمه می گیرند، مانند شیوع بیماری‌های عفونی، اعتماد ناپذیری آب و هوایی، سیل‌ها یا مصایب طبیعی دیگر
۲-تهدیدهای خشونت انسانی ناشی از هجوم ارتش‌های غارتگر، جنگ سالاران محلی، راهزنان یا غارتگران
۳-مخاطره از دست دادن رحمت مذهبی و یا نفوذ جادویی بدخواهان

۱-تهدیدها و خطرهای ناشی از بازاندیشی مدرنیت
۲-تهدید خشونت بشری که از صنعتی شدن جنگ ناشی می شود.
۳-تهدید به معنایی شخصی که از کاربرد بازاندیشی مدرنیت در مورد خود، ناشی می شود.

انواع اعتماد از نظر گیدنز
۱- اعتماد بنیادی[۳۲]
اریکسون ریشه اعتماد را با وثوق و اطمینان، به اشخاص صالح و معتبر مرتبط میشمارد که معمولاً از نخستین تجربه‌های کودک حاصل شده است. در واقع اعتماد بنیادین، حاصل نوعی اجتماعی شدن ناخودآگاه، اعتماد به دنیای عینی و ملموس و همچنین اعتماد به همیشگی بودن دیگران است که از تجربه‌های نخستین مراحل کودکی سرچشمه میگیرد. گیدنز این اعتماد را سرچشمه عمده انواع بینشها
میداند که در همه فرهنگ‌ها از پیش مدرن تا مدرن کاربرد دارد و میگوید: در این اعتماد، فرد یاد میگیرد هم به دیگران اعتماد کند هم به خویش. گیدنز میگوید اعتماد از همان آغاز بر نوعی تجربه دو سویه دلالت میکند. کودک یاد میگیرد که به تداوم و توجه تأمین کنندگانش اتکاء کند؛ ولی در ضمن یاد میگیرد که نیازهایش را به گونهای باید برآورده سازد که تأمین کنندگانش را خرسند سازد. این نوع اعتماد نه تنها به این معناست که «شخص اتکاء به یکنواختی و تداوم تأمین کنندگان خارجیاش را یاد گرفته، بلکه این را نیز یاد گرفته است که می تواند به خودش اعتماد کند». اعتماد به دیگران همراه با شکلگیری نوعی احساس درونی، قابلیت رشد مییابد؛ احساسی که پایه خودشناسی استوار را در دوران بعدی زندگی میسازد
(گیدنز، ۱۱۳:۱۳۷۷).
براساس آنچه گیدنز میگوید میتوان منشأ اعتماد در بزرگسالی و اعتماد متقابل بین شخص و اعتمادهای انتزاعی را در اعتماد بنیادی جستجو کرد. او می گوید آدم‌های بهنجار در اوایل زندگیشان یک مقدار اعتماد اساسی به خوردشان داده میشود که آنها را در برابر دلهرههای وجودی که همه انسان‌ها بالقوه در معرض آنها هستند، حفاظت میکند. عامل این تلقیح شخصیتی است که مواظبت اساسی را در کودکی به عهده دارد، که البته برای بیشتر آدم‌ها این شخصیت همان مادر است (۱۱۲:۱۳۷۷).

برچسب گذاری شده با: , ,