عوامل مرتبط با اعتماد شهروندان تهرانی نسبت به اخبار و برنامه های سیاسی  …

عوامل مرتبط با اعتماد شهروندان تهرانی نسبت به اخبار و برنامه های سیاسی …

در کل میتوان گفت طبق نظر دورکیم در جامعهای که انسجام بالا باشد، اعتماد هم بالاست؛ حال چه جامعه با همبستگی مکانیکی باشد یا همبستگی ارگانیکی، مهم رعایت اصول اخلاقی و احترام به حقوق یکدیگر است که محیط را اعتمادآمیز می کند.
زیمل اعتماد را معادل ایمان[۲۸] میگیرد و آن را وارد بحث مبادله میکند. گیدنز و لو همان نظریه اعتماد زیمل را برای تحلیل اعتماد شخصی و تعمیم یافته به کار برده اند. زیمل می گوید: رابطه اجتماعی مسلط بر جوامع مدرن، مبادله است. مبادله شکل خالص و اصلیترین شکل همه کنشها متقابل انسان‌هایی است که به دنبال منافع خود هستند. یکی از مهمترین شرایط مبادله اعتماد است. بدون اعتماد عمومی افراد نسبت به یکدیگر، جامعه تجزیه میگردد. بنابراین اعتماد یکی از مهمترین نیروهای ترکیبی درون جامعه است. اعتماد شکلی از اعتقاد[۲۹] است که به مثابه وابستگی مطمئن به یک نفر یا یک اصل می باشد. اعتماد یا عدم اعتماد زمانی وجود دارد که یک نفر احتمالات را ارزیابی کند؛ یعنی زمانی که در یک موقعیت نامطمئن یک نفر تصمیم گیرد که به یکی یا چیزی اعتقاد داشته باشد یا نه. افرادی که می دانند به اعتماد نیاز ندارند، از طرف دیگر افرادی که هیچ نمیدانند، نمیتوانند به شکل عقلانی مطمئن باشند. زیمل مینویسد که اعتماد غیر قابل اثبات است و میتواند مبتنی بر شناخت یا عدم شناخت باشد (میزتال، ۶۳:۱۳۸۰).
زیمل معتقد است مبادله به کمک نیروهای مختلفی تقویت میگردد که یکی از این نیروها اعتماد است. توجه او بیشتر به پول به عنوان ابزار مبادله است و می گوید پول زمانی کارکرد دارد که افراد به آن شدیداً اعتماد داشته باشند و معاملات نقدی بدون اعتماد دو جانبه اتفاق نمیافتد. وی اعتقاد دارد اعتماد ما به دولت به عنوان کارگزار مسئول در مدیریت پول، نظام پولی را تضمین میکند. کارکرد نظام پولی نشان میدهد که چگونه تحت شرایط مدرنیته، اعتماد شخصی به اعتماد تعمیم یافته مبدل می شود. زیمل می گوید در شرایط جامعه مدرن عدم قطعیت و تجربه متفاوت اجتماعی، همراه با افزایش فرد گرایی، نیاز به اعتماد را دوچندان میکند. پس اعتماد روابط اجتماعی را مستحکم می سازد و یکی از مهمترین نیروهای ترکیبی در جامعه است (میزتال، ۶۴:۱۳۸۰).
وبر بحث اعتماد را با تفاوت جامعه مدرن و سنتی بیان می کند و میگوید: ((در جوامع مدرن، جامعه بازاری، بیروح و جهتگیری شده نسبت به کار است و برادروارانه نمیباشد و هیچ یک از روابط انسانی از سوی واحدهای مشخص مستحکم نمی شود. این نوع از روابط اعتماد، براساس منافع متقابل و تفکیک کارکردی جوامع مدرن است؛ ولی روابط جوامع ما قبل مدرن مبتنی بر حفظ اعتقادات مشترک بوده است (میزتال، ۶۶:۱۳۸۰).
برای وبر یکی از پیش شرطهای موفقیت سرمایه داری جدید، تغییر شکل اعتماد شخصی به اعتماد غیر شخصی است. این امر را در اعتماد عام و مطلق پیروان پاک دینان می توان مشاهده نمود که بدون در نظر گرفتن آنچه که برای آنان سودمند است، در کار خود صادق بودند. اعتماد متقابل میان آنها سرمایه اجتماعی آنها بود که برای گروه سودمند بود و در دراز مدت، چارچوب متکی بر روابط سرمایهداری را تشکیل داد (میزتال، ۶۶:۱۳۸۰).
همچنین در بحث وبر، در انواع کنش ها هم میتوان به اعتماد پرداخت. در کنش عقلانی – ارزشی، از آنجا که این نوع کنش همراه احساس تعلق نسبت به ارزش‌های پذیرفته شده است، روابط مبتنی بر احترام به وجود میآید و لذا اعتماد در این نوع کنش، خودبسنده نیست. در کنش عاطفی نیز هیچ انتخاب و مقایسهای وجود ندارد؛ لذا بر مبنای اطمینان است نه اعتماد. کنش‌های عاطفی به دنبال حالات روانی مشخصی مثل کینه یا احساس رضایت به وجود میآید و در کنش سنت گرایانه، اعتماد اجتماعی بالا و مبتنی بر سنت‌ها و اعتقادات مشترک است، همچنین در کنش عقلانی معطوف به هدف، اعتماد مبتنی بر استواری قوانین و ضمانتهای اجرایی است و دیگر نمیتوان به تعهدات اخلاقی اعتماد داشت. در کل میتوان گفت: نزد وبر در کنش هدفمند – عقلانی و در کنش سنتی، اعتماد و اطمینان خود بسنده هستند و پایههای این دو نوع کنش با همنوایی تقویت میشود. وبر با پذیرش دسته بندی گزلشافت و گمینشافت تونیس روابط اجتماعی و انجمنی را مطرح میکند. روابط اجتماعی را دارای پایههای سنتی، معنوی وعاطفی و مبتنی بر اطمینان میداند و روابط انجمنی را مبتنی بر تنظیم عقلانی منافع و اعتماد عمومی میداند (همان: ۶۸).
وبر سه نوع تیپ ایدهآل اقتدار و مشروعیت را از هم تمیز می دهد: ۱- اقتدار یا مشروعیت سنتی
۲- اقتدار یا مشروعیت کاریزماتیک ۳- اقتدار یا مشروعیت قانونی. به گفته وبر، اقتدار سنتی، مبتنی بر سنت‌های دیرین است (چنانکه در انواع پدرشاهی دیده میشود). جوهر این سنت‌ها اغلب مذهبی است. اقتدار کاریزماتیک، اقتدار ناشی از ویژگی‌های خارق العاده و شخصی است؛ به عبارت دیگر ارادت مطلقاً شخصی و اعتماد شخصی نسبت به الهامات، خصال قهرمانی و دیگر ویژگی‌های رهبری فرد است. سرانجام اقتدار قانونی مبتنی بر کنش عقلانی معطوف به هدف و خالی از هر گونه عنصر اقتدار شخصی یا سنتی است. این سه نوع سلطه یا مشروعیت صرفاً انواع آرمانی هستند، در عالم واقع معمولاً ترکیبی از آنها یافت می شود. به عبارت دیگر در هر نظام سیاسی یکی از سه نوع اقتدار غلبه دارد و انواع دیگر فرعی میشوند (بشریه، ۱۰۲:۱۳۷۸).
براساس تیپولوژی سه گانه اقتدار وبر، سه نوع رابطه اعتماد میان مردم و حکومتها، میتوان تشخیص داد:
۱- روابط اعتمادی که براساس سنت‌ها و رسوم کهن استوار است، ۲- روابط اعتمادی که براساس ویژگی‌های فرهمندانه حاکمان سیاسی استوار است، ۳- روابط اعتمادی که براساس قانون و مقررات عقلانی استوار است.
به طور کلی به نظر وبر، نظام ارزش‌ها و اعتقادات افراد، کنش‌های آنها را تعیین میکند. عقاید و رسوم مذهبی میتوانند پایهای برای اعتماد مردم به حکومت ها باشند. کنش اعتماد ممکن است عاطفی باشد؛ مثلاً افراد تحت تأثیر برداشت و تفسیر خود از ویژگی‌های خارق العاده رهبران سیاسی به آنها اعتماد کنند. همچنین کنش اعتماد ممکن است عقلانی باشد. به عبارتی براساس تفسیر کنشگران از پارهای اهداف عقلایی، ممکن است اعتماد به حکومتها شکل گیرد. در این صورت کنشگران در صورتی به رهبران سیاسی اعتماد خواهند کرد که تلقی شان مبتنی بر این باشد که رهبران آنها در جهت برآورده کردن اهداف عقلانیشان هستند.
از نظر وبر فرایند بوروکراسی شدن و عقلانی شدن ممکن است به مشروعیت بدون اعتماد منجر شود. او خطر امروز را خطر نظم بدون اعتماد میداند و ترغیب عقل، مسئولیت و ارزش‌ها را برای ایجاد شرایطی مبتنی بر نظم مشروع و اعتماد بسیار ضروری میداند. به طور خلاصه، دیدگاه نظری وبر را در مورد مشروعیت و اعتماد مردم به حکومتها در مدل زیر میتوان خلاصه کرد (احمدی، ۳۷:۱۳۸۱).
جدول ۱-۲: دیدگاه وبر در مورد مشروعیت و اعتماد به مردم
تلقی مردم از پایبندی حاکمان به آداب و رسوم کهن
اعتقاد مردم به حکومتها براساس رسوم کهن (کنش معطوف به سنت)
حاکم بودن آداب و رسوم کهن
اعتماد مردم به حکومتها براساس قوانین عقلانی (کنش عقلانی)
تلقی مردم از پایبندی رهبران به قوانین عقلانی
با اهمیّت و ارزش بودن ویژگی های خارق العاده و فرهمندانه حاکمان برای مردم
اعتماد مردم به حکومتها براساس ویژگیهای رهبران (کنش عاطفی)
تلقی مردم از داشتن ویژگی های خارق العاده توسط رهبران
حاکم بودن آداب و رسوم کهن
ب : اعتماد در بین جامعه شناسان معاصر
بحث هابرماس در خصوص اعتماد را از نظر وی در خصوص بحران مشروعیت و هم از بحث حوزه عمومی میتوان استخراج نمود. هابرماس در بحث مشروعیت سه زیر سیستم اقتصادی (سرمایه)، اداری (حکومت) و اجتماعی – فرهنگی (سنت‌ها، انتظارات و هنجارهای مشرک) را مطرح و رابطه آنها را با یکدیگر توضیح میدهد. سیستم اقتصادی کالاها و خدمات را به منظور کسب سود تولید میکند، از طرفی نیاز به دستگاه حکومتی برای هدایت و حمایت خود دارد و از طرفی دولت هم به درآمد مالیاتی از طریق اقتصاد نیازمند است. حکومت برای جلب رضایت و وفاداری انبوه مردم درآمدهای مالیاتی را صرف خدمت اجتماعی، آموزشی و رفاهی می کند و ایدئولوژی را – که به کل نظام، مشروعیت میبخشد- تقویت میکند. این وضعیت در درون زیر سیستم اجتماعی– فرهنگی شرط لازم نگهداری تمامی هنجارها، گرایشها و اندیشهها و معانی کنش برانگیزی است که سازگاری با سلطه سیاسی، قانونی و اجتماعی را در سیستم گستردهتر جامعه به عنوان یک کل واحد تأمین میکند (پیوزی، ۱۲۶:۱۳۷۹). این ارتباط مطابق شکل صفحه بعد نمایش داده میشود.
جدول ۲-۲: رابطه سیستم اقتصادی، اداری و اجتماعی – فرهنگی از دید هابرماس
تدبیر مالیاتی
عملکرد هدایتی
وفاداری انبوه
عملکرد رفاه اجتماعی
اعتماد مردم به حکومت ها براساس ویژگی های رهبران (کنش عاطفی)
تلقی مردم از داشتن ویژگی های خارق العاده توسط رهبران
با اهمیّت و ارزش بودن ویژگی های خارق العاده و فرهمندانه حاکمان برای مردم
هابرماس معتقد است وقتی که هر یک از سیستمها نتوانند کار خود را به خوبی در جامعه انجام دهند بحران روی میدهد؛ که یکی از این بحران ها، بحران مشروعیت است؛ مثلاً اگر سیستم اقتصادی دچار بحران شود، حکومت برای مهار بحران ممکن است به صورت آشکار از منافع گروه‌های سرمایهدار دفاع کند که این خود منجر به کسری مشروعیت[۳۰] میشود.
هابرماس معتقد است مشروعیت جوامع سرمایه داری، در حال مسدود شدن است؛ آن هم به دلایلی چون:
۱- محدود شدن حوزه عمومی (حقوق مدنی، هنجارهای قانونی و آزادی فردی، همه محدود شده و دموکراسی حالت سوری پیدا کرده است). ۲- حوزه وسیع اداره و سیاست‌گذاری کشور به طور آشکار موضوع بحث و جدل قرار گرفته است. ۳- وابستگی مردم به دول برای کمکهای بهزیستی اجتماعی روز به روز بیشتر شده و دولت نمیتواند برای بلند مدت از پس آن برآید. مستهلک شدن سنت‌ها که خود منجر به بی هنجاری اجتماعی میشود (پیوزی، ۱۳۵:۱۳۷۹-۱۲۷).
در این شرایط، هابرماس معتقد است که چون نقد و گفتگو و اقناع مستدل کاهش می یابد، اعتماد هم که لازمه تفاهم است از بین می رود. هر چه حوزه عمومی گسترده تر شود، وفاق و اعتمادی که بر پایه اقناع مستدل می باشد نیز افزایش مییابد. هر چه نسبت فضاهای عمومی نسبت به عرصههای خصوصی و حکومتی بیشتر باشد، میزان تفاهم و اعتماد متقابل در جامعه هم بیشتر خواهد بود. بنابراین هر چه حکومتی در گسترش فضاهای عمومی کوشاتر باشد به طوری که مخالفان به دور از هرگونه فشار و تطمیعی به گفتگوی نقادانه با اصحاب حکومت بپردازند، اعتماد مردم به حکومت ها بیشتر خواهد شد
(احمدی، ۸۰:۱۳۸۱).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

برچسب گذاری شده با: , , , , , , , , , ,