عوامل مرتبط با اعتماد شهروندان تهرانی نسبت به اخبار و برنامه های سیاسی سیمای ج.ا.ا-  …

عوامل مرتبط با اعتماد شهروندان تهرانی نسبت به اخبار و برنامه های سیاسی سیمای ج.ا.ا- …

در پایان میتوان نظرات گیدنز را در مورد اعتماد به شرح زیر خلاصه کرد:

  1. اعتماد، اطمینان به اعتمادپذیری یک شخص یا نظام، با توجه به یک رشته پیامدها یا رویدادهای معین می باشد.

۴-جنبههای پویایی دوران مدرنیته و نقش روز افزون مکانیسم از جاکندگی، اعتماد در دوران مدرنیته را که هدف آن نه افراد، بلکه قابلیتهای انتزاعی است، اجتناب ناپذیر میسازد.

  1. در فقدان اعتماد، رفتارهای تقدیرگرایانه، تسلیم طلبی مصلحت جویانه یا بدبینی وقیحانه و نیز کناره گیری اوج میگیرد.
  2. اعتماد صورتی از ایمان و اطمینان، ولی متفاوت از آن است.
  3. اعتماد وابسته به عدم اطلاعات و ناآشنایی است. اعتماد به اشخاص پیش رو معنا ندارد؛ با این حال این بی اطلاعی منجر به شک و تردید و نگرانی نیز میشود.
  4. اعتماد همواره ناخودآگاه نیست؛ بلکه میتوان تصمیم به اعتماد (یا بی اعتمادی) گرفت.
  5. اعتماد با مخاطره یا ریسک پیوندی جدی دارد و هر دو رو به آینده میباشند.
  6. اعتماد در بزرگسالی وابسته به اعتماد بنیادی است که در دوران کودکی شکل میگیرد.
  7. وجه عمده اعتماد در دوران مدرن، وابسته به هم کنشیهای بی چهره است که از طریق بیتوجهی مدنی سامان می یابد.
  8. در دوران مدرن هیچ یک از چهار کانون اصلی اعتماد و امنیت وجودی در محیطهای پیش از مدرن دیگر (یعنی سنت، خویشاوندی، دین و اجتماع محلی)، به همان اندازه اهمیّت ندارد و حاملان پیوندهای اجتماعی بسیار سازمان یافته در پهنه زمانی – مکانی به شمار نمی آیند.
  9. نتیجه تجربه های بی اعتمادی، تعلیق اعتماد به دیگری به عنوان یک عامل اعتمادپذیر و با صلاحیت سرریز اضطراب وجودی است.
  10. اعتماد انتزاعی و اعتماد شخصی وابسته به اعتماد بنیادی می باشند.
  11. ارتباط ناب منوط به تعهد و صمیمیت است.
  12. اعتماد بنیادی، پیلهای محافظ برای فرد فراهم میکند که با کاهش اضطراب، حس امنیت وجودی را پدید میآورد.
  13. برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

  14. اعتماد شخصی چهره دار در دوران مدرن در دوستیها، روابط ناب و برخورد با نقاط تماس شکل میگیرند.
  15. از آنجا که اعتماد شخصی در دوران مدرن وابسته به سنت، خویشاوندی، اجتماع محلی و دین نمیباشد، جلب اعتماد و فراگرد خود واگشایی به جای حفظ اعتماد اهمیت دارد.
  16. اعتماد به افراد پیش رو و خویشاوند در دوران مدرن نمیتواند وجه اصلی اعتماد و دارای بار معنایی باشد. خویشاوندی اگرچه هنوز باقی است؛ ولی معنای گذشته خود را در بر ندارد.
  17. نظامهای انتزاعی به نشانههای نمادین و نظام های تخصصی وابستهاند. در شرایط مدرنیت، اعتماد به اصول غیر شخصی و انتزاعی وجه اصلی اعتماد محسوب میشوند.
  18. نقاط تماس با کارگزینی نظامهای تخصصی، اعتماد بی چهره را به اعتمادی رودررو تبدیل میکند. این نقاط محل پیوند افراد یا جمع های غیر متخصص با نمایندگان نظامهای انتزاعی و در عین حال نقاط آسیبپذیر آن میباشد.
  19. اعتماد به نظامهای انتزاعی مستلزم اطمینانی دوگانه به اعتماد پذیری افراد گرداننده آن و دانش یا مهارت‌های تخصصی آن است.
  20. اعتماد به نظامهای تخصصی نه به عملکرد واقعی آنها بلکه به درک افراد از کارکرد مستمر آنها بستگی دارد.
  21. رسانه‌های ارتباطی می توانند با قلب واقعیت، به تصویری نادرست از نقاط دسترسی و مهارت و دانش تخصصی منجر شوند. به علاوه، این رسانه‌ها دانش تخصصی را در اختیار آدمهای عادی قرار می دهند و فریند مهارتیابی مجدد را تسهیل میکنند.
  22. دولت، سازمان تخصصی مدرن و رهبر عمومی است که جدایی از آن کاملاً امکان ناپذیر است. دولت جدید را می توان سازمان مدیریت ریسک قلمداد کرد.
  23. مسئله عصر جدید، مسئله دولت بیشتر یا کمتر نیست؛ بلکه شناخت این موضوع است که حکومت کردن باید با شرایط عصر جدید جهان سازگار شود و اقتدار دیگر نمی تواند به وسیله نهادهای سنتی یا با گفتن اینکه همیشه اینگونه بوده است مشروعیت پیدا کند.
  24. مسئله بی اعتمادی به دولت‌ها و نیاز به باز تعریف سیاست‌ها، مسئله دموکراتیزه کردن دموکراسی را به اصلی ضروری در دوران مدرن مبدل می کند.
  25. با گذشت دوران دو قطبی، بیشتر دولت‌ها دیگر دشمنان مشخصی ندارند. دولت‌هایی که به عوض دشمن با مخاطرات روبرو هستند ناچارند در جستجوی منابع مشروعیتی متفاوت از منابع گذشته باشند.
  26. در مورد سیاست و دولت، فرایند گشودگی و کشف و اعتماد باید فعال باشد و بدون شکل کاملاً شخصی سیاست و رهبری کاریزماتیک، پیوند میان دولت و ملت را فراهم کند.
  27. در دنیای مدرن حکومت ها در همان محیط های اطلاع رسانی قرار دارند که شهروندانشان؛ در نتیجه چیزهای قابل قبول در گذشته، دیگر کمتر قابل قبول خواهد بود و حکومتها باید با گرایش به رفتار مثبت، رفتار خود با شهروندان را تغییر دهند.
  28. در یک جامعه پساسنتی اعتماد در روابط شخصی بستگی به فرض صمیمیت دیگران دارد.
  29. بیاعتمادی در وجه اعتماد انتزاعی، به معنای شک داشتن به داعیههای مهارتی یا یک رویکرد جداً منفی نسبت به آن است. در مورد اشخاص، بیاعتمادی به معنای شک داشتن یا باور نداشتن ادعاهای صداقتی است که کنش‌های آن را نمایش یا بروز میدهند.
  30. نقطه مقابل اعتماد بنیادی، اضطراب وجودی دائمی و نقطه مقابل اعتماد به عمیقترین معنای آن، حالتی ذهنی است که خلاصهاش همان نگرانی یا هراس وجودی است.
  31. اعتماد فعالانه، اعتماد به دیگران یا نهادها (از جمله نهادهای سیاسی)، است که باید آنرا فعالانه تولید کرد و به بحث کشید.
برچسب گذاری شده با: , , , ,