رابطه بین هوش هیجانی با تعارض و خلاقیت کارکنان در اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان- قسمت 24

رابطه بین هوش هیجانی با تعارض و خلاقیت کارکنان در اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان- قسمت 24

  • خلاقيت يعني توانايي پرورش يا به وجود آوردن يك انگاره يا انديشه جديد (در بحث مديريت نظير به وجود آوردن يك محصول جديد است).
  • خلاقيت عبارت است از طي كردن راهي تازه يا پيمودن يك راه طي شده قبلي به طرزي نوين.
  • لوتانز[25] استاد رفتار سازمانی، خلاقیت را ایجاد ترکیبی از راهحلها توسط افراد یا گروهها در یک روش جدید میداند(Madhaven,Grover, 2011). این تعریف علاوه براین که مشخصکننده خروجی خلاق و خلاقیت به عنوان نوعی حل مسئله بوده ، خلاقیت را در سطح فردي و گروهی نیز مطرح میکند.
    اولدهام و کامینگز[26] با تاکید بر خروجی خلاق و ویژگیهاي خروجی خلاق، خلاقیت را شامل محصولات ایده‎ها و رویههایی که تازه و ارزشمندند، تعریف میکنند (2013؛Oldham,cummings).
    لوسیر[27] در تعریفش، بر خلاقیت بهعنوان نوعی تفکر و خروجی خلاق تاکید میکند، بدین صورت که خلاقیت شیوههایي از تفکر است که باعث تولید ایدههاي جدید میشود.
    در تعاریف ارائه شده از خلاقیت روي ابعاد و جنبههاي مختلفی تاکید شده است. لذا میتوان نتیجهگیري کرد که خلاقیت پدیدهاي چند بعدي ، کثیرالوجه و یک کل یکپارچه میباشد (2012؛Lussier).
    مفهوم خلاقیت بر محور مهمترین منابع و خاستگاه‎هاي آن از جمله: اطلاعات ذهنی، اطلاعات حسی، تعارض، افراد سالم و محیط مساعد، داشتههاي ژنتیکی، معصومیت، اشتباه، اتفاق، دانستههاي گذشته، وقایع غیر منتظره، ناسازگاري، نیازهاي فرآیند، تغییر در صنعت، تغییر در بازار، تغییرات جمعیتی، تغییر در ادراك، و تکوین دانش جدید مورد بررسی قرار می‎گیرد (طبری و محمدی، 1392).
    میتوان تمامی منابع و خاستگاههاي خلاقیت را بر اساس دو جنبه طبقهبندي کرد. یکی براساس نظر اندیشمندان؛ بدین صورت که اندیشمندانی نظیر افلاطون و فروید خاستگاه خلاقیت را در درون افراد می‎دانند. در مقابل، اندیشمندانی نظیر ارسطو، کمپل[28]، سیمنتون[29] ویزبرگ[30] و دراکر[31] خاستگاه خلاقیت را بیرون از انسان میدانند و دانشمندانی چون گیلفورد[32]، روانشناسان انسان گرا و دبونو خاستگاه خلاقیت را هم درون انسان و هم بیرون از انسان میدانند. دوم بر اساس منابع و خاستگاه خلاقیت؛ بدین معنی که بعضی از خاستگاههاي خلاقیت، فردي بوده و بعضی از آنها محیطی میباشند. صرف نظر از ین که منبع خلاقیت، فردی یا محیطی یا ترکیبی از هر دو باشند، عمده منابع خصوصاً منابع مورد نظر دراکر بیانگر نوعی نیاز بوده که در قالب مسئله ظهورمی کنند(هاشمی، 1390). بسیاری از نظریه پردازان و محققان پذیرفتهاند که تعریف خلاقیت تأکید دارد بر روی نتایج فعالیت خلاق. خلاقیت میتواند به عنوان تولید ایدههای جدید و توسط فرد یا گروه کوچک از همکاران تعریف شود. برای تعریف اینکه چطور نتایج خلاق ایجاد میشوند والز (1926) از اولین کسانی بود که یک مدل طراحی کرد که نشان میداد که چگونه یک فرد ممکن است از اطلاعات برای رسیدن به راه حل خلاق جمع آوری و استفاده کند. این مدل شامل 4 مرحله است.

    1. تهیه این امر مستلزم شناخت و تجزیه و تحلیل اولیه مشکل است.
    2. دوره کمون(نهفتگی): در حین این مرحله هیچ تلاشی ذهنی آگاهانه روی مشکل وجود ندارد و فرد ممکن است استراحت کند یا بر روی مشکلات دیگر آگاهانه کار کند با این حال ذهن به صورت ناخودآگاه روی این مسئله کار میکند.
    3. روشن سازی: این زمانی رخ میدهد که ایدهی امیدوارکننده از طریق آگاهی مشخص میشود.
    4. تأکیدکننده: این مرحله شامل ارزیابی، تصفیه و توسعه ایدهی مشخص است (2010,Hellriegel et al).

    2-3-3) سطوح خلاقیت
    بر اساس پیوستاري از تحلیلگرایی تا واقعیتگرایی، دو سطح خلاقیت شامل خلاقیت اولیه و خلاقیت ثانویه بودهکه به شرح زیر میباشند:
    الف- خلاقیت اولیه: این سطح از خلاقیت از ناخودآگاه سرچشمه میگیرد و در زمان کودکی در همه انسانها وجود دارد. عمده افراد پس از گذراندن دوران کودکی خلاقیت اولیه را از دست میدهند. افراد به واسطه ضمیر ناخودآگاه، قادر به خیالبافی، تخیل و تولید رفتارها و اعمال تازه بوده که از آن ها لذت میبرند.
    ب- خلاقیت ثانویه: خلاقیت ثانویه ناشی از ضمیر خودآگاه به عبارتی مبتنی بر عقل و منطق است. هر چند این دو سطح خلاقیت با هم تفاوت اساسی و واضحی دارند، اما به یکدیگر وابسته و مرتبطاند. فرد سالم و خلاق کسی است که موفق به پیوند این دو سطح فرایند خودآگاه و ناخودآگاه شود. به نظر محققین و صاحب نظران، خروجی خلاق طیف وسیعی از چیزها را دربر داشته که مهمترین آنها عبارتند از: ایدهها، محصول، راهحل، رویه، و خدمت (هاشمی، 1390).
    2-3-4) دیدگاهها در مورد افراد خلاق
    بطور کلی در مورد افراد خلاق دو دیدگاه وجود دارد: یکی دیدگاه خلاقیت به عنوان نبوغ و دیگري دیدگاه خلاقیت به عنوان استعدادهاي همگانی.
    الف) خلاقیت به عنوان نبوغ
    از دیدگاه نبوغ، خلاقیت به واسطه فرآیندهاي استثنایی تفکر(ضمیر ناخودآگاه) ظهور میکند، فرآیندهایی که تا اندازهاي با تفکر عادي که ما در فعالیتهاي روزانه خود به کار میبریم، متفاوتاند. به عبارت دیگر از این دیدگاه نمونههاي استثنایی در مورد خلاقیت وجود دارد که ظاهراً میتوان آنها را تنها به دخالت نیروهاي مافوق طبیعی نسبت داد(Woodman, 2013). از این دیدگاه اولاً خلاقیت محدود به افراد استثنایی است که نابغه به دنیا آمدهاند. لذا خلاقیت قابل اکتساب نبوده و نمیتوان براي آن بسترسازی نمود و برای داشتن افراد و
    محصولات خلاق بایستی به دنبال یافتن نوابغ بود. تنها آثار و محصولات ویژه و برجسته خلاق می‎باشند. ثالثاً عمدتاً به حوزه هنر محدود شده است.
    ب) خلاقیت به عنوان استعداد همگانی
    دیسی و کانون بر این عقیدهاند که یک مجموعه مشخص و حائز اهمیتی از ویژگیها در طول زندگی باعث سطح بالایی از موفقیت خلاق میشوند که عبارتنداز:خ ود کنترلی، تحمل کار سخت و استقامت و پشتکار (Malon, 2012).
    2-3-5) عوامل موثر بر خلاقیت
    عوامل موثر بر خلاقیت را میتوان در قالب یک طبقهبندی کلی(عوامل فردی و محیطی) و همچنین طبقهبندی دیگری (عوامل فردی،گروهی و سازمانی) جای داد(Marianne,Terziorsk, 2011).
    الف) عوامل فردی
    تحقیقات انجام گرفته در طی سالیان مختلف در مورد افراد خلاق، عوامل مشترک شگفتانگیزی را نشان میدهد. مهمترین متغیرهاي سطح فردي موثر بر خلاقیت شامل: توانمندي، ویژگیهاي شخصیتی، سبک شناسی، هوش و چالشپذیري میباشد.

    • توانمندي : توانمندي متشکل از سه عنصر هوشمندي، دانش و مهارت است. هوشمندي هر فرد، ذاتی و غیر اکتسابی است. اما دانش و مهارت اکتسابی هستند و از طریق تجربه و یادگیري قابل آموختن میباشند.
    • ویژگیهاي شخصیتی: خلاقیت فرد تابع ویژگیهاي شخصیتی او است (2012؛Yam et al). بعضی از محققین دریافتهاند که وجود بعضی از ویژگیهاي شخصیتی در افراد در مقایسه با دیگران باعث خلاقیت بیشتري می‎شود. از مهمترین صفات مشخصه افراد بسیار خلاق شامل: تصور قوي از خلاق بودن خود، پشتکار و استقامت، ابهامپذیري، ریسک پذیري، استقلال، نیاز به موفقیت و اعتماد به نفس میباشد.
    • سبک شناختی: سبک شناختی عبارت است از روش ترجیحی فرد براي جمعآوري، پردازش و ارزیابی اطلاعات(2011؛Holsaple). به عبارت واضحتر سبک شناختی عبارت است از تفاوتهاي فردي در شیوه درك، تفکر، حل مسائل، یادگیري و مرتبط شدن افراد با یکدیگر. همه این تعاریف بیانگر این است که هر شخصی چگونه به محیط خود براي داشتن اطلاعات نگاه کرده و چگونه این اطلاعات را سازماندهی و تفسیر نموده و چگونه از این تفسیرها براي جهت دهی به اعمال خود استفاده میکند.
    • هوش: طبق نظریه استرنبرگ یکی از عوامل متمایزکننده افراد خلاق از غیر خلاق هوش میباشدهوش، بخشی از مجموعه فرایندهاي ذهنی است که براي درون داد، فرایند و برونداد اطلاعات به کار گرفته می‎شود. هوش یکی از پیش نیازهاي خلاقیت است و پایین بودن درجه هوش فرد معمولاًٌ به پایین قرار گرفتن خلاقیت منجر میشود. اما هوش سرشار نیز دلالت بر خلاق بودن فرد نمیکند (2010؛Teece).
    • چالشپذیري: یکی از مهمترین عوامل تمایز افراد بسیار خلاق از افراد کمتر خلاق، پذیرش فعالیت چالشانگیز توسط این افراد میباشد. بدین معنی که تقریباًٌ توانمندي فرد و چالش فعالیتش برابر و هر دو در اوج میباشند. شاید بتوان گفت یکی از مهمترین کارها براي تحریک خلاقیت، برقراري تناسب بین توانمندي و چالشکاري مستلزم آن است که مدیران اطلاعات جامع و کاملی درباره کارکنان و جایگاههاي در دسترس خود، داشته باشند.

    ب) عوامل محیطی
    سیکزنتمیهالی صاحب نظر سیستمی خلاقیت بر نقش محیط در شکلگیری خلاقیت تأکید کرده و بیان می‎کند که نمیتوانیم به افراد و کارهای خلاق آنها جدای از محیطی که در آن فعالیت می‎کنند بپردازیم (Dacey & Lennon, 2011). زیرا خلاقیت هرگز نتیجه عملی فرد بهتنهایی نیست. برخی از صاحبنظران براساس دیدگاه اکولوژی در زیستشناسی، نظریه اجتماعی خلاقیت را ارائه مینمایند. به عقیده آنها خلاقیت محصول فردی و شخصی منفک از محیط نیست. بلکه خلاقیت یک اکوسیستم است. همانطوری که در یک اکوسیستم موجودات زنده با یکدیگر مرتبطاند، در اکوسیستم خلاقیت نیز همه اعضاء یا جنبههای محیطی در تعامل با یکدیگر بوده تا اینکه خلاقیت شکل بگیرد.
    پ) عوامل گروهی
    گروهها محلی برای ارضای نیازهای مختلف فردی و سازمانی میباشند. بر اساس یکی از نظریههای اساسی درباره خلاقیت، یکی از مهمترین کارکردهای گروه، سینرژی خلاق میباشد. چنانچه فعالیتهای خلاق در گروهها انجام میشود بصورت متزاد درآمده و حالت سینرژیکی به خود میگیرد. زیرا اعضاء گروه به واسطه تفاوتهای فردی، ایدهها و راهحلهای بیشتر و بهتری ارائه خواهند کرد. بر این اساس میتوان مهمترین متغیرهای گروهی موثر بر خلاقیت را اندازه گروه، تنوع گروه، انسجام گروه و سیستم ارتباطات گروه نامید (2011؛Marianne ,Terziorsk).