دانلود پایان نامه

راتجویز کرده است.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

قوانین ومقررات خاصی درموضوعات مختلف ، همچون اصلاحات ارضی ، ملی شدن جنگلهاومراتع ، سهیم شدن کارگران درسودکارخانه ها ، حفظ وحراست آبهای سطحی وزیرزمینی ، بهره برداری ازمعادن ، روابط مالک ومستأجر، حفظ آثارملی ، توسعه معابرو … اختیارات مالک رامحدودویاسلب مالکیت رادرراه مصلحت عمومی پیش بینی کرده است وتخلف ازاین مقررات وعدم رعایت حدود مزبوردرحقیقت تجاوزازحق به شمارمی آید نه اعمال حق.
البته برخی ازحقوقدانان به شدت براین موضوع تاخته وآن را اینگونه مورد انتقاد قرارداده اند : «اگردرشوروی سابق برپایه اندیشه های مارکسیستی وباارتکاب جنایاتی که درکارنامه سیاه نظام کمونیستی این کشوربه ثبت رسیده است ؛ ازمردم سلب مالکیت شدواقتصاددولتی درآن کشوراستقراریافت ، این سلب مالکیت هابااندیشه های مارکسیستی که رژیم کمونیستی این کشورپرچم آنرا به دست گرفته بود همخوانی داشت. ولی درکشورماکه نظام سیاسی موجودخودرازیرپرچم اسلام قرارداده است باچه مجوزی وباچه توجیهی حقوق مالکانه مردم ؛ که درفتاوای فقهی برای آن تقدس قائل شده واحترام به آن درقانون اساسی مشروطیت وجمهوری اسلامی ایران به رسمیت شناخته شده است اینچنین موردتجاوزقرارگرفته است؟ ازنظرتاریخی احترام به مالکیت ، ستون فقرات بسیاری ازاحکام فقهی است وبادرهم شکستن آن بخش عمده ای ازفتاوای فقهی لگدمال شده اند.»
أَحَلَّ اَللّهُ اَلْبَیْعَ وَ حَرَّمَ اَلرِّبا
خداوند خرید و فروش را حلال، و ربا را حرام کرده است.
فصل دوم : رایج ترین عقود تملیکی
مبحث اول : عقد بیع
رایج ترین شیوه مبادله مال که توسط انسانها ابداع شده وهمه جوامع باآن آشنایی دارند ، قراردادی است به نام خرید وفروش که درنظام حقوقی ایران با اصطلاح حقوقی عقد بیع مورد شناسایی قرارگرفته است.
عقدبیع شایع ترین ومتداول ترین ودرعین حال قدیمی ترین عقدی است که درکلیه جوامع معمول بوده است ونقشی بسیارحساس ومهم دراقتصاد دارد وقرآن کریم نیزبطورضمنی براهمیت آن تأکید داشته است.

«یا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلاّ أَنْ تَکُونَ تِجارَهً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ »
« ای اهل ایمان! اموال یکدیگر را در میان خود به باطل [و از راه حرام و نامشروع] مخورید، مگر آنکه تجارتی از روی خشنودی و رضایت میان خودتان انجام گرفته باشد..»

انسانها قبل ازاینکه به مفاهیمی همچون اجاره ، وکالت ، ودیعه ، شرکت وامثال آن پی ببرند ، عملا باشکل ابتدایی عقدبیع که بصورت معاوضه کالا به کالا یا مال با مال بوده است ، سروکارداشته اندودرطول تاریخ ازآن به عنوان وسیله ای برای مبادله کالا استفاده کرده اند ودرحقیقت میتوان گفت ، عقدبیع به شیوه امروزی که درآن پول به عنوان معیار ارزشها ، نقش واسطه رابازی می کند وباکالای عرضه شده مبادله می شود ، شکل تکامل یافته معاوضه است ولذا میتوان گفت عقدبیع به شکل متعارف امروزی آن ، بعدازاختراع پول به وجودآمده است.
گفتار نخست : مفهوم لغوی واصطلاحی بیع
بیع درلغت به معنی مبادله مال با مال ودراصطلاح به معنی فروش است ، هرچندکه درمواردی به معنی خریدهم به کاررفته است ودر برابرآن لفظ شراء(بروزن نما) قراردارد که عرفابه معنی خریداست ، هرچنددرمواردی به معنی فروش هم به کاررفته است.
فقهاءتعاریف مختلفی ازبیع داشته اند ازجمله «انتقال عین ازشخصی به شخص دیگردرمقابل عوض معلوم به وجه تراضی» ویا «انشاء تملیک عین به مال». قانون مدنی ایران نیزبه تبعیت ازمشهورفقهاء درماده 338 درتعریف بیع مقررداشته است «تملیک عین به عوض معلوم». این تعریف بسیار موجز ومختصراست وعملا باتعریف معاوضه یکی خواهد شد ، ازطرف دیگرهمانطور که ازظاهرتعریف پیداست ، قانونگذارایران این عقدرابا درنظرگرفتن معنای لغوی وازنقطه نظر فروشنده تعریف کرده است ، یعنی درحقیقت اینطور گفته است بیع آن است که کسی مالکیت چیزی رادرمقابل عوض معلوم منتقل کند(کسی چیزی رابفروشد).
درحالیکه می دانیم درواقع منظورازعقد بیع ، هم فروش است وهم خرید وبه قول معروف خرید وفروش ، پشت وروی یک سکه هستند ، اگرخریدی نباشد ، فروشی هم نخواهدبود وبرعکس. به این معناکه بیع ، فقط این نیست که کسی چیزی رابفروشد بلکه هرگاه شخصی چیزی راهم بخرد ، عقدبیع منعقد می شود.
عقدبیع ازطرف فروشنده « فروش» وازطرف خریدار «خرید» محسوب می شود ومجموع دوعنوان خرید وفروش است که عقدبیع رابه وجود می آورد ولذابایدگفت ، عقدبیع ازعقودی است که موجب جابجایی مالکیت ، یعنی انتقال مالکیت مبیع ازفروشنده به خریدار وانتقال مالکیت ثمن ازخریداربه فروشنده می شود.
گفتار دوم : اوصاف عقد بیع
عقد بیع علاوه براینکه یک عمل حقوقی مبتنی برتوافق است وداشتن وصف عقد ، نمایان ترین وصف آن است ، مانندهرعمل حقوقی دیگر ، اوصاف وویژگیهایی داردکه آن را متمایزمی کند که درادامه به بررسی اوصاف این عقد خواهیم پرداخت.
بند نخست : تملیکی بودن
دیدگاه مشهور این است که عقد بیع ، یک عقد تملیکی است به این معناکه به تنهایی موجب انتقال مالکیت می شود اما ظاهرا تملیکی بودن این عقد باتعریفی که درماده 183 قانون مدنی ایران ازعقد شده است سازگاری ندارد ؛ ازهمین روست که برخی گفته اند عقدبیع درصورتی تکمیلی است که مبیع ، عین معین یادرحکم معین باشد واگرمبیع کلی باشد بیع ، عقد عهدی است. مثلا کسی که یکصدتن گندم کلی به مشتری می فروشد ، تملیک همزمان باعقد صورت نمی گیرد بلکه به وسیله عقدبیع تعهدمی نماید که مقداریکصدتن گندم به خریدارتملیک کند ، بنابراین دراثرعقدبیع ، بایع بدهکارومشتری طلبکارمی شود.
شایدچنین تعبیرشودکه درفروش مال کلی هم مالکیت منتقل می شود اما نه مالکیت مال ، بلکه «مالکیت مافی الذمه » یعنی خریدارمالک تعهد می شود ، امااین تعریف مربوط به عقدعهدی است نه تملیکی وبنظر می رسد صحیح تر آن است که بگوییم اثرهمه عقود ایجادتعهد استامادربرخی ازآنها ازجمله درعقدبیعی که موضوع آن عین معین است ، تعهد ، همزمان باعقداجرامی شود.
بااین تحلیل ، تعارض موجودهم برطرف می گردد ؛ بعبارت دیگر مطابق ماده 183 قانون مدنی ایران ، اثرهمه عقود راتعهد می دانیم وتملیکی بودن عقدبیع رابه این معنی می دانیم که دراین عقد اگرمبیع عین معین یادرحکم معین باشد ، تعهد بلافاصله بعدازایجاب وقبول اجرامی شود.
بند دوم : لازم بودن
عقد بیع درزمره عقود لازم است و ماده 457 قانون مدنی ایران نیز دراین مورد مقرر داشته است « هربیع لازم است ، مگراینکه یکی ازخیارات درآن ثابت شود.» به عبارت دیگروقتی عقد بیع منعقد شد ، هیچ کدام ازطرفین حق نداردآن رابدون علت فسخ کند. لزوم عقدبیع مبتنی برلزوم نظم درتجارت وبقای حق مالکیت وموجب حفظ امنیت درروابط حقوقی ومعاملاتی بین افرادجامعه است.
بندسوم : معوض بودن
یکی دیگرازاوصاف عقدبیع معوض بودن آن است ، به این معناکه به موجب آن ، مالکیت دومال مبـــادله می شودکه هرکدام ازآنهاعوض دیگری است ودرحقیقت ، همین مبادله مالکیت وبرخورداری ازآثارمالکیت است که هدف این عقدراتشکیل می دهد. فروشنده به شرطی حاضراست که مالکیت مال خودرابه خریدارمنتقل کند که خریدارهم مالکیت پول خودرابه فروشنده منتقل کند وازطرف دیگر خریدارهم به شرطی حاضراست مالکیت پول خودرابه فروشنده منتقل کندکه فروشنده هم مال خودرابه خریدار منتقل سازد و به همین علت است که گفته اند وجود عوض اقتضای ذات بیع است ، بطوریکه اگرتملیک عین دربرابرثمن نباشد نمیتوان قراردادرابیع نامید.
لذایکی ازلوازم معوض بودن بیع ، معلق بودن دوتملیک به یکدیگراست ولازمه دیگرمعوض بودن عقدبیع نیزاین است که بین ارزش دومالی که موردمبادله قرارمی گیرد تعادل عرفی وجود داشته باشد ولذا اگرعقدی با ظاهربیع واقع شود اماارزش دومال بایکدیگرتعادل عرفی نداشته باشد (ماننداینکه شخصی خانه اش رادرمقابل یک سیرنبات به دیگری بفروشد) این عقددرحقیقت ، بیع نیست بلکه میتواند صلح یاهبه معوض باشد.
آثارمعوض بودن عقدبیع نیزبه شرح زیراست:
اگرتملیک یکی ازدوعوض به علتی ، باطل باشد ، تعهدبه عوض متقابل نیزخودبه خودازبین می رود.
هریک ازطرفین می توانداجرای تعهدخودراموکول به اجرای تعهدطرف مقابل نماید که ازآن به «حق حبس» تعبیرشده است.
اگرمبیع قبل ازتسلیم به خریدارتلف شود ، عقدمنحل می شودوتعهدخریدارهم منتفی می گردد.
گفتار سوم : بیع زمانی
معمولا این نوع عقد دراملاکی منعقد می شودکه برای مالکان آن استفاده دائم ندارند ، مانند املاک واقع در کنار دریا واماکن استراحت وتفریح یااماکن تجاری فصلی بعنوان مثال ممکن است اشخاص چندروز معدودرادرطول سال تصمیم به استراحت درییلاق یااستفاده ازساحل دریا داشته باشند ، دراین شرایط ممکن است عاقلانه ندانندکه خانه یا آپارتمانی رابخرندکه فقط سالی چندروز ازآن استفاده کنند وبقیه مدت سال بلااستفاده باشد. یااینکه تاجری راتصورکنیدکه برای ترخیص کالای تجاری خودازگمرگ ، لازم است سالی یک هفته مثلا به قشم یاکیش برود وازنظراقتصادی عاقلانه نداند آپارتمانی رابخرد که سالی یک هفته ازآن استفاده کند وبقیه سال بلا استفاده بماند.بنابراین ممکن است ترجیح دهدبرای اقامت خوددراین مدت ، آپارتمانی رابرای سالی یک هفته بصورت مالکیت زمانی بخرد ، این نوع خریدرابیع زمانی ومالکیتی راکه به این صورت حاصل می شود ، مالکیت زمانی می گویند.
بند نخست : مفهوم بیع زمانی
اصطلاح بیع زمانی که اصطلاح مالکیت زمانی هم از تبعات آن است ، درحقوق ایران جدید است و اگرچه ماهیت غیرعادی ندارد وباضوابط حقوقی ایران نیز قابل توجیه است ، لیکن درگذشته راجع به آن بحث نشده است.خاستگاه اولیه مالکیت زمانی که درحقوق غربی به آن (Time Share) می گویند کشورفرانسه است ، لیکن درباره سال دقیق پایه گذاری آن اختلاف نظر وجود دارد ، اماازسال 1986 میلادی فرانسه نهاد تایم شررادرقانون حقوق شرکتهای خود(قانون 16 ژانویه 1986 میلادی) واردکرد.
بحث تایم شردرایران باشروع فعالیت شرکتهای صاحب امکانات و هتلهای تفریحی مطرح گردید ، شرکتهای مذکورجهت جلب مشتری ازواژه « تایم شرینگ» درتبلیغات خوداستفاده می کردند ومسئولین برخی ازآنان معادل واژه یادشده را «بیع زمانی» می دانستند.
برخی ازحقوقدانان مالکیت زمانی رابا «مالکیت موقت» و «سهیم شدن زمانی» نیز مترادف دانسته اند. مالکیت زمانی درحقیقت شبیه مالکیت مشترک برمال غیرمنقول ، به اضافه چگونگی استفاده مالکان ازآن مال براساس زمان است و اغلب دربیع آپارتمان رواج دارد.
درقرارداد تایم شر ، مالک عین ؛ مالکیت آنرابه چندنفرانتقال می دهد به گونه ای که دریک دوره مشخص ، مثلا یکساله ، هرکدام ازاین افراددرمدت زمان معین ومحدودی مالک عین مزبورباشند که براین اساس ویژگیهای چنین قراردادی رامیتوان به شرح زیر عنوان کرد:
مشخصه اصلی این قراردادانتقال مالکیت ازمالک به دیگری است.
دراین قرارداد ، عین به دیگری تملیک می شودومنافع به تبع عین انتقال می یابد بنابراین گرچه ازجهت زمان بندی ومدت داربودن به اجاره شباهت دارد ، اماتفاوت درتملیک باعث تمایزآن ازاجاره شده است.
اگرچه درنهایت ، عین به چندنفرمنتقل می شود امااین به ان معنانیست که همه آنهابطورموازی وهمزمان مالک عین باشند ، بلکه درهرزمانی فقط یک نفرمالک آن است وهمین مشخصه باعث تفاوت آن بابیع مشاع می گردد.
مالکیت هرشخص ، درحقیقت یک مالکیت موقت ومحدود است ، چراکه عین هیچگاه به طوردائمی درمالکیت یک مالک باقی نمی ماند وبه طورمرتب ازیک مالک به دیگری انتقال می یابد وبعبارت بهتر ، مالکیت هرنفر محدود به دو حدزمانی است که پیش ازآن شخص دیگری مالک عین بوده وپس ازآن هم عین به مالکیت دیگری واردخواهدشد.
بند دوم : تفاوت بیع زمانی با مهایات
در ابتدا و درجهت آشنایی و شناخت مهایات باید گفت ، مهایات درلغت به معنی همراهی وهمدلی کردن ، به نوبت کاری راانجام دادن ، توافق و موافقت وبرابری دوهیأت یادوموضوع یا قراردادن دووضع متساوی دربرابریکدیگر می باشد.
اصطلاحا مهایات به تقسیم منافع مشترک به حسب اجزاء اطلاق می شود مانندتقسیم منافع یک خانه دو طبقه ای که مشترک بین دونفراست ، بدین ترتیب که یکی از شرکاء ازطبقه بالا ودیگری ازطبقه پایین استفاده نماید ویااینکه برحسب زمان ، به این ترتیب توافق کنندکه منافع خانه مشترک ، یکسال متعلق به یک شریک وسال دیگرازآن دیگری باشد ونیزگفته اند ، مهایات که نام دیگرآن افرازمنفعت است ، مبادله منفعت می باشد به جنس همان منفعت. هریک ازدوشریک ، درنوبت خودازملک شریک ، درعوض انتفاع شریک ازحصه وی درنوبت دیگر بهره مند می شود.
به هرحال مهایات عبارت ازتوافق دونفرشریک یابیشتراست براینکه منافع حاصل ازعین رابه نسبت سهامی که ازعین دارند ، بین خودتوزیع کنند.
باتوجه به اینکه بیش ازچنددهه ازپیدایش تایم شرنمی گذرد ، لذا هنوزماهیت واحکام آن تاحدودزیادی ناشناخته مانده است ولذا برخی براین باورند که تایم شردرحقیقت عبارت دیگری ازمهایات درفقه است ، به این معناکه چندمالک که بصورت مشاع درملکی شراکت دارند، به دلیل آنکه نمی توانندبه طورهمزمان ازآن ملک استفاده کنند منافع ملک رابصورت زمان بندی شده بین خودتقسیم می کنند وبنابراین دراینصورت ، مالکیت مالکین ، بصورت مشاع بوده وتنهاحق انتفاع ازملک ، بصورت زمان بندی شده تقسیم شده است.
مهایات ازنظر فقه وحقوق ایران امری پذیرفته شده است ولذااگرماهیت تایم شر ، همان مهایات وتقسیم منافع براساس زمان باشد ، بحث قابل توجهی وجودندارد. اماباتوجه به برخی منابع موجود وبه ویژه باعنایت به نظریه مشورتی شماره 5042/7 – 10/8/1375 اداره حقوقی قوه قضائیه که دراین رابطه ابرازشده است ، بنظر می رسدکه تایم شر ، نوع خاصی ازمالکیت می باشد وماهیت آن بابیع مشاع ومهایات تفاوت اساسی دارد.به بیان دیگر ، تایم شرعبارت است ازمالکیت زمان بندی شده مال ، به این صورت که مالکیت یک ملک مانند ویلا یا آپارتمان ومانند آن به صورت زمان بندی شده به چندنفرانتقال می یابد ، به گونه ای که هرکدام ازآنها درمدت مشخصی ازسال ، مالک آن ملک می باشند وازآن استفاده می کنند وبه این ترتیب هرساله تکرارمی شود.
بند سوم : تفاوت بیع زمانی با عقدبیع
همانطور که می دانیم ، عقدبیع رایج ترین ومهم ترین عقد تملیکی است وبه دلیل همین اهمیت ورواج ، بخش عمده مباحث فقهی وحقوقی رابه خوداختصاص داده است ومیتوان ادعاکردکه مفهوم بیع ازروشن ترین مفاهیم است ومردم به آسانی تفاوت این عقد راباسایر عقود درک می کنند وتردیدی دراین عقد ندارند.شباهت فراوان عقدبیع و قرارداد تایم شراین شبهه رادرذهن تقویت می کندکه تایم شرنیزنوعی بیع وازمصادیق آن می باشد.
مهم ترین نکته ای که باعث تمایزاین دونوع قراردادمی شود ، موقت بودن تملیک درقرارداد تایم شراست چراکه دراین قرارداد ، مالک ، عین رابرای مدت محدودی مثلا یک فصل به چندنفرمنتقل می کندواین ترتیب هرساله تکرارمی شود ، اماماهیت عقدبیع باتملیک موقت سازگارنیست.
لذاتحلیل قرارداد تایم شر ، تحت عنوان عقدبیع نادرست وغیرقابل پذیرش است ودرواقع ، قرارداد تایم شر ، اساسا نوعی بیع مصطلح نیست ، بلکه نوعی توافق وقرارداد ویژه است که مفادآن انتقال مالکیت زمان بندی شده می باشد

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد درمورد انتقال تکنولوژی

 
دسته‌ها: پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید