دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ه ملک (باب ضرب ، یضرب) است که اسم آن ملک(به کسرمیم وسکون لام وکاف) میباشد ، اسم فاعل آن مالک وجمع آن ملاک(به ضم میم وتشدید لام)است ومشتقات زیادی مانند مملوک ، مملکت ، ملکوت(که مرتبه بالاتر ملک است) ازاین ریشه گرفته شده است درجایی دیگرمالکیت ، مصدرجعلی ازریشه «مَلَکَ » به «تصاحب» و « داراشدن» معنی شده است.
با بررسی معانی بیان شده برای مصدر ملک ، این مهم مشخص می شودکه نکته مشترک آنها قدرت وسلطه است واین قدرت وسلطه به دارنده آن توانایی تدبیر،تصرف،حکومت، تغییرومانندآنهارادرموضوع قدرتش خواهدداد بعنوان مثال ملک(به فتح میم وکسرلام) حق حکمرانی دارد ومالک درمعنای فقهی قدرت تصرف وبهره برداری ازمال رادارد ولذابایدگفت واژه ملکیت درلغت عبارت است ازنوعی سلطه وقدرت.
درقرآن وکتب فقهی وحتی درزبان محاوره ایرانیان واعراب مالکیت دراین معنای عام به کارمی رود ، مثلاگفته می شود مالک زبان ، مالک چشم وگوش و… البته ذکراین نکته ضروری است که حقیقت مالکیت فقهی وحقوقی ، سلطه وقدرت انحصاری شخص برمال است.علاوه برموارد یادشده بایدگفت مالکیت درفقه وحقوق ایران درمعنای وسیع تری هم به کارمی رود وآن عبارت از«اختیارقانونی شخص براشیاء یااموال یااشخاص دیگر» می باشد.
فرهنگ های معتبرفارسی نیز درتعریف مالکیت گفته اند : «حقی است که انسان نسبت به شیء دارد و می تواند هرگونه تصرفی درآن بکند جزآنچه که مورداستثنای قانون است.» دکترجعفری لنگرودی نیز کلمه «دارش» را به عنوان معادل فارسی این کلمه پیشنهاد کرده است.
باتوجه به آنچه که بیان شد وبه لحاظ اینکه تعریف کامل ، تعریفی است که جامع افراد ومانع اغیارباشد وتمام خصوصیات ممتازه وغیرآن رادربرگیرد ونظربه آنکه معمولا بهترین تعریف ، تعریفی است که ازذکرحد ورسم ماهیت به عمل می آید لذا بنظرمی رسد درتعریف مالکیت باید گفت : «مالکیت ، رابطه ای است اعتباری بین شخص ومال ، اعم ازعین یا منفعت یاحق ، که مقتضای این رابطه ، حق مطلق ، انحصاری ودائمی شخص درهمه گونه تصرف وانتفاع ازمال است ، به جزآنچه طبق قانون مستثنا شده باشد.»

بااین توضیحات ؛ باید گفت که حس تملک یکی ازمهمترین غرایزآدمیان است ، یعنی همانطورکه علاقه به داشتن یک زبان ویک خانواده مخصوص فطرت بشراست ، عشق به تملک نیزفطری است.
انسان دوست داردآنچه راکه برای رفع احتیاجات اولازم است مالک شود، چراکه آن زمان که مالک نیست به دیگران محتاج است وتازمانی که به دیگران محتاج باشد نمی تواندآزادباشد فلذا بایدگفت که قدرت تصرف ونیازمندی آدمی وسودبخشی موجودات است که مالکیت راپدیدآورده است ، زیراشخص ازاین نظرخودرامالک چیزی می داندکه آن شیء یکی ازاحتیاجات اورامرتفع نماید وبه عبارت دیگرمال باشدیعنی ارزش مبادله داشته باشد.
دلایل وشواهدی درباره غریزی بودن اصل مالکیت درعالم حیوانات نیز موجود است بعنوان مثال حیوانی که لانه وآشیانه می سازد یاطعمه ای بدست می آورد آنرا حق وملک خودمی داند ومتجاوز رامتعدی می شمارد وبانیروی بیشتری که اتکابه حق دارد به دفاع می پردازد. این مطلب درانسانهایی که درمراحل بدوی به سر می بردند مسلم است که مالکیت ، هم به حسب موضوع وهم به حسب زمان و حد استفاده محدود است ، یعنی حیوانات وانسانهای بدوی درچیزهای محدودی به خودحق تصرف می دهند وپس ازرفع احتیاج آنرا رها کرده وازآن صرفنظرمی نمایند ، چنانکه انسانهای بدوی ابزارصید وشکاروآتش افروزی وغارومحلی راکه درآن ساکن بودند ملک خود می دانستند وبعدازرفع احتیاج ازآن صرفنظرمی کردند.درباره سابقه مالکیت درطول تاریخ برخی را عقیده براین است که مالکیت اززمان خلقت انسان بوجودآمده است. امابرخی دیگرمعتقدندکه ایجاد مالکیت به 2500 سال پیش از میلادمسیح برمی گردد.
به عقیده آنان پیدایش مفهوم مالکیت ، مقارن باانقضای دوره تاریخی صید وپیدایش دوره کشاورزی بوده است ، چراکه انسان درمرحله صیادی برای تأمین معاش ملزم نبود درجای ثابتی مستقرشود ، درحالیکه دردوره کشاورزی به حکم ضرورت دردوره کشت ، مجبوربوده تامدتی درجای ثابتی توقف کندتابه کار وفعالیت بپردازدودرهمان نزدیکی برای مراقبت ازمحصول سکنی گزیند وباکارکردن تدریجی درجای ثابت ، علقه بازمین پیداکرده وفکراختصاصی بودن زمین که معلول رابطه انسان بازمین می باشد نضج گرفته است.ازاختصاص ، استقرار، تقسیم زمین به نسبت قدرت کشت حاصل آمده است چراکه هرکس درقطعه زمینی که کارکرده ، آن رابرای خود محافظت ونگهداری نموده وهرچه بهره برداری ازآن بیشترتکرارشده ، سلطه اش برزمین بیشترشده است. بدین ترتیب گمان می رود که کارمنشأ تاریخی حقوق خصوصی درزمین بوده که به مرور زمان به صورت مالکیت ظاهرشده است.
مالکیت وحقوق مترتب برآن ، از دیربازموردتوجه حکومتها وپادشاهان بوده است چنانکه درمنشورکوروش آمده است : «من تاروزی که پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت کسی مال غیرمنقول یامنقول دیگری رابه زوریابه طریق دیگربدون پرداخت بهای آن وجلب رضایت صاحب مال ، تصرف کند ومن تاروزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری رابه بیگاری بگیردوبدون پرداخت مزد ، وی رابه کاروا دارد. من امروزاعلام می کنم که هرکسی آزاداست درهرنقطه که میل داردسکونت کند ، مشروط براینکه درآنجاحق کسی راغصب ننماید وهرشغلی راکه میل داردپیش بگیرد ومال خود رابه هرنحوکه مایل است به مصرف برساند ، به شرط اینکه به حقوق دیگران لطمه نزند…»
درپنج قرن قبل ازمیلاد مسیح دریونان و روم ، مالکیت بامفهومی که امروزه درحقوق فرانسه مطرح می باشد مشابهت داشته است. درحقوق اروپا ، مالکیت به معنای حق بهره برداری ودراختیارداشتن مال به نحو «مطلق» است. کلمه «اطلاق» درحقوق اروپابسیار موردتأکید واقع شده ودرحقوق ایران نیزبعنوان یکی ازمشخصه های مالکیت مطرح شده است.
اگربه سیر تاریخی حق ملکیت دراروپای غربی اززمان روم باستان تاانقلاب فرانسه نظرداشته باشیم وپس ازآن تاوضع قانون مدنی نگاه کنیم ، خواهیم دیدکه چنین حقی همواره دریک هیأت خود را نشان نداده است بلکه تطورات بسیارمهمی رابه خودپذیرفته است.
درعهد روم باستان مالکیت به صورت جمعی (gens)وخانوادگی (familia) بوده وحتی دربرخی موارد استثنایی ملاحظه می شود که به صورت فردی نیزبوده است. امادرقرون وسطی این حق راآمیخته بامالکیت غیرفردی برای افرادشناختند ، چنانکه درعرف آلمانها درزمینه های منقولات ومسکن و… مالکیت فردی ودر اراضی زراعی و… مالکیت جمعی کاملا امری شناخته شده بود.
پس ازانقلاب فرانسه کاملا هرگونه زمینه مالکیت جمعی وفئودالی واقطاعی ازبین رفت تا اینکه انجمن ملی در4 آگوست سال 1789 میلادی وپس از ویرانی باستیل ، تقریبا درکمترازیک ماه قانونی رابه تصویب رساند که چنین نظامی راازبنیاد ملغی کرد وزمین ها کاملا دراختیارافراد قرارگرفت وهرگونه قید وبند فئودالی ازآن برداشته شد. تنظیم قانون مدنی فرانسه واعلامیه جهانی حقوق بشر براساس دیدگاه فرد گرایان بوده ، بدین معناکه مالکیت رابه عنوان «حق شخصی» مطرح نموده اند ونه یک تکلیف اجتماعی.
حتی ماده 17 اعلامیه حقوق بشر اعلام می دارد که : « مالکیت فردی حقی مقدس بوده که هیچگونه حرمت شکنی نسبت به آن روانیست ، مگربه موجب مصلحتی کاملا جمعی که قانون آن رامقررداشته باشد.»
ماده 544 قانون مدنی فرانسه نیز چنین مقرر می دارد : « مالکیت، همان حق انتفاع ازچیزی وتصرف مطلق درآن با استوارترین شیوه ممکن است ، به شرطی که اموال راچنان به کارنگیرندکه قانون آن را نارواداشته باشد…»درزمان تنظیم قانون مدنی فرانسه این قانون به شدت تحت تأثیرحقوق کشاورزی بود واصطلاحات وعبارات به کاررفته دراین قانون این امررانشان می دهد بعنوان مثال درماده 524 این قانون حیوانات ووسایل کشاورزی تحت عنوان اموال غیرمنقول تبعی قرارگرفته وبه زمین مرتبط شده اند.
ازنظر «جان لاک» فیلسوف غربی ، بنیادبزرگ بشردروجودبشراست که خداوندخودش ، مالک شخصی خویش وافعال وکارخویش است.
اما درباره «مالکیت دراسلام» بایدگفت که دراسلام مالکیت براساس جهان بینی ایمان به مبدأ ومعاد سرچشمه می گیرد وبرهمین اساس ازدیدگاه اسلام ، کلیه موجودات جهان «مملوک خداوند» هستند واموالی نیزکه دردست انسانها باشرایط خاصی قرارمی گیرد بطور ذاتی ازآن خداوند است وبصورت عاریه ای به انسانها عطا شده است ومتقابلا وظایفی برای آن مقررشده است.
خداوند درقرآن می فرماید : «زمین رادراختیارانسانهاگذاردو درآن میوه ودرختان خرمای خوشه دارقرارداد.»
اسباب ایجادمالکیت برای انسان وروش های مشروع درکسب اموال را درحقوق اسلام «خداوند» تعیین کرده وبه حکومت اسلامی ، حق وضع آنهارا میدهد.ازدیدگاه مبانی اقتصادی اسلام ، برداشتن هرگامی درراه تقویت اقتصاد وهرگونه حرکت وفعالیتی درتحکیم بنیه اقتصادی جامعه اسلامی یک نوع عبادت وایجاد ارتباط مثبت باخالق جهان است.
امیرمومنان امام علی(علیه السلام) دراین زمینه می فرمایند : «… کسی که خداوندبه اومال عطافرموده ، لازم است به وسیله مال پیوند خویشاوندی خودرابرقرارومهمانان خودراپذیرایی کندواسیران وگرفتاران رارهایی بخشد وبه فقراومقروضان کمک نمایدودرسایه آن مال درراه ادای حقوق اجتماعی به منظورتحصیل ثواب خداوندگام بردارد ودست یافتن به این خصلت ها ، باعث شرافت وعظمت درزندگی دنیا ورسیدن به درجات عالیه آخرت است.»

ازنظراسلام تحصیل مال بایدباروشهای مشروع وحلال وپرهیزازمکاسب محرمه وممنوع باشد ، همچنین داشتن مال باید بااحساس وظایفی ازقبیل انفاق درراه خدا وتوجه به مستمندان ومستضعفان باشدودرمصرف آن هم بایدازاسراف وتبذیر وتجمل گرایی دوری کرد.
امیرمومنان امام علی(علیه السلام) درنامه ای به حاکم خود درشهر «فارس» می نویسند: «…. تواموال مسلمانان راکه بانیزه هاواسبهایشان گرد آورده اند وخونهایشان برسرآن ریخته شده ، دربین خویشاوندان خودکه تورابرگزیده اند قسمت می کنی ، پس سوگندبه خدایی که دانه راشکافت وانسان راآفرید ، اگراین کارراست باشد ، ازمن نسبت به خودزبونی می یابی وازحیث مرتبه نزد من سبک گردی ، پس حق پروردگارت راخوارنکن ودنیایت رابه کاستن دینت آباد مکن که درجرگه آنان که ازحیث کردارها ، زیانکارترند خواهی بود.»دین مبین اسلام مسلمانان راملزم می کندکه ازاسراف ، تبذیر ، تجمل گرایی ، تقلب ، ربا ، احتکاروگرانفروشی دوری کنند تااثری ازتورم ، فقر، پریشانی وبیکاری درجامعه اسلامی دیده نشود وجامعه براساس کارصحیح ومفید وبرپایه محبت ، اخوت ، عواطف انسانی ، ایثار ، احسان ، تعاون واستقلال استوارباشد.بایدگفت که ازنظر اسلام مالکیت را میتوان به دو دسته «مالکیت حقیقی» و «مالکیت اعتباری» تقسیم بندی نمود.
منظورازمالکیت حقیقی عبارت است ازقدرت وسلطنت تکوینی خداوندبرتمامی موجودات جهان هستی ولذا خداوند ازآن جهت که آفریننده وپدید آورنده جهان هستی است ، مالک حقیقی آن نیز می باشد ، همان گونه که انسان مالک صورتهای ذهنی است که آنها رامی آفریند ، اماخود و آفریده هایش نیزمملوک حقیقی خداوند قادرمتعال هستند. آیات متعددی از قرآن مجید نیز باصراحت تمام به مالکیت خداوند برآسمانها وزمین وآنچه که درآنهاست اشاره دارد ، بعنوان نمونه :
« لَهُ ما فِی اَلسَّماواتِ وَ ما فِی اَلْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما وَ ما تَحْتَ اَلثَّرى »
«آنچه درآسمانها وزمین است وآنچه بین آنهاست وآنچه در دل زمین است همه ازآن خداست»
مقصودازمالکیت اعتباری نیزاین است که قانون گذاروعقلا ، دربین خود ، مالکیت را اعتبارمی کنند ماننداعتبار مالکیت خانه برای شخصی یا اعتبارمالکیت اتومبیل برای شخصی دیگر ، که بایدگفت مالکیت به این معنا موضوع مباحث فقهی ، حقوقی واقتصادی فراوانی شده است.اگرچه فقها درتعریف وبیان این مطلب اختلافات اندکی بایکدیگر دارند اما ازمجموع سخنان آنان درباره مالکیت می توان گفت که مالکیت ، امری اعتباری است.
مالکیت اعتباری متکی به مالکیت انسان است ودرقرآن کریم تمامی نعمتها با واژه هایی همچون «جعل لکم» و « خلق لکم» ومانند آنها برای انسان درنظر گرفته شده است ، بعنوان نمونه ، میتوان به آیه شریفه زیر اشاره نمود که حقیقت اموررابه خداوند متعال منتسب کرده است اما مالکیت انسان رانیز معتبرشناخته است.
«اَلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اَلْأَرْضَ فِراشاً وَ اَلسَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ اَلثَّمَراتِ رِزْقاً لَکُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ »
«آن پروردگاری که زمین را برای شما بستری گسترده و آسمان را سقفی برافراشته قرار داد و از آسمان، آبی [مانند برف و باران] نازل کرد و به وسیله آن از میوه های گوناگون، رزق و روزی برای شما بیرون آورد؛ پس برای خدا شریکان و همتایانی قرار ندهید در حالی که می دانید [برای خدا در آفریدن و روزی دادن، شریک و همتایی وجود ندارد].»
گفتارنخست : معنا و مفهوم مالکیت
مالکیت درلغت به معنای «حیازت وتحت سیطره ودرتصرف خویش درآوردن است» ودرواقع استیلای مالک برمال می باشد. درمالکیت ، چیزی به شخص ، گروه ، جامعه یاعموم مردم اختصاص می یابد ولذا به طور خلاصه باید گفت مالکیت عبارت ازسلطه مالک برمملوک.برخی از اساتید حقوق درتعریف مالکیت گفته اند که «مالکیت عبارت ازرابطه ای است بین شخص وچیزمادی که قانون آن رامعتبرشناخته وبه مالک حق می دهدکه انتفاعات ممکنه راازآن ببرد وکسی نتواندازآن جلوگیری کند.»
برخی از حقوقدانان نیز درتعریف مالکیت گفته اند : «حقی است دائمی که به موجب آن شخص می تواند درحدود قوانین ، تصرف درمالی رابه خوداختصاص دهدوبه هرطریق که مایل است ازتمام منافع آن استفاده کند.»
برخی دیگر نیزمالکیت رااینگونه تعریف کرده اند «حق استعمال وبهره برداری وانتقال یک چیزبه هرصورت مگر درمواردی که قانون استثناکرده باشد.»
گفتاردوم : مالکیت درفقه
بندنخست : جایگاه مالکیت درفقه
همانطورکه پیش ازاین نیزبیان شد دریک تقسیم بندی کلی ، مالکیت دراسلام به مالکیت واقعی واعتباری تقسیم می شود. منظور ازمالکیت واقعی که مالکیتی تکوینی است ، این است که همه جهان وهرآنچه دراوست متعلق به خداونداست وبه همین علت هم خداوندمتعال «مالک الملک» نامیده شده است.
«قُلِ اَللّهُمَّ مالِکَ اَلْمُلْکِ تُؤْتِی اَلْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ اَلْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِکَ اَلْخَیْرُ إِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ »
«بگو: خدایا! ای مالک همه موجودات! به هر که خواهی حکومت می دهی و از هر که خواهی حکومت را می ستانی، و هر که را خواهی عزت می بخشی و هر که را خواهی خوار و بی مقدار می کنی، هر خیری به دست توست، یقیناً تو بر هر کاری توانایی.»
براساس احادیث ، مرتبه پایین تراز این مالکیت را خداوندمتعال به پیامبران وائمه اطهار(علیهم السلام) اعطا نموده است چراکه آنان مجاری فیض الهی وجلوه گاه نورخداوندهستندوبرهمه موجودات سلطنت معنوی دارند ، شایان ذکراست ازاین مالکیت به مالکیت جعلیه هم تعبیر شده است زیراخداونداین نوع مالکیت رابرای پیامبراعظم (ص)وائمه اطهار(ع)جعل نموده است.
نوع دیگری که ازمالکیت واقعی وجود دارد ، مالکیت انسان برخودش است که ازجانب خداوندمتعال نیز به رسمیت شناخته

مطلب مشابه :  منابع تحقیق با موضوع توسعه اقتصادی

 
دسته‌ها: پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید