دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

از مصدر میل گرفته شده است، چون مال، چیزی است که دل آدمی به سوی آن متمایل می‏شودو درلغت به هرآن چیزی که شایسته به مالکیت درآمدن وحیازت باشد مال گویند وبه عبارت دیگر هرعین یامنفعتی راکه انسان درعمل مالک شود به آن مال گویند.
در لغت نامه دهخدا در ذیل واژه مال اینگونه آمده است : «خواسته و آنچه در ملک کسی باشد… هر چیز که در تملک کسی باشد… هر آنچه در تصرف و در ید کسی باشد… ».
فرهنگ فارسی معین نیز درتعریف مال آنچه که درملک کسی باشد وارزش مبادله داشته باشد رامال دانسته است.
درترمینولوژی حقوق نیز درتعریف واژه مال آمده است : «مال دراصل ازفعل ماضی میل است به معنای خواستن. درفارسی هم به مال خواسته می گویند.»
بدون شک واژه مال درطول تاریخ دچاردگرگونی فراوان شده است و به تدریج عرف مصادیق تازه وجدیدی را به مال افزوده است و لذا بنظرمی رسد به ناچار برای تعریف مال ازعرف کمک گرفت .
درتعریف عرف هم اینگونه گفته اند: «عرف امری است که روانهای مردم برآن استقراریافته وخردهابرآن گواهی می دهندوطبیعت انسانها ، آن رابه دیده پذیرش می نگرند.»
امروزه با گسترش روزافزون صنعت وتحولات اجتماعی شناخت مفهوم مال دشوارترشده است. درگذشته بیشتر به چیزی مال گفته می شد که مادی و قابل دیدن و لمس کردن باشد مانند خانه ، میوه ، لباس و… اماامروزه بعضی ازاموال درعالم خارج دیده نمی شوندوقابل لمس نیستند مانند دیون ومطالبات و حق اختراع وسرقفلی و…
درگذشته تنهاصاحبان املاک ثروتمند محسوب می شدند ، اماامروزه سهامداران شرکتهای بزرگ نیز ثروتمندمحسوب می شوند چراکه جامعه امروزی باسرعت بـه سمت غیرمادی شدن (اعتباری شدن) پیش می رود وبااین رویه شاهد آن هستیم که بسیاری ازارزشهای مالی غیرمادی همچون علائم تجاری ومالکیتهای فکری دارای ارزش بیشتری ازاموال مادی هستند، همچنان که دربرخی موارد پروانه بهره برداری اززمین به مراتب بسیار ارزشمندترازخودزمین است.
بسیاری ازفقها مال راتعریف نکرده وآن رابی نیاز ازتعریف دانسته اند و به عرف واگذار کرده اند.یکی از فقیهان درباره معنای مال اینگونه می گوید: «معنای ملکیت ومالیت وملک و مال عرفی است که به توضیح شرع ونیز دلیل شرعی نیازندارد ، بلکه برای تعریف آنها باید عرف و لغت را دید.»

فقیهی دیگر مالیت را اعتباری عقلائی می داند که برخاسته از غرض ورغبت مردم به آن است ، به گونه ای که برای بدست آوردنش بریکدیگر پیشی گرفته و کشمکش می کنند ، خواه مانند غذا از نیازهای اولیه باشد یاهمچون ادویه که به آن نیاز عارضی دارند یا برای رفاه و لذت باشد ، البته همین که مردم به چیزی رغبت کنند به کشمکش نمی انجامد بلکه باید کمیاب نیز باشد و لذا به آب درکنار رودخانه ها و همچنین هیزم درجنگل وریگ درصحرا مال گفته نمی شود.
امام خمینی (ره) نیز در تعریف مال اینگونه گفته اند که : «مال چیزی است که متقاضی داشته باشد وعقلا به آن میل ورغبت کنند.»بنابراین اگرچیزی به قدری فراوان شود که هرگاه اراده شود بدون هیچگونه زحمتی بتوان آن رابدست آورد آن را مال می گویند همانند آب رودخانه و ریگ صحرا ونورخورشید وهوابرای تنفس.
قانون مدنی ایران نیز تعریفی از مال ارائه نداده است ، امامصادیق وانواع آن را درباب اول از کتاب اول بیان کرده است ، لیکن دکتر جعفری لنگرودی در ماده 11 طرح پیشنهادی اصلاح قانون مدنی که ارائه داده است اینگونه به تعریف مال پرداخته است : «آنچه که قابلیت اختصاص ونقل وانتقال درمبادلات راداشته ودارای نفع عقلائی بطور نوعی باشد مال است ، هرچند که هنوزبه ملکیت کسی در نیامده باشد.»
لذاباتوجه به آنچه بیان گردید ، هریک ازحقوقدانان به زعم خود سعی دربیان تعریفی کامل از مال داشته اند که درادامه به تجزیه وتحلیل این تعاریف خواهیم پرداخت.
برخی گفته اند فرق بین مال وشیء دراین است که مال همواره دارای ارزش مبادله اقتصادی وقابل تقویم به پول است ، اماشیء ممکن است دارای ارزش مبادله اقتصادی باشدیانباشد ، لذاهرمالی شیء است ولی هر شیئی مال نیست ، مال لازم نیست محسوس و مادی باشد.
برخی دیگر نیز اینگونه گفته اند که مال دراصل مخصوص طلا ونقره بوده و سپس مفهوم آن توسعه یافته و شامل هرچیزقابل انتفاعی گردیده ، پس هرچیزی که برای انسان نافع واستفاده ازآن ممکن باشدرامال گویند. امابه شرط اینکه مملوک ویاقابل تملک باشد ، یعنی انسان بتواند آن راازطریق حیازت تحت اختیاروسلطه خوددرآورد ، بنابراین اشیایی که اختصاص به اشخاص معینی نداشته وقابل تملک نباشد مثل آفتاب وماه وهرچه ازاین قبیل باشد مال برآنهاصادق نیست.پس نسبت بین مال و شیء ازحیث مفهوم ، عموم و خصوص مطلق است ، به این معنی که شیء اعم ازمال است.
برخی دیگر از شارحان قانون مدنی نیز گفته اند دراصطلاح حقوقی به چیزی مال گفته می شود که قابل داد وستد باشدوبرای عرضه وتقاضا مطرح بوده وبتوان آن رابه پول ارزیابی کرد.
دیگر اساتید نیز درتعریف مال گفته اند :
«ازنظرحقوقی به چیزی مال گویندکه دارای 2 شرط اساسی باشد:
مفید باشدونیازی رابرآورد ، خواه آن نیازمادی باشد یا معنوی
قابل اختصاص یافتن به شخص یاملت معین باشد.»
اینک با توجه به آنچه گفته شد به تجزیه وتحلیل تعاریف یادشده می پردازیم .
برخی ازحقوقدانان سعی درآن داشته اندکه مال رابراساس ویژگیهای «مفیدبودن» تعریف کنند ، این تعریف که به تعریف مال درحقوق رم بسیارنزدیک است براساس تفکیک بین شیء ومال می باشد ، اشیاء زیادی دراطراف ماوجود دارد اماهمه آنهامال نیستند بلکه آنهایی مال هستندکه مفیدباشند.
لذامال باید مفید باشد ونیازمادی یامعنوی انسان راتأمین کند و مقصودازنفع مادی نفعی است که یکی از نیازهای جسمی و فیزیکی شخص رابرطرف کند ومقصود ازنفع معنوی نیزآن است که بتواند یکی ازنیازهای روحی ومعنوی انسان رابرطرف کند ، بااین توضیح یک قطعه سنگ یا چوب بی ارزش هیچ نیازمادی یا معنوی رابرآورده نمی کند ومال به حساب نمی آید ، امااگراین سنگ یا چوب راتراش دهند به گونه ای که بتوان برای تزئین ازآن استفاده نمود میتوان به آن مال گفت ، چراکه دراین حالت یک نیازمعنوی(پاسخ به حس زیبایی طلبی انسان) رابرآورده می کند.
لیکن مبنای مفیدبودن بااین انتقاد مواجه شده است که بسیاری ازاشیاء درعالم هستندکه برای جسم یاروح مامفیدهستند ، اما مال نیستندمانند خون که برای مامفیداست اماتازمانیکه دربدن جریان دارد مال به حساب نمی آید.همچنین اشیایی مانند دریا ، هوا ، نور و خورشید که برای انسان دارای اهمیت بوده وبسیارمفید می باشند ونیاز انسان رابرطرف می کنند اما مال به حساب نمی آیند.
برخی دیگر از حقوقدانان مال رابرمبنای قابلیت اختصاص تعریف کرده اند وبراین عقیده اندکه اشیایی مانند دریاها ، هوا ونور خورشید اگرچه برای انسان مفید هستند امابه حکم طبیعت قابلیت اختصاص به شخص یااشخاص راندارند ولذا هیچکس نمی تواند نسبت به آنها ادعای مالکیت انحصاری واختصاصی کند بنابراین باید گفت مال آن چیزی است که قابلیت اختصاص به فرد را داشته باشد واشیاء به لحاظ حقوقی زمانی مال محسوب می شوندکه بتوانند دراختیارانسان قرار گیرند.
تعریف یادشده نیزباانتقاد مواجه است چراکه برخی ازاشیاء به علت کثرت ورایگان بودن ، علیرغم قابلیت اختصاص ، مال نیستند ولذاصرف قابل اختصاص بودن چیزی نمی تواندباعث مالیت آن گردد.
ازسوی دیگر امروزه میتوان برخی ازاشیایی راکه درگذشته امکان دسترسی وتملک آنها وجودنداشته است رابه کنترل خویش درآورد ، بعنوان مثال هوا را بصورت فشرده درآورده ودرکپسول برای استفاده درزیرآب یا مصارف دیگربه کار میبرند یا حتی امروزه امواج رابه کنترل درآورده اندکه مطابق این تعریف باید مال محسوب شوند واین درحالیست که همگان براین عقیده اندکه این اشیاء مال نمی باشند.
عده ای دیگر ازحقوقدانان نیز براین عقیده اندکه باجمع دو شرط مفیدبودن و قابلیت اختصاص میتوان به معنا و مفهوم مال دست یافت ، درحقوق فرانسه نیزظاهرا این معنا ازمال مورد توجه قرارگرفته است چنانکه برخی ازماده 714 قانون مدنی فرانسه استنباط کرده اند که مفید بودن و قابلیت اختصاص دوشرط لازم برای شناخت مال می باشد ، که البته براین تعریف نیزاشکالاتی که درتعریف اول و دوم بیان شد وارد است ، بااین توضیح که اشیایی وجوددارندکه مفید وقابل اختصاص هستند اماهمگان اعتقاددارندکه مال نیستند مانند خون که دربدن مفید است ومختص انسان اما مال به شمار نمی آید.عده ای دیگر نیز عقیده دارند که مال راباید ازدیدگاه صاحبان مال وازبعد اقتصادی نگریست ، ازنظراین دسته مفهوم مال لزوما می بایست ازدید ثروتمندان ترجمه شود.
بنظرآنهاپول نقش مهم و تعیین کننده ای درشکل دهی نظریات حقوقی دارد و مال آن چیزی است که دارای ارزش اقتصادی باشد ولذا برخی با استفاده از این معنا درتعریف مال گفته اند: «مال چیزی است که قابل دادوستد باشد وبرای آن تقاضا مطرح بوده وبتوان آنرابه پول ارزیابی کرد.» یعنی مردم دربرابرآن پول یا مال دیگری بدهند.
به این معنا نیز انتقاد وارداست چراکه معلوم نیست آیا این ارزش اقتصادی نسبی است یا مطلق؟
بعنوان مثال عکس و فیلم خانوادگی قدیمی وشخصی برای صاحب آن ارزش بالای معنوی و مادی دارد اما برای عموم مردم فاقد ارزش است وبرای آن پول پرداخت نمی کنند ، حال آیا میتوان اینگونه عکسها را مال به حساب آورد یاخیر؟
درپاسخ باید گفت که اگر معنای مطلق مدنظرباشد این نوع اشیاء نباید مال محسوب شوند زیراهمه مردم وجهی بابت آن نمی پردازند.اماایراد اساسی دیگر به این تعریف درحقوق ایران که برپایه فقه اسلامی استوارگردیده ، وارد می باشد این است که اشیایی وجود دارند که برخی برای آن پول پرداخت می کنند مانند موادمخدر ومشروبات الکلی درحالیکه به خوبی می دانیم شارع مقدس مالیت را از اینگونه اشیاء سلب نموده است وعلت ممنوعیت این اشیاء فقدان نفع عقلائی و مشروع است.
فقیهان براین اعتقاد هستند که منافع مال باید مشروع وحلال باشد(منافع محلله) ولذامشروبات الکلی ، موادمخدر ، سی دی های مستهجن و… مال نیستند وخرید وفروش آنها نیزباطل و حرام است و لذا به همین علت هم ماده 215 قانون مدنی ایران مقررداشته است که مورد معامله باید مالیت داشته و متضمن منفعت عقلایی مشروع باشد و طبق ماده 348 همان قانون نیز بیع چیزی که مالیت یا منفعت عقلایی ندارد باطل است.
لذا بنظر می رسد که درمقام نیجه گیری باید گفت که صرف خرید و فروش و پرداخت پول برای مال دانستن یک شی ء کافی نیست بلکه منفعت بایستی عقلایی و مشروع باشد.
گفتار دوم : معنا و مفهوم ملک
ملک درلغت به معنای واجدیت ، احاطه داشتن برشیء و سلطه وسلطنت است و گاهی نیزبه آنچه که درسلطه وتصرف انسان است گفته می شود. ملکیت مصدرجعلی ملک و مراد ازآن رابطه میان مالک ومملوک است ، همانطورکه مالکیت نیزمصدرجعلی وبه معنای مالک بودن و دارابودن حق است و درحقیقت رابطه ملکیت رابه اعتبار دارنده حق ، مالکیت وبه اعتبارموضوع آن ، مملوکیت می گویند.
درحقوق اسلامی منظور از ملکیت ، ملکیت حقیقی یا ملک به مفهوم فلسفی آن نیست بلکه منظور ملکیت اعتباری است. از دیدگاه فقیهان ، ملکیت رابطه اعتباری و علقه حقوقی بین مالک ومملوک است که موجب سلطنت وسلطه شخص برمال خود می گردد و بعضی از فقیهان نفس سلطنت وسلطه مالـک را ملکیت دانسته اند فلذا ملکیت عبارت است از رابطه اعتباری وسلطه حقوقی که برای شخص یااشخاصی نسبت به چیزی درنظرگرفته می شود ، به گونه ای که براساس آن می توانند هرگونه تصرف مادی وحقوقی درملک خود بکنند.
توضیح این مطلب ضروری است که اصطلاح ملکیت درمنابع ومتون اسلامی دارای معانی متعدد ومراتب مختلف به شرح زیر است :
الف) ملکیت حقیقی که مخصوص خداوند است وبرتمام هستی ملکیت تام واحاطه کامل دارد ، و درحقیقت سلطنت تامی است که اختیارمملوک حدوثاً وبقائاً دراختیار مالک است.
ب) واجدیتی که ازاحاطه شیئی بر شیء دیگر حاصل می شود ودراصطلاح فلسفی به آن ملک وجده گفته می شود ، ازاین دیدگاه ملک هیئتی است که ازاحاطه جسمی برجسم دیگرحاصل می شود مانند احاطه پیراهن بربدن انسان.
ج) ملکیت اعتباری است که عقلا یا شارع برای شخص یا اشخاصی نسبت به چیزی اعتبار می کنند.
باتوضیحاتی که بیان شد باید گفت ملکیت ازدیدگاه فقهای اسلام ازماهیات واموراعتباری به شمار می رود و حقیقت آن ، چیزی جز اعتبارعقلا یاشارع نیست.بعبارت دیگر ، ملکیت یک رابطه اعتباری یاسلطه حقوقی است که عقلا به دلیل مصالح اجتماعی برای شخص یااشخاص نسبت به شیء اعتبارمی کنندوشارع هم به خاطرآن مصلحت اعتبارآنهاراامضا و تاییدمی کند.
بنابراین بایدگفت ملکیت درمعنای حقوقی خودامری اعتباری است ونیازی نیست که موضوع آن بصورت بالفعل درخارج موجودباشدولذامنعی نداردکه یکی ازطرفین آن (مملوک یامالک)کلی باشد.
گفتارسوم : تفاوت مال وملک
همانطور که بیان شد ملک سلطنت اعتباری مالک بر مملوک است ومال نیز چیزی است که به علت منافع واقعی یااعتباری آن مورد رغبت عقلا واقع شده است.
ازدیدگاه فقهی وحقوقی مال مفهومی غیرازمفهوم عرفی خویش ندارد وبه هرچیزی که به علت نقش آن دررفع نیازهای ضروری انسان مورد رغبت قرارمی گیرد مال گفته می شود ودرمفهوم وسیع تر، هرآنچه که دارای ارزش اقتصادی بوده وقابل مبادله وتقویم به کالا وپول باشد مال محسوب می شود.
درباره ارکان اصلی مالیت یک چیزباید مطلوبیت شیء ، داشتن منفعت عقلایی وقابل مطالبه بودن را درنظر داشت وازهمین جهت است که برخی از فقها مالیت داشتن یک شیء را به معنای صحت مبادله آن با مال می دانند.
فلذا از دیدگاه عرف مالیت شیء به یکی از دو امر زیر وابسته است:
به گونه ای باشدکه ذاتامطلوب انسان بوده ویکی ازنیازهای ضروری اورا برآورده کند مانند خوردنیها وپوشیدنیها
چیزی باشد که بتوان یکی ازاموریادشده رابه واسطه آن بدست آورد مانند پول واسکناس
بنابراین مال چیزی است که به علت شرایط خاص خود ازنظر عقلا دارای ارزش واعتبارشده است اماملک احاطه وتسلطی است که کسی برچیزی دارد ، اعم ازاینکه بالفعل دارای ارزش باشد یا نباشد.
باتوجه به آنچه که تاکنون گفته شد به خوبی مشخص است که ازلحاظ منطقی ، عموم وخصوص من وجه است ونقطه تقارن آنها جایی است که یک شی ء مال محسوب می گردد وبه دیگری اختصاص دارد مانند اموالی همچون خانه ، اتومبیل وکتاب که درتملک اشخاص هستند.

گاهی نیزچیزی به علت اختصاصش به دیگری ملک محسوب می شود ، امابه علت نداشتن مالیت ، ازدیدعرف مال محسوب نمی شود همچون دانه گندمی که متعلق به شخصی خاص باشد.
درمقابل برخی ازاموال هستند که به علت عدم تعلق وعدم اختصاص به افراد وفقدان سلطه اشخاص ملک محسوب نمی شوند اگرچه مالیت دارندومال محسوب می گردند.
مالکیت مفهومی است که هرکس ازآن چیزی می داند
اماموقع طرح یک تعریف ، کسی جان سالم ازمعرکه درنمی برد
دکترجعفری لنگرودی
مبحث دوم : واژه شناسی و پیشینه تاریخی مالکیت
باید گفت واژه مالکیت که درواقع یک مصدرجعلی است اززبان عربی به زبان فارسی واردشده است و درفقه اسلامی ازواژه ملکیت به جای آن استفاده شده است.برای روشن شدن مفهوم فقهی وحقوقی واژه ملکیت ، به بررسی این واژه درکتب معتبرلغت خواهیم پرداخت:
واژه ملکیت ازریش

 

پاسخی بگذارید