خرید ارشد روانشناسی : احساس رضایت از رابطه زناشویی

واسه توصیف رضایت زناشویی از اصطلاحات زیادی مانند سازش، خوشحالی، موفقیت و کیفیت خوب زناشویی استفاده شده. کیفیت، سازگاری و رضایت مندی معمولاً به جای هم بکار می روند. اسپانیر[۱] (۱۹۷۶) کیفیت زناشویی رو به عنوان موفقیت و کنشوری یه ازدواج دونسته.

زناشویی

کیفیت زندگی به عنوان آزمایش ذهنی از رابطه زناشویی روی دامنه ای از ابعادی شامل رضایت زناشویی، خوشحالی زناشویی و سازگاری زناشویی تعریف شده (لویس و اسپانیر، ۱۹۷۹)؛ پس کیفیت بالای زناشویی به سازگاری خوب، رابطه کافی و درجه بالایی از رضایت در رابطه وابسته. سازگاری زناشویی به عنوان توافق زن و شوهر در هرلحظه از زمان تعریف شده. «کمیل و واندروین»[۲] (۱۹۷۴)سازگاری زناشویی رو به عنوان چیزی که شامل دو جزء موافقت جنسی و همسازیه تعریف کردن.

توافق

رضایت زناشویی وضعیتیه که در اون زن و شوهر در بیشتر مواقع احساس خوشبختی و رضایت از همدیگه دارن، سازگاری از راه علاقه ی دوطرفه، مراقبت از همدیگه، پذیرش، درک همدیگه و ارضای نیازها ایجاد می شه. زن و شوهر موافق زن و شوهرهایی هستن که توافق زیادی با همدیگه دارن از نوع گذروندن اوقات فراغت رضایت دارن و وقت وسایل مالی خودشون رو به خوبی برنامه ریزی می کنن (ملازمانی، ۱۳۸۴).

سازگاری زناشویی، بنیادی ترین روش سلامت روانی افراد در نظام خانواده س و یکی از برجسته ترین موضوع نگاه جامعه انسانیه که بر کارکرد شایسته خونواده اثر می گذارد سازگاری زناشویی پیوندی دوستانه همراه با تفاهم و درک همدیگه و تعادلی منطقی میان نیازای مادی و الهی همسرانه (ابوالقاسمی، ۱۳۸۵).

سلامت روانی

لنتال (۱۹۷۷) رضایت زناشویی رو به عنوان نتیجه مقایسه انتظارات زناشویی و یافته های زناشویی توصیف کرد. خیلی از تحقیقات مقطعی در مورد رابطه بین چرخه زندگی زناشویی و کیفیت زناشویی، ادعا کرده ان که کیفیت زناشویی در طول چرخه زندگی از یه الگوی U شکل پیروی می کنه که بالاترین کیفیت زناشویی در طول چرخه زندگی در مراحل اولیه ازدواج، قبل از تولد اولین بچه و در مراحل بعدی کیفیت بالا بعدازاینکه فرزندان خونه رو ترک می کنن به دست آمده اخطار دادن که بررسی های مقطعی ممکنه به خاطر تمایل به محاسبه جداگونه اثرات گروهی، اثرات مربوط به سن، جامعه پسندی اجتماعی و هم اینکه به خاطر تمایل اون به اینکه شادی رو در ازدواج ها در طول زمان پایدار نشون بدن، گمراه کننده و ناقص باشن.

ازدواج

به طورکلی افراد متأهل از افراد مجرد خوشحال تر هستن. (چان و لی، ۲۰۰۱؛ به نقل از ویلسون و اوسولد، ۲۰۰۵؛ گرین و راجرز، ۲۰۰۱) و سلامت جسمی و روانی ها اون ها بیشتر و طول عمر اون ها زیادتره (ویلسون و اوسوالد، ۲۰۰۵). زنان متال بدون بچه و مردان متال بدون بچه های بزرگ نسبت به بقیه مخصوصا افراد مجرد خوشحال تر بودن (کمپل، ۱۹۸۱).

(دینر، ۲۰۰۰) عقیده داره که مردم به حوادث خوب و بد زندگی اول شدیداً عکس العمل نشون میدن، ولی بعد به سازش با اون می پردازند و به سطوح متعادل خوش حالی روی می بیارن. بعضی وقتا سطوحی که قبلاً براشون شادی آور بود حالا دیگه شادی به دنبال نداره و گاه هنگام رویارویی با عوامل منفی در شروع حس بدبختی دارن، اما به زودی به این سطح هم عادت می کنن و با اون موافق می شن (دینر و لوکاس، ۲۰۰۰).

تحقیقات نشون داده زنائی که هیجان های خود رو به خوبی بفهمن و درباره ی خودشون احساس مثبتی داشته باشن معمولاً در زندگی زناشویی سازگاری بیشتری دارن (رفیعی – نورانی پور، ۱۳۸۴).

هم اینجور تحقیق نشون می دهد شادمانی و رفاه بیشتر به دنبال سازگاری بیشتر و آرامش روانی در خونه ایجاد می شه (کهکی، ۱۳۸۷).

همسرانی که از سازگاری زناشویی بالایی بهره مند هستن عزت نفس بیشتری دارن و در روابط اجتماعی سازگارترند. سازگاری زناشویی نتیجه ی روند زناشویی و شامل عواملی مانند وسیله محبت، عشق همسران، شباهت نگاه و چگونگی رابطه و حل مسئله س (مارکویسکی و گرین وود[۹]، ۱۹۸۴) و افزایش اضطراب و نگرانی موجب کاهش سازگاری می شه (اسپانیر و لوئیس[۱۰]؛ به نقل از سودانی، ۱۳۸۵).

(لترینگر و گوردون، ۲۰۰۵) به این نتیجه رسیدن که روابط جنسی و بیان محبت باعث بالا رفتن سازگاری زناشویی و درنتیجه بالا رفتن خوش حالی در افراد می شه.

بیشترً هر همسر معنی خاصی از نقش زن و شوهر داردکه بر انتظاراتش از طرف دیگه (همسر)اثر می گذارد حال اگه انتظارات نقش تأمین نشه به اختلاف و اختلاف می رسه (شعاری نژاد، ۱۳۷۳).

بیشتر پریشونی و گیجی زنان و مردان دارای رابطه ی پایدار از بحث درباره تغییر نقش های زن و مرد ناشی می شه. نهضت زنان توجه رو به روابط غیرمنصفانه در ازدواج می کشوند باروری، پرورش بچه، نبود موقعیت مساوی در کار خارج از خونه و نبود اجرت مساوی از اولین موضوعاتیه که موردتوجه قرارگرفته س (روبوتهام[۱۱]، ۱۹۸۳ و اکلی، ۱۹۷۴ به نقل از شعاری نژاد، ۱۳۷۳).

نویسندگان پیش قدم در مورد فرق باروری و پرورش بچه به بحث پرداخته ان تا مسئولیت بیشتری رو به مردان اختصاص بدن (همون منبع).

از طرفی بیشتر زنائی که نا گریزند درآن واحد دو نوع کار رو بکنن، یکی در میدون شغل و دیگری در کارخانه و خونواده، ممکنه احساس گناه کنن، هم اینکه از این که نمی تونن فعالیت های تفریحی لازم واسه بچه هاشون ترتیب بدن احساس گناه می کنن به طورکلی احساس گناه از نرسیدن در حد مطلوب به کارای خونه همسر و فرزندان دلیل می شه که زن از رضایت خاطر لازم درباره کل خونواده محروم شه . علاوه بر اون متأسفانه در جامعه ما تعداد مادرانی که با شرایط بالا دارن کار می کنن خیلی کم هست این خود فقط باعث می شه که مادران تحت فشار روانی و جسمی زیادی قرار گیرند و با افزایش خستگی و نارضایتی وقت و انرژی لازم واسه فرزندان و همسر خود ندارن.

[۱] – Spinner

[۲] – Camille & Vandrvyn

 

[۳]- Lenthal.

[۴] – Chun & Lee

[۵] – Wilson & Oswald.

[۶]-Green & Rodgers

[۷]-Campble

[۸]- Diener, Ed. & Richer E. Lucas

[۹] – Markvysky & Greenwood

[۱۰] – Spinner & Lewis

[۱۱] – Rvbvtham

علمی