جایگاه اسماعیل صبری در ادبیات معاصر عرب کجاست- قسمت 22

جایگاه اسماعیل صبری در ادبیات معاصر عرب کجاست- قسمت 22

  • – تا وقتی که امر خدا فرا رسید و شیطان فریبنده شما را تا دم مرگ از خدا غافل و مغرور گردانید . ↑
  • – بلی ما قادریم او را هم درست گردانیم . ↑
  • – مران : تمرین ، ممارست . ↑
  • – آن گاه نطفه را علقه علقه را گوشت پاره و باز ، آن گوشت را استخوان ، و سپس بر استخوان آن ها گوشت پوشاندیم پس از آن خلقتی دیگر انشا نمودیم ، آفرین بر قدرت کامل بهترین آفریننده . ↑
  • – اکتئاب : اندوه . ↑
  • – طارد : او را تعقب کرد . ↑
  • – فوات : از بین رفتن . ↑
  • – هشم : خرد کردن ، له کردن . ↑
  • – أشمط : دارای موهای جو گندمی . ↑
  • – غائره : فرو رفته . ↑
  • – تطوی : جمع می کند . ↑
  • – ( ای رسول ما یاد کن روز قیامت را ) هنگامی که آسمان شکافته شود ، و هنگامی که ستارگان آسمان فرو ریزند و هنگامی که آب دریاها روان گردد ، و هنگامی که خلایق از قبرها برانگیخته شوند ، آن هنگام است که هر شخص به هر چه مقدم و موخر انجام داد همه را بداند . ↑
  • – تعثر : می لغزد . ↑
  • – رجفهٌ : لرزش . ↑
  • – دکَّتِ : کوبیده شد . ↑
  • – در آن روز سخت مردم مانند ملخ هر سو پراکنده شوند . ↑
  • – روزی که از زلزله پی در پی آن زمین به کلی خرد و متلاشی شود . ↑
  • – العهن : پشم و پنبه . ↑
  • – رفات : استخوان های پوسیده . ↑
  • – هشیماً : زمین خشک و بی گیاه . ↑
  • – کوه ها بدان صلابت مانند پشم زده متلاشی گردد . ↑
  • – آن روزی که در صور بدمند و فوج فوج به محشر درآیند . ↑
  • – نباتات گوناگون زمین در هم پیچیده خرم بروید سپس صبحگاهی همه در هم شکسته و خشک شود و به دست بادها زیر و زبر گردد . ↑
  • – هر وقت بهار را دیدید بسیار از قیامت یاد کنید . ↑
  • – آن چه را که انجام داده اند حاضر می یابند و پروردگار تو ، به احدی ستم نمی کند . ↑
  • – در این روز مردم گروه گروه بیرون می آیند تا در نمایشگاه اعمال ، اعمال آن ها به آن ها ارائه داده شود . پس هر کس هم وزن یک ذره کار نیک کند آن را می بیند و هر کس هم وزن یک ذره کار زشت کند می بیند . ↑
  • – و در دلشان از شما مسلمین ترس افکند تا آن که گروهی از آن ها را به قتل رسانیدید و گروهی را اسیر گردانیدید . ↑
  • – روزی که هر کس آن چه از کار نیک یا زشت انجام داده است حاضر می بیند ، آرزو می کند که کاش بین او و بین کار زشتش مسافت درازی فاصله می بود . ↑
  • – ای گروه انس و جن به زودی به حساب کار شما خواهم پرداخت . ↑
  • – ( ای رسول گرامی ) قرآن را به نام پروردگارت که خدای آفریننده عالم است بر خلق قرائت کن ، آن خدایی که آدمی را از خون بسته بیافرید ، بخوان قرآن را و پروردگار تو کریم ترین کریمان عالم است ، آن خدایی که بشر را علم نوشتن به قلم آموخت ، و با آدم آن چه را نمی دانست به الهام خود تعلیم داد . ↑
  • – الا ای رسولی که خود را با لباس در پیچیده ای ، برخیز و با نذر و پند خلق را خدا ترس گرداند . و خدای را به بزرگی و کبریایی یاد کن . ↑
  • – فتره : مرحله ، مدت . ↑
  • – تَخّبط : بیراهه رفتن . ↑
  • – محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست ، لیکن او رسول خدا و خاتم انبیاء است و خدا همیشه بر همه امور عالم و آگاه است . ↑
  • – حصنته : از او محافظت کرد . ↑
  • – احل : فرود آورد .
  • – بسفر : کتاب . ↑
  • – باز همان شخص با ایمان به فرعونیان گفت : ای قوم من بر شما می ترسم از روزی مانند روز سخت احزاب . ↑
  • – تفشی : منتشر شد . ↑
  • – فوضی : شورش . ↑
  • – رحی : آسیاب . ↑
  • – خیمت : در برگرفت . ↑
  • – خبط عشوا : نامنظم. ↑
  • – شباک : دام . ↑
  • – مغریات : فریبنده ها . ↑
  • – جنان : قلب . ↑
  • – عقده را از زبانم بگشا . ↑
  • – کار مرا آسان گردان . ↑
  • – نوح به ساختن کشتی پرداخت و هر کس از قومش بر او می گذشت وی را مسخره و استهزاء می کرد . ↑
  • – هَدَأ : آرام کرد . ↑
  • – به زمین خطاب شد که فوراً آب را فرو برو به آسمان امر شد که باران را قطع کن و آب به یک لحظه خشک شد . ↑
  • – عصوه : نافرمانی کردند . ↑
  • – فحقت : احاطه کردن – دچار شدن . ↑
  • – آنگاه ناقه صالح را پی کردند و از امر خدا سرباز زدند . ↑
  • – من در خواب یازده ستاره و خورشید و ماه را دیدم که برای من سجده می کنند . ↑
  • – سخله : بره . ↑
  • – عجفاء : لاغر . ↑
  • – یعقوب گفت ای فرزند عزیز زنهار خواب خود را بر برادران حکایت مکن ، که بر تو مکر و حسد خواهند بود زیرا دشمنی شیطان بر آدمیان آشکار است . ↑
  • – برگزیدن ، گزین کردن . در اصطلاح سالکان عبارت است از آن که حق تعالی بنده را به فیض مخصوص گرداند که آن نعمت ها بی سعی بنده را حاصل آید و آن جز پیامبران و شهداء و صدیقان را نبود . ↑
  • – و این تعبیر خواب توست که خدا تو را برگزیند و علم تأویل خواب ها بیاموزد و نعمت و لطفش را در حق تو و آل یعقوب مانند پدرانت ابراهیم و اسحق تمام گرداند که خدا دانا و حکیم است . ↑
  • – شنعا : زشت . ↑
  • – هنگامی که برادران یوسف گفتند ما با آن که چندین برادریم پدر چنان دلبسته یوسف است که او را تنها پیش از همه ما دوست می دارد و ضلالت او در حب یوسف نیک پدیدار است ، باید یوسف را بکشید یا در دیاری دور از پدر بیفکنید و روی پدر را یک جهت به طرف خود کنید آن گاه بعد از این عمل مردمی صالح و درستکار شوید . ↑
  • – آوردند بر بالای پیراهن یوسف خون دروغ ، گفتند که این خون یوسف است . ↑
  • – سَراء : خوشی . ↑
  • – عزیز مصر یوسف را خریده بود ، به زنش گفت : مقام این پسر را گرامی دار ، شاید برای ما سودمند شود و او را به فرزندی بگیریم . و ما چنین به مقام و مکانت یوسف افزودیم ، و علم تعبیر خواب به او یاد دادیم ، و برای مقام نبوت انتخاب کردیم . و خداوند بر کارهای خود تسلط و غلبه دارد ، اما بیشتر مردم نمی دانند . ↑
  • – الارزاء : ج رزء : سختی و مصیبت . ↑

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*