توسعه مدیریت زنجیره تامین سبز

0 Comments

هنگامی که اثرات زیست محیطی بر شرایط زندگی مردم جهان بسیار مشهودتر از سابق گردد، تاکید بر آگاهی زیست محیطی پر رنگ تر می شود. امروزه، مردم جهان به پیامدهای بالقوه مسائل زیست محیطی توجه بیشتری نشان می دهند.

سوراخ شدن لایه اوزون، گرم شدن کره زمین، و ضایعات مضر و خطرناک از مبرم ترین مقوله های زیست محیطی به حساب می آیند. در تلاش برای تعدیل اثرات منفی چنین مشکلاتی، دولت ها قوانینی را وضع و استادارد های زیست محیطی به منظور کاهش میزان انتشار گاز کربن (ژاو[۱] و همکاران، ۲۰۱۲) و گازهای گلخانه ای را تدوین کرده اند. بعضی از این استانداردها عبارتند از وسایل از کارافتاده (ELV)[2]، محدودیت بر مواد خطرناک (RoHS)[3]، تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی زائد (WEEE)[4]، طراحی سازگار با محیط زیست محصولاتی که از انرژی استفاده می کنند (EuP)[5]، و ثبت، ارزیابی، مجوز و محدودیت مواد شیمیایی (REACH)[6].

علاوه بر این، صنایع بصورت فزاینده ای در حال تولید محصولات حامی محیط زیست به منظور تامین تقاضای محصولات سبز مشتریان می باشند. برای مثال، کسب و کارهایی که میزان استفاده خود را از مواد خام کاهش داده اند، شروع به بازیافت محصولات قدیمی و کهنه و استفاده از انرژی تجدیدپذیر[۷] کرده اند.

 

مدیریت زنجیره تامین، برنامه ریزی و کنترل فعالیت های مرتبط با تجارت، معامله، و مدیریت امور پشتیبانی را انجام می دهد. از همه مهمتر، میان تامین کنندگان، عوامل و مشتریان جدید همکاری و هماهنگی برقرار می سازد. با افزایش آگاهی مشتریان و وضع قوانین دقیق تر، صنایع شروع به یکپارچه سازی عوامل زیست محیطی در سرتاسر سازمان هایشان کرده اند. بعلاوه، با ادغام فناوری های سبز در فرآیندهای طراحی، تولید، و توزیع محصولات به زنجیره های تامین حامی محیط زیست بدل شده اند. این گونه تلاش ها، منجر به سیر تکاملی مدیریت زنجیره تامین سبز شده است(گوپتا[۸] و وانگ[۹]،۱۳۹۳، ص. ۲۲).

در سال ۱۹۶۹، شرکت کوکا کولا حامی مطالعه ای شد که قصد انجام تجزیه و تحلیل چرخه عمر به منظور ارزیابی اثر زیست محیطی بسته بندی های محصولاتش را داشت. نتایج حاصل از انجام این مطالعه، ارائه چارچوبی برای ارزیابی چرخه عمر (LCA)[10] بود که تا به امروز از آن استفاده             می گردد. در طول این مدت ، LCA دائماً بر کاهش اثرات منفی زیست محیطی ناشی از تولید، حمل و نقل و دفع کالاها تاکید کرده است. پیشرفت های تدریجی در سال های اخیر توانسته است این روش را با سیستم مدیریت زنجیره تامین همراه سازد (گوپتا و وانگ،۱۳۹۳، ص. ۲۲).

گرچه تئوری مدیریت زنجیره تامین سبز در دهه ۱۹۹۰ توسعه یافت، ولی به علت چالش های عدیده ای که در مقابل خود می دید، اکثر صنایع تا سال ۲۰۰۰ یا حتی پس از آن قدام به اتخاذ سیستم مدیریت زنجیره تامین سبز نکردند. شکل (۲-۴) سیر تکامل زنجیره تامین سبز را نشان    می دهد. از این شکل چنین استنباط می گردد که در دوره توسعه که آگاهی ها از نگرانی های زیست محیطی افزایش می یابد، پیچیدگی و مقیاس فناوری مدیریت زنجیره تامین سبز نیز افزایش می یابد (گوپتا و وانگ،۱۳۹۳، ص. ۲۷).