تعاریف اضطراب

نگرانی از قبل نسبت به خطرها یا بدبختی های آینده توأم با احساس بی لذتی یا نشونه های بدنی تنش، منبع خطر پیش بینی شده می تونه داخلی یا خارجی باشه. (راهنمای تشخیصی آماری انجمن بیماریای روانی نسخه سوم، ۱۹۹۴).

هر کسی دچار اضطراب می شه و اون، تشویقی گسترده، ناخوشایند، مبهمه که بیشتر علائم دستگاه خودکار مثل سردرد، تعریق، تپش قلب و … هم با اونا همراه س. مجموعه علایمی که در عین اضطراب هست و بیشتر در هر فرد به گونه ای متفاوت از دیگرونه (کاپلان، ۲۰۰۳).

اضطراب

 

 

۲-۳-۲٫ دیدگاه های نظری درباره اضطراب

۲-۳-۲-۱٫ روانکاوی

تکامل کم کم نظریه های زیگموندفروید رو در مورد اضطراب از مقاله وسواس ها و فوبیها که در سال ۱۸۹۵ نوشت تا مطالعاتی در هیستری و در آخر مقاله مهارها، علائم و اضطراب که در سال ۱۹۲۶ به رشته تحریری درآورده می توان یافت. درمقاله آخر ، فروید اضطراب رو هشداری واسه ایگو معرفی می کنه که از فشار یه سائق نامقبولی واسه خودنمایی آگاهانه و تخلیه خبر می دهد. اضطراب به عنوان یه اخطار ایگو رو واسه اقدامات دفاعی در مقابل فشارهای داخلی تحریک می کنه. اگه سطح اضطراب بالاتراز چیزی که به عنوان اخطار لازمه نره ممکنه با شدت یه حمله ترس خودنمایی کنه. در بهترین شرایط به کار گیری واپس زدن به تنهایی باید بدون پیدایش علائم به برگشت تعادل روانی منجر شه ، چون واپس زدن مؤثر تموم انگیزه ها و احساسات همراه اونا و خیالات رو با روندن به ناخودآگاه در بر می گیرد. اگه واپس زدن درمقام دفاع ناموفق باشه ، بقیه مکانیسمهای دفاعی( میل تبدیل، جابجایی، پسرفت) ممکنه موجب پیدایش علائم گردند و اینطوری شکل بالینی یه مشکل نوروتیک سنتی( مثل هیستری، فوبی، وسواس) بوجود آید. (ساراسون،۱۹۷۶)

اضطراب در روانکاوی بسته به وجود یافته های ترسناک به چهار طبقه کلی تقسیم می شه:

اضطراب سوپرایگو، اضطراب اختگی[۳] اضطراب جدایی واضطراب اید یا تکانه.

اینجور تصور می شه که نوعای جورواجور اضطراب در طول طیف رشد و نمو اولیه در نقاط متفاوتی بوجود می آیند. اضطراب اید یا تکانه اینجور فرض می شه که با ناراحتی ابتدایی و منتشر نوزادان به هنگام احساس تسلیم شدن در مقابل نیازها و محرکهائی که خود هیچ کنترلی بر اونا ندارن بوجود میاد. اضطراب جدایی به مرحله ای کمی دیرتر از دوره ادیپال مربوط می شه که در اون کودک از اینکه نتونه تکانه های خود رو کنترل کرده و با معیارها و تقاضاهای والدین هماهنگ سازه نگران بوده ومی ترسد که محبت اونا رو از دست بده یا از طرف اونا رانده شه. خیالات اختگی که از مشخصات کودک دوره ادیپاله، مخصوصا در رابطه با تکانه های جنسی در حال رشد اون ، دراضطراب اختگی بزرگسالی تجلی می کنه اضطراب سوپرایگو نتیجه مستقیم رشد انتهایی سوپرایگوه که گذروندن عقده ادیپ و ظهور دوره قبل از بلوغ پنهون شدگی رو خبر می دهد.

نوزاد

در مورد منبع و وجود اضطراب در روانکاوی اختلاف عقیده هست. مثلاً اوتورانیک پیدایش اضطراب رو به فرآیندهایی مربوط به ضربه تولد مربوط می سازه . هاری استک سالیوان روی روابط اولیه مادر و کودک و انتقال اضطراب مادر به کودک تأکید کرده. معهذا ، جدا از مکتب خاص روانکاوی ، درمان مشکلات اضطرابی در محدوده این مدل معمولاً لازمه رواندرمانی دراز مدت بینش گرا یا روانکاوی معطوف به پیدایش انتقاله که تجربه دوباره مسائل مربوط به رشد و انحلال علائم نوروتیک رو امکانپذیر می سازه.
رواندرمانی

 

۲-۳-۲-۲٫نظریه های رفتاری

نظریه های رفتاری یا یادگیری اضطراب بعضی از مؤثرترین درمانهای مشکلات اضطرابی رو بوجود آورده. طبق نظریه های رفتاری ، اضطراب یه عکس العمل شرطی در مقابل محیطی خاصه. تو یه مدل شرطی سازی سنتی که مثلاً هیچ نوع حساسیت غذایی نداره ، پس از خوردن حلزون صدفدار تو یه رستوران دچار ناراحتی شدید می شه. مواجه شدن بعدی با حلزون ممکنه دلیل شه که شخص احساس ناراحتی کنه. امکان داره که اینجور فردی از راه گسترش نسبت به هر غذایی که خودش آماده نکرده باشه حساسیت و سوءظن پیدا کنه. یه احتمال دیگردر دلیل شناسی اینه که شخص با تقلید عکس العمل اضطرابی والدین خود ممکنه عکس العمل داخلی اضطراب رو یاد بگیره( فرضیه یادگیری اجتماعی).

مشکلات

درهر حال ، درمان معمولاً بانوعی حساسیت زدایی از راه رویارویی تکراری با محرک اضطراب انگیز، همراه با روشای رواندرمانی شناختی بعمل میاد. (ساراسون،۱۹۷۶)

۲-۳-۲-۳٫ نظریه های آدم گرایی

نظریه های آدم گرایی اضطراب ، مدلهای عالی واسه مشکل اضطراب منتشر بوجود آورده که در اونا محرک قابل شناسایی خاص واسه احساس اضطراب طولانی وجو د نداره. معنی مرکزی نظریه وجود اینه که شخص از پوچی عمیق در زندگی خود آگاه می شه، که ممکنه حتی از پذیرش مرگ ناچارا خود هم واسه اون دردناکتر باشه. اضطراب عکس العمل شخص به این پوچی وسیع وجود و معنا هستش. گفته شده که پس از کشف سلاحهای هسته ای نگرانیهای وجودی زیاد شده. (شفیع آبادی و ناصری، ۱۳۹۰)

۲-۳-۲-۴٫ نظریه های زیست شناختی

مثل تموم اعمال داخلی ، اضطراب – هم طبیعی و هم بیمارگونه – در مغز به شکل یه وجود زیست شناختی نمایانده می شه بعضی ترکیبات نوروشیمیای و نوروهورمونی که مریض احساس اضطراب می کنه بر نواحی جور واجور مغز اثر می گذارن.نظریه های زیست شناختی برمعیارهای عینی متکیه که عمل مغز در بیماران گرفتار به مشکل اضطراب زا با افراد عادی مقایسه می کنه. این که معیارهای بیولوژیک اضطراب اولیه بود، یا ثانوی الان سؤالی بی پاسخه. هم اینکه معلوم نیس که تغییرات بیولوژیک در بیماران گرفتار به مشکلات اضطرابی نشون دهنده تحریک بیش از اندازه یه سیستم نرمال از بقیه لحاظه یا این یافته ها درخشش عملی بیمارگونه و بخصوصه. معهذا شاید بعضی ازمردم نسبت به مشکل اضطرابی یه حساسیت بیولوژیک نسبت به پیدایش این عاطفه آسیب پذیری بیشتری دارن. (اتکینسون و همکاران ۲۰۰)

۲-۳-۳٫ دیدگاه های نظری درباره روانشناختی اضطراب

اگه همه کارشناسان در مورد شناسایی و توصیف پاره ای از تجلیات اضطراب در بین توافق دارن و اگه همه اونا می پذیرن که شدت اضطراب در کودکان بسیار متغیره اما بین اونا درباره اهمیت و موقع اضطراب در تغییر کودک، اختلاف نظر هست. در این قلمرو می توان دو قطب افراطی رو از همدیگه جدا کرد(آژوریاگرا، مارسلی ۱۹۸۲).

تو یه قطب مدافعان (اضطراب به معنی یه جواب) قرار دارن که اضطراب رو واکنشی نسبت به یه خطر یه ناراحتی یا یه تهدید برونی که تعادل داخلی رو به خطر می اندازد، تلقی می کنن. و در قطب دیگه نظریه پردازان قرار می گیرن که اضطراب رو یه داده سرشتی می دانند. هر مؤلفی که به نظریه پردازی درباره اضطراب دست زده ً از یکی از این مواضع دفاع کرده و ما اینجا خلاصهً به بررسی نظر پاره ای از مؤلفان می پردازیم:

[۱] – Lafon

[۲] – Reber

[۳] – castraton anxiety

علمی