سامانه پژوهشی – 
بررسی نقش نوع یادگیری ، سبک رهبری  و فرهنگ یادگیری سازمانی  …

سامانه پژوهشی – بررسی نقش نوع یادگیری ، سبک رهبری و فرهنگ یادگیری سازمانی …

۲-۱۹ الگوی p3 بیگز[۴۷] از یادگیری
یادگیری اساسا به نظام (فراگیر-شخصیت) مربوط می شود آموزش یا تعبیر دقیق تر آن نظام آموزشی ، نظامی اجتماعی و بیشتر از یک نظام شخصیت است. یادگیری عبارت است از پدیده های رفتاری که در عملکرد دانش آموز ظاهر می شود هر فراگیر نیز یک نظام شخصیت مجزا با نیازها، ارزشها، تجربه های قبلی، ادراکات است. اعمالی که دانش آموزان انجام می دهند، تکالیفی است که معلمان برای یادگیری تعیین می کنند. (ورکی،۱۳۷۹).در جهت بررسی نظام آموزشی و بویژه یادگیری، الگوهای در این خصوص تدوین شده است.
بر این اساس بیگز الگوی p3را معرفی می کند.؛که در آن یادگیری از سه دسته متغییر تشکیل شده است: که پیش زمینه ها (ویژگی های فراگیران و موقعیت یادگیری)، فرآیندها (رویکرد فراگیران برای یادگیری) و بازده ها (پیامدهای یادگیری) هستند. عموما از این الگو چنین برداشت می شود که تغییر در ویژگی های فردی و موقعیتی منجر به تغییر در رویکردهای یادگیری می شود و در نهایت هم پیامدهای یادگیری، تحت تاثیر قرار می گیرند. به علاوه، تصور می شود که متغیرهای پیش زمینه ای ـ برای مثال ادراک از بافت یادگیری یا محیط یادگیری ـ نیز می تواند به طور مستقیم بر پیامدهای یادگیری تاثیر داشته باشد .
۲-۱۹-۱پیش زمینه ها [۴۸]
از نظر بیگز، متغیرهای پیش زمینه را می توانیم در دو دسته عامل قرار دهیم. دسته اول شامل عوامل مربوط به ویژگی های فردی ودسته دوم، عوامل مرتبط با ویژگی های موقعیتی یا محیط یادگیری است.
عوامل مربوط به فراگیران عبارتنداز: دانش قبلی، توانایی پردازش اطلاعات، ویژگی های فردی مثل جنس، سبک های یادگیری و همچنین پیش مفهوم ها و انگیزش .
عوامل دیگر مربوط به موقعیت یادگیری است که محیط آموزشی را در بر می گیرد، مانند: اهداف، ارزشیابی، محیط یادگیری کلاس و ادراک دانشجویان از این محیط، آموزش و رویه های آموزشی، محتوای درسی و ساختار دوره.
۲-۱۹-۲متغیرهای فرآیندی[۴۹]
این متغیرها شامل فعالیت های متمرکز بر یادگیری و رویکردهای در حال رشد نسبت به یادگیری هستند. این رویکردها نتیجه ویژگی های فراگیران و ویژگی های موقعیتی در مرحله قبل هستند و می توانند مناسب/ رویکرد عمیق و یا نامناسب / رویکرد سطحی باشند.
۲-۱۹-۳پیامدهای یادگیری[۵۰]
پیامدهای یادگیری شامل نتایج کمی وکیفی هستند. پیامدهای کمی شامل؛ مهارت ها، واقعیت ها و پیامدهای کیفی، شامل ساختار و انتقال است. پیامدهای یادگیری را می توان از نظر شناختی یا عاطفی نیز طبقه بندی کرد؛ برای مثال آیا موضوع یادگیری برای فرد مهم بوده است؟(یمینی ،۱۳۸۸).
شکل ۲-۱منبع: بیگز (۱۹۹۹ صفحه )۱۸۹؛ به نقل از یمینی ۱۳۸۸
پیش زمینه فرایند بازده
پیامدهای یادگیری
کمی: واقعیت ها، مهارت ها کیفی، ساختار، انتقالعاطفی: مشارکت
عامل های مربوط به فراگیران دانش قبلی
تواناییها
انگیزش
فعالیتهای متمرکز بر یادگیری
مناسب / عمیق
نامناسب / سطحی
بافت آموزش
اهداف
ارزیابی
جو و محیط یادگیری
تدریس
رویه های آموزشگاه
۲-۲۰رویکرد های یادگیری
مولفه دوم الگوی بیگز،مولفه «فرآیندی» است که در آن فعالیتهای متمرکز بر یادگیری مورد توجه است در مطالعه حاضر ،رویکردهای یادگیری به عنوان متغیر فرایندی مورد بررسی قرار می گیرد.
براساس ادبیات مربوط به رویکرد های یادگیری دانشجویان [۵۱]SAL در دو جهت گیری متقابل اما نه ناهمساز گسترش یافته است. نخستین جهت گیری بوسیله محققان سوئیسی (مارتون[۵۲] ،۱۹۸۱،به نقل از کانو ۲۰۰۹)شکل گرفت و بر تحلیل های کیفی متمرکز بود. و تمرکز بر این داشت که دانشجویان چگونه محتوا و فرایندهای یادگیری را ادرک می کنند و این مجموعه را با نام پدیدار سنجی [۵۳]معرفی می کنند . پدیدار سنجی به دنبال این است که در یابد شرکت کنندگان چگونه پدیده های گوناگونی که توسط محقق ارائه می شود را تجربه ، ادراک و مفهوم سازی می کنند، محقق به اندازه ای که به تفسیر شرکت کنندگان از پدیده علاقه مند است علاقه ای به خود پدیده ندارد.آنهادر تحقیقات خود دو دیدگاه متناقض در مورد یادگیری شناسائی کرده اند؛ افرادی که به جزئیات (مثلا علائم موجود در متن) توجه می کنند تا بعدا بتوانند آنها را باز تولید کنند این گروه در مورد یادگیری یک تصور سطحی یا کمی دارند آموزش گیرندگانی که بر معنای آنچه یاد می گیرند (نظیر نیت نویسنده) در مورد یادگیری تصوری عمیق یا کیفی دارند(سالجو ،۱۹۸۲ ، به نقل از کانو ،۲۰۰۵).آنها رویکردهای یادگیری را بازتاب دهنده تصورات یا ایده های یادگیرنده از یادگیری می دانند .
دومین جهت گیری را بیگز در استرالیا و اِنت ویستل[۵۴]در بریتانیا ،با بهره گیری از روشهای کمی نظیر پرسشنامه ها و سیاهه های خودگزارش دهی معرفی کردند.تحقیقات در این جهت گیری ها، با هدف سنجش آنچه که معمولا دانشجویان در زمان مطالعه و یادگیری انجام می دهد ،منجر به گسترش دو فرم پرسشنامه (پرسشنامه فرایندهای یادگیری([۵۵]SPQ توسط بیگز و سیاهه رویکردبه مطالعه .
[۵۶]ASI) )توسط اِنت ویستل شد.رویکردهای یادگیری مورد نظر بیگز و اینتویستل بر چگونگی تجربه و تعریف موقعیت یادگیری فرد ، استفاده ازراهبرد های متفاوت برای یادگیری و انگیزه زیربنای یادگیرنده از یادگیری اشاره دارد(کانو۲۰۰۵).
دانشجویان بطور عمومی به دو شکل اصلی با تکالیف دانشگاهی درگیر می شوند که با نام های رویکردهای یادگیری عمیق و سطحی معرفی می شوند. که این رویکرد ها به رفتارشان از تفسیر آموزشی و وظایف یادگیری وابسته است این تفاسیر باعث شکل گیری یک قصد ( انگیزش یادگیری )که منجر به ایجاد فرایندهای متمایزی در قالب راهبردهای یادگیری می شود(کانو ،۲۰۰۹).
رویکرد سطحی یادگیری شامل انگیزه بیرونی است باز تولید مواد، تکمیل نیازهای درسی و اجتناب از شکست با کمترین تلاش و درگیری و استفاده از راهبردهای تکراری (حفظ کردن) در مقابل در رویکرد عمیق یک انگیزش درونی وجود دارد جهت فهم مقاصد نویسنده و پیگیری آن، تکمیل مواد درسی و استفاده از راهبردهای قویتر نظیر جستجوی معناها، یکپارچه سازی دانش فرمولی با ارتباط دهی به تجارب شخصی و حقایق .در مطالعات آغازین بیگز رویکرد سومی را نیز با نام رویکردهای موفقیت مدار معرفی می کند. شخصی که دارای رویکرد پیشرفت است توسط نیاز به پیشرفت (موفق بودن، به دست آوردن بالاتری نمره ممکن، رقابت) برانگیخته می شوند و از راهبردهای سازمانی استفاده می کنند (استفاده بهینه از زمان و تلاش، استفاده از مهارتهای مطالعه). میزانی که استفاده از راهبردها با انگیزش سازگار است (مثلا انتخاب راهبردهای سازمانی و انگیزی پیشرفت) به فرایادگیری بستگی خواهد داشت؛ فرایادگیری آن چیزی است که بیگز ۱۹۸۷ آن را به ابن صورت تعریف می کند؛ آگاهی فرد از فرایندهای یادگیری و کنترل آنها بر آن.
نتایج برخی از تحقیقات مدل سه عاملی را تأیید می کنند ،
رگمی و آستیلا [۵۷]،۱۹۹۱) در حالی که در برخی از پژوهش ها تنها دو عامل تأیید شده اند و ملاحظه می شود که در مطالعات جدیدتر رویکرد پیشرفت دیگر مطرح نیست.
هر رویکرد از دو بخش «انگیزه»[۵۸] و «راهبرد[۵۹]» تشکیل شده است. «انگیزه» چرایی تصمیم به یادگیری را بیان نشان می دهد، در حالی که «راهبرد» چگونگی جریان یادگیری شخص را مشخص می نماید .
اهمیت رویکرد های یادگیری در مطالعات اخیرنیز دیده می شود. رویکردهای یادگیری و یادگیری خودتنظیمی رابه عنوان دوچشم انداز تحقیقاتی قابل توجه در یادگیری دانشجویان، معرفی می کند.
رویکرد یادگیری دانشجویان وابسته به فهم یادگیری است. دانشجویانی که درک یادگیری آنها به شکل اقتباس معانی و انتقال اطلاعات است به سمت یک رویکرد عمیق حرکت می کنند و زمانی که آنها به فرآیند بازتولید دانش می پردازند یک رویکردسطحی را مورد استفاده قرار می دهند. مطالعات مربوط به رویکرد یادگیری دانشجویان نشانگر ارتباط میان این متغیر با ادراک از محیط یادگیری و تدریس است. زمانیکه دانشجو یک طراحی خوب محیط آموزشی مطلوب که شامل اهداف واضح و استاندارد است به همراه کیفیت تدریس بالا، سنجش و حجم کار مناسب منجر به شکل گیری و گسترش SAL عمیق می شود حال آنکه ادراک از کیفیت آموزشی ضعیف، سنجش متمرکز بر حفظ طوطی وار مطالب با حجم کار بسیار بالا منجر به اتخاذ SAL سطحی می شود (پروسر و تریگول، ۱۹۹۹ به نقل از کانو،۲۰۰۵).
۲-۲۰-۱رویکرد یادگیری عمقی
ویژگی های رویکرد یادگیری عمیق مطالعه شامل تمایل به درک وفهم معنای متون ،مرتبط ساختن ایده های مطرح شده در متن به تجربه ها ودانش قبلی ،استفاده از مدل سازمان دهنده ی برای یکپارچه ساختن ایده ها وبررسی کردن منطق بحث هاست .(Entwistle&Tait،۱۹۹۳(.
فراگیرانی که رویکرد عمیق دارند برای انجام تکالیف انگیزه درونی دارند که از علاقه ایشان به مطالب ناشی می شود این فراگیران نه تنها بین مطالب که میخوانند ارتباط برقرار می کنند ،بلکه بین مطالب جدید ومطلالبی که قبلا یاد گرفته اند ونیز بین این مطالب وتجربه شخصی در زندگی روزمره ارتباط برقرار می کند.(Tang،۲۰۰۴).

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.
برچسب گذاری شده با: , , , , ,