سامانه پژوهشی – 
بررسی تطبیقی جایگاه عقل و عشق در نظام فلسفی افلاطون و سهروردی- قسمت  …

سامانه پژوهشی – بررسی تطبیقی جایگاه عقل و عشق در نظام فلسفی افلاطون و سهروردی- قسمت …

در قرآن، کلمهی «محبت» ۱ بار و کلمهی «مودت» ۸ بار بکار برده شده است. پروردگار در ۲ مورد، با تعبیر «ودود» آمده و کلمهی «یحب» در ۱۷ مورد به اشخاصی که محبوب پروردگار هستند، اشاره شده و در ۲۳ مورد کلمهی «لایحب» آمده است.
بدین ترتیب کلمههای زیادی از ریشهی حب در قرآن کریم وجود دارد، اما به طورکلی در قرآن این واژه به دو بخش منقسم میگردد:
الف- حب الهی، ب- حب انسانی
در اینجا به طور اجمالی، آیاتی از هر یک از تقسیمات را متذکر میشویم:
الف- حب الهی: ۱- ان الله یحب المحسنین (بقره/۱۹۵) ۲- ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین (بقره/۲۲۲) ۳- ان الله یحب المقسطین (مائده/۴۲)
ب- حب انسانی : والذین آمنوا اشد حبا لله (بقره/۱۶۵)
در احادیث و روایات هم واژهی عشق و هم واژههای مترادف با آن به چشم میخورد. برخی از این احادیث، به عشقهای زمینی و مجازی اشاره دارد و برخی به عشقهای الهی، که در
اینجا به آنها اشاره میشود؛ ۱- عن مفضل، قال: سألت ابا عبدلله علیه السلام عن العشق؟ قال: قلوب خلت عن ذکر الله فاذافها الله حب غیره (به نقل از خلیلیان، ۱۳۶۹: ۲۷).
مفضل بن عمر از امام صادق (ع) نقل میکند که از آن حضرت در مورد عشق پرسیدم، پاسخ فرمود: دلهای عشاق، دلهایی است که از یاد خدا تهی شده، در نتیجه، خداوند محبت دیگران را به آنها چشانده است. در حدیث مذکور مراد عشقهای مجازی است که انسان را از حقیقت باز میدارند.
همچنین در حدیث دیگری نقل شده است که: «من عشق وکتم و عف و صبر غفرالله له و ادخله الجنه» هر آنکس که عشق بورزد و کتمان کند و عفت و صبر را پیشهی خود سازد، خدایش او را بخشیده و داخل در بهشت میگرداند (ریشهری، ۱۳۷۹، ج۶: ۱۳۷).
در حدیث دیگر به عشق الهی چنین اشاره شده است:
«لو علم المدّبرون عنی کیف انتظاری لهم و اشتیاقی الی ترک معاصیهم لماتوا شوقاً بی و تقطعت اوصالهم عن مودتی»
یعنی اگر اینها که به من پشت کردهاند و رفتهاند، میدانستند که چگونه در انتظارشان هستم و چگونه مشتاق بازگشتشان هستم از شوق میمردند و رگهایشان از فشار عشق من پاره میشد (همان، ۱۳۹).

۲-۳- اقسام عشق

وقتی به فرهنگهای لغوی و اصطلاحی (فلسفی و عرفان) و همچنین آثار فیلسوفان و عارفان در مبحث عشق مراجعه میکنیم به ترکیبهای (وصفی یا اضافی) مختلفی برخورد میکنیم که در این قسمت، یک تقسیمبندی جامع و مانع، اقسام عشق را مشخص میکنیم:
عشق حقیقی: (ترکیب وصفی) در اصطلاح فلاسفه و متصوفه، محبت الله و صفات و افعال اوست (ملاصدرا، ۱۳۶۸، ج۷، فصل۱۹: ۱۷۸). این نوع عشق، به کمال مطلق و خیر محض تعلق میگیرد و منشأ آن محبت کمال مطلق است. محل آن، قلب و روح و مرتبهی خفی و اخفای انسان بوده و در مراتب اعلی، وحدت عشق و عاشق و معشوق حاصل میشود. العشق اذاتم هو الله (رحیمیان، ۱۳۸۰: ۱۵۳).
عشق عقلی: (ترکیب وصفی) در اصطلاح فلاسفه، عشقی است که مبدأ آن توجه به ذات حق است و مخصوص اولیای حق و اهل معرفت میباشد (سجادی،۱۳۶۱: ۳۸۵). عشق عقلی بیزوال است. منشأ آن، محبت به کمال مطلق و زیبایی صرف و تجلیات آن میباشد و محل آن قلب و عقل- فراتر از نفس- است و به محبوب به جهت برخورداری او از کمال و خیر محض توجه میشود (رحیمیان، ۱۳۸۰: ۱۵۲).
عشق مجازی: (ترکیب وصفی) عشق غیرحقیقی و زودگذر و ظاهری است (معین، ۱۳۶۰، ج۲: ۲۳۰۴). عشق مجازی از اقسام عشق انسانی است که به دو قسم تقسیم میشود:

  1. نفسانی ۲٫ حیوانی. البته لازم به ذکر است که عشق مجازی، دامنهی وسیعی دارد که میتوان گفت: عشق مجازی منحصراً عشق انسان به انسان نیست، بلکه عشق ورزیدن به هرگونه معشوقی غیر از ذات احدیت است. به عبارتی، عاشق، همیشه انسان است ولی معشوق لزوماً انسان نیست.

عشق نفسانی: (ترکیب وصفی) یکی از دو قسم عشق مجازی است، که مبدأ آن مشابهت نفس عاشق با معشوق در جوهر ذات است و خاستگاه آن، توجه به شمایل و ملکات فاضله و سیرت حسنهی معشوق است.
عشق طبعی: (ترکیب وصفی) در اصطلاح اهل معرفت، عشق مجازی پست است و منشأ آن طبیعت و جنبهی مادیت معشوق است و در این نوع عشق، عاشق، معشوق را برای خود
میخواهد و این برای دیگران مایهی رذیلت است (شیرازی، ۱۳۶۶: ۱۵).
عشق معنوی: (ترکیب وصفی) همان عشق روحانی است، عشقی که لذت آن، روحی است.
عشق نطقی: (ترکیب وصفی) در اصطلاح ابنسینا، همان عشق مجازی نفسانی است که خاستگاه آن اخلاق نیکو و شمایل معشوق است که به دلیل غلبه و اشراف قوهی ناطقهی انسان بر نیروی حیوانی و دوری از شایبهی شهوت، عشق نطقی نامیده شده است (ابنسینا، ۱۳۷۵، نمط ۹، ج۳: ۳۸۸).
عشق بهیمی: (ترکیب وصفی) در اصطلاح فلاسفه همان عشق مجازی حیوانی است که مبدأ آن طلب لذت حیوانی است و خاستگاه آن بیشتر توجه به صورت ظاهر و زیبایی جسمانی معشوق است (همان، ۳۸۳).
عشق الهی: (ترکیب وصفی) همان عشق به ذات مقدس معبود و اله همهی هستی است در اینجا عاشق، معشوق را نه برای خود بلکه برای معشوق میخواهد. عشق الهی، ذروه علیا، درجهی قصوا و منتهای مقامات است (شیرازی، ۱۳۶۰: ۱۵-۱۶). عرفا این نوع عشق (عشق الهی) را فوق عقل دانستهاند و اشعاری که در تعارض عقل و عشق و برتری معرفتی و تعالی وجودی عشق نسبت به عقل نقل میکنند، در حیطهی عشق الهی و مربوط به همین قسم است[۴].
عشق عفیف: (ترکیب وصفی) در اصطلاح فلاسفه، عشقی است که سرچشمهی آن، حس زیبایی مطلق از حیث ذات باشد و آن درجهی اعلای عشق انسان است در مقابل عشق وضیع. به بیان دیگر همان عشق مجازی نفسانی است که به دلیل شرط بودن عفت نفس در آن، عشق عفیف هم گفته میشود (سجادی، ۱۳۶۱: ۳۵۸).
عشق غریزی: (ترکیب وصفی) در اصطلاح فلاسفه عبارت است از: شوق طبیعی و عشق فطری و جبلی که خداوند در نهاد و نهان همهی موجودات قرار داده است (ابنسینا، ۱۴۰۰ق: ۳۷۵).
عشق جسمانی: (ترکیب وصفی) در مقابل عشق معنوی و روحانی است.
عشق ظاهری: (ترکیب وصفی) همان عشق مجازی است.
عشق وضیع: (ترکیب وصفی) در اصطلاح فلاسفه، عشق حیوانی است در مقابل عشق عفیف. این عشق از انواع عشق حیوانی است (خلیلیان، ۱۳۶۹: ۵۶).
عشق روحانی: (ترکیب وصفی) همان عشق معنوی است که هدف آن لذت روحی است. در این نوع عشق، عاشق، معشوق را هم برای خود میخواهد و هم برای معشوق (همان، ۵۸).
عشق افلاطونی: (ترکیب وصفی) در اصطلاح فلاسفه اشاره به عقیدهی افلاطون است که میگوید: روح انسان در عالم مجردات قبل از ورود به دنیا، حقیقت زیبایی و حسن مطلق، یعنی خیر را بدون حجاب دیده است، پس چون در این دنیا، حسن ظاهری و نسبی و مجازی را
میبیند، از آن زیبایی مطلق که قبلاً درک کرده، یاد کرده و غم هجران به او دست میدهد و هوای عشق او را بر میدارد، فریفتهی جهان میشود و مانند مرغی که در قفس است، میخواهد به سوی او پرواز کند. عواطف و عوالم محبت، همان شوق لقای حق تعالی است

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.