بررسی تاثیر هوش عاطفی کارمندان بر نگرش کارآفرینی آن‌ها با توجه به نقش میانجی جو سازمانی و خلاقیت فردی. مورد مطالعه کارکنان اداره امور مالیاتی استان یزد- قسمت 26

بررسی تاثیر هوش عاطفی کارمندان بر نگرش کارآفرینی آن‌ها با توجه به نقش میانجی جو سازمانی و خلاقیت فردی. مورد مطالعه کارکنان اداره امور مالیاتی استان یزد- قسمت 26

در ادامه به طور خلاصه برخي از شاخص هاي تناسب مدل را شرح مي دهيم:
آزمون مجذور كاي، مجذور كاي به درجه آزادي:از شاخص مجذور كاي اغلب به عنوان شاخص موفقيت نام برده مي شود. اين شاخص به سادگي نشان مي‌دهد كه آيا بيان مدل ساختار روابط ميان متغيرهاي مشاهده شده را توصيف مي كند يا خير. اين شاخص نسبت به اندازه نمونه حساس است، وقتي حجم نمونه برابر 75 تا 200 باشد، مقدار مجذور كاي يك اندازه معقول براي برازندگي است. اما براي مدل هاي با n بزرگتر، مجذور كاي تقريبا هميشه از لحاظ آماري معنادار است. از طرف ديگر مجذور كاي تحت تأثير مقدار همبستگي‌هاي موجود در مدل نيز هست. هر چه اين همبستگي‌ها زيادتر باشد، برازش ضعيف تر است.برخي از محققان از نسبت مجذور كاي به درجه آزادي به عنوان شاخص جايگزيني استفاده مي كنند.
شاخص , GFIAGFI: اين شاخص به وسيله اندازه نمونه تحت تأثير قرار نمي گيرد. مقدار مطلوب آن مي بايستي از 90% بيشتر باشد. البته اين مقادير مي تواند براي مدلهايي كه به گونه ضعيفي فرمول بندي شده اند، بزرگ باشد. درباره كاربرد آن توافق كلي وجود ندارد.
شاخص [67]RMSR يا RMR:این دو شاخص معيار ميانگين اختلاف بين داده ها و ماتريس كوواريانس- واريانس ضمني است. اين معيار هر چقدر كه كوچكتر باشد، براي تناسب مدل با داده ها بهتر است.( زير 05/0 بسيار عالي، زير 08/0 مناسب و بالای 09/0 نامناسب است.) اين شاخص يك شاخص با ارزشي است هنگامي كه ميانگين واريانس- كوواريانس داده ها شناخته شده باشد. ارزيابي آن هنگامي كه ماتريس واريانس-‌‌كوواريانس غيراستاندارد مورد استفاده قرار مي گيرد، سخت و مشكل است.
هر چند از ميان شاخصهاي فوق، به گونه كليRMSEA[68] به عنوان شاخص مطلوب و GFI به عنوان بهترين شاخص درنظر گرفته مي شود، اما درباره آنها توافق كلي وجود ندارد. شاخص هاي برازندگي به گونه كلي در دامنه بين صفر و يك قرار داده مي شود. ضرايبي كه بالاتر از 9/0 باشد، قابل قبول در نظر گرفته مي شود. ( هر چند اين سطح نيز مانند سطح خطاي 05/0 اختياري است(هومن، 1387،43). عاقلانه است همه آنها در گزارش قيد شوند.به طور كلي در كار با برنامه Amos، هريك از شاخص هاي بدست آمده براي مدل به تنهايي دليل برازندگي مدل يا عدم برازندگي آن نيستند، بلكه اين شاخص ها را بايد در كنار يكديگر و با هم تفسير كرد.اگر هم آزمون  و هم آزمون‌هاي تناسب ثانوي نشان دادند كه مدل به طور كافي متناسب است، به سمت مشخص كردن عوامل مدل تناسب شده حركت كرده و بر روي اين عوامل تمركز مي‌كنيم.
در جدول شماره 4-5 تعدادی از مهمترین شاخص‌های گزارش شده برای مدل مفهومی پژوهش و نیز حد قابل قبول آن‌ها گزارش شده است. اطلاعات ارائه شده در جدول زیر نشان می‌دهند که تعدادی از شاخص‌های برازش از جمله GFI و AGFIمقداری کمتر از حد مجاز را نشان می‌دهند. این بدان معناست که مدل مفهومی اولیه پژوهش نیاز به اصلاح دارد. به منظور اصلاح مدل، نرم‌افزار روابطی که بیشترین تاثیر را بر بهبود برازش مدل دارند پیشنهاد می‌دهد.
جدول شماره ‏4‑5- شاخص‌های برازش مدل اولیه

نام شاخص مقدار حدمجاز
(كاي دو بر درجه‌ي آزادي) 263/4 کمتر از3
GFI(نيكويي برازش) 83/0 بالاتر از 9/0
RMSEA(ريشه ميانگين مربعات خطاي برآورد) 071/0 کمتر از09/0
CFI (برازندگيتعديليافته) 92/0 بالاتر از 9/0
AGFI(نيکوييبرازشتعديلشده) 74/0 بالاتر از 8/0