بررسی تاثیر هوش عاطفی کارمندان بر نگرش کارآفرینی آن‌ها با توجه به نقش میانجی جو سازمانی و خلاقیت فردی. مورد مطالعه کارکنان اداره امور مالیاتی استان یزد- قسمت 11

بررسی تاثیر هوش عاطفی کارمندان بر نگرش کارآفرینی آن‌ها با توجه به نقش میانجی جو سازمانی و خلاقیت فردی. مورد مطالعه کارکنان اداره امور مالیاتی استان یزد- قسمت 11

حمایت مدیریت عالی، فرهنگ سازمانی، جو کارآفرینی، قابلیت هیستریچ و آنتونسیک (2004)

حمایت سازمانی، کنترل و ائتلاف ها آیرلند (2004)

ساختار، کنترل، فرهنگ و مدیریت منابع انسانی شاو (2005)

حمایت مدیریت، کنترل، منابع داخلی و فرهنگ سازمانی جونز (2005)

فرهنگ، ساختار، اندازه سازمان کرنی، هیستریچ و روچ (2008)

ساختار، کنترل، سیستم پاداش و فرهنگ ولکات و لیپز (2007)

حمایت مدیریت عالی، فرهنگ سازمانی، ساختار و ارتباطات سازمانی، اختیار کاری، سیستم پاداش کوین و کوراتکو (2009)

ساختار، فرهنگ، منابع / توانمندی ها و نظام پاداش

در ادامه به تعریف برخی از مهم‌ترین عوامل سازمانی ذکر شده در جدول بالا پرداخته شده است.
حمایت مدیریت عالی: حمایت مدیریت به ایجاد شرایط حمایتی کارآفرینانه اشاره دارد، ارزش‌ها و نقش‌هایی که امکانات مالی را فراهم می‌کنند و از ایده‌های کارکنان استقبال می‌نمایند. ارزش‌ها و فلسفه مدیریت و میزان حمایت مدیر ارشد از افراد ریسک‌پذیر و نوآور در سازمان‌ها از اهمیت بسزایی برخوردار است(Kuratko, 2007).
فرهنگ سازمانی: فرهنگ کارآفرینی سازمانی بر رشد بینش، هدفگذاری، برنامه‌ریزی، خلاقیت، نوآوری، همکاری، آزادی عمل و مسئولیت‌پذیری تاکید دارد و بر رویکرد شبکه‌ای و کار تیمی استوار است.فرهنگ سازمان کارآفرین، فرهنگی است انعطاف‌پذیر که از تغییر، نوآوری، کارآفرینی، ریسک‌پذیری،یادگیری سازمانی، آینده‌نگری، کار گروهی، صداقت و اعتماد متقابل، رقابتی بودن و مشتری‌گرایی حمایت می‌کند. شاخص‌های فرهنگ کارآفرینانه سازمانی شامل آزادی و استقلال عمل، تحمل ریسک و شکست و پرورش تیم‌های چند وظیفه‌ای می‌باشد (Johnson & Van de Ven, 2002).
استراتژی سازمان: استراتژی به معنای دورنمایی است که در ذهن رهبران کارآفرین شکل می‌گیرد. یکی از ویژگی‌های سازمان‌های کارآفرین دارا بودن رسالت و ماموریت روشن، منعطف، مشتری‌گرا و مدون است به طوری که رشد سازمان از طریق اقدامات مخاطره‌پذیر و جدید حاصل شود و آن را تشویق کند. بدین ترتیب با به وجود آمدن آرمان مشترک و بیانیه ماموریت، اختلاف نظرها و سلیقه‌ها نه تنها باعث ایجاد تنش و تعارض نمی‌شود بلکه خود علت هم‌افزایی می‌شود که به ایجاد دیدگاه‌های مختلف جهت نوآوری می‌انجامد (صمدآقایی، 1382).
ساختار سازمانی: ویژگی‌های ساختار بروکراتیک، ظرفیتیک سازمان را برای پرورش رفتارهای کارآفرینانه محدود می‌سازد ولی ساختارهای سازمانی ارگانیک، رفتار کارآفرینانه را ترغیب می‌نماید.ساختار ارگانیک انطباق پذیر، مبتنی بر ارتباطات باز و افقی، دارای حداقل سلسله مراتب و مقررات، نامتمرکز و منعطف بوده و باعث برانگیختن فعالیت‌های کارآفرینانه در سازمان می‌شود(الوانی و همکاران، 1392).
ارتباطات اثربخش: درفضایپویایسازمانی،تعاملاتبینمدیرانوکارکنانبهخصوصبرایانتقالجریاندانشی،ایده‌هایجدیدونوآوریازاهمیتویژه‌ایبرخورداراست. دررابطهبامحورهایارتباطیدرسازمان‌هایکارآفرینبایدگفتکهمضمونارتباطاتدرسازمان‌هایکارآفرینوظیفه‌ایوبیشترابتکاریاست،مسیرارتباطاتافقی،عمودیوهمهجانبهاست،مجرایارتباطاتهمهمجراها )رودررو،تلفنیو (… بودهوسبکارتباطاتنیزغیررسمیمی‌باشد (الوانی و همکاران، 1392).
سیستم‌های سازمانی: سیستم تشویق و پاداش مناسب یکی از مهم‌ترین عوامل موثر در کارآفرینی سازمان‌ها محسوب می‌شود و تمام پژوهش‌هایی که در زمینه کارآفرینی سازمانی صورت گرفته بر اهمیت و اثربخشی این سیستم تاکید داشته‌اند. مدیریت سیستم پاداش و پرداخت برای ایجاد شرایط کارآفرینانه نیازمند توجه به چهار عامل است: پاداشهای خوب (درون ذاتی)، دیدگاه زمانی کوتاه مدت و بلند مدت، استفاده از پاداش‌های متنوع و توجه به اصل برابری.سیستم مهم دیگر سیستم تحقیق و توسعه است. سازمان‌های کارآفرین، از رویکردهای مختلفی برای تحقیق و توسعه استفاده می‌کنند که شامل انواع مختلفی از تیم‌های میان رشته‌ای است. تیم تحقیق و توسعه در سازمان‌های کارآفرین افق زمانی بلند مدت را در نظردارد و ترکیبییکپارچه در سراسر سازمان است. در سازمان‌های کارآفرین واحد تحقیق و توسعه از استقلال بالایی برخوردار است و از ساختار ماتریسی یا پروژه‌ای استفاده می‌کند(صمدآقایی، 1382).
کنترل و ارزیابی سازمان: کنترل و ارزیابی در سازمان‌های کارآفرین باید مبتنی بر رسالت و استراتژی سازمان باشد.برای اینکه کنترل و ارزیابی منجر به اعمال فعالیت‌های کارآفرینانه سازمانی شود، سیستم‌های کنترل باید ضمن ارزیابی‌ از نوآوری و کارآفرینی، متمرکز بر تعداد ایده‌های جدید ارائه شده، تعداد پروژه‌های تامین مالی شده برای توسعه سازمان، و تعداد خدمت یا محصول جدید معرفی شده بوده و نیز در سازمان بین کنترل بسته و فقدان کنترل توازنی ایجاد شده به طوری که از فرآیند کارآفرینی حمایتشود (کمالیان و یعقوبی، 1389).