اهمیت و ضرورت درس خواندن چیست؟

Academic pressure,اهمیت درس خوندن

شما در کودکی چقدر درس خوندین؟ از نتیجه کارتون راضی هستین؟ حال به این موضوع فکر کنین که شرایط واسه فرزندانتان به چه صورت هستش؟

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ شاید اگه بگیم «تحصیل» فرزندان یکی از بزرگ ترین نگرانی های خونواده هاست، پر بی راه نگفته ایم. این رو می شه از شکل های جور واجور و اقسام کلاس ها و کتاب های کمک آموزشی، مدارس جور واجور غیرانتفاعی، مجتمع های آموزشی و اتاق های مشاوره ای فهمید که هرروز پدران و مادرانی رو در خود جای می دهد که نگران آیندهٔ تحصیلی فرزندشون هستن.

از طرف دیگه، فرزندانی که بزرگ ترین رقابت زندگی شون درس خواندنه، دراین بین امکان داره به خاطر همین فشارهای خانوادگی و اجتماعی دچار شکل های جور واجور مشکلات روان شناختی شن.

نسل خونواده ها تغییر پیداکرده، اگه نسل گذشته، نسلی بود که زیر فشار پدر و مادری بود که تحصیلات اون چنانی نداشتن و آرزو داشتن فرزندانی باسواد داشته باشن، نسلِ امروز والدین، نسلیه که خود تحصیلات داره و البته اصرار داره که بچه هاش هم از کیفیت بالای آموزشی بهره مند باشه.

این کیفیتِ بالای آموزشی البته در بیشتر اوقات معطوف می شه به نمره و علم آموزی که نمرهٔ بالاتری در مدرسه گرفته باشه، از نظر والدین، فرزندی خوب و شایسته س و علم آموزی که نمی تونه نمرات بالایی رو به دست بیاره، فرزندیه که زحمات والدینش رو ندیده می گیرد.

این برچسب ها موجب شده تا نسلی از علم آموزان با احساس گناه بالا و کمال گرا و مضطرب شکل بگیره که تحت فشارهای روانی شدیدی در حال تحصیله. نمونهٔ اون رو می توان در زندگی روزانهٔ طیفی از علم آموزان دید: از استرس و اضطراب شدید صبحگاهی همراه با حالت تهوع و تنش گرفته تا بی خوابی های شبونه و اُفت کارکرد تحصیلی.

این مطلب واسه شما والدین نوشته شده. می خوام به شما بگم که به چه دلیل ً اصرار روی موفقیت تحصیلی به هر روش ای، حتماً باعث موفقیت علم آموزان نمی شه و از طرفی می خوام به چیزایی اشاره کنم که فرزندان شما در مدرسه یاد نمی گیرند؛ ولی در زندگی روزمره بسیار مهم هستن.

«موفقیت» مساوی با «پیشرفت تحصیلی» نیس

خونواده ها و مدارس، علم آموزان رو تحت فشار قرار میدن تا در امتحانات نمرات بالایی به دست بیارن یا در کنکور رشتهٔ بهتری (از نظر اون ها) رو قبول شن.

پس زندگی اون ها تک بعدی می شه و ابعاد دیگه زندگی ندیده گرفته می شه. اون ها فقط یه هدف دارن: این که تحصیلات بالایی داشته باشن و وقتی با شکست و شکست در تحصیلات مواجه می شن، فرومی ریزن، استرس می گیرند، انگیزه هاشون از بین می رود و کمرشون خم می شه.

خونواده ها همیشه از این می می گن که «موفقیت فرزندشون مهم تر از هر چیز دیگه ایه»؛ ولی همیشه موفقیت رو مساوی با پیشرفت تحصیلی قرار میدن.

به خاطر همین همیشه می می گن: «من حاضرم از روزی خودم کم کنم ولی فرزندم تحصیلات بالایی داشته باشه. شده می فرستم دانشگاه آزاد!». این جمله ها پیام های ضمنی مهمی رو به فرزندان منتقل می کنن.

درک اون ها از این جمله ها اینه که فقطً وقتی پیشرفت تحصیلی به دست بیارم، در زندگی موفق شده ام و اگه در این راه و در پیشرفت تحصیلی شکست خورده شوم، پدر و مادرم رو ناامید کرده ام.

در واقع بعضی خونواده ها احتیاجی به این پیام های ضمنی و مخفی ندارن، اون ها به طور شفاف به بچه هاشون می می گن که اگه در مدرسه و دانشگاه موفق نشن، اون ها رو ناامید کرده ان و زحمات اون ها رو به باد داده ان! چیزی ترسناک تر از این جمله ها نمی تونه سلامت روان بچه هاشون رو به خطر اندازد.

پس امکان داره فرزندان درس بخونن و شاید در رشتهٔ تحصیلی دلخواه هم موفق شن؛ ولی وقتی از دانشگاه خارج می شن، اصلاً بلد نیستن زندگی کنن! بلد نیستن رابطه برقرار کنن؛ بلد نیستن کار کنن؛ بلد نیستن پول دربیارن؛ بلد نیستن حتی از اوقات فراغتشون استفاده کنن؛ حتی بعضی از اون ها بلد نیستن یه ساعت دربارهٔ چیزی که سال ها درباره اش تحصیل کرده ان، حرف بزنن! به چه دلیل؟ چون فقط یاد گرفته بودن که واسه امتحان آماده شن؛ فقط یاد گرفته بودن که نمره بگیرن؛ فقط یاد گرفته بودن که خوب تست بزنن! چون موفقیت در زندگی رو مساوی با پیشرفت تحصیلی به هر قیمتی می دونستن.

ابعاد دیگه زندگی، به همون اندازهٔ تحصیلات مهم هستن و ندیده گرفتن این ابعاد، زمینه های آسیب در فرزندانتان رو ایجاد می کنه.

سلامت روان علم آموزان تحت فشار تهدید می شه

مدارس و خونواده های امروزی، علم آموز رو تحت فشارهای روانی جور واجور قرار میدن؛ تا نمرات بهتری به دست بیاره. کلاس های فوق برنامه، ساعت های طولانی مدت در مدرسه، رقابت واسه شاگرد ممتاز شدن، کلاس های جانبی، تکالیف سخت و سنگین، آمادگی واسه کنکور و امتحانات پایانی و … .

همهٔ این ها موجب می شه که علم آموزان با فشارها و استرس آورهای زیادی روبه رو شن که سلامت روان اون ها رو تهدید می کنه؛ یعنی همون تحصیلاتی که قرار بود موجب زندگی بهتر و سالم تر فرزندان شه، همون تحصیلاتی که قرار بود آیندهٔ روشنی جفت و جور کنه، درست همون تحصیلات سلامت روان اون ها رو به خطر می اندازد؛ اگه پشتیبانی کافی رو از طرف خونواده وجود نداشته باشه.

زمان طولانی مدرسه واسه دانش اندوزی و فشارهای وابسته به اون کافیه و وقتی فرزندانتان به خونه برمی گردند باید با محیط آروم و بی تنش و حمایتی روبه رو شن تا عملکرد های دفاعی روان شناختی اون ها از کار نیفته.

در مدارس«اصالت» و «عشق» و «فروتنی» آموزش داده نمی شه

بیشتر افراد برداشت متفاوتی از کلمهٔ «اصالت» دارن. در گفت وگوهای روزمره این کلمه واسه توصیف آدمایی که به مدت طولانی تو یه مکان یا یه شهر زندگی کرده باشن گفته می شه، مثلاً «این خونواده تهرانی اصیله»؛ اما اصالت از نگاه روانشناسی وجودی معنی عمیق تری داره.

اصالت یعنی «همون چیزی باشی که هستی و اون چیزی نباشی که نیستی». به زبون ساده یعنی «خودت باشی و نه کسی که بقیه دوست دارن یا جامعه ازت طلب داره». اصالت شکل های جور واجور مختلفی داره؛ مثلاً «اصالت هیجانی»، یعنی «وقتی احساس خاصی رو تجربه می کنی، همون رو نشون دهی».

خیلی از افراد اصالت هیجانی ندارن؛ پس مثلاً وقتی اندوهگین یا عصبانی هستن، می خندند! این خنده، خندهٔ اصیل نیس. شما در رویارویی با این فرد دچار گیجی میشین؛ چراکه نمی تونید بفهمین این خنده، خندهٔ اصیل و یا خندهٔ شادیه، یا خنده ای از روی عصبانیت.

از شکل های جور واجور دیگه اصالت می توان به اصالت رفتاری هم اشاره کرد. در مدارس علم آموزان تشویق نمی شن که همون چیزی باشن که هستن. اون ها باید همون چیزی باشن که معلم می گوید، یا ناظم از اون ها می خواهد یا تحت فشار همسالان، همون چیزی باشه که گروه دوستان از اون ها می خواهد. هم اینکه در مدارس به عشق و فروتنی هم کمتر پرداخته می شه.

از نگاه روان شناسی، آدم های سالم، دنیا رو جای خوبی واسه زندگی می دانند، بقیه رو خوب می بینن و پس نسبت به خودشون هم احساس خوبی دارن؛ ولی بعضی از افراد، نه دنیا رو جای خوبی واسه زندگی می دانند و نه بقیه رو آدم های خوبی واسه رابطه برقرار کردن؛ پس احساس خوبی هم نسبت به خود ندارن.

در مدرسه به علم آموزان یاد داده می شه که هم کلاسی ها، رقبای اون ها هستن؛ حتی همون دوستی که بغل دستشون نشسته. اون ها در بیشتر اوقات با بقیه مقایسه می شن؛ پس به اون ها یاد داده نمی شه که بقیه رو دوست داشته باشن، اون ها فقط رقابت می کنن.

پس فرزندانتان رو تشویق کنین که اصالت هیجانی و رفتاری داشته باشن و هر وقت اصیل رفتار کردن، اون ها رو تشویق کنین. اگه می خواهید فرزندان سالمی داشته باشین، به اون ها یاد بدین که دنیا رو دوست داشته باشن و یاد بدین که بقیه قابل احترام هستن. اون ها خودشون یاد می گیرند که خودشون رو دوست داشته باشن.

به اون ها یاد بدین صادق باشن؛ ولی نه با تهدید. اون ها می تونن شما رو الگو قرار بدن؛ اگه خودتون اصیل، فروتن و رو راست باشین. «تامس جفرسون» جمله ای داره با این مضمون: «صداقت، اولین فصل از کتاب خرد و داناییه».

چیجوری با فرزندان خود رفتار کنیم؟

اشتباهات مالی خونواده های ایرونی

تربیت بچه سپیده دانایی چیه