انواع دلبستگی

 

۲-۴-۱-۴-۳٫ ثبات دلبستگی

در تحقیقات انجام گرفته معلوم شد که اگه چند سال بعد هم کودک رو در موقعیت نا آشنا دوبارهً آزمایش کنن. نوع دلبستگی اون به طور کاملً ثابت می مونه مگه اینکه وضعیت زندگی خونواده اون تغییراهای کلی ای کرده باشه. رخدادهای پر فشار زدگی ممکنه بر نوع جواب دهی والدین کودک اثر بزاره و این خود بر احساس امنیت کودک اثر می نهد.هم اینکه انگار الگوی دلبستگی کودکان به چگونگی مدارای اونا با اتفاقات جدید در سالهای بعد بستگی داشته باشه. مثلاً یکی از بررسیها به این صورت بود که واسه بچه های دو ساله مسئله ای رو مطرح کردن طوری که حل اونا لازمه به کار گیری وسیله بود. بعضی از این مسائل در حد توانایی کودک و بقیه واقعاً سخت بود.کودکان نوپایی که در دوازده ماهگی در طبقه دلبستگان دارای احساس امنیت قرار گرفته بودن با شوق و همت به حل این مسائل پرداختن و هر گاه با مشکلی روبه رو شدن زاری یا خشم چندانی نشون ندونه بلکه از بزرگسالان حاضر در محل کمک طلبیدند ولی اونایی که در کودکی جزء دلبستگان بدون احساس امنیت بودن طوری به طور کاملً متفاوت عمل کردن. فوراً سر خورده و عصبانی شدن از بقیه کمک چندانی نگرفتند و راهنمایی بزرگترها رو بیشتر ندیده گرفتن یا رد کردن و خیلی زود از تلاش واسه حل مشکلات دست کشیدن (ایتنکسون و بقیه، ۱۳۸۳).

عصبانی

در بررسی دیگری رفتار اجتماعی بچه های مهد کودک (۵/۲ ساله) رو مطالعه کردن به این صورت که ارتباطای بر اساس دلبستگی اونا رو در پونزده ماهگی سبک و سنگین کردن و دیدن که بچهایی که در این سن در گروه دلبستگان دارای احساس امنیت قرار می گیرن. بیشتر رهبران اجتماعی می شن، چون مشارکت و ابتکار عمل زیادی به خرج میدن و بیشتر کودکان دیگه از اونا پیروی می کنن. معلمهای این بچه ها اونا رو خود هدایتگر و علاقه مند یادگیری  می دونستن..بچه های دلبسته بدون احساس امنیت بیشتر از اجتماع کناره می گرفتن و نمی تونستن بر تردیدی که واسه مشارکت در فعالیتها داشتن پیروز شدن. معلمانشان هم کنجکاوی اونا رو به پدیده های جدید و قدرت اونا در رسیدن به اهدافشون کم می دونستن این تفاوتها باهوش اونا ارتباطی نداشت (ایتنکسون و بقیه، ۱۳۸۳).

ماین و همکاران (۱۹۸۵) بیان داشتن در تحقیق از کودکان ۶ ساله خواسته شد تا روابط خود رو با خونواده شون ترسیم کنن بازنمایی این کودکان از رابطه خود با دلبستگی اونا در شیر خوارگی رابطه معنی دار داشت. در نتیجه این پژوهشها برداشت می شه که کیفیت دلبستگی در این سنین ثابت باقی مونده در تحقیق دیگری که روی کودکان خونواده های متوسط با محیطی ثابت انجام شده نشون داده دلبستگی از دید کیفیت در طول زمان به طور کاملً ثابت باقی مونده. البته مدارک زیادی هم هست که نشون میده که تغییر در الگوهای مراقبتی در طول شیرخوارگی و اوایل کودکی  می ­تونه منتهی به تغییر کیفیت رابطه دلبستگی شه.هرچند سیستمای دلبستگی کودکان با تمرکز به مراقبین اولیه رشد پیدا میکنه. باید تأکید کرد که سیستمی پویاست و به سرعت گسترش پیدا میکنه تا کودکان بتونه با بقیه مانند مراقبین ثانویه معمولاً پدر، هم اینکه داداش و آبجی رابطه برقرار کنن.یعنی بازم که سیستم دلبستگی به بقیه پیشرفت پیدا می کنه طبیعت اصلی اون ثابت باقی  می­موند (وفائیان، ۱۳۸۵).

اگه کودک دلبستگی ایمن با مراقبین اولیه خود برقرار کنه شایدً دلبستگی ایمن رو هم با بقیه به دنبال داره. پس رابطه دلبستگی با مراقبت اولین نوع الگوی دلبستگی جفت و جور می آورد این الگو به دیگر اعضا خونواده گسترش داده می شه.کسائی که انتظار میره پیوند هیجانی مشابه رو با کودک برقرار کنن.علاوه بر این افراد معمولاً به دلبستگی ساخته شده در زمان کودکی می پردازه. تا روابط زمان نوجوونی و بزرگسالی. پژوهشای دیگه نشون دادهاند که اگه سطح پیچیدگی بالا باشه با شرایط خانوادگی با تغییرات دردناکی مواجه می شه بعضی تغییر جهتی از دلبستگی ایمن به دلبستگی نا ایمن نشون میدن و اگه تغییر در موقعیت خونواده همراه با کم شدن تنش باشه نوزادان در طول زمان به سمت دلبستگی ایمن تر گرایش پیدا می کنن ( وفائیان، ۱۳۸۵).

نوزاد

علمی