اندر مزایای نبستن کمربند ایمنی / طنز

0 Comments

زنده یاد عمران صلاحی در این طنز کوتاه چند موضوع اجتماعی رو با هم مطرح و با نگاهی ظریف همه اونا رو بررسی و روش زوم کرده.

 

گفتم می خوام داستانی بنویسم درباره کمربند ایمنی. به این صورت که مثلا پنج نفر سوار پیکان هستن و دارن از شمال برمی گردن. راننده کرایه به خاطر کمربند ایمنی نتوانسته س بیشتر از یه نفر رو جلو سوار کنه. چون دو نفر تو یه کمربند جا نمی گیرن. اگه هم جا بگیرن، تو ذهن پلیس جا نمی گیرن. راننده ناچار کرایه شخص غایب رو کشیده روی کرایه مسافران دیگه. مسافران هم اگه بقال و کفاش و بزاز باشن، میکشن روی قیمت ارزاق عمومی و کفش و پارچه. اگه از نفر چهارم نام نمی بریم علتش اینه که طرف کارمنده و نمی تونه بکشه روی حقوق خودش.
 

از مطلب دور افتادیم. گفتم می خوام داستانی بنویسم درباره کمربند ایمنی. به این صورت که مثلا پنج نفر با خود راننده سوار پیکان هستن و دارن از شمال برمی گردن. سر پیچ خطرناکی در جاده ای مه آلود، یهو زمین جاخالی میده و از زیر چرخای ماشین در میره و راننده هر چی ترمز میگیره، صدای اصطکاک چرخا رو با آسفالت نمی شنوه. در آخر ماجرا شاید هم در وسط ماجرا درهای ماشین باز می شه و سه نفری که در صندلی عقب نشسته ان پرت می شن بیرون و زخم و زیلی می شن، اما راه نجات پیدا می کنن. راننده و بغل دستی اش هم …

گفت لازم نیس در این مورد داستانی بنویسی، چون واقعا اینجور اتفاقی افتاده.

گفتم نگذاشتی آخرش رو بگم. راننده و بغل دستی اش هم نجات پیدا می کنن. چون اونا هم کمربند ایمنی رو به طور نمایشی فقط روی سینه خود قرار دادن و قفل نکرده ان.

جرایم طنز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *