استرس به عنوان عوامل محیطی

این الگو می گوید استرس وقتی رخ می دهد که تعادل بین خواسته ها و منابع به هم می خورد و تأکید می کنه که این تعادل یابی تعادلی ماهیتی پیشرونده داره.

استرس

هم اینکه این نظریه نشون دهنده اثر دوطرفه فرد بر محیط و محیط بر فرده. از این رو هر برخورد معینی که میان شخص و محیط اتفاق بیفته در بردارنده آثار ضمنی یادگیری هایی واسه فرد و محیط میشه در اولین مرحله که مرحله آزمایش اولیه س فرد وضعیتی رو که با اون روبروست رو آزمایش می کنه و در مرحله آزمایش ثانویه که عبارته این که فرد با امکان انتخابی که داره می کوشد راه های ممکن واسه برخورد با مشکل رو مشخص و انتخاب کنه و در جای خود استفاده کرد. (راس و آلتمایر،۱۹۷۷).

۲-۲-۴٫ رویکردها و دیدگاه های جور واجور در مورد استرس

۲-۲-۴-۱٫ نظریه ی روان تحلیل گری

از نظر فروید، «من» هسته ی اصلی شخصیته و هر نوع تهدید به ارزش و عرضه اون، در واقع هسته مرکزی وجود شخص رو تهدید می کنه. هنگام تهدید «من» عملکرد های دفاعی مختلفی به خاطر حفظ «من» از تحقیر و در هم پاشیدگی استفاده کرده می شن. ما همیشه از این عملکرد ها استفاده می کنیم، چون وجود اونا واسه ناچیز نشون دادن شکست ها و پشتیبانی در مقابل نگرانی ها و احساس ارزش و کفایت فردی لازمه. البته اگه در به کار گیری عملکرد های دفاعی زیاده روی شه، دفاع هایی که واسه حفظ تمامیت شخص به وجود اومده، خود موجب بروز مشکل می شن. بعضی وقتا عملکرد های دفاعی «مثلا دلیل تراشی، وقتی به کار برده می شن که افراد واسه دارای دلیل نشون دادن عقاید و رفتار خود در تلاش هستن. وقتی که از درک اتفاقات و حوادث ناموافق و مخالف ضعیف می مانیم یا در مقابل عمل و رفتار خود یا وقایع خارجی، دچار استرس می شیم، دفاع های ایمنی بخشی واسه پشتیبانی ما در مقابل اضطراب وارد عمل می شن. اندازه استرس قابل تحمل در هر فرد بدون اینکه علائم مشکل و به هم خوردن سازمان رفتاری و تمامیت فردی داخلی بروز کنه، قدرت تحمل استرس نامیده می شه. (روزنمن وسلیگمن[۱]، ۱۹۸۹).

اضطراب

۲-۲-۴-۲٫ نظریه ی ضعف جسمی

براساس نظریه ی ضعف جسمی، استرس در کنار مشکل خاص روانی – فیزیولوژیکی موجب ضعف در اندام جسمی خاص می شه. عوامل ژنتیکی، مریضی های قلبی، رژیم غذایی و چیزای دیگه ای به جز اینا ممکنه دستگاه عضوی خاصی رو دچار اختلال کنن. این دستگاه در برابر استرس های آینده، حتی استرس های ضعیف و ملایم آسیب پذیر میشه. براساس این نظریه، مریضی به وجود اومده توسط تعامل بین فیزیولوژی فرد و استرس میشه. (لو، ۱۹۳۷ا).

۲-۲-۴-۳٫ نظریه ساخت و تعامل کاژ

در بدن سالم، همیشه باید توازن ظریف و پیچیده ی اعمال دو دستگاه سمپاتیک و پاراسمپاتیک حفظ شه. شلیک با شروع فعالیت دستگاه سمپاتیک باید به زودی با فعالیت زیاد شه و با پاراسمپاتیک جبران شه. واسه اینکه رگ های خونی و غدد خراب نشه، نباید هیچ کدوم از دستگاه ها انرژی خود رو به مدت طولانی یا زیادتر از اندازه به جریان بندازه. خطر جسمی واقعی معمولا گذراست، ولی از خطرهای اجتماعی، تفکر منفی در مورد گذشته ها و نگرانی در مورد آینده، خیلی راحت نمی توان فرار کرد، اون ها می تونن دستگاه سمپاتیک رو تا مدت ها برانگیخته نگه دارن و بدن رو در حالت اضطراری همیشگی باقی نگهدارند، اینجور وضعیتی به نبود توازن دستگاه سمپاتیک و پاراسمپاتیک دامن می زند و موجب بروز تغییرات بدنی می شه که ممکنه بالاتر از توازن جسمی ارگانیسم باشه، در نتیجه مشکل های روانی – فیزیولوژیکی بروز می کنن. (دیویدس و رسیدن، ۱۹۹۰)[۲]

۲-۲-۴-۴٫ نظریه پردازش اطلاعات [۳]

این نظریه تفاوت بین تنش های روانشناختی و فیزیولوژیک رو ممکن می سازه. در نظریه پردازش اطلاعات بر چگونگی تفسیر محرک ها به عنوان عامل تنش تأکید شده. بر این پایه، این توجه به آزمایش شناختی و توجه انتخابی تأکید داره. بر این اساس تصمیم فرد در مورد اینکه کدوم محرک ها باید در حافظه کوتاه مدت پردازش شه و یا مورد فراموشی و غفلت قرار گیرند هم در بروز و شدید شدن استرس نقش داره (کوتاش[۴]، ۱۹۸۵). بر این پایه این نظریه، منابع تنش دو نوع ان:

  • پیش بینی خطر یا درد جسمی
  • پیچیدگی محرک که لازمه ارائه ی جواب های پیچیده س.

استرس در نوجوونی

۲-۲-۵٫ نشونه های استرس در نوجوونی

  • علائم جسمی:

بعضی از نشونه های فیزیولوژیکی استرس قبل از مریضی، احساس خستگی دائم، مشکل در خواب و …. بعضی مریضی های به وجود اومده توسط استرس از این قرارند: مریضی های پوستی، زخم معده، میگرن، حمله قلبی، دیابت، آسم
دیابت

  • علائم روانی

از علائم روانی استرس می توان به بی قراری، عصبانیت، حساسیت و تحریک پذیری زیاد، احساس نبود اعتماد به بقیه، زودرنجی و … نام برد.

عصبانی

  • علائم رفتاری

 

شتابزدگی در صحبت کردن، تعجیل در انجام دادن کار، بی خوابی یا خواب بیشتر از اندازه ما بی اشتهایی یا اشتهای زیاد به غذا و … (لمانی کینگ۱۹۸۹).

۲-۲-۴-۴٫ علل استرس

  • فشارهای اجتماعی که شامل
  • چیزای مهم اجتماعی
  • چیزای مهم فیزیکی
  • چیزای مهم نقش
  • چیزای مهم مراده با بقیه
  • فشارهای زندگی که شامل
  • تغییر زندگی
  • فاجعه زندگی (ملانی کینگ،۱۹۸۹)

۲-۲-۵٫ منابع استرس

گرث[۵] (۱۹۷۶) منابع استرس رو به شش دسته تقسیم می کنه:

  • استرس به وجود اومده توسط مسئولیت
  • استرس به وجود اومده توسط نقش
  • استرس به وجود اومده توسط محیط فیزیکی
  • استرس به وجود اومده توسط محیط اجتماعی
  • استرس داخلی به وجود اومده توسط موقعیت رفتاری
  • استرس به وجود اومده توسط روابط بین فردی (ملانی کینگ،۱۹۸۹)

۲-۲-۶٫ عوامل ایجاد کننده استرس

  • عوامل استرس زای وقتی: این عوامل از کلاریساد زیاد در زمان کوتاه ناشی می شه. اینا عمومی ترین و غالب ترین منابع استرس هستن که افراد با اون مواجه می باشه. یه دلیل واسه نقش عوامل استرس زای وقتی اون هستش که فرهنگ ما نسبت به زمان حساس و هشیاره و این حساسیت هر سال بیشتر می شه.
  • عوامل استرس زای رویارویی: این عوامل در اثر اختلافات بین فردی حاصل می شه و این عوامل در اثر ۳ نوع اختلاف به وجود میاد.

اختلاف نقش               اختلاف موضوع یا مسئله                               تعارضای تعامل

  • عوامل استرس زای موقعیتی:

این عوامل از محیط زندگی فرد یا شرایط شخصی نشأت می گیرد.

  • عوامل استرس زای به وجود اومده توسط انتظار

وقایع بالقوه باور نکردنی و غیرقابل پیش بینیه که وقوع اونا ما رو تهدید می کنه، چیزای نامطلوبی که تا کنون روی نداده ان اما ممکنه اتفاق بیفته. (پیفر، ۱۹۵۳).

۲-۳٫ اضطراب

با مروری بر ادبیات روانشناختی می توان به این نکته فهمید که در مقاطع تاریخی خاص این مشکل با نام های متفاوتی مانند ترس اجتماعی، اضطراب ، مشخص شده این فرق در نامگذاری بیشتر به دلیل تاریخیه تا کیفی هر چند الان ترس اجتماعی و مشکل اضطراب  در (راهنمای تشخیصی آماری انجمن بیماریای روانی[۷]) با یه معنا و معنی به کار می روند (بارلو[۸] و لایبوتیز ۲۰۰۵). اولین موردیکه با مشکل اضطراب  در (راهنمای تشخیصی آماری انجمن بیماریای روانی) با یه معنا و معنی به کار می روند (بارلو و لایبوتیز ۲۰۰۵). اولین موردیکه با مشکل اضطراب  در متون گزارش شده توصیفی که بقراط در قرن چهاردهم قبل از میلاد از یه فرد گرفتار به هرس اجتماعی سنتی ارائه کرده، در همه جا دیده نمی شه، زندگی در تاریکی رو دوست داره و نمی تونه روشنایی رو تحمل کنه یا در مکان های روشن بشینه، کلاه اون چشمانش رو پوشانده، نه می بیند و نه دیده می شه. اون از ترس اینکه نکنه در حرکات و رفتار مورد سوء استفاده قرار گیرد مغضوب می شه، پذیرفته نشه، با مریض شه با کسی مراوده نمی کنه، اون فکر می کنه کسی اون رو می بیند (روزنمان و سلیگمن۱۹۹۸). اضطراب  واسه اولین باد در امریکا به وسیله برد[۹] و در فرانسه به وسیله ژاله[۱۰] توصیف شد هرتنبرگ، روان دکتر فرانسوی با منتشر کردن کتاب کمروها و کمرویی در سال ۱۹۰۱ ادبیات زبون انگلیسی رو در مورد اضطراب  مرور کرد. درک هرتنبرگ از پدیدارشناسی ترس اجتماعی به شکل حیرت بیاری به معنی پردازی نوین این مشکل شباهت داره. تعریف اون از این مشکل به معیارهای اضطراب  در (راهنمای تشخیصی آماری انجمن بیماریای روانی) بسیار نزدیکه داره (طهماسبی ۱۳۸۱).

اصطلاح ترس اجتماعی رو اولین بار مارکس و گلدر به کار بردن و براساس یافته های خود بر اساس این که ترس اجتماعی از نظر سن شروع از بقیه ترس ها فرق داره. این مشکل رو از بقیه ترس ها جدا کردن، تمایزی که در اثبات این واحد تشخیصی به عنوان یه مشکل جداگونه اثر به سزایی راست .به هر حال، اضطراب  یه وسعت تشخیصی تقریبا جدیدیه و واسه اولین بار به عنوان یه تشخیص جداگونه در ۱۹۸۰ در (راهنمای تشخیصی آماری انجمن بیماریای روانی نسخه سوم ) مطرح شد (هانگ، بلام هاف و بقیه ۲۰۰۸).

[۱] – Rosenmen & seligman

[۲] – Evolation theory and acitonomic balance

[۳] – information processing theory

[۴] – kutash

[۵] – Mc grath

[۶] – anxiety

[۷] – Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (IV)

[۸] – Borlow  & H-liebowits

[۹] – Beard

[۱۰] – Janeh

علمی