چکیده:د لازم نیست غالباً کشنده باشد. بلکه، اگر به طور نادر کشنده باشد کفایت میکند. ۱۳
قدر متقن آن که عمد محقق میشود با قصد قتل از سوی بالغ عاقل با وسیلهای که غالباً کشنده باشد تا این جا اجماعی بوده و مورد توافق همه است اما اگر قصد قتل باشد. ولی وسیله نوعاً کشنده نباشد اختلاف نظر هست. برخی از فقها این قتل را عمدی و موجب قصاص دانستهاند به استناد این که اولاً قصد قتل وجود دارد و ثانیاً مطابق روایات متعدد ملحق به عمد است. ۱۴ مقنن در وضع ماده ۲۰۶ قانون مجازات اسلامی از این نظریه فقهی تبعیت نموده است.
آقای دکتر علیرضا فیض قتل عمد را این گونه تعریف کرده است: “قتل عمد جرمی است که شخص عاقل و بالغ با اراده و قصد قتل مرتکب آن شود و نتیجه مجرمانه آن را خواستار است.”۱۵
در حقوق جزای اختصاصی،منظور از”قتل”مطلق سلب حیات نیست،بلکه منظور سلب حیات از تمامیت جسمانی دیگری است و لذا خودکشی اگرچه سلب حیات است،اما در جزای اختصاصی مطرح نمی شود.۱۶
تعریف دیگری که از قتل عمد از سوی برخی از حقوقدانان ارائه شده به این صورت است: رفتار بدون مجوز قانونی عمدی و آگاهانه یک انسان به نحوی که منتهی به مرگ انسان دیگری می شود.۱۷
یکی دیگر از حقوقدانان چنین تعریفی از قتل عمد ارائه نمودهاند:
“سلب عمدی حیات از دیگری بدون مجوز قانونی۱۸. که البته این تعریف هم جامع و مانع به نظر میرسد.” حقوق دانان ایرانی در کتب حقوقی تعریفهایی که از “قتل عمد” ارائه فرمودهاند صرفاً با بند (الف) ماده ۲۰۶ ق. م. ا. مطابقت دارد و با قتل عمدی موضوع بندهای ب و ج ماده مرقوم انطباقی ندارد. زیرا، در بند اخیرالذکر عمد در “فعل نوعاً کشنده” و آگاهی از وضعیت خاص مجنی علیه حسب مورد کاشف از قصد مرتکب میباشد. یعنی قصد قاتل مفروض قلمداد شده است. به نظر می رسد تعریف جناب آقای دکتر آزمایش از قتل عمد نیز تا حدی جامع و مانع باشد:
“بند الف ماده ۲۰۶ قانون مذکور مصداق قتل عمدی است و بندهای “ب” و “ج” مصداق قتل در حکم عمدی است ولی قانون گذار مجازات قتل عمدی را برای آن نوشته است. ۱۹
ماده ۲۹۵ قانون جزای قدیم فرانسه قتل عمد را این گونه تعریف مینماید: “قتلی که عمداً ارتکاب یافته باشد” و قانون جزای جدید در ماده (۱-۲۲۱) آن را “سلب عمدی حیات دیگری” توصیف میکند. قانون جزای فعلی از واژهی قتل (Homicide) که در قانون ۱۸۱۰ وجود داشت استفاده نمیکند. چرا که این واژه بسیار انتزاعی است. ۲۰ کلیه تعاریفی که در قانون جزای فرانسه برای قتل عمد در نظر گرفته شده با هم برابرند و به وجود دو عنصر که یکی عنصر روانی است اشاره دارند.
تعریف گارو حقوقدان معروف فرانسه از قتل عمد چنین است:
“سلب عمدی و ناعادلانه حیات یک انسان توسط یک انسان دیگر” “در برخی دیگر از کتب حقوقی فرانسه قتل عمدی به پایان دادن عمدی حیات دیگری آمده است.” ۲۱
که این تعریف شباهت زیادی با تعریف حقوق دانان ایرانی دارد.
در کتب حقوقی مربط به کشور عراق قتل عمد به این شکل تعریف شده است که اقدامی عمدی و بدون داشتن حقی که به پایان یافتن حیات انسان دیگری منتهی می شود و تعریف شده است برخی از حقوقدانان عراقی در توضیح این تعریف بیان کرده اند که از تعریف فوق بر می آید که اولاً فقط علیه انسان صورت میگیرد و قتل عمد به معنای حقوقی آن که دارای ضمانت اجرای کیفری است شامل اقدام مرتکب علیه تمامیت جسمانی خودش نیز نمی شود و ثانیاً قتل عمدی که دارای مجازات کیفری است ناظر بر مواردی است که مرتکب دارای حقی مانند حق دفاع نسبت به مجنی علیه نبوده است.

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان دربارهابوریحان بیرونی، آداب و رسوم، زبان لاتین، کتاب مقدس

۱-۱-۱-۳)عمد
عنصر روانی قتل شامل سوء نیت عام “عمد در انجام عمل” و سوء نیت خاص “قصد کشتن” است. مطابق بند (الف) ماده ۲۰۶ ق. م. ا. کسی که قصد کشتن دیگری را داشته باشد اعم از این که کارش نوعاً کشنده باشد یا نباشد . ولی ، در عمل موجب قتل شود عملش مصداق قتل عمدی است.
محکومیت مجرم به مجازات به جنایت عمدی متوقف بر امکان اسناد افعالی ارتکابی به اراده آزاد جانی است به طوری که بتوان فعل بزه کار را ناشی از اراده سالم و خواست وی دانسته و علاوه بر اسناد مادی از نظر معنوی نیز وی را نسبت به رفتار مجرمانه مسؤول شمرد.
تحقق اسناد معنوی منوط به آن است که مجرم در هنگام ارتکاب فعل، متکی بر قدرت اختیار و اراده آزاد خویش بوده و با توجه به درک نتایج حاصل از آن و در حالی که قادر به امتناع از انجام جرم است مرتکب بزه شده باشد. بنابراین در صورت اختلال کلی یا جزئی در اراده جانی و فقدان ادراک و قدرت تمیز و تشخیص امکان اسناد معنوی منتفی بوده و مجرم به مجازات جنایت عمدی محکوم نمیگردد.
عوامل تزلزل رکن روانی ناشی از عدم امکان اسناد معنوی متنوع و مختلف است که برخی به اختلال در اراده و اختیار بازگشت دارد و بعضی دیگر به قوه تشخیص و ادراک. گاه وجود این عوامل موجب تحول در عنوان جنایت شده قتل عمد را به غیر عمد مبدل میسازد. ۲۲ بنابراین، اگر فرد هیچ گونه اختیاری در ارتکاب رفتار مجرمانه نداشته باشد یا از انسان بودن آن چه که مورد اصابت قرار میدهد ناآگاه بوده و مثلاً آن را حیوان یا جسدی پنداشته و به طرف وی تیراندازی کرده باشد و یا عمل وی متوجه شخص مجنی علیه که مورد اصابت قرار گرفته نبوده ولی گلوله منحرف شده و به وی برخورد کرده باشد در هیچ یک از حالات، جرم عمدی محسوب نخواهد شد. زیرا،همان طوری که در سطور بالا به آن اشاره گردید بند “الف” ماده ۲۰۶ که اولین مصداق قتل عمدی را بیان مینماید صحبت از این مینماید که “قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص خاصی را داشته باشد. ولی بر اثر عواملی مثل وزش باد یا خطا در تیراندازی یا جاخالی دادن شخص مورد نظر گلوله یا ضربه به شخص دیگری بخورد عمل مرتکب عمدی محسوب نخواهد شد. ۲۳
پس کلاً سلب قصد و اراده موجب فقدان سوء نیت عام است و عواملی چون اجبار مادی، خواب، مستی و قوه قاهره موجب از بین رفتن قصد و اراده میشوند. در حقوق جزای فرانسه عنصر روانی در قتل عمد از اهمیت اساسی برخوردار است زیرا‌، فقط همین عنصر است که قتل عمد را از ایراد ضربات کشنده و از قتل غیر عمد تفکیک میکند. در جرم ایراد ضرب وارد آورنده ضربات، علیرغم این که در ایراد ضربات عمد داشته اما، خواهان مرگ مضروب نبوده است. (ماده ۷-۲۲۲ قانون جزا) اما در قتل غیر عمد، مباشر حتی قصد ایراد ضربه را هم نداشته است (ماده ۶-۲۲۱ قانون جزا) انگیزه نیز بر مبنای قواعد عمومی مانند حقوق کیفری ایران درارتکاب جرم اهمیت چندانی ندارد و تنها انگیزه شرافتمندانه میتواند موجب تخفیف مجازات شود. ۲۴

۱-۱-۲)گفتار دوم: واژگان مرتبط
چون در این رساله در بررسی ارکان سه گانه قتل عمد به دفعات از کلمات “عمد” و “آلت قتاله” و “عمل نوعاً کشنده” استفاده شد. در این گفتار واژههای موصوف تبیین میگردد.

۱-۱-۲-۱)قصاص:
“قصاص”در لغت،اسم مصدر ریش?”قصَّ یقصُّ”به معنای پی گیری نمودن اثر چیزی است وبه عقیدهء بعضی ها لفظ”قصاص”مصدر است نه اسم مصدر واز باب مفاعله(قاصّ،یقاصُّ،مقاصَّه،قصاصاً)می باشد.۲۵
در لسان العرب می خوانیم:
” قصصت الشی ء اذا تتبعت اثره شیئا بعد شی ءٍ”۲۶
قصاص نمودن چیزی،یعنی به تدریج دنبال اثر آن رفتن.
در فرهنگ لاروس،در تعریف واژه”القصاص” آمده است:
“بر شخص کاری همانند کاری که انجام داده،اجرا شود.”۲۷
معادل وازه “قصاص” ،”قَوَد” است و این لغت که از”قاد،یقود،قودا وقیاده” گرفته شده است،بدین سبب به معنای قصاص آمده که جانی را با طناب وامثال آن،به سوی اولیای دم مقتول می برند تا اگر خواستند او را بکشند و اگر خواستند عفو کنند،نیز می گویند که قود به معنی مماثلت و همانندی هم آمده است.۲۸
قصاص در اصطلاح فقها،پی گیری نمودن اثر جنایت و ضرب و جرح می باشد،به گونه ای که قصاص کننده،عیناً همان جنایت واره را به جانی وارد نماید.
صاحب قصاص در خصوص تعریف واژه”قصاص” می فرمایند:
“مراد از قصاص در این جا(کتاب القصص)پی گیری و دنبال نمودن اثر جناین است،به گونه ای که قصاص کننده عین عمل جانی را نسبت به او انجام دهد.”۲۹ معنای اصطلاحی قصاص نیز به دور از معنای لغوی آن نیست،چرا که در فرهنگ فارسی معین نیز در مقام بیان تعریف این واژه آمده است:”پاداش دادن ،بدین گونه که کشنده را بکشند و ضارب را به ضرب و جارح را به جرح تنبیه کنند(به همان نحو که عمل کرده بود).”۳۰
لذا قصاص از نظر لغوی،به هر نوع دنباله روی و پی جویی نمودن اطلاق می شود و حتی قصّه را که از همین ریشه است،از این جهت قصّه می گویند که مشتمل است بر مطالبی که به دنبال هم می آیند و قصه گو و شنونده هردو مطالب قصّه را پی گیری می کنند.۳۱ ماده ۱۲ق.م.ا قصاص را یکی از مجازاتهای پنجگانه معرفی کرده و ماده۱۴ قانون مذکور،قصاص را اینگونه تعریف می نماید:
“قصاص کیفری است که جانی به آن محکوم می شود و باید با جنایت او برابر باشد.”
قانونگذار در ماده اخیرالذکر،واژه قصاص را به طور مطلق بکار برده که شامل”قصاص نفس”و”قصاص عضو”می گردد؛و هر دو مجازات مزبور،مختص جرائم عمدی می باشند.
قانون مجازات اسلامی در ماده۲۵۷ به تبعیت از نظر مشهور فقها،مجازات قتل عمدی را قصاص دانسته،اما با تراضی طرفین،یعنی قاتل و اولیاء دم مقتول،قابل تغییر نیز می باشد.
درهمین جا لازم به تصریح است که با عنایت به عنوان تحقیق پیش رو،هرجا در متون این تحقیق،از واژ? “قصاص”مستفاد گردید،منظور و مراد “قصاص نفس” می باشد.
مجازات قصاص نفس از نظر نتیجه،شبیه اعدام است.زیرا اجرای هر دو مجازات،منتهی به فوت مجرم می شود؛اما ماهیتی متفاوت دارند.زیرا مجازات اعدام،یک مجازات تعزیری است که تابع قواعد و احکام مربوط به تعزیرات می باشند،اما مجازات قصاص،یک مجازات حدّی است که احکام و مقررات خاصی بر آن حاکم است.مجازات اعدام قابل تخفیف و تعلیق است اما قصاص را نمی توان معلق کرد یا تخفیف داد.
مجازات اعدام یک مجازات عمومی است؛اما مجازات قصاص یک مجازات خصوصی است که تنها با درخواست اشخاص ذینفع قابل اعمال است.۳۲

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژه های صورتهای مالی، قابلیت اعتماد، سیستم اطلاعاتی، اطلاعات حسابداری

۱-۱-۲-۲)عمل نوعاً کشنده:
قانونگذار کشورمان به پیروی از نظریات صاحب نظران اسلامی،در بندهای”ب”و”ج”ماده ۲۰۶ ق.م.ا ،رفتار کسی را که عمداً کاری انجام می دهد که نسبت به غالب افراد و یا برخی از افراد(بنا به وضعیت خاص مجنی علیه)نوعاً کشنده است،علی رغم عدم احراز قصد کشتن،عمدی دانسته است.
ماده ۱۷۱ قانون مجازان عمومی سابق ایران نیز مقرر نموده بود:
“هر کس عمداً به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که منتهی به فوت مجنی علیه گردد،بدون آنکه مرتکب قصد کشتن را داشته باشد به حبس جنایی درجه یک از سه تا ده سال محکوم خواهد شد؛مشروط بر اینکه آلتی که استعمال شده است،آلت قتاله نباشد و اگر آلت قتاله باشد مرتکب در حکم قاتل عمدی است.”
قانونگذار در هر دو ماده فوق الذکر،مفهوم و ضابطه تشخیص اعمال کشنده

 
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید