دهد که چنين رفتارهايي احتمالاً از آسيب در حافظه کلامي يا غيرکلامي ناشي مي شوند (دکر سباخ ، اتو ، ساويچ ، باور و جنيک121 ، 2000) .
تحقيق ديگري ترديد مرضي را با اطمينان کاهش يافته در حافظه شخصي فرد مرتبط دانسته اند تا نقايصي در حافظه کلي يا اختصاصي (فو122 و همکاران ، 1997 ؛ مک دونالد123 و همکاران ، 1997 ؛ مک نالي124 و همکاران ، 1993) اخيراً تولين125 و همکاران (2001) دريافته اند که افراد داراي اختلال وسواس که دچار وسواس چک کردن هستند اطمينان حافظه اي کمتري براي موضوعاتي که به عنوان خطرناک درک مي شوند ، دارند . بنابراين داده هاي معتبر بيان مي کند که ميان اطمينان حافظه اي پايين و وسواس ، به طور ويژه ميان افراد داراي رفتارهاي چک کردن ارتباط وجود دارد .
ولز و پاپا گئورگيو (1998) در تحقيقي در مورد اختلال وسواس نشان دادند باورهاي منفي در مورد نگراني (خطرناک و غيرقابل کنترل بودن) با تشريفات شستن رابطه مثبتي داشت . در حالي که چک کردن وسواسي با باورهاي مثبت در مورد نگراني رابطه مثبتي داشت . افکار وسواسي از طريق باورهاي مثبت فراشناخت و باورهاي منفي در مورد نگراني (کنترل ناپذيري و خطرناک بودن نگراني) پيش بيني شد.
در تحقيقي با عنوان آسيب پذيري هاي روان شناختي در بيماران افسرده شديد و پانيک ، کوکس126 و همکاران (2000) نشان دادند که حساسيت اضطرابي127 (احساس ترس از علائم بدني) و سبک پاسخ دهي نشخوارگرانه قوياً توانايي پيش بيني اختلال پانيک را دارند . کمال گرايي خودمدار و خود سرزنشگري128 پيش بيني کننده قوي افسردگي بودند .
جانيک ، کالاماري ، ريمن و هفيلفينگر129 (2001) نشان دادند که مؤلفه خودآگاهي شناختي بين بيماران وسواس و گروه اضطرابي غير وسواس تفاوت ايجاد مي کند . تمايل به بازگشت هاي فراوان به پردازش شناختي ممکن است فرصت هاي ارزيابي منفي افکار ناخوانده را افزايش داده به پرورش اهميت باورهايي راجع به افکار منفي و در نهايت به افزايش احتمال تحول وسواس منجر شود .
استوبر و جورمن130 (2001) در تحقيقي نگراني ، تعلل و کمال گرايي دانشجوي دانشگاه آزاد برلين را بررسي کردند . نتايج نشان داد که بين نگراني غيرمرضي با نمره اضطراب و افسردگي رابطه معني داري وجود دارد.
در تحقيقي با عنوان نقش باورهاي فراشناختي در توهمات شنيداري ، لوبان و همکاران (2002) به مقايسه مؤلفه هاي باورهاي فراشناختي در چهار گروه پرداختند : بيماران اسکيزوفرنيک با توهم ، بيماران اسکيزوفرنيک بدون توهم ، بيماران اضطرابي بدون وسواس ، اضطراب فراگير و استرس پس از سانحه که اکثريت آنها اختلال پانيک داشتند ، و بهنجاران . در اين تحقيق تفاوت معني داري بين 4 گروه مذکور در مؤلفه باورها مثبت در مورد نگراني به دست نيامد. گروه داراي توهم و گروه اضطرابي به طور معني داري در مؤلفه باورهاي منفي در مورد کنترل ناپذيري افکار نمره بالاتري از بهنجار ها بدست آورند . همچنين در اين مولفه گروه اضطرابي به طور معني دار بالاتر از گروه اسکيزوفرنيک بدون توهم نمره آورند . در مؤلفه خودآگاهي شناختي بيماران داراي توهم به طور معني داري بيشتر از بهنجاران نمره آورند . گروه اسکيزوفرنيک توهم دار و بيماران اضطرابي در مؤلفه اعتماد شناختي نمره پايين تري نسبت به دو گروه ديگر کسب نمودند . اين يافته ها نشان مي دهد که حداقل يک مولفه فراشناختي در بيماران اضطرابي و اسکيزوفرنيک داراي توهم، نسبت به دو گروه ديگر نقش بيشتري در پايداري و تحول بيماري دارد. ترکيب افکار آزاردهنده مرتبط با اضطراب ، اعتماد شناختي پايين و باور به اهميت افکار مي تواند به رخداد توهمات شنيداري ياري برساند.
در تحقيق ديگر با عنوان بازبيني واقعيت و باورهاي فراشناختي مرتبط با اعتماد شناختي در اختلال وسواس ، هرمنز131 و همکاران (2003)به بررسي باورهاي فراشناختي در بيماران وسواس و 19 بيمار غيراضطرابي کنترل پرداختند . نتايج نشان دادکه بين اين دو گروه در فراشناخت و مؤلفه هاي آن تفاوت معني دار است . مشابه با داده هاي ارائه شده توسط کارترايت ، هاتون و ولز (1997) بيماران وسواسي در باور مثبت در مورد نگراني از گروه کنترل متفاوت نبودند . طبق مدل نظر ولز (2000 ، 1997) در مورد نگراني و فراشناخت ، نگراني بهنجار وقتي مرضي مي شود که فرد شروع به نگراني مي کند يا وقتي باورهاي منفي در مورد نگراني ، اجتناب ناموفق يا سرکوب افکار نگران کننده را بر مي انگيزد .
اين موضوع که در مؤلفه باورهاي فکر راجع به غيرقابل کنترل بودن و خطر ناک بودن افکار واقع شده است، چنين باورهاي فراشناختي منفي را ارزيابي مي کند.
تفاوت هاي معني دار بين دو گروه نشان مي دهد که افراد وسواسي به اين واقعيت مجابتر مي شوند که افکار نگران کننده و مزاحم آنها غيرقابل کنترل است و يک نفر بايد آنها را کنترل کند و اينکه نگراني براي حالت فيزيکي و جسماني خطرناک است . همچنين داده ها نشان دادند که گروه وسواسي باورهاي منفي بيشتري در مورد تفکري دارند که مشتمل بر موضوعات فکري خرافي ، تنبيه و مسئوليت پذيري در مورد نگراني است . براي مثال بيماران وسواسي نمرات بالاتر در ماده هاي مربوط به باورهايي که پيامد هاي منفي را ارزيابي مي کند، به دست مي آورند و ممکن است از داشتن افکار معين راجع به حس مسئوليت براي جلوگيري از اين پيامدها ، تبعيت کنند .
در تحقيق فرانسيس و دوگاس (2004) بين نگراني ، افسردگي و اضطراب رابطه معني داري بدست آمد همچنين آنها نشان دادند که باورهاي ناکارآمد در مورد نگراني با نگراني مرضي ، افسردگي و اضطراب ارتباط م
عني دار دارد
در تحقيق فرانسيس و دوگاس (2004)، مولفان بين 4 مؤلفه باورهاي مثبت در مورد نگراني و نگراني به عنوان يک راهبرد کنار آمدن رابطه مثبت و معنا دار پيدا کردند . اين چهار مؤلفه عبارتند از : 1- نگراني به عنوان راهبر حل مسئله و برانگيزاننده 2- نگراني به عنوان محافظت کننده از هيجانهاي منفي 3- نگراني به عنوان يک صفت شخصيتي مثبت و 4- نگراني به عنوان تفکر جادويي .
کامر132 و همکاران (2004) در پژوهشي نشان دادند که همپوشي ميان اختلال وسواس فکري – عملي و اختلال اضطراب تعميم يافته در نوجوانان با نگراني و اشتغال ذهني زياد قابل تبيين است . در واقع نگراني مؤلفه‌ي اصلي هر دو اختلال مي باشد و اشتغال ذهني در اختلال وسواس ، اختصاصي و در مورد اضطراب تعميم يافته مبهم و کلي مي باشد .
تولين133 و همکاران (2004) با مقايسه اي ميان کل اختلالات اضطرابي به بررسي اين مطلب پرداختند که آيا باورهاي وسواسي مختص اختلال وسواس هستند ؟ نتايج نشان دادند که برآورد تهديد ، تحمل بلا تکليفي ، اهميت و کنترل افکار و کمال گرايي به طور قوي تري در بيماران وسواس وجود دارد اما با کنترل افسردگي و اضطراب صفت گروه وسواس گروه ساير اختلالات اضطرابي تفاوتي از لحاظ تفکر کلي وجود ندارد که ممکن است لازم باشد افکار شخصي کنترل شوند .

مطلب مشابه :  منابع مقاله دربارهاستفاده از کتابخان، تحقیق و توسعه، صنعت خودرو، کتابداران

فصل سوم
روش پژوهش

3-1- روش پژوهش و نوع طرح پژوهش
روش پژوهش مطالعه حاضر با توجه به بررسي دو گروه بيماران از نظر متغيرهاي روان شناختي از نوع تحقيقات علي مقايسه اي است .
3-2- جامعه‌ي آماري پژوهش
جامعه‌ي آماري اين پژوهش کليه افراد مراجعه کنند بالاتر از 20 سال با ميزان سواد حداقل ابتدايي هستند که به مراکز مشاوره و کلينيک هاي تخصصي روان شناختي و روان پزشکي در استان کرمانشاه در سال 1392 مراجعه کرده اند.
3-3- شيوه‌ي نمونه گيري و حجم نمونه
با توجه به اين‌که تحقيقات علي مقايسه اي تعداد 15 نفر براي هر زير گروه کفايت مي کند (دلاور ، 1382) اما در مطالعه حاضر جهت افزايش اعتبار بيروني طرح تعداد 100 نفر ازمودني (براي هر زير گروه 50 نفر) به روش نمونه گيري در دسترس انتخاب شدند . بدين صورت که پس از تشخيص متخصص مبني بر محرز شدن اختلال افسردگي يا اختلال وسواس ، پرسش نامه ها در اختيار آزمودني هاي انتخاب شده قرار مي گيرد . بررسي نهايي پرسش نامه ها و صحت پاسخ ها ، موجب شد تا تعداد 16 نفر از تحليل نهايي حذف گردند . در نهايت داده هاي بدست آمده از 84 نفر تحليل شد.که از اين تعداد 46 نفر مبتلا به اختلال افسردگي بودند و 38 نفر هم مبتلا به اختلال وسواس فکري – عملي بودند.
3-4- ابزارهاي پژوهش
3-4-1- مقياس تنهايي دانشگاه کاليفرنيا134
اين آزمون در سال 1998 توسط روسل 135 و پيلو از دانشگاه کاليفرنيا ساخته شده ، داراي 20 سوال است که با استفاده از مقياس 4 نقطه اي (اصلاً =1 و اغلب =4) نمره گذاري مي شود. 10 سوال به جهت مثبت و 10 سوال به جهت معکوس نمره گذاري مي شود .
ميانگين نمره‌ي هر آزمودني در 20 سوال بيانگر ميزان تنهايي او است (احساس کم =1، احساس تنهايي زياد=4).
همساني دروني پرسش نامه در مطالعات مقدماتي برابر 93% به دست آمد (شيخ و همکاران ، 1385) . اين پرسشنامه براي گروه هاي سني مختلف و مقاطع گوناگون شغلي اجرا شده است.
3-4-2- مقياس حساسيت به اضطراب 136
اين پرسش نامه خود گزارش دهي توسط پيرسون و رايس137 (1987) ساخته شده است . داراي 36 آيتم مي باشد که باورهاي تهديد آميز راجع به علائم برانگيختگي را مورد سنجش قرار مي دهد . هر آيتم روي مقياس درجه بندي شده (صفر -خيلي کم) تا (4- خيلي زياد) قرار مي گيرد . در مطالعه نورمن و توماس138 (2002) که بر روي 233 نفر افراد نرمال انجام گرفته بود پايايي اين آزمون با استفاده از ضريب آلفاي کرونباخ 87% بدست آمده
همچنين اعتبار صوري و محتوايي اين آزمون و اعتبار سازه آن به دست آمد که در حد قابل قبول و رضايت بخش مي باشد .

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد با موضوعثبت اسناد، حل اختلاف
 
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید