مفهومی را مطرح می سازد که حاصل آن مراقبت، تذکر و توجه دقیق به عواملی موثر در زندگی زندگی است که انسان به آنها “قدرت قاهره” اطلاق می کند و این مفهوم را همانا دین می نامند.(مورنو، ۱۳۸۰، ص۶۳)
دین یکی از وجوه امتیاز بشر است که از دیگر نشانه ها مانند درک عشق، آگاهی و قدرت زیبایی شناسی متمایز تر به نظر می رسد. در تاریخ بشر هرگز قبیله ای وجود نداشته که به گونه ای دین نداشته باشد.
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو دلم نشستی
سعدی
با توجه به نقش اساسی مساله دین در این پژوهش، این فصل به بررسی اجمالی این موضوع خواهد پرداخت از این رو نخست منظور از دین به طور خلاصه بیان شده سپس ابعاد دین و کارکرد های آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت؛ در نهایت با توجه به وجود دین های متفاوت در جهان طبقه بندی ادیان، مساله تعدد ادیان و رویکرد اندیشمندان نسبت به آن به طور خلاصه ارایه خواهد شد.
۲-۲- مفهوم دین
واژه “دین” در ردیف آن دسته از مفاهیمى قرار دارد که همواره در میدان آرا و نظرات گوناگون صاحب‏نظران قرار داشته است(مصباح یزدی، ۱۳۶۵، ص۲۸) و به دست آوردن یک توافق مشترک در باره آن بسیار مشکل، بلکه محال است، تا جایی که عده‏اى از محققان آن را قابل تعریف نمى‏دانند.(۱۹۸۴، ص۹- مطهری،۱۳۶۳، ص۱۱۷)
رابرت ا.هیوم۲ (۱۳۷۲) در کتاب ادیان زنده جهان مى‏گوید: “دین به اندازه‏اى ساده است که هر بچه عاقل و بالغ مى‏تواند یک تجربه دینى حقیقى داشته باشد و به اندازه‏اى جامع و پیچیده است که براى فهم کامل و بهره‏گیرى تام از آن نیازمند تجزیه و تحلیل مى‏باشد.” (ا.هیوم، ۱۳۷۲، ص۱۸) میرچا الیاده۳ نیز در دایره المعارف دین نیز آورده: “شاید هیچ کلمه‏اى غیر دین نباشد که همواره و آشکارا خیلى صاف و ساده به کار رود؛ ولى در واقع، نمایانگر نگرش هایى باشد که نه فقط بسیار متفاوتند، بلکه گاه مانعه الجمع‏اند.”(الیاده،۱۳۷۴،ص۲۰۲) “تنها در غرب، آن قدر تعریفات فراوان از دین پدید آمده است که حتى ارائه فهرست ناقصى از آن غیر ممکن است.” (خرمشاهی،۱۳۷۳،ص ۸۵)
لذا موضوع «دین» از چنان گستردگى و وسعتى برخوردار است که به طور طبیعى، نمى‏توان از یک بعد و یا منظر خاصى به تحقیق و بررسى آن پرداخت.( ا.هیوم،۱۳۷۲،ص۲۴) به هر روی مسلما لازم است مقصود از دین در این پژوهش – تاحد امکان واضح – مشخص گردد. بدین ترتیب، ارزیابى دیدگاه‏هاى گوناگون و متنوّع، می تواند روشن‏کننده وجوه گوناگون موضوع باشد.
۲-۲-۱- معنای لغوی دین
به لحاظ لغوی واژه “religion” از ریشه لاتین”religio”، به معنای برقرار ساختن مجدد رابطه است(تالیافرو، ۱۹۹۸،ص۲۲) و آگوستین۴ آن را به معنای عبادت می دانست. فعالیتی که به واسطه آن مردم آگاهانه برای احترام و ستایش خدا رو به سوی او می کنند. بنابراین می توان آن را برقراری مجدد رابطه فراموش شده یا گسسته شده میان خدا و بندگان از طریق عبادت دانست.(گریفیتس، ۲۰۰۲، ص۳) واژه “دین” نیز واژه ای عربی است که به معانی گوناگون از جمله، جزا، اطاعت، قهر و غلبه، عادت، انقیاد، خضوع، پیروی و مانند آنها آمده است.(یزدانی، ۱۳۸۹، ص۳)
۲-۲-۲- معنای اصطلاحی دین
در مورد معنای اصطلاحی دین جیمز لوبا۵ (۱۹۱۲) تعاریف دین را به سه دسته عقلگرایانه، عاطفه گرایانه و عمل گرایانه تقسیم می کند.
– تعاریف عقل گرایانه: این گونه تعاریف دین را نوعی معرفت می دانند یعنی مجموعه از باورها که موجب پیدایش معرفت خاصی در انسان می شود. برای مثال هربرت اسپنسر۶ می گوید:”ذات دین ایمان به این است که همه چیزهای تجلیات قدرتی هستند که فراتر از حد معرفت ماست.”(هیوم، ۱۳۸۵، ص۲۳) و به گفته ماکس مولر دین ایمانی است مستقل از حس و عقل و علی رغم آن که بشر را قادر میسازد که امر لایتناهی را درک کند. (مولر، ۱۸۹۳ ، ص ۱۳)
– تعاریف عاطفه گرایانه: همچون تعریف شلایر ماخر۷ متکلم پروتستانی آلمانی که دین را احساس وابستگی مطلق به چیزی دیگر می داند. ویلیام جیمز۸ نیز با تاکید بر این جنبه می گوید: “دین عبارت است از تاثرات و احساسات و رویدادهایی که برای هر انسانی در عالم تنهایی و دور از از همه وابستگی ها رخ می دهد.” (جیمز،۱۳۶۷،ص۶)
– تعاریف عمل گرایانه: این گروه گذشته از جنبه اعتقادی، اعمال، شعایر، و نهادهای دینی را نیز در تعریف آن به کار برده اند؛ پارسونز۹ دین را مجموعه ای از باورها، اعمال، شعائر و نهادهای دینی می داند که افراد در جوامع مختلف بنا کرده اند. کانت۱۰ می گوید: ” دین، عبارت است از تشخیص همه وظایف به عنوان دستور های الهی” (جیمز،۱۳۶۷،ص۲۲۶)
هر یک از تعاریف بالا برخی ابعاد دین را نادیده می گیرند از این رو پیتر برن۱۱، از فیلسوفان دین معاصر با عنایت به این مساله تعریف دین را این گونه خلاصه می کند:” دین نهادی است با جنبه های نظری، عملی، جامعه شناختی و تجربی که متمایز می گردد با موضوعات خاص (خدایان)، اهداف (نجات) و کارکردها (معنا بخشیدن به زندگی)”(برن،۱۹۸۸،ص۷)
۲-۲-۳- ابعاد دین
دین پژوه بزرگ مغرب زمین نینان اسمارت۱۲ به جای تعریف دین شش بعد و جنبه برای آن در نظر می گیرد: (اسمارت، ۱۹۶۷، ص۶)
– بعد آیینی: ادیان، ظهور و بروز خود را در قالب مناسک و عبادات و آیین های خاصی عرضه می کنند. همه ادیان به طر یقی دارای مراسم و آیین هستند . این آیین ها، معنایی باطنی دارند و بیانگر اعتقادات فرد هستند.(اسمارت، ۱۹۶۷، ص۶)
– بعد اسطوره ای یا اساطیری: اسطوره و اساطیری بودن در پدیده های دینی در برابر صدق و کذب آن ها بی طرف است. به طور معمول هر دینی دربردارنده حوادثی است اعم از آن هایی که مستقیم به خدا مربوط می شوند و آن هایی که چنین نیستند که این حوادث در قالب داستان ذکر می شوند. (اسمارت، ۱۹۶۷، ص۷)
– بعد عقیدتی: هر دینی ، نظام عقیدتی دارد که در مجموعه گزارهای مربوط به ذات، صفات و افعال خدا و رابطه او با جهان و انسان و نیز سرنوشت انسان تبلور می یابد . تشخیص این جنبه از بعد اسطوره ای دین به آسانی میسر نیست. (اسمارت، ۱۹۶۷، ص۸)
– بعد اخلاقی: هر دینی اصولی اخلاقی دارد که بسیاری از این اصول مشترکند. این اصول کنترل کننده رفتارهای اجتماعی آن جامعه است؛ البته افراد، همیشه مطابق اصول و معیارهایی که اظهار می دارند، زندگی نمی کنند؛ بنابراین، بین اصول اخلاقی مندرج در دین و رفتارهای پیروان آن دین باید تفاوت قایل شد. (اسمارت، ۱۹۶۷، ص۹)
– بعد اجتماعی: ادیان و مذاهب سازمان یا تشکیلات اجتماعی نیز د ارند و این جنبه تا حدودی به واسطه آرما ن های دینی و عقیدتی متعین می شود. (اسمارت، ۱۹۶۷، ص۱۰)
– بعد تجربی: این جنبه مانند روح و جان ابعاد دیگر دین است؛ زیرا که متدین خود شخصاً به تجربه دینی می پردازد. دین شخصی، به ضرورت، متضمن امری است که ما آن ر ا جنبه تجربی نامیده ایم؛ یعنی بعدی که شخص، تجربه ای از عالم ماورا می یابد. حتی انبیا خود در تجربه شخصی به نبوت رسیده اند. (اسمارت، ۱۹۶۷، ص۱۱)
۲-۳- منشاء دین
مطالعات پیرامون منشا دین را دو دسته کلی می توان مورد بررسی قرار داد:
– منشا به عنوان علت پیدایش دین: این گروه از مطالعات علت پیدایش دین را به عنوان یک امر خارجی که خود مشتمل بر یک سری قواعد و دستورهایی است مورد بررسی قرار می دهند.(فنایی،۱۳۷۵،ص ۱۲۲)
– منشا به عنوان علت پذیرش دین: این مطالعات بررسی می کند که چرا انسان‌ها با وجود اختلاف در فرهنگ‌ها، آداب، رسوم و دیگر وسائل زندگی‌شان به نحوی به دین گرایش دارند؟ چه علل و انگیزه‌های روانی باعث شده که انسان‌ها به دین روی آورند؟ (فنائی،۱۳۷۵،ص ۱۲۴)
از سوی دیگر باید توجه داشت اگر نظریه پردازى، وجود خدا را نپذیرد، نخست دلیلی براى دیندارى ارایه مى دهد و سپس از طریق این باور، پیدایش ادیان را نیز تبیین مى کند به این ترتیب منشأ دیندارى همان منشأ پیدایش دین خواهد بود. (نظریات الحادی) اما اگر پیش فرض، وجود خدا باشد، علت پیدایش دین خدا خواهد بود و مطالعات پیرامون منشا پذیرش دین برای رسیدن به عواملی همچون مسایل روانی صورت می پذیرد.(نظریات خداگرایانه) (فنائی،۱۳۷۵، ص۱۴۱).
۲-۳-۱- علل پیدایش دین
در زمینه بررسی علل پیدایش دین مهمترین نکته پذیرش یا عدم پذیرش وجود خداست از این رو نظریات این حوزه نیز در دو دسته الحادی و خداگرایانه مورد بررسی قرار می گیرد.
– نظریات الحادی: این نظریات دین را صرفاً براساس امور روانشناختى و یا جامعه شناختى تبیین مى کند. از دیدگاه جامعه شناختى نفس جامعه به دلایلى موجب دیندارى افراد مى شود، و ادیان محصول همین دیندارى است. جامعه نیازهایى را در افراد به صورت مفاهیم دینى اعمال مى کند و همین منشأ ادیان است. از نظر روانشناختی دین امری فردیست که منشأ آن را در درون افراد باید جست مانند سرکوب شدن غرایز و یا ترس ازطبیعت. چراکه اثرات روانی سرکوب شدن غرایز، بنا به نظریات روان شناختى، موجب پدیدآمدن باورهاى دینى درانسان ها مى شود. (فنائی، ۱۳۷۵، ص۱۴۱)
– نظریات خداگرایانه: همانگونه که پیش از این اشاره شد این نظریات با پذیرش وجود خدا بر این پیش فرض استوارند که منشأدین وجود الهی است. . (فنائی، ۱۳۷۵، ص۱۴۲).
۲-۳-۲- علل پذیرش دین
بحث از همه نظریات درباره منشأدین، کارى طاقت فرسا و شاید بى فائده باشد که مسلما خارج از مباحث این مطالعات است. از این رو در ادامه بیان چهار نمونه از مهمترین نظریات خداگرایانه کافی به نظر می رشد.
– نظریه کهن الگو: روانکاو مشهور کارل گوستاو یونگ۱۳ روان انسان را به سه لایه آگاهی، ناخودآگاه شخصی و ناخودآگاه جمعی تقسیم می کند. وی محتویات ناخودآگاه جمعى را کهن الگو (صورت مثالى یا آرکى تایپ) نامیده و عقیده دارد در همه انسان ها به طور یکسان وجود دارند. (اس.هال، ۱۳۷۵، صص۳۶-۵۲) یکى از کهن الگوها به نظر یونگ، تصویر خدا است. در نتیجه، ماهیت دین و خدا در زبان روان شناسى او، همه به ماهیت محتویات ناآگاه جمعى برمى گردد.(مورنو،۱۳۷۶، ص۱۴۲)
– نظریه امر مقدس: میرچا الیاده عنصر اختصاصى و تحویل ناپذیر دین را، امرمقدس می داند. براى فرد بى دین زمان ها و مکان ها متجانس اند ولى براى دیندار زمان ها و مکان ها نامتجانس و ناهمگون اند و منشأدین، واقعیت داشتن امر مقدس و مواجهه انسان ها با آن است. (فنائی،۱۳۷۵،ص۵۳)
– نظریه علیت: اندرو لانگ۱۴ معتقد است بر اندیشه انسان ها به طور طبیعى قانون علیت حاکم است و این کافیست که انسان رابه طرف اعتقاد به وجود خدا و آفریدگارش سوق دهد، چراکه انسان بالطبع به آفرینش اشیا و جهان علم دارد و از سوى دیگر، مى داند که او خود نمى تواند آنها را به وجود آورد. (فنائی،۱۳۷۵، ص۵۶)
– نظریه فطرت: انسان فطرتی دارد که مخصوص خود او بوده و آن را در درون خود می‌یابد، (مطهری، ص۱۳، ۱۳۶۹) به گفته استاد مرتضی

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد با موضوع بازاریابی، کانال توزیع، متغیر وابسته، متغیر مستقل
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید