تمام مخاطبین از هر دین و مذهب از هر گونه جهت گیری یا تمایل به هر یک از ادیان مبرا باشد چرا که این مساله به برتر انگاشته شدن یک دسته و اختلال در فرآیند گفتگو خواهد انجامید.
۳-۵-
جمع بندی و نتیجه گیری
گفتگو به شکلی که اخیرا مصطلح شده به معنای “مبادله اندیشه ها برای دستیابی به تفاهم و شناخت متقابل” است، که در این معنا در دوران مدرن تئوریزه شده و اصول و مبانی آن تدوین یافته است. این گفتگو ضرورت بسیار مهمی برای همه متدینان است، در گذشته این جریان برای تحمیل نظر بوده، در حالی که امروزه هدف فهم نظر طرف مقابل است. توجه به این نکته ضروریت که در باب مسائل معرفتی همچون مسایل ادیان نیل به یک نتیجه یکسان و دستیابی به حقیقت مشترک نه تنها نشدنی، که امری ذاتا محال است، لذا هدف تفاهم و درک متقابل، تلاش برای نجات جامعه ی انسانی از بحران های موجود، افزایش روحیه دینی در جهان،کمک به همزیستی پیروان ادیان، زمینه سازی شکل گیری تنوع فرهنگی و درک حقایق تازه است.
گفتگو با این هدف شرایطی دارد که از میان آن ها می توان به وجود نکات اشتراک و افتراق و شناخت آن، احترام کامل به طرف مقابل و آزادی اندیشه او، اقرار به جهل و تاکید بر تساهل، تکیه بر مشترکات، فراموش کردن اتفاقات گذشته و تمایزات سیاسی اقتصادی اشاره کرد. از سوی دیگر موانعی نیز مطرخ است همانند: برتر انگاشتن خود، مطلق فرض نمودن حقیقت، تکیه بر عناصر تمایز بخش، اهانت به طرف مقابل و مسخ عقاید او و استفاده از معیارهاى متفاوت. پیشتر نیز اشاره شد که مواجه ادیان و مومنان گریز ناپذیر است و اساسی ترین راه مدیریت این برخورد گفت و گوست.
“گفتگو و به تبع آن گفتگوی ادیان در خلاً رخ نمی دهد و رفتار افراد را می توان مرتبط با محیط کالبدی دانست.” (برکوتیز،۱۳۷۲: ۵۴۷) با توجه به این مساله توجه به فاکتور های طراحی خصوصا فاکتور های محیطی در شکل دهی به فضای گفتگو امری ضروریست. از سوی دیگر فضای گفتگوی دینی باید متناسب با موضوع آن باشد، فضایی که در جهت تحقق اهداف گفتگو گام بردارد به طور خلاصه اینکه در عین ایجاد فضایی روحانی که آمادگی دریافت حقاقیق دینی را ایجاد می کند باید از هرگونه جهت گیری به هر یک از ادیان خودداری نماید. فضایی که شاید بتوان آن را مقدس نامید. قداستی که از سوی تمام مومنین قابل درک باشد.
فصل چهارم
۴- هنر و معماری قدسی
۴-۱- مقدمه
در فصل قبل بیان شد که گفتگوی دینی نیازمند فضایی است که متناسب با موضوع دین که در جهت تحقق اهداف گفتگو گام بردارد. فضایی که آمادگی دریافت حقاقیق دینی را ایجاد کند ولی از سوی دیگر بر اساس نکات مشترک شکل گرفته باشد فضایی که متعلق به هیچ یک از ادیان به تنهایی نیست ولی همه مومنین آن را متعلق به خود می دانند.
با این توضیح این فصل به بررسی بیشتر این فضا ویژگی های آن خواهد پرداخت، فضایی که در این پژوهش با عنوان فضای قدسی معرفی گردیده است. فضایی که محصول هنری قدسی است، هنری که به واقع سیطره ای کیفی و رهیافتی باطنی است با مقامی والا و کبریایی که به مثابه ی برترین تجلی گاه عالم روحانی در قالب، صور و ساحتی نفسانی و مادی متجلی می گردد و همواره در تلاش است تا با برقراری گفتمانی متعالی، ذاتی مقدس، وحدت و یگانگی حقیقتی متعالی را بر دیدگان عرضه نماید و حضور رمز وار ایمان را آشکار سازد. (بسیج، ۱۳۸۸، ص ۲۴۶)
و معماری مقدس، خلق بستری متعالی است که در آن «وحدانیت»، مرکز و اساس به وجود آمدن همه چیز است و آدمی وقار فطری و کمال باطنی اش را درآن باز می یابد؛ وحدانیتی که با تکثرات و تنوعات عناصر شکل می گیرد و به واقع زاده ی بستر کثرت است. (بلخاری قهی، ۱۳۷۴، ص ۱۳) هنر قدسی، مکاشفه ای است از صور گوناگون هستی تا حقیقت این صور را در قالب معماری به تجسم و نمایش گذارد و در روند این مکاشفه، حیات فردی و جمعی انسانی را برتر آورد تا آن حد که به غربت انسان پایان بخشد و قرب به آن یگانه ی برتر را میسر سازد. (رهنورد، ۱۳۷۸، ص۴۰).
در این فصل نخست قداست و شیوه های تجلی آن معرفی خواهد شد سپس هنر قدسی به عنوان یکی از شیوه های تجلی این موضوع تبیین می گردد. در ادامه معماری قدسی به عنوان شاخه از هنر قدسی که محصول آن فضای قدسی است مورد بررسی قرار خواهد گرفت و نهایتا با توجه به نظریات متفکرین و اندیشمندان ویژگی های این فضا و نکات مورد توجه در شکل گیری چنین مکانی معرفی و بررسی شده است.
۴-۲- امر قدسی
معادل کلمه ی مقدس یا قدسی در زبان انگلیسی دو کلمه «SACRED» و «HOLY» است. کلمه ی «SACRED» از لحاظ لغوی به معنای مقدس، روحانی، خاص، موقوف و مینوی است و متضاد آن کلمه ی «Secular» است که به معنی دنیوی، گیتیانه، عرفی، غیر روحانی و غیر دینی است. متضاد دیگر کلمه ی «Sacred»کلمه ی «Profan» است که به معنی کفرآمیز، زشت دنیوی و بی حرمتی کردن به خدا و مقدّسات است. کلمه ی «holy» نیز مترادف کلمه ی «Sacred» بوده و به معنای مقدّس، پاک، مبرا، چیز مقدس خوب و کامل می باشد و متضاد آن «unholy» به معنای نا مقدس، نا درست و نا سازگار می باشد. (ویسنتون، ۱۳۷۵، ص۸۰) کلمه ی «مقدس» در زبان عربی از ریشه ی «مقدس» و «قداسه» مشتق شده و به معنای پاکی و منزه بودن از عیب و نقص و ناپاکی و ماده است و به معنای برکت و مبارک نیز آمده است.(انیس، ۱۳۷۴، ص۴۵۹) به تعبیری می توان گفت در زبان عربی نیز قدسی بودن به معنای مینوی، آسمانی و غیرمادی بودن در مقابل دنیوی و مادی بودن است. اصطلاح مقدس و قدسی معمولاً در تعریف دین به معنای جوهر و درون مایه ی اصلی دین آورده می شوند.
Sacer نسبت روشنی با نومن۳۷– که در حکم قدرتی راز آلود(خداوند) است- دارد، قدرتی که در قالب نومینوس متجلی میشود. نومن ارتباط نزدیکی با کلمه ی سانسکریت برهمن و کلمه ی ملانزیایی مانو و کلمه ی آمینجا۳۸ که در زبان آلمانی کهن به معنای سعادت بوده است، دارد. ( شقاقی، ۱۳۸۴، ص۲۴).
در آغاز قرن بیستم، امیل دورکم و رودلف اتو۳۹ سعی در اثبات این معنی داشتند که قداست، پایه و مبنای تاریخ ادیان است. دورکم در تعریف امر قدسی گفت که امر قدسی، محصول وجدان قوم و جماعت است و جامعه آنرا خلق کرده تا آرمان جمعی را در فرد فرد آدم ها، زنده نگاه دارد. (دورکیم، ۱۳۸۳، ص ۶۱۷) اوتو با ردّ این نظر جامعه شناختی و عرفی، امر قدسی را numinosum می دانست یعنی ارزشی مینوی که عنصر اساسی و اصل زنده همه ادیان و مذاهب است. انسان به هدایت روح، امر قدسی را کشف می کند و در این ارتباط با عالم مینو و الوهیت به مکاشفه ای باطنی می رسد که در وصف و بیان نمی گنجد و عرفانی است و نتیجه اش، پی بردن به چیزی «کاملاً متفاوت» (با مدرکات معمولی) است. به زعم اوتو، تجلی قداست در تاریخ بشر، سرآغاز و منشاء همه مذاهب و ادیان بشریت است.(اتو، ۱۳۸۰،صص ۶۹-۷۰) به اعتقاد پدیده شناسان دین نیز، محور و کانون هرگونه باور و تجربه ی دینی، عقیده به امر قدسی یا موجود متعالی است که آفریدگار است و در سراسر هستی تجلی کرده است.
الیاده از پژوهش دورکم، این نظر را نگه می دارد که امر قدسی، کاملاً متفاوت با امر گیتیانه، جلوه می کند و بنابراین قدسی و گیتیانه دو نوع وجود در جهان اند. الیاده با پشت سر نهادن چشم انداز جامعه شناختی دورکم که امر قدسی را فرو می کاهد و مبانی نظری زیاده تنگ اتو، نشان می دهد که سلوک انسان دینورز، خاصه در حول و حوش شعور و وقوف به تجلی قداست، سامان می یابد. او کاربرد اُتّو را از امر قدسی به طور کامل تهذیب کرده، گسترش داد. به نظر او امر قدسی را صرفاً نباید در تجربه های مخصوص به مواجه با خداوند جستجو کرد. امر قدسی به نحو نمادین نمایانگر جهانی است که جسماً نامرئی ولی بسیار واقعی است. جهانی که جاودانه کامل است و آن ها می کوشند به نحو مختصری با آن رابطه داشته باشند. از نظر الیاده “تاریخ ادیان از نخستین تا توسعه یافته ترین ادیان از تجلیّات واقعیّت های مقدس تشکیل شده است”. (الیاده، ۱۳۷۵، صص ۱۲-۱۳)
یوآخیم واخ۴۰( جامعه شناس دین) بر آن است که قدسی یا مقدس ارزش چهارمی در ردیف ارزش هایی چون خیر، حقیقت و زیبایی نیست؛ بلکه خاستگاه و منشأ اشتقاق آن هاست. از نظر او هیچ اقدام نیایشی بدون نوعی مفهوم مقدس و روحانی وجود ندارد و در تمام ادیان تجارب قدسی به صورت اعمالی احترام آمیز نیست به ذات متعالی انجام می شود. (واخ، ۱۳۸۰، ص۱۸)
۴-۲-۱- شیوه های تجلی امر قدسی
همه ی پدیده شناسان دین اتفاق نظر دارند که شیوه ی تجلی امر قدسی در جهان هستی یکسان و ثابت نیست و شیوه های مستقیم و غیرمستقیمی وجود دارند. که در اینجا توضیح مختصری از آن ارائه خواهد شد:
۴-۲-۱-۱- شیوه های مستقیم
بسیاری از آموزه های دینی از طریق آموزش و بیان مفاهیم خاص خود قابل انتقال و آموزش اند. آنچه قابل انتقال نیست همین مبنا و اساس قدسی دین است که تنها می تواند بر انگیخته شود.(اتو، ۱۳۸۰، ص۲۵۸) امر قدسی یا مقدس از طریق ندای درونی وجدان و آگاهی دینی محقق می شود و علاوه بر آن از طریق مواجه ی مستقیم با روی دادها و حوادث خاص یا با خودآشکار سازی و تجلی در اشیاء، اعمال، اشخاص و اماکن مقدس و متبرّک تحقق می یابد. به عبارتی علاوه بر وحی با طنی از سوی روح القدوس(جبرئیل) وحی بیرونی در مورد ذات الهی (امر قدسی) وجود دارد که در لسان دین، ابزار آن، یعنی همان اعمال و اماکن دلالت گر را، “آیه”۴۱ می گویند. از زمان ظهور ابتدایی ترین ادیان تا پیشرفته ترین و کامل ترین آن ها، هر چیزی که قادر به انگیزش احساس قدسی و تأکید احساس برای دریافت قداست و تأثیر صریح آن شده، یک آیه به شما رفته است. بنابراین موجودات و به طور کلی هستی و به نحو خاص اماکن متبرکه و مقدس می توانند، اشارت یا نشانه های از آن واقعیت، سرشار از اسرار و اهمیت امر قدسی باشند و در منظر دین به عنوان آیه شناخته شوند.(اتو، ۱۳۸۰، صص ۲۶۵-۲۶۶)
چنین موجودی و چنین تجربه هایی را نمی توان با توصیف مفهومی متعارف شناخت، بلکه باید آن حسّ مقدس در آدمی بیدار و برانگیخته شود تا خود حقیقت را بیابد و شهود کند. درک چنین حالاتی تنها می تواند از طریق فعالیت روحی در فرد بیدار گردد. در این میان اتو درباره ی تجلی قدسی در پرستش، رفتار و حالات مؤمنان سخن می گوید و می نویسد: بخش غالب این تجربه مربوط به طرز رفتار اشخاص می شود، که اهمیت آن را در قالب اجتماع عبادی پرشکوه یک جماعت پرستشگر می توان دید تا در تعبیرات و مفاهیم سلبی خاصی که برای بیان آن ها (تجربه های قدسی) به کار می رود. درحقیقت، مفاهیم سلبی فقط در اشاره به موجودی یاری می رسانند که در تضاد با دیگر موجودات بوده و درعین حال از موجودات پست تر از خود متمایز است؛ یعنی موجودی است «نادیدنی »، «سرمدی » (غیرزمانی

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوع تعهد شغلی، روش تحقیق، ضریب همبستگی، آموزش و پرورش
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید