کلید رمز شناسی می تواند سرّ و راز پیام امر قدسی را گشوده، دریابد.
هنر دینی سعی دارد تا بین ذهن انسان و عالم محسوسات پلی به پهنای ابدیت و استوار بر دو عامل احساس و منطق بسازد. در این میان نماد ها نقش کاتالیزوری را در فرآیند شکل گیری این جهان بینی و بینش سترگ بر عهده داشته اند. (محمدی، ۱۳۹۱،ص۱)
معماری قدسی از نماد ها در خلق فضاهای روحانی و انتقال مفاهیم الهی بهره می گیرد. نماد ها خود تجلیاتی از مطلق در مقیدات هستند. که انسان آن ها را نمی آفریند بلکه به دست آن ها دگرگون می شود. موجودیت نماد ها از این تمایل معکوس تبعیت می کند که “ادنی” جلوه گاه “اعلی” است.(اردلان، ۱۳۸۰، ص۵) نماد ها در مرز های تاریخ، اسطورع و دین سیر می کنند و ساحت پژوهش را به وادی پر رمز و رازی وسعت می بخشند که بسیار پیچیده و در عین حال دلپذیر است.(اسفندیاری،۱۳۸۸، ص۶)
بنابراین ویژگى بارز انواع هنر دینى وجه سمبلیک آن است و این امر بدان جهت است که اولاً ادیان جهان جلوه اى از یک حقیقت متعالى است و ثانیا تنها راه بیان و تجسم موضوعات معنوى و روحانى استفاده از سمبل ها است، به این ترتیب سمبل ها و نزول حقایق معنوى براى امکان تجلى یافتن در این جهان مادى شکل می یابند.(نقی زاده، ۱۳۸۰،ص ۱۴)
یک سمبل مثل آئینه شفافی است که حقایق عالم ملکوت را جلوه‌گر می‌کند. یک سمبل یک امر وجودی است و اساس وجود بر سمبولیزم است. یک سمبل، برخلاف آنچه امروزه تصور می‌کنند وضعی و قراردادی نیست، یک امر حقیقی و وجودی است. سمبولیزم در هنر غیر دینی اصلاً وجود ندارد، مگر به معنای کاذب و قراردادی که هیچ اصل و اساسی در آن وجود ندارد(اعوانی،۱۳۷۵،۲۱۷)
به اعتقاد الیاده، رمز، روزنه ای بر جهان فراتاریخی۴۳ و وسیله ارتباط انسان با نیروی متعال است. «رمز، دنباله تجلی قداست و یا همان تجلی قداست است و آشکارکننده واقعیت قدسی یا کیهان شناختی ای که هیچ تجلی دیگر قادر به آشکارکردنش نیست»الیاده، رمز را، صورت یا نوعی مکاشفه مستقل و زبانی چند ارزه۴۴ می داند که موجب وقوف و استشعار آدمی به وحدت جهان می شود. رمز عبارت از وجود یا چهره ای مینوی و یا شیء و یا اسطوره و یا آئینی است که در متن و سیاق تجلی قداست، معرفت به ساحات قدسی و شناخت آن ها را بر انسان دینورز، امکان پذیر می سازد. رمز که دنباله فرایند تجلی قداست است، موجب کشف واقعیتی قدسی و تحکیم (ستاری،۱۳۹۰، ص۱۵۵)
بورکهارت بر بیان نمادین در هنر مقدس پافشاری می کند و بیان سمبلیک را در ذات هنر قدسی و جزء طبیعت آن می شمارد. به نظر او هنری مقدس است که حکایت کننده رموز الهی و بازتاب رمزی و کنایی و تمثیلی صنع الهی باشد. (رهنورد، ۱۳۷۸) از نظر وی هنر دینی مبتنی است بر علم به صور و قالب ها یعنی رمز پردازی و سمبولیسم. او بیان هنر دینی را نمادین و رازگونه و رمزی، تمثیلی می داند. در واقع این رامز و رمز از نوعی معرفت و بینش نشات می گیرد و بر اساس آفرینش و وحی الهی و نگاه روحانی به هستی و انسان یا تفسیر باطنی از آن هاست. (مطهری الهامی،۱۳۸۴، ص۵) اعوانی نیز هنر قدسی را مبتنی بر علم سمبولییزم دانسته یعنی هر چیزی در هنر قدسی در واقع رمز یک حقیقت برتر است(اعوانی، ۱۳۷۵، ص ۳۲۵)
– بهره گیری از کهن الگو ها: ما در عالم «ذر» با صورت های مثالی محشور بوده ایم و هنر دینی در صورت آرمانی خود می تواند نشانه و مظهری از صورت مثالی باشد. تیتوس بورکهارت می گوید: «هنر مقدس مبتنی بر دانش و شناخت صورت ها، یا به بیانی دیگر، بر آیین رمزی که ملازم و دربایست صورت هاست. در این جا یادآوری کنیم که رمز، نشانه ای قراردادی نیست، بلکه صورت مثالی۴۵ خودِ رمز به حسب قانونی مربوط به معرفت وجود و هستی شناختی است… رمز به نوعی عین همان چیزی است که بیان می دارد. (کاپادونا،۱۳۸۳)
کهن الگو، صورت مثالی یا صورت اساطیری همگی ترجمه هایی از لغت آرکی تایپ هستند. آرکی تایپ، اصطلاح کارل گوستاو یونگ برای ناخودآگاه جمعی است و منظور آن افکار غریزی، تجربیات و تصاویری کهن و مادرزادی و تمایل به رفتارها و پندارهایی است که بر طبق الگوهای از پیش مشخصی، به صورت فطری و ذاتی در نوع بشر وجود دارد. یونگ این اصطلاح یا کلمه را به معنی تصاویر نخستین و لایه های رسوبین روانی به کار می برد، یعنی اشکال و تصاویر متکرری از تجربیات زندگی پدران باستانی ما که به ناخودآگاه عمومی نژاد بشری به ارث رسیده است (یونگ،۱۳۸۱، ص۳۷)
کهن الگو ها با تناسبات فراوانی که با بحث نماد ها دارند از ابزار مورد استفاده در هنر قدسی برای بیان معنویت می باشند. کهن الگوها به دلیل خصلت ازلی شان همواره از سوی ادیان تایید شده و مورد استفاده قرار گرفته اند. به نظر یونگ آرکی تایپ ها سازمان های پیش تعقلی هستند. آرکی تایپ به خودی خود محتوایی ندارد و فی نفسه ناپیداست. می توان نیروی آن را با میدان مغناطیسی آهنربا مقایسه کرد. هنگامی که آرکی تایپ ظاهر شد به قالب سمبل در می آید چراکه سمبل در اصل مشهود آرک تایپ ناپیداست. (یونگ،۱۳۸۱، ص۳۹)
سمبل ها و رموزی که می توان از آن ها به عنوان کهن الگو نام برد که در غالب تمدن ها و فرهنگ ها به گونه ای تقدس یافته اند. نمونه های مهم آن:دایره، مربع، ماندلا،…. می باشد. .(نقی زاده،۱۳۸۰)
فرم بنیادین معبد مقدس که به صورت رمزی نمایشگر کل عالم است در بسیاری از سنت های بزرگ معنوی بر اساس ترکیب کره و مکعب با رعایت قوانین رمز پردازانه هندسی و نسبت های معین در بستر فنون آیینی و منسکی ریشه دار در تعالیم ما بعد الطبیعی و اساطیری آن سنت شکل می گیرد و به واسطه این رمز پردازی و آفرینش منسکی است که فرم معبد محملی برای دخول اعجاز آمیز امر قدسی در زمین خاکی می شود. (خداوردیان۱۳۸۲،ص۱)
– بهره گیری از ریاضیات،نظم و تناسبات عددی: انسان همواره در طول تاریخ خود را نیازمند درک هندسه و ریاضی فضا می دانسته و از ماحصل این شناخت برای ساختن و آفرینش فضایی شایسته انسان معنوی بهره می برده است. (علی مددی، ۱۳۹۱، ص۲) هنر و معماری قدسی نیز جلوه تصویری معنا است و برای تحقق خود از فرم و قالبی (ریاضیات و هندسه) بهره میگرفت که آن نیز در حکمت شرقی صورت مثالین داشته و به تعبیر برقلس در شرح اصول اقلیدس، در میانه عالم معقول و محسوس قرار داشت؛ ریاضیات در موضعی میانه مابین عوالم معقول و محسوس واقع است و درون خود تشابهات عدیده به امور الهیه و هم تماثلات متعدد به نسبت های جسمانی دارد. (نجیب اوغلو، ۱۳۷۹، ص ۲۵۹)
عشق مقدس جمال الهی را مشاهده می کند و قوه ی خیال کار صورتگری را انجام می دهد و صوری را می آفریند که زیبایی را بر اساس ریاضیات الهی نقش می زند. این ریاضیات همان صورت عدل الهی است که در جهان آشکار شده است. هنرمند از قوانین ریاضی در فعل الهی تبعیت میکند و به آفرینش زیبایی که جلوه ای از افرینش الهی است دست می یازد. پس صور هنری از خلقت الهی و قوانین ریاضی آفرینش طبعیت میکند.” ستایش خاص تو است که آفریدی و پرداختی و اندازه کردی”(نوروزی طلب، ۱۳۸۸)
پس هنر انسانی زمانی که با اراده الهی رهبری شود می تواند بازتابی از هنر الوهیت گردد چنان که در تناسبات عددی ایقاعات و هارمونی ها چنین است.(الیاده،۱۳۷۴،ص ۲۵۴)
– بهره گیری از هندسه مقدس: اشکال و اعداد هندسی آنگونه که می نمایند، جنبه کمیِ صرف ندارند. آ نها دارای جنبه یکفی و نمادینی هستند که پژواکی از وحدت، در بطن اصل درونی خود می گسترانند.(حسینی، ۱۳۹۰،ص۱۰) خیر و تناسب که جوهره ی زیبایی است در ریاضیات الهی(هندسه مقدس) مبدا آفرینش و مبدا هنر و هر تصویری که آشکار کننده ی جمال احدی است. (نوروزی طلب، ۱۳۸۸)
هندسه مقدس در معماری ادیان توحیدی حاوی اعداد و نسبت هایی است که کثرت به سوی وحدت را با تقسیمات و اشکال گوناگون امکان پذیر می سازد و نظم شکل یافته در این نقوش نیز اشارتی به نظم الهی است.(کامرانی،۱۳۷۸، ص۳)برای مثال هنرمندان مسلمان توانسته اند با کمک هندسه، مفاهیمی آن همه متعالی و انتزاعی مانند مفهوم تجلی، یعنی تجلی ذات الهی در کثرت مراتب وجود را به گونه ای بصری تصویر کنند. (نوروزی طلب، ۱۳۸۸) در هنر مقدس هندسه و ریاضیات در همه اشکال خود به صورت زبانی نمادین، متجلی می شود که ترکیب هندسی نهفته جهان هستی، و رابطه میان عناصر آن را آشکار سازد. (نوروزی طلب، ۱۳۸۸)
حضور نقوش و اشکال متنوع هندسی دراثری مقدس، علاوه بر ویژگی های عملکردی، به مثابه زبان استعاری و نمادین از مفاهیم و جهان بینی خاص و متمایز است که قدرت را مختص خداوند احد و واحد می شمارد. (بمانیان،۱۳۸۹) “هندسه فضایی می تواند سکویی باشد جهت پرواز و تعالی و نه قفس ماندگاری و هبوط در حوزه ی مادی و حیوانی.” (علی مددی،۱۳۹۱، ص۲)
اغلب وضوح هندسی شهر قدیمی آن را از نواحی اطراف متمایز می کند و آن را به صورت مقدس ترین ناحیه شهر که در آن نظم الهی به نحو تام و تمام تحقق یافته ظاهر می سازد. (بررتون،۱۳۷۷)
– هم سازی و ارتباط موثر با طبیعت: وسیع ترین و عام ترین و بخشنده ترین فضای قدسی فضای طبیعت مخلوق خداوندی است که با تجلی حق بودنش بیشترین قداست را عرضه می کند. ( رهنورد،۱۳۸۵) برای انسان مذهبی طبیعت هرگز فقط طبیعت نیست، طبیعت همیشه دارای ارزش مذهبی است. درک این مطلب ساده است چون کیهان آفرینش خداست از دست خدایان بیرون می آید. جهان اشباع شده از تقدس است، خدایان کیفیات مختلف تقدس را در هر ساختاری از جهان و پدیده های کیهانی مجلی ساختند. (نوروزی طلب، ۱۳۷۸، ص۱۱۹)
آدمی زاده طبیعت است و طبیعت به مثابه آیینهی تمام نمای جمال، زیبایی، نظم، ابهام و تقدس همواره مورد الهام معماران بوده است. آنان بر این باورند که تنها با تکیه بر اصول حاکم بر طبیعت می توانند آدمی را به تفکر و تعمق فرو ببرند، موجبات گذار او از مادیات به عالم معنویت را فراهم آورند و او را به کمال متعالی اش رهنمون سازند.(صادقی، ۱۳۸۹)
طبیعت عنصری حائز اهمیت در ادیان و واجد جایگاهی متفاوت در ایدئولوژی ها بوده است. .(قدوسی فر، ۱۳۹۱،ص۱) و معماران، همواره کوشیده اند با برقراری ارتباطی نزدیک و مأنوس با طبیعت پیرامونی، برای کشف راز و رمزهای نهانی خلقت، گام بردارند.(بمانیان، ۱۳۸۹) انسان ابتدایی برای مهار کردن نیروهای طبیعت با استفاده از راز نیایش و تصاویر ترسیمی با محیط اطراف خود سازگار شد.(گودرزی سروش،۱۳۹۱)
در دنیای سنتی وجود نگرش احترام آمیز و همراه با تقدس به طبیعت و عناصر آن در ادیان سرزمین های مختلف سبب شده انسان همواره با مقدس و ملکوتی شمردن آن در حفظ و تکریم آن کوشا باشد. طبیعت در جهان بینی سنتی واجد جایگاه بسیار مهم بوده و به عنوان عامل مرتبط با ماوراءالطبیعه و نظم گیتی یا لوگوس مطرح است. علاوه بر آن طبیعت همواره به عنوان مهمترین الگو برای هنرمندان در تجلی زیبایی

مطلب مشابه :  تحقیق با موضوع عصاره آبی، سطوح نوروپپتید، پلاسمایی، فعالیت بدنی
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید