اینکه خاصیت های فیزیکی عجیب و غریب یا زیباشناسانه دارند. عقیده ای که توسط فردریش شلایر ماخر بیانش د و توسط رودلف اتو بسط داده شد. ادراک قداست را به احساس مذهبی پیوند می دهد. بنابراین، اساسا و قائدتا مکان های مقدس می باید. این قدرت را داشته باشد که یک واکنش تاثیر گذار در انسان ایجاد کند و بسیاری از مکان قدسی به طور صریح این خاصیت را دارند. (سلطانی،۱۳۸۴)
در تجربه دینی تجربه دیگری از مکان پدید می آید. در این تلقی، اجزائی از مکان نامتجانس می شوند، یعنی تجانسشان با بقیه ی مکان را از دست داده، امتیاز می یابند و جدا می شوند. و به این ترتیب نسبت به بقیه ی اجزای اختلاف کیفی پیدا می کنند. در چنین امکنه ای حقیقت قدسی وجود آدمی که جدا از حقیقت الهی نیست، تجلی پیدا می کند. در این مکان ها حال حضوری دست می دهد و «ساحت قدس» تجلی می کند.(ریخته گران، ۱۳۸۰، ص۸۷)
از منظر انسان دینی، و در نتیجه از منظر همه ی فرهنگ های سنتی، مکان های مقدس به واسطه ی پیوند و مناسبتی که به امر قدسی می یابند، تشرف و تقدس پیدا می کنند.(ریخته گران، ۱۳۸۰، ص۸۵) و این عدم تجانس به صورت تمایز میان مکان مقدس و فضای بی شکل که اطراف آن را احاطه کرده است، ادراک می شود. (الیاده،۱۳۷۵، ص۱۵)
۴-۵- معماری قدسی
معماری، خلق فضایی است پویا، ملموس و قابل درک که با بیان نغز و ظریف هنرمندی وارسته به منصه ی طهور رسیده، از این رهگذر همواره معرف هویتی ویژه برای آدمیان بوده است؛ درحقیقت معماری ای که حجاب از رخسار حقایق و رازهای هستی بر می دارد و با تلاش و تکاپو، رخت از دیار غربت و بیگانگی بر می بندد، از دامان خاک سر به افلاک می گشاید و آدمی را با خود رهسپار سفری روحانی می کند، تنها در تاروپود بیانی مقدس متجلی می شود. معماری قدسی، به عنوان مصداقی بارز از تجلی این اندیشه های ماورایی در ساحتی نفسانی، به بهترین وجه در لایه های ادراکی معماری و هنر مسلمانان متبلور گشته است. (بمانیان،۱۳۸۹، ص۳)
کار معماری صورت بخشیدن به «مکان» است، که امروزه معماران گاه به تسامح بدان «فضا» می گویند. امروزه معماران مکان های مقدس نیز می سازند و البته در این ساخت و سازها به افعال مادی و عملکردهایی که در آن مکان ها رخ می دهد توجه دارند، اما نوعا از آن جوهره ای که موجب تمایز مکان مقدس از مکان های دیگر می شود و به عبارت دیگر از مناسبت آن مکان با امر قدسی غافلند.(ریخته گران، ۱۳۷۰)
در تاریخ معماری سر فصلی تحت عنوان معماری مقدس وجود دارد که شرح مبانی و مبادی بنا های مقدس در ادیان و فرهنگ های مختلف بشری است.(بلخاری قهی، ۱۳۸۴، ص۵) و جزء انکار ناپذیر تاریخ معماری محسوب می شود. در ذهن و زبان انسان سنت محوری که به اصل تناظر آدم و عالم دلبسته بود و بر اساس آن انسان را عالمی صغیر و عالم را انسانی کبیر می پنداشت این باور به خلق هنر و معماری ای انجامید که جلوه تصویری و تجسمی معنا بود. مکان در غالب معماری میتواند با زبانی هنری بیان شود. هنر نقشی بسیار مؤثر را در بالابردن درجه ی تقدس مکان دارد. (بلخاری قهی، ۱۳۸۴، ص۱۸)
معماری قدسی، به مثابه ملموس ترین و محسوس ترین بخش از هنر قدسی، تصویر و بازتابی آشکار از نظم و وحدانیت حاکم در جهان هستی است. «معماری دارای چیزی بیش از ساختار مادی و حتی بیش از یک شکل زیباشناختی چشمگیر می باشد» (پوپ، ۱۳۷۳، ص۷۴)
معماری اصولا یک هنر مقدس است که در حیطه این تقدس وظیفه اش پرکردن شکاف میان دو دنیای خاکی و افلاکی به هر دو صورت طبیعی و نمادی است. معماری این وظیفه را به وسیله بناهایی که سر به آسمان می سائید، ادا می کند. در واقع معماری مقدس، تلاشی پیوسته به سوی بالاست. (پوپ، ۱۳۷۳، ص۷۴)
به گفته بورکهارت هنر معماری در میان هنرهایی که محیط انسان را شکل می دهند و آن را مهیای نزول برکت می سازند، جایگاه اصلی را داراست. اکثر هنرهای فرعی، نظیر منبت کاری، کاشیکاری، و غیره با معماری پیوند دارند. (بورکهارت، ۱۳۷۰، ۳۷)
در فلسفه معماری برای بنا سه ساحت در نظر گرفته می شود: سرپناه، ساختمان و معماری. معماری را آن ساحت سومی است که همراه با مصالح مادی و کالبد ساختمانی، اصول زیبایی شناختی و معنوی نیز در آن حضور دارد.(بلخاری قهی، ۱۳۸۴، ص۷)
اکنون در جهان مدرن معماری به یک فضای کالبدی گفته می شود که روح بنا نیست، ساختار بناست. در جهان مدرن به این اعتقاد و نتیجه نرسیده اند که فضا یا کالبد می تواند یک مفهوم معنوی باشد. اما بسیاری از محققین اعتقاد دارند که ما در تاریخ زندگی انسان یک مفهوم معماری مقدس داریم که اتفاقاً از دوره های باستان وقتی به طرف جلو می آییم می توانیم جلوه های آن را ببینیم.(بلخاری قهی، ۱۳۸۴، ص۷)
شولتز معماری را هنر مکان میدانست که بنا به ساختار جزئی- کلی خود، هنری است دارای سلسله مراتب، از نظر اجزاء گزینشی-گردآورند و به لحاظ محتوا تاریخی . هنر مکان هنر کلیتها و هدف آن ارائه ی تصویرهایی از جهان بود( شقاقی، ۱۳۸۴،ص ۴۵-۴۴).
به طور کلی پژوهش ها در زمینه فضا و معماری قدسی را می توان در سه گروه طبقه بندی نمود دسته اول پژوهش هایی که تعریف فضای مقدس پرداخته اند (نمونه این تعاریف پیش از این ارائه شد) دوم، پژوهش هایی که کارکرد و اهداف فضای قدسی را مد نظر قرار می دهند و دسته سوم مطالعاتی که به بررسی ویژگی های فضای مقدس پرداخته و آنچه را موجب می شود که یک معماری به عنوان معماری قدسی شناخته شده و فضایی مقدس را پدید آورد را بیان می کنند.
۴-۵-۱- اهداف و کارکرد های فضا و معماری قدسی
هنر باید همواره شامل ایده و فکری باشد و مطلبی برای بیان کردن داشته باشد. هنر بدون مفهوم همچون کتاب بدون منظور است. اگر در یک کتاب منظور و مقصودی نهفته نباشد سیاه کاغذی بیش نیست. هنر نیز بدون مفهوم کاملا چیز عاطلی است. این مفهوم ممکن است قابل درک نباشد ولی در هر حال باید در هنر نهفته باشد و انسان را به تفکر واردارد. (محمدی،۱۳۹۱،ص۲)
فضای مقدس پنج نقش بسیار مهم دارد. این نقش ها به طور گسترده ای در نظام های مذهبی مورد تصدیق واقع می شوند و برای رسیدن به اهداف مورد نظر بنیادی هستند اول آنکه فضای مقدس به منظور ایجاد نا همگونی در فضای همگون مادی پدید می آید. دوم آنکه فضای مقدس محملی است برای اندیشه های دینی، سوم زمینه سازی حیات معنوی و چهارم ایجاد مکانی است برای حضور ذات الهی که در ذهن انسان دیندار اوج آمال و مقام قرب الهی می تواند در آن میسر گردد. به عنوان هدف آخر نیز باید گفت معماری مقدس مکانی برای تجلی عوالم برتر در ساحت های نازل تر ایجاد می کند. تحقق هر یک از این اهداف به نوبهی خود کارکرد هایی فرعی تر را محقق می سازد که در ادامه به تفصیل بیان خواهد شد.
۴-۵-۱-۱- ایجاد ناهمگونی در فضا
بنابر آنچه گفته شد یک مکان مقدس در مرحله ی نخست یک مکان تعریف شده و مشخص است که از فضاهای دیگر قابل تشخیص است.( اکرمی،۱۳۹۱، ص۱) “در این تلقی، اجزائی از مکان نامتجانس می شوند، امتیاز می یابند، جدا می شوند و نسبت به بقیه ی اجزای اختلاف کیفی پیدا می کنند.” ( ریخته گران، ۱۳۸۰)
این ناهمگونی ناشی از حضور محور و نقطه کانونی جهانی است که فضا حول آن شکل می گیرد و تعریف می شود. (نقی زاده، ۱۳۸۲، ص۲۰)
اساسی ترین کارکرد هایی که معماری قدسی را قادر به تحقق این ناهمگونی می سازد به شرح زیر است:
– نظم بخشیدن به فضا: به نظر برونوزوی « ذات معماری نهفته در محدودیتهای مادی ایجاد شده در آزادی فضایی نیست، بلکه روشی است که با آن از طریق فرایند محدود سازی، فضا به شکلی معنادار، سازماندهی میشود» ( مدنی پور، ۱۳۷۹،ص ۱۰).
مکان مقدس اغلب یک استعاره ی بصری برای یک دنیای دینی است رابطه ی میان نظم بخشیدن به فضا و نظم بخشیدن به حیات انسانی یک رابطه ی طبیعی است. مکان های مقدس دلیل محدود شدگی نقشه های طبیعی برای جهت دادن به زندگی و شکل بخشیدن به جهان هستند. آن ها به فضا نظم می بخشند و این کار را با تنظیم مکان و هر آنچه درون آن است انجام می دهند. فضایی که نظم را متقبل می شود اغلب فضای جغرافیایی و همواره فضای وجودی است. (بررتون، ۱۳۷۷، ص۱۲۸)
در باور قدسی آسمان نه فقط قلمرو خدایان بلکه نمونه ای از نظم الهی و رشد دایمی است. مکان مقدس نیز می تواند آسمانی هبوط یافته بر زمین باشد و نظم جاویدان و تقدیس یافته آسمان را بر سطح زمین بیفکند. (بررتون، ۱۳۷۷، ص۱۲۸)
– کیفی کردن فضا: مفهوم فضای مقدس در واقع به کیفیت قدسی بخشیدن به فضا اطلاق می شود. هنر قدسی در کنار همه منظور های خویش فضا را کیفی میکند.(نقی زاده ، ۱۳۸۲،ص۱۱) و آدمی به واسطه آن فضای متافیزیکی را تجربه خواهد کرد که کیفیتی ورای محسوسات این جهانی دارد. فضای کیفی صرفا بعد و امتداد نیست بلکه به عنوان مرتبه ای از وجود در حال وجد تجربه می شود. (بروکهارت، ۱۳۸۳، ص ۶۵-۷۷)
۴-۵-۱-۲- ایجاد محملی برای اندیشه های دینی
هنر سنتی علاوه بر عملکرد ها ی گوناگونی که دارد، می تواند به مثابه شی ای برای تعمق و ژرف اندیشی در حقایق و واقعایات الهی نظاره شود. (نوروزی طلب، ۱۳۸۸،ص۲)
صاحب نظران عقیدا دارند که خاستگاه هنر مقدس اندیشه ای دینی است. بنابراین مکان مقدس به عنوان یکی از آثار این هنر، در پیوندی تنگاتنگ با اندیشه دینی است و لذا هر یک محملی برای دیگری خواهند بود. (هنر بر بلندای ملکوت) با توجه به نظر پژوهشگران پیشین باید گفت شکل گیری فضای قدسی به منزله محملی برای اندیشه های دینی خود منجر به بروز کارکرد هایی می شود که از سوی دیگر نیز برای تحقق خود بدان ها وابسته است.
– تعلیم و نشر آموزه های ادیان و جاودانه ساختن آن ها: در حقیقت یکی از دلایل اصلی بهره گیری دین از هنر بیان آموزه های دینی است و با توجه به مانگاری آثار هنری این امر به جاودانه شدن این آموزه ها نیز خواهد انجامید.
به عقیده دکتر پورحسن درزی ۴۲ هنر مقدس آن نیست که حتماً داستانی دینی را به تصویر بکشد یا مقوله ای دینی را بررسی کند، بلکه هنر مقدس آن است که بتواند آموزه هایی را که همه ادیان به نشر آنها همت گماشته اند نشر دهد. (پورحسن درزی،۱۳۸۸،ص۵)
مکان مقدس به عنوان یکی از مظاهر هنر قدسی ممکن است برای اهداف آموزشی و همچنین الهیاتی به کار رود. این نوع هنر، با به تصویر کشیدن اصول اساسی، سنن اعتقادی،آیین و روایات، کارکردی آیین گرایانه دارد. مکان مقدس عملا در عبادت دینی مورد استفاده قرار می گیرد و از این رو بستری برای تعلیم دین خواهد بود.(گودرزی سروش، ۱۳۹۱،ص۱) فضای قدسی را می توان تجسم یک معنای دینی دانست که به عنوان یک تعلیم دینی توصیف می شود. (گودرزی سروش، ۱۳۹۱،ص۱)
محمد نقی زاده نیز از تعلیم به عنوان یکی از اهداف مکان مقدس یاد می کند: ” هنر دینی در متن زندگی جاریست. نه هنرمند برای گذران زندگی

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد دربارهسن ازدواج، قرآن کریم، امام صادق، بلوغ دختران
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید