مطرح بوده است. .(قدوسی فر، ۱۳۹۱،ص۱) معماری قدسی وصله ای ناساز بر قامت طبیعت نیست، بلکه جزیی از آن است. چنین معماری ای همچون دیگر اجزای طبیعت “آیه” است. انسان چنین فضایی را چون طبیعت متعادل و امن می شمارد.(نقی زاده، ۱۳۸۲، ص۱۰۲)
بناهای چهارتاقی و کوه های مقدس و اماکنی که به عنوان مقبره پیامبران و بزرگان و نیز معابدی که در دل طبیعت و در کنار رودخانه، چشمه یا قناتی قرار داشتند و از گذشته تا کنون مورد احترام مردم بوده اند به طور مسلم بر اساس باور های طبیعت گرا و اعتقادات باستانی شکل گرفته اند.(جوادی، ۱۳۸۶، ص ۱۳)
طبیعت همواره محسوس است و هندسه ی پنهان و شگفت انگیز آن که رمز گشای صورت مثالی است، مورد الهام معماران بوده است. ایشان از دیرباز کوشیده اند با گنجاندن برجسته ترین ویژگی های حاکم بر نظام طبیعت، چون تنوع، ابهام و رازگونگی، سادگی، پویایی، هماهنگی و تعادل در لایه های معرفتی آثارشان، حجاب از پیش روی دیدگان آدمی بردارند و حقایق معنوی و ماورایی را برایش آشکار سازند . (بمانیان، ۱۳۸۹)
– اعراض از تشبه به طبیعت : هنر دینی در نقطه مشرک همه تمدن های سنتی برگردانی از آفرینش کامله الهی است، اما این به معنی طبیعت گرایی نیست. زیرا آنچه مد نظر این تمدن هاست تقلید از نحوه فعل روح قدسی است و کار بستن قوانین آن در همه صنایع و آثار هنری. هنر واقعی زیباست چون حقیقی است.(داداشی، ۱۳۷۸، ص۱۲۹)
هنر قدسی در نسبت با طبیعت پیرامون، اثر انسانی را از طبیعت جدا و سوا میکند، بدین جهت که اثر هنری مخلوق انسان، به جای آن که منحصرا کاری تقلیدی(تقلید از طبیعت) باشد، بر عکس طبق قواعد معنوی و فنی تفسیر طبیعت و تغییر شکل و تبدیل صورت آن است.(شوان،۱۳۷۵،صص ۵و ۱۱)
هنر دینی و مقدس در بیان از تشبیه به طبیعت اعراض می کند و می کوشد تا جنبه های تنزیهی را در بیان هنری خویش آشکار کند و به همین منظور از نمایش سه بعدی اشکال و استفاده از پرسپکتیو پرهیز می کند.(نوروزی طلب،۷۸، ص۶۱)
نمادگرایی ۲۲ یا رمز و تمثیل است که وجه اشتراکی غالب هنرهای دینی نیز محسوب می شود. طبق این ویژگی هرگز قید به طبیعت که در مرتبه سایه است، وجود ندارد و هر نمادی، حقیقتی ماوراء این جهان پیدا م یکند(حسینی، ۹۰، ص۲۳) حتی در فنون تقلید، هنرمند صرفاٌ به آنچه در طبیعت و واقعیت هست، اکتفا نمی­کند، بلکه از فضایل و رذایل بالفعل و واقعی در می­گذرد و با قوای درونی خویش به آنچه از واقعیت اخذ کرده، مایه می­دهد؛( گودرزی سروش،۱۳۹۱)
هدف اصلی هنر در بینش قدسی تقلید یا توصیف طبیعت نیست بلکه شکل دادن به محیط انسان است چراکه فعل بشر هرگز با هنر الهی برابر نخواهد بود.( شهبازی شیران،۱۳۸۴، صص ۵۷-۵۵)
مقابل هدف اصلی هنر در بینش اسلامی تقلید یا توصیف طبیعت نیست بلکه شکل دادن به محیط انسان است چراکه فعل بشر هرگز با هنر الهی برابر نخواهد بود.( شهبازی شیران،۱۳۸۴، صص ۵۷-۵۵)
– جهت گیری خاص: انسان همیشه سعی داشته در گستردگی غیر قابل تفکیک زمینی، راه خود را باز یابد. این تمایز در جهت گیری با تفاوت در مکان و ویژگی های مختلف اجزای معماری نیز هماهنگ بوده است. (تقوایی، ۱۳۹۰، ص۱۸)
جهت یابی استعاره ی مکانی دیگری است که ارتباط نزدیکی با مکان های مقدس دارد. مکان های مقدس توجه خویش را به سوی یک ناحیه که از نظر نمادین اهمیت دارد معطوف می کنند و این کار را با گردش به سوی آن ناحیه یا گردش محتویات درونی به سوی آن انجام می دهند. (اکرمی، ۱۳۹۱) دانستن اینکه یک شخص کجاست( و یا در چه زمانی است)ساختاری می دهد که در حقیقت به واسطه همین جهت گیری است. این ساختار جنبه ای از شکل است که به ما امکان می دهد فضا و زمان را شناخته و در قالب الگوهای خود معرفی نماییم (لینچ، ۱۳۸۱، ص ۱۷۳-۱۶۸).
کلیساهای قبطی و شرقی اولیه و کلیساهای غربی بعدی رو به طلوع خورشید ساخته می شدند. طلوع خورشید برای مسیحیان نماد مسیح رستاخیز یافته است. کنیسه های یهودیان معمولاً رو به جهت بیت المقدس ساخته می شدند مساجد و بسیاری از اماکن مقدس اسلامی رو به سمت قبله (کعبه) ساخته می شوند جهت گیری به سوی کعبه یا سمت قبله، نیز رو کردن نمادین به این اتصال و قرار گرفتن در جهت ارتباط با مبدا هستی است. این جهت مقدس به فضای معماری مسلمانان که از نظر کالبدی معمولا فاقد جهت است جهتی معنوی می بخشد. این مکان ها از آن جهت شبیه نیستند که نظام های مشابهی جهت یابی را بیان می کنند بلکه از آن جهت شبیه هستند که یک جهت را معنی دار می کنند.(اکرمی، ۱۳۹۱)
– بهره گیری از معنویت نور و تاریکی: وجود دیدگاه معنویت گرایانه نسبت به نور مساله ایست که می توان آن را در نگاه ادیان مختلف نسبت به آن و همچنین در نوشته حکما، عرفا و متالهین در جوامع سنتی مشاهده کرد. در دیدگاه ادیان نور دارای اصلی متافیزیک و مقدس بوده و دارای ماهیتی معنوی و روحانی است.(قدوسی فر ، ۱۳۹۱، ص۴۲)
اهمیت نور و توجه به اندازه ای ایست که در بسیاری ادیان معابد همواه با توجه به وضع خورشید شکل گرفته و جهت گیری می کنند.برای مثال کلیسا ها اغلب رو به شرق ساخته می شوند. . (قدوسی فر ، ۱۳۹۱، ص۴۲)
نور عبارت است از وجود و در دار هستی به جز خدا نوری و ظهوری نیست و هر چه نور و ظهور است به او باز می گردد(نورورزی طلب، ۱۳۷۸، ص۱۲۴) نور و خورشید به عنوان یک عنصر مقدس ممکن است توسط عناصر مصنوع یا طبیعی نمادین در پرستشگاه ها حضور یابند. (قدوسی فر ، ۱۳۹۱، ص۴۲) برای مثال معنویت و روحانیت متمایز مکان قدسی در بسیاری مساجد در نتیجه ی گذار نور طبیعی از شبکه های نقش برجسته ی اسلیمی داخلی و خارجی پنجره های تعبیه شده در ساقه ی گنبد، قوام و جلا یافته است؛ به گونه ای که هر بیننده ی آگاه و متفکری را از حضور ذاتی مقدس در ماورای این دیار فانی مطلع می سازد.( بمانیان، ۱۳۸۹، ص۵۱) در فضای گنبدخانه با ایجاد روزن ههایی در محدودۀ ساقۀ گنبد )گریو اربانه( نورهایی را وارد فضای داخل می کند که بیشتر مجازهایی از نور حق است که ذهن مخاطب را برای حرکت دیگر غیر از جن جسم آماده می کند.(ایمان طلب، ۱۳۹۱، ص۵۳)
تاریکی اگر با عامل شکوهمند متحد و ادغام شود به نحو کامل تحق پیدا می کند. فضای نیمه تاریکی که در تالار های طاق دار موج میزند یا در زیر شاخه های روشن جنگلی انبوه خود را می نمایاند و به نحوی شگفت با نمایش اسرار آمیز هاله ای نور تقویت شده و به حرکت در می آید که این شکل به شیوایی و شیرینی به روح آدمی سخن می گوین. (قدوسی فر ، ۱۳۹۱، ص۴۴)
روشنایی و ظلمت از نماد های بسیار کهن دین است. آتش هم در حقیقت تمثیل نمادین دیگری از خورشید و نور است که در معابد زرتشتی مورد استفاده قرار گرفته است. (قدوسی فر ، ۱۳۹۱، ص۴۴)
– بهره گیری از معنویت رنگ ها: در قلمروی ماده، رنگ از تجزیه نور به دست می‌آید و تعریف آن مورد تایید همه فیزیکدان‌هاست. رنگ یک عنصر کاملا مادی و محصول تجزیه نور است که از آن رنگ‌های اصلی و از ترکیب آن، رنگ‌های متنوع و فرعی دیگر نیز به وجود می‌آید. در ساحت متافیزیک، رنگ عامل تعین و ظهور است که در قلمروی عرفان و حکمت مورد توجه قرار می‌گیرد. این تمایز به این معناست که بنا بر نگره‌های عرفانی، وقتی وحدت به کثرت تبدیل شد و براساس ظهور عالم امکان شکل گرفت، رنگ یکی از عواملی بود که به نحوی تمایز میان تجلیات متفاوت و ظهورات مختلف را ایجاد کرد.(بلخاری قهی، ۱۳۸۴، ص۱۲)
در ساحت معنا معمولا عرفا از رنگ با عنوان تجزیه نور صحبت نمی‌کنند، بلکه رنگ را عامل ظهور می‌دانند. به عبارتی نور مجرد و نور فاقد تعین مادی به وسیله رنگ تعین پیدا می‌کند و عاملی می‌شود برای مرئی شدن و برای محل رؤیت. انسان باستان با اندیشه آیینی از زاویه رنگ‌ها به تمایز و شناخت عمیق‌تر ایزدها و فرشتگان و خدایان می‌پردازد و حتی از رنگ به عنوان عاملی برای آشنایی با سرشت فرشتگان بهره می برد . در جهان‌بینی آیینی رنگ‌ها بنا به نسبتی که با عالم قدس دارند، تقدس پیدا می‌کنند. مبنای این تقدس گاه در رویت کارکردهای فیزیکی و طبیعی در عرصه طبیعت، و گاه معانی تجریدی و تاویلی است. (بورکهارت، ۱۳۶۹، ص ۸۰)
رنگ با عشق تطبیق می کند، در فضای قدسی بسیاری از ادیان تجزیه نور واحد به واسطه ماده های رنگارنگ شیشه ها یادآور وجود شناسی نور الهی است. (بورکهارت، ۱۳۶۹، ص ۸۰) استفاده از رنگ ها در بسیاری از آثار هنری نه فقط اتفاقی نیست بلکه با نماد پردازی رنگ ها در کیمیاگری مناسبت دارد. برای مثال آبی فیروزه ای در ترکیب با رنگ هایی گرم گویی تو را به میهمانی آسمان می برد، به میهمانی خدا.(بلخاری قهی، ۱۳۸۴، ص۱۲)
مسلمانان نیز معتقدند خداوند عرش را از انوار چهارگانه سرخ و سبز و زرد و سفید خلق کرد.(بلخاری قهی، ۱۳۸۴، ص۱۳)
– تکرار نقش و ذره گرایی: مساله تکرار نقش از یک طرح اصلی و پایه برخاسته از تفکری بسیار اساسی است که ذره گرایی نامیده میشود. اعتقاد به این که جهان از اجزای بسیار ریزی تشکیل شده است که این واحد ها و اجزا برابرند و از یکدیگر متمایز شده اند. بنابراین انسان می تواند به سبب عدم رقابت با خداوند به ترکیب مجدد آن اجزای طبیعت به هر طریقی که خود مناسب می داند بپردازد. و لذا علت اختیاری بودن تزیین و ترکیبات عناصر و استفاده از تجرید همین است. (اولگ گرابار،۱۳۷۹،ص ۲۲۴ )
برای مثال در معماری مقدس اسلامی تکرار نمادین اسلیمی نوعی استذکار به انسان بوده است که همواره او را برای رها شدن از عالم اسفل و عروج به ملکوت و به سوی حق تعالی یاد آور باشد به سخنی دیگر منظور از تکرار همان ذکر است.(اسفندیاری، ۸۸، ص ۱۵)
– بهره گیری از خلاقیت هنری: از آنجایی که انسان موجودی تک بعدی نمی باشد و به صورت فطری به جمال و نو آوری گرایش دارد، معماران کوشیده اند تا با تکیه بر تجارب، تفکرات و خلاقیت فردی شان از یک سو و تجلی معنویت و مفاهیم مقدس از دیگر سو، به خلق اثری بدیع و سرشار از مفاهیم و مضامین معنوی در ساحت و ساختاری مادی همت گمارند.(صادقی، ۱۳۸۹) زیرا آنچه روح و جوهر فضاهای سنتی و مقدسمان را سرشته است، ابداع، نوآوری و خلاقیت طراحان آنهاست که اگر عنصری از گذشته به عاریت گرفته اند، روح زمانه ی خود را درآن دمیده اند و به واقع اثری متمایز از گذشته خلق کرده اند. .( بمانیان، ۱۳۸۹، ص ۳۸)
اصالت و نو آوری در هنر های معنوی معطوف به معقولیت و شهودی است که در صور قدسی رخ می نمایاند. ریاضیات و هندسه مقدس نظامی از معقولیت را در صوری زیبا متجلی کرده است. این صور همچنان که در طبیعت مشاهده می شود، دائم در حال تغییر و تحول است زیرا جوهرهی اشیا واجد امکانای است که شاید بتوان آن را خلاقیت مدام نام نهاد. در هر خلقی، اصالت و نوآوری مشاهده می شودو عالم خلق است و تجلی صفات خلاقیت خداوندی. نوآوری و اشالت، چیزی فرعی یا عرضی

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه درمورد امام خمینی، آیات و روایات، دانشگاه تهران، جامعه اسلامی
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید