دانلود پایان نامه

اقتصاد شهری و روستایی مورد تاکید قرارداده اند. چنانکه در کشورهایی با ویژگی های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی متفاوت، شهرک ها و شهر های کوچک از طریق دسترسی به تامین خدمات، تسهیلات و فرصت های اشتغال غیر کشاورزی و از طریق تدارک و تامین انگیزه ها و مشوق های لازم برای تجاری کردن کشاورزی به دگرگونی اقتصاد نواحی روستایی کمک کرده اند. یافته های پژوهشی در نواحی مختلف نشان دهنده آن است که زمانی که پیوند کافی بین شهرک ها و شهر های کوچک و حوزه نفوذشان افزایش و بهبود یابد، این مراکز قادر خواهد بود تا سیستم های سکونتگاهی را در این نواحی مفصل بندی کنند وبه یکپارچه کردن آنها در اقتصاد ملی کمک نمایند. در واقع شهرک ها و شهر های کوچک می توانند به عنوان مراکزی برای بازیابی، خدمات، تجارت و فراوری محصولات کشاورزی، حمل و نقل توزیع، ارتباطات و مبادله به عنوان مراکزی به عنوان صنایع کوچک مقیاس به عنوان اشاعه نوآوری و برای کنش و اکنش اجتماعی انجام وظیفه کنند(Rondinell, 1983, p379) .
امروزه با آنکه نقش شهر های کوچک و شهرک ها شناخته شده است، با این حال به منظور شناخت همه جانبه از ویژگی ها و مشکلات شهرک ها و شهرهای کوچک، لازم است تا سیاست های که برای توسعه آنها نیز ضروری است شناخته شود(Geroge, 1993.p,337) .
۲-۱۵ شهر های کوچک و توسعه نواحی روستایی
اصولاً در تعریف و تعیین شهر کوچک بیشتر براندازه چمعیتی تاکید می شود که از دلایل آن محدود بودن اطلاعات در مورد دیگر ویژگی ها و خصوصیات این شهر ها است. تعریف شهر کوچک در هر کشور و منطقه ای، با توجه به شرایط و مقتضیات جمیعتی، اقتصادی و اجتماعی متفاوت است. در ایران در طرح های توسعه و برنامه های عمرانی تعاریف گوناگونی از شهر کوچک برمبنای معیار جمعیتی ارائه شده است. در گزارش ستیران، طرح آمایش سرزمین جمهوری اسلامی ایران و در برنامه اول توسعه بعد از انقلاب (۱۳۶۶-۱۳۶۲) که اجرای آن عملی نگردید، شهرهای بین ۵۰۰۰ تا ۲۵۰۰۰ نفر به عنوان شهر های کوچک در نظر گرفته شدند. در طرح کالبدی ملی نیز به تبعیت از معیارهای ارائه شده از سوی سازمان ملل، شهرهای زیر ۵۰ هزار نفر به عنوان شهر کوچک قلمداد گردیده است. در سال های اخیر با رشد سریع شهرهای بزرگ کشورهای در حال توسعه، ظهور مسائل مربوط به کمبود واحدهای مسکونی و بالا رفتن میزان بیکاری، عده ای از محققان پیشنهاد کرده اند برنامه ریزی های توسعه براساس تاکید بر پویایی شهرهای کوچک تهیه شود، زیرا به دلیل وجود امکانات شغلی، تعلیم و تربیت و دیگر نیازهای اساسی، شهرهای بزرگ مقصد نهایی بیشتر مهاجران روستایی و مهاجران شهرهای کوچک است. طرفداران نظریه نقش شهرهای کوچک در امر توسعه معتقدند در صورت تامین این قبیل نیازها در شهرهای کوچک مسیر های مهاجرتی تغییر یافته و به جای شهرهای بزرگ،شهر های کوچک مقصد نهایی مهاجران روستایی خواهد بود(شکویی،۱۳۸۳:۴۱۳).
ایده و موضوع مطالعه تاثیر کارکردهای شهرها یا نقاط شهرهای کوچک در سطح منطقه ای و محلی شاید اولین بار با کار جانسون (۱۹۷۰ م ) و بحث «مرکز توسعه روستایی» توسط فانل(۱۹۷۶ م) آغاز و مطرح گردید که تقریباً جدید ترین موضوع در توسعه منطقه ای بود. (فتی، ۱۳۸۲:۱۶). جانسون موضوع شهر های کوچک و ارتباط آنها با توسعه روستایی را برای نخستین بار در زمینه برنامه ریزی منطقه ای می بیند و چنین مطرح می کند که برای ادغام اقتصاد روستا ها با اقتصاد شهرها و با اقتصاد شهرهای بزرگ، وجود شهر های کوچک ضروری است(زبردست ،۱۳۸۳: ۲۵). بدون شک یکی از مصرترین طرفداران این دیدگاه دنیس راندنیلی است که با همکاری رودل در سال ۱۹۷۸، بحث عمیق و گسترده ای در این زمینه با تقریر کتاب
« عملکردهای شهری در توسعه روستایی» فراهم آورد(فتی، ۱۳۸۲: ۱۶).
مین هسنن در تبیین نقش شهرها کوچک در توسعه ملی، شهر نشینی اشاعه یافته از پایین را که توسعه شهر های کوچک و میانی را در بردارد وسیله میسر و عمل جهت توسعه کشورهای در حال توسعه دانسته است که هدف آن کمک به رفع نیازهای اندک روستایی در مجاورت زندگی آنان است (باقری،۱۳۷۵:۸۵).
شهر های کوچک نقش بسیار مهمی به عنوان « مراکز رشد روستایی» در روند رشد روستاها بر عهده داشته است و خدماتی درزمینه ایجاد بازار، تامین نهاد های کشاورزی مانند کود و ماشین آلات کشاورزی، خدمات شهری همچون امکانات آموزشی وتحصیل، مراقبت های پزشکی و مانند آن را برای حوزه روستایی خود فراهم می آورند ( امکچی، ۱۳۸۳:۱۰).
امکانات رفاهی در کشورهای درحال توسعه به طور نامساوی پخش می شود ومعمولاً در شهرهای بزرگ متمرکز می شوند . مطابق نظریه عدالت اجتماعی تسهیلات عمومی همچون تعلیم وتربیت و امکانات بهداشتی باید در دسترس همه شهروندان قرارداشته باشند از جمله کسانی که در مناطق روستایی زندگی می کنند، از طرف کسانی که از تئوری مکان مرکزی الهام گرفته اند و مجریان بی قید وشرط آنها، شهرهای کوچک به عنوان مکانهای مناسبی برای ارائه چنین خدماتی به مناطق روستایی مورد توجه قرارگرفته اند. (Tuerah,1997,15).
۲-۱۶-نقش شهر های کوچک در روابط وپیوند های شهری – روستایی
شهرهای کوچک بین شهرهای بزرگ و حیاتی از یک سو و نواحی بزرگ روستایی از سوی دیگر قرارگرفته اند و به عنوان یک پیوند دهنده، بین این دو عمل می کنند و توسعه شهرهای کوچک، برای توسعه افزایش تولیدات کشاورزی و برای مبادله کالاها بین شهر وپیرامون و مشارکت اقتصادی بین شهر و حوزه نفوذ آن مفید هستند. اصولاً منطق بکارگیری شهرهای کوچک برای بهبو
د پیوندهای روستایی- شهری ناشی از نیازهای زیر است :
اهمیت پیوند روستایی- شهری در رشد اقتصاد بازار کشاورزی ؛
نیاز به بهبود دسترسی بازار های برای نهاده های کشاورزی؛
ایجاد زمینه های اشتغال برای نیروی کار مازاد روستایی؛
ایجاد بازار برای کالای کشاورزی.
به طور کلی ابعاد تقویت پیوندهای روستایی- شهری اثر مطلوب بر روی بهره وری وتولید کشاورزی، رفاه روستایی و ثبات منطقه ای دارد.چنین ابعادی عبارتند از: بهبود بازارهای کشاورزی و خدمات در مراکز بازاری، تمرکز خدمات عمومی سطح بالا در مراکز شهری برگزیده، افزایش مشاغل در شهرهای کوچک و در نواحی روستایی، بهبود حمل و نقل درون منطقه ای که به رفت و آمده ای روزانه بین شهر و پیرامون و مهاجرت دورانی کمک می کند، یکپارچگی شبکه جاده های بین مزرعه و بازار و ترغیب تولید محلی نهاده ها، ابزار وماشین کشاورزی و غیره. این مبادلات می توانند برای هر ناحیه سودمند باشند و از این رو سبب ایجاد رشد در مراکز شهری و توزیع اثرات آن در نواحی روستایی خواهد شد. برای اینکه شهرهای کوچک بتوانند در ایجاد و بهبود پیوند و روابط بین روستا وشهر واقع شوند، می بایست ملاک ها و معیارهایی در نظر گرفت. این پیوند به یک گروه از ارتباطات فضایی اشاره دارند ( جریان مردم، کالا، خدمات واطلاعات) و کنش های متقابل مربوط به بخش های اشتغال و کارهای غیر مزرعه ای روستایی و کشاورزی شهری (George,2005:27).
در واقع علاوه بر تقویت فیزکی، بر ای اجرای طرح ها وبرنامه های مربوط به امر توسعه در روابط شهرهای کوچک و روستاها بایستی در انتخاب شهر های کوچک بر ملاک های زیر تاکید شود :
انتخاب شهر های کوچک بر پایه توان اقتصادی آن باشد؛
جمعیت حوزه نفوذ بازار مراکز انتخابی، مشخص شود؛
قدرت تولیدات کشاورزی و دامداری حوزه نفوذ بازار تعیین گردد؛
ظرفیت اقتصادی حوزه نفوذ بازار معین شود؛
سطوح موجود در شرایط زیر بنایی توسعه و فعالیت های غیر کشاورزی در مرکز وحوزه نفوذ بازار مد نظر قرارگیرد؛
اولویت های محلی – ناحیه ای برای رسیدن به حداکثر سود در نظر گرفته شود (شکوئی ، ۱۳۸۵: ۳۰۲).
بنابراین توفیق شهر های کوچک در روابط شهر وروستا بیشتر به انتخاب دقیق ومطلوب « موقع شهر های کوچک » و اجرای مؤثر طرح ها وابسته است. موقعیت یک شهر کوچک باید بر اساس ظرفیت های مطلوب اقتصادی حوزه نفوذ آن، ظرفیت های موجود آن در فعالیت های اقتصادی، سطوح فعلی تامین عوامل زیر بنایی و در نهایت کاربرد مجموعه طرح در افزایش فعالیت های بازار شهر های کوچک ارزیابی شود (شکوئی ، ۱۳۸۵: ۳۰۰).
در واقع با توجه به نقش اساسی شهر های کوچک به عنوان مراکز خدمات منطقه ای در توسعه نواحی روستایی و کاهش اثرات تمرکز در مراکز شهری بزرگ، این شهر ها از قابلیت ادغام نمودن شبکه شهری با شبکه روستایی برخوردار هستند، به عبارت دیگر از راهبردهای اساسی دستیابی به تعادل بخش نظامی سکونتگاهی و پخش فضایی توسعه، ایجاد رابطه رشد زایی مراکز شهری و روستایی است که از طریق این نوع مراکز صورت می گیرد ( نوری ودیگران ، ۱۳۸۸: ۷۲) .

مطلب مشابه :  منابع مقاله درموردبازنمایی رسانه ای

۲-۱۷ نقش شهر های کوچک در توسعه اقتصادی روستاهای پیرامون
الف) توسعه کشاورزی
شاید مهمترین نقش شهرک ها و شهرهای کوچک در توسعه کشاورزی این است که آنها به واسطه این که کالاهای کشاورزی از مزرعه به بازارهای نهایی جریان پیدا می کند، ساختار فیزیکی مربوطه را شکل می دهد. شهرها به نوبه خود برای رشد و بقای خودشان به تولیدات کشاورزی وابسته هستند، همچنین اقتصاد شهرهای کوچک نیز مانند شهرهای بزرگتر به فعالیت های تولیدی کشاورزی برای اشتغال وابسته است( (Rondinelli. 1983, p. 25-27)
شهرهای کوچک در حمایت از رشد تولید کشاورزی و درآمدهای روستایی نقش حیاتی بازی می کنند. و این نقش حیاتی از دو طریق عمده اعمال می شود: اولاً شهرهای کوچک به عنوان مراکزی برای جمع آوری و بازاریابی تولید مزارع عمل می کنند(نقش آشکارتر)؛ ثانیاً توزیع نهاده های مورد نیاز بخش کشاورزی را عهده دار هستند(نقش فرعی تر)(Evans , 1992, p. 663)راندینلی معتقد است که شهرک های بازاری و شهر های کوچک با اهمیتی به عنوان بازار برای محصولات کشاورزی، منبع تامین نهاده های تجاری و کشاورزی و مراکز اشتغال زراعی به عهده دارند. پیوندهای اقتصادی و فیزیکی بین نواحی روستایی و مراکز شهری و بین شهری کوچک و شهرهای بزرگتر در یک ناحیه، منجر به آن خواهد شد که نقش مهمی در تسهیل روابط پویا بازی کنند و این امکان را فراهم می سازد که اقتصاد ناحیه ای رشد کرده و متنوع گردد و از طریق توسعه کشاورزی، توزیع درآمد را تسهیل گرداند.(ایزدی ،۱۳۸۰: ۱۸۶).
ب) توسعه صنعتی
شهرهای کوچک با توجه به پیوند نزدیک شان با محیط روستایی می توانند به افزایش و بهبود و توسعه صنایع روستایی به ویژه صنایع دستی و بومی کمک کنند و در متنوع ساختن اقتصاد روستایی و ترکیب و پیوند اقتصاد شهرهای بزرگ موثر واقع شوند و از طرف دیگر، توسعه این شهرها نیز توزیع صنایع را بهبود خواهند بخشید((Zangfen & Deyin, 1982, p. 25-26. در واقع تقویت توسعه صنعتی در شهرهای متوسط و کوچک و پیوند این برنامه ها با نواحی روستایی اطراف، از طریق تشویق تجارت و مانند اینها، بهترین راه انتقال منافع صنعتی شدن جدید به روستا می باشد و موجب پیدایش یک سازمان مکانی کارآمد در کشورهای در حال توسعه می گردد. (مهندسان مشاور DHV از هلند، ۱۳۷۵: ۵۹)
امروزه بسیاری از محققان توسعه براین عقیده اند که تمرکز زدایی صنعتی شهرهای بزرگ به
سوی شهرهای کوچک و مراکز روستایی، منجر به افزایش مصرف و ایجاد درآمد در مناطق روستایی می گردد و از آلودگی محیط زیست به دلیل ماهیت صنایع روستایی، کاسته شده و روابط منطقی میان کار و نوع تکنولوژی را از طریق انتخاب تکنولوژی مناسب ایجاد نموده و با توزیع فضایی صنایع، موجب شکل گیری نوعی سازمان اجتماعی متوازن در مناطق روستایی خواهد گردید(نوذری، ۱۳۸۶: ۴۳).در عین حال بسیاری از محققان همچون راندینلی ،پرکاش ماتور، ریچاردسون و غیره شهر های کوچک را مکان های مناسبی برای فراوری محصولات غذایی کوچک مقیاسی و صنایع فراوری محصولات کشاورزی کوچک مقیاس دانسته و معتقدند که یکی از راه های تامین فرصت های شغلی غیر زراعی در شهرهای کوچک، سرمایه گذاری در این نوع صنایع است و لازمه این کار تشویق بخش خصوصی به روی آوری به شهرهای کوچک از طریق ایجاد شهرهای صنعتی، تامین تاسیسات و تسهیلات زیربنایی نظیرآب، برق و غیره، توسط دولت، معافیت مالیاتی، پرداخت یارانه نرخ بهره در شهرهای کوچک و محدودیت توسعه صنایع در شهرهای بزرگ است. این تحقیقات روشن ساخته اند که شهرهای کوچک می توانند در ایجاد صنایع مورد نیاز بازارهای محلی توفیق یابند(شکویی،۱۳۸۵: ۴۱۵) بطور کلی صنعتی کردن مناطق روستایی و استقرار صنعت در شهرهای کوچک برای دستیابی به اهداف اولیه زیر می باشند که عبارتند از :
ایجاد اشتغال غیر کشاورزی، برای روستاییان بیکار و نیمه کار در خود ناحیه؛
کمک به جلوگیری از جریان مهاجرت به مراکز شهری؛
تقویت پایه های اقتصادی مراکز روستایی؛
استفاده کامل از مهارت های موجود در ناحیه؛
فراوری تولید کشاورزی محلی.
تهیه نهاده های اساسی و کالاهای مصرفی برای کشاورزان و دیگر افراد محلی(مهندسان مشاور DHV از هلند، ۱۳۷۵: ۳۸۰)
ج) خدمات (مراکز بازاریابی)
اصولاًاز دیدگاه اقتصاد نواحی روستایی ،شهرها به عنوان مراکز بازار تجاری، نقش محوریت در تقویت و دوام بخشی کشاورزی و گسترش آن، ایجاد پایگاهی برای تنوع اقتصادی ناحیه و فرایند ازدیاد درآمد ناحیه برعهده دارند. در واقع مزارع از طریق بازاریابی صادرات خود، نخستین ابزارهای کسب درآمد از اقتصاد بیرونی به شمار می آیند. به طور کلی شهرهای کوچک بخصوص در جهان سوم نقش مهمی در بازاریابی محصولات کشاورزی روستاها برعهده دارند، بدان سان که در زیر اشاره می شود:
شهر، مرکز خرید و توزیع مجدد تولیدات کشاورزی به شمار می آید که بخشی از این تولیدات در داخل شهرها به مصرف می رسد و بخش دیگری نیز به خارج از کشور صادر می شود؛
از طریق شهرها تولیدات روستایی، هم به شهرهای کوچک ناحیه

مطلب مشابه :  منابع مقاله درموردقابلیت پیش بینی
 

دیدگاهتان را بنویسید