دانلود پایان نامه

و هماهنگی و مناسبت پیدا می‌کنند و یا برعکس در چه حالتی با هم تناسب و هماهنگی پیدا نمی‌کنند و نیز احوال زمانهایی که بین اجزای نغمه ها و آهنکها جدائی می‌اندازد مورد بررسی قرار می‌گیرد، تا بدین وسیله دانسته شود که الحان چگونه با هم ترکیب می‌یابند. “موسیقیار” برکسی اطلاق می‌شود که تخصص و حرفه او موسیقی باشد علامه دهخدا در لغت نامه در حرف میم می‌گوید:
موسیقی علمی است که بواسطه آن احوال نغمه‌ها و زمانهای آن شناخته می‌شود و مشتمل برد دو فن است:
۱- شناخت اینکه نغمه‌ها چگونه با هم هماهنگی پیدا می‌کنند و برعکس این بخش فن الحان (آوازها) نامیده می‌شود.
۲- شناخت اوزان زمانهایی که بین اجزای آواز فاصله می‌شود و ْآن فن “ایقاع” نامیده می‌شود.۱۰۰
بنابراین مراد از موسیقی نواختن آلات مخصوصی است که بدین منظور ساخته شده است، اما آنچه که از غناء مدنظر می‌باشد، کیفیت خاصی است که عارض بر صوت می‌شود.

گفتار سوم: آیات شریفه قرآن مجید
آیه اول:
“فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ”۱۰۱
پس از پلیدی یعنی بتان بپرهیزید، و نیز از سخن زور اجتناب نمائید.
صاحب تفسیر المیزان می‌فرماید:
کلمه (زور) به معنای انحراف از حق است، و به همین جهت دروغ را نیز زور می‌گویند و همچنین هر سخن باطل دیگری را زور می‌نامند.۱۰۲
و در تفسیر”مجمع‌البیان” آمده:
اصحاب ما روایت کرده‌اند که غناء و سایر سخنان لهو داخل در قول زور است. نحوه استدلال: ظاهر(اجتبنوا)، اجتناب کنید، امر است، و امر دلالت بر وجوب دارد. و از طرفی امر به چیزی، مقتضی نهی از ضد آنست.
بنابراین وقتی می‌فرماید از قول زور اجتناب کنید، یعنی از قولی که غناء باشد، پرهیز نمائید.
آیه دوم: آیه شریفه
وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّهِ
بغیر علم و یتخذهاهزواً اولئک لهم عذاب مهین۱۰۳
“بعضی از مردم گفتار لهو (بازیچه) را می‌خرند، تا بدون علم مردم را از راه خدا گمراه کنند، و راه خدا را لوث کنند آنان عذابی خفت آور دارند”

مرحوم علامه در المیزان می‌فرماید:
کلمه لهو به معنای هر چیزی که آدمی را از مهمش باز بدارد، و لهو الحدیث آن سخنی است که آدمی را از حق منصرف نموده به خود مشغول سازد، مانند حکایات خرافی، و داستانهائی که آدمی را به فساد و فجور می‌کشاند و یا آن را از قبیل سرگرمی به شعر و موسیقی و مزمار و سایر آلات لهو است که همه اینها از مصادیق لهو الحدیث اند.(همان)
(لیضل عن سبیل الله بغیر علم) مقتضای سیاق این است.
که مراد به سبیل الله قرآن کریم و معارف حقه از اعتقادات و دستورالعملها و مخصوصاً داستانهای انبیاء و اهم گذشته بوده باشد، چون لهو الحدیث و خرافات در درجه اول معارض با این داستانهای حق و صحیح است، و در درجه دوم بنیان سایر معارف حقه را در انظار مردم سست نموده، و سپس مفهوم می‌سازد.
موید این معنا جمله بعدی است که می‌فرماید(ویتخدها هزوا) یعنی حدیث را مسخره می‌کنند، چون نام خرافات نیز حدیث است و همین باعث وهن هر حدیثی می‌شود، و سبب می‌گردد مردم احادیث واقعی را نیز سخریه بگیرند پس همان طور که گفتیم مراد به سبیل الله قرآن است، بدان جهت که مشتمل بر قصص و معارف است، و گویا مراد کسی که خریدار لهو حدیث است این است که مردم را از قرآن منصرف نموده گمراه نماید، و در نتیجه مردم قرآن را هم به مسخرگی گیرند، و این است که به مردم بگوید، این نیز حدیث است مانند آن احادیث، و اساطیری است چون آن اساطیر۱۰۴
در “مجمع” می‌گوید:
اکثر مفسرین برآنند که مقصود از لهو الحدیث در اینجا غناء می‌باشد.
و از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و حضرت رضا(ع) نیز در این باب روایت وارد شده که تغنی از جمله لهو الحدیث و کلام بیهوده است.
و از امام صادق(ع) روایت آمده، که فرمود مقصود طعنه زدن به حقایق و استهزاء به آنست که بعضی از مردم جاهل به آن مشغولند…
سپس حضرت فرمود از اقسام طعن به حق غناء است و بنابراین هر چه که انسان را از راه خدا و اطاعت او باز می‌دارد داخل در آیه بوده و جز و لهو الحدیث خواهد بود چه از کارهای بیهوده باشد و یا استعمال آلات موسیقی و یا آن که به قرآن کتاب آسمانی را استهزاء نمودن.
چنانکه “ابومسلم” به همین مطالب در تفسیر آیه اشاره کرد و “عطا” گوید: مقصود “کارهای بیهوده و دروغ” است.
و خلاصه، هر چه جز و لعب و لهو بشمار آید و یا سخن دروغ بوده و از نظر قرآن بیهوده معرفی شده همه جز و آیه می‌باشند۱۰۵
آیه سوم:
“وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا ”
“و کسانی که گواهی بنا حق ندهند، و چون بر ناپسندی بگذرند با بزرگواری گذرند”.۱۰۶
برخی گفته‌اند “زور” به معنی شرک است، برخی گفته اند به معنی دروغ است و دروغی بالاتر از شرک وجود ندارد، برخی گفته‌اند مقصود از زور اعیاد یهود و مسیحیان است.
و مجاهد گوید”زور” غناء است و از امام باقر(ع) و امام صادق (ع) نیز چنین نقل شده است.
اصل زور، به معنی تزویر و جلوه دادن باطل به صورت حق است.۱۰۷
آیه چهارم:
خداوند سبحان شیطان را مورد خطاب قرار داده می‌فرماید:
“وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ”
“هر که را می‌توانی به وسیله آوازت بلغزان و گمراه کن”.۱۰۸
ابن عباس و مجاهد”صوت شیطان” را در آیه مذکور به غناء و آلات موسیقی معنی کرده‌اند.۱۰۹
المیزان می‌گوید:
گویا استفزار با آواز کنایه از خوار کردن آنان با وسوسه‌های باطل و خالی از حقیقت است، و این که وضع شیطان و پیروانش وضع چوپان و رمه را دارد که با یک صدا براه می‌افتند، و با صدای دیگر می‌ایستند و پر معلوم است که این صداها و آوازهایی بی‌معنی است.۱۱۰
مجاهد گوید: منظور از “صوتک” یعنی غناء و مزا میرو آلات لهو (ساز و آواز) برخی می‌گویند: هر صدایی که مردم را به فساد دعوت کند آواز شیطان است.۱۱۱
آیه پنجم:
“أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِیثِ تَعْجَبُونَ وَتَضْحَکُونَ وَلَا تَبْکُونَ وَأَنتُمْ سَامِدُونَ”.۱۱۲
“آیا از این حدیث تعجب می‌‌کنید، و می‌خندید و گریه نمی‌کنید و حال آنکه شما بازی کننده و غافلید”
مکرمه از ابن عباس در ذیل این آیات نقل می‌کند که منظور از کلمه سامدون غناء و آوازه خوانی است، زیرا سمد در لغت قبیله “حمیر) به معنای غناء است، می‌گویند”سمدلنا” یعنی برای ما غناء و آوازه خوانی بنما” (تفسیر طبری)
“مجمع” می‌گوید:
“سمود” به معنی لهو و بازی است، سامد به معنی بازیگر و لهو کننده است. و از ابن عباس و مجاهد نقل شده است که”انتم سامدون ” یعنی شما از عذاب الهی غفلت دارید و دنبال بازی و سرگرمی هستید.
از مکرمه نقل شده است که منظور از آن غناء و موسیقی است، که هرگاه قرآن را می‌شیندند با نواختن موسیقی با آن مقابله و ستیز می‌نمودند، تا مردم را از شنیدن قرآن محروم سازند.۱۱۳

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوع کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، مدیریت اسلامی، آموزش و پرورش

روایات معصومین (ع)
۳- راویات
در رابطه با حرمت غناء و آواز لهوی روایات بسیاری وارد شده است از جمله:
۱- شیخ کلینی … از امام صادق درباره قول خدای عزوجل (واجتبوا قول الزور) پرسیده شد حضرت فرمود: “قول الزور الغناء” قول زور یعنی غناء ۱۱۴
۲- در حسنه هشام آمده که امام صادق(ع) در تفسیر قوای خدای متعال (فاجتبوا الرحبس من الاوثان و اجتبوا قول الزور)
فرمود:
الرحبس من الاوثان الشطرنج، و قول الزور الغناء “رحبس و پلیدی یعنی بتها و شطرنج، و قول زور یعنی غناء”۱۱۵
۳- شیخ صدوق در معانی الاخبار… از امام صادق درباره “قول زور” سوال شد، حضرت فرمود:
“منه قول الرجل للذی یعنی احسنت”
از جمله مصادق قول الزور، قول کسی است که به خواننده آوازهای لهوی بگوید احسنت
۴- مرحوم طبرسی در مجمع نقل می‌کند که از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و امام رضا(ع) روایت شده که در تفسیر خدای عزوجل “و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله” فرمودند: منه الغناء
از جمله مصادق لهو الحدیث غناء می‌باشد۱۱۶
۵- در صحیحه محمدبن مسلم، گاهی بلاواسطه و گاهی بواسطه از امام صادق(ع) نقل شده که حضرت در مورد قول خدای عزوجل (لایشهدون الزور) فرمود: مقصود غناء است۱۱۷

۶- شیخ صدوق در “المقنع” نقل کرده که امام صادق(ع) فرمود:
“شرالاصوات الغناء”۱۱۸
“غناء بدترین آفریده خدای سبحان است”
۷- مرحوم صدوق “در خصال” از امام صادق(ع) نقل می‌کند که حضرت فرمود:”الغناء یورث النفاق، و یعقب الفقر”
غناء انسان را منافق و سپس فقیر می‌گرداند۱۱۹
۸- ابواسامه از امام صادق(ع) نقل می‌کند که:
“الغناء غش النفاق”
غناء فریب و (روکشی) برای نفاق است۱۲۰
۹- ابوامامه از پیامبر(ص) روایت کرده که فرمود:
“هیچکس صدای خویش به غناء بلند نکند مگر آنکه خدای سبحان دو شیطان برایش قرار دهد که بردوشها نشینند و با پاشنه‌های خود بر سینه‌اش بکوبند تا آنگاه که از خواندن باز ایستند”۱۲۱
ما رفع احر صوته بغناء الابعث الله له شیطانین علی منکبیه بضربان باعقابهما علی صدره حتی یمسک.
۱۰- علی بن ابراهیم در تفسیرش روایت می‌کند که رسول خدا در حجه الوداع فرمود:
از شرایط رسیدن روز قیامت این است که:
“… یتفنون بالقرآن۱۲۲ در قرآن غناء بکنند.
۱۱- در روایت عبدالله بن سنان، از امام صادق(ع) آمده که رسول خدا(ص) خدا فرمود: “اقراء القرآن بالحان العرب و اصواتها، و ایاکم و لحون اهل الفسق و اهل اکبائر، فانه سیجی، من بعدی اقوام یرجعون القرآن ترجیع الغناء و النوح و الرهبانیه، لایجوز ترافیهم، قلوبهم مقلوبه و قلوب من یعجبه”۱۲۳
“قرآن را به الحان عرب بخوانید، و خودتان را از لحون اهل فسق و اهل گناه‌های کبیره دوره کنید و بزودی بعد از من می‌آید اقوامی که در قرآن ترجیع می‌کنند چونان ترجیع در غناء و نوحه گری و رهبانیت، که از سینه‌هایشان بالاتر نمی‌رود، دلهای آنها وارونه است، و نیز دلهای کسانی که از خواندن آنها خوششان می‌آید”.
“قول زور” و “لهو الحدیث” به عنوان مصادیق غناء
غناء به عنوان مصداق “زور” و “لهو حدیث” معرفی شده است. این معنا شاهدی برای قائلین به جواز اصل غناء می تواند محسوب شود، البته به شرط اینکه غناء را یک نوع آهنگ خاص لهوی بدانند که کلام در آن دخالتی نداشته باشد. درست به خلاف نظر ما که چنین احرازی نکردیم که غناء مطلق صوت لهوی باشد و محتوا در آن مدخلیتی نداشته باشد.
اما لهو الحدیث و قول زور مفهوم وسیع و گسترده‌ای دارد که هر گونه سخنان یا آهنگ‌های سرگرم کننده و غفلت زا که انسان را به بیهودگی و گمراهی می کشاند دربر می‌گیرد، خواه از قبیل غناء و الحان و آهنگ‌های شهوت انگیز و هوس

مطلب مشابه :  تحقیق با موضوع پلاسمایی، گروه کنترل، سطح معنی داری، تحلیل واریانس
 
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید