دانلود پایان نامه

و هزار خواننده و نوازنده او راه همراهی می‌کردند. شاهان ساسانی گاه برای نواختن یک قطعه کوتاه پولهای زیادی می‌دادند.
با پدیدار شدن اسلام و مخالفت آن با موسیقی غنایی متداول بین اهل گناه، که وسیله فساد و انحراف جامعه بود، این نوع موسیقی از گسترش و پیشرفت باز ایستاد و در قوس نزول قرار گرفت. فقط موسیقی غنایی پسندیده در اشعاری که دارای مضمون پسندیده بود در مجالی عروسی و آواز شتربانان برای تنظیم سیر شتران و رجز خوانیها و نوحه سراییها حفظ شد و قسم ناپسندان روبه رکود رفت.
کم‌کم موسیقی در مسیر مطلوب و هدف اصلی و پسندیده خود قرار گرفت یعنی جامع ارزشها و جنبه‌های مثبت و مانع از ضدارزشها و جنبه منفی گردیده با پدیدار شدن شیوه نوین که براساس غرض صحیح و متمایز از الحان اهل فسوق و شیوه‌های باطل انجام می‌شد، مردم مسلمان از آن استقبال کردند و گرایش مردم بسوی موسیقی غنایی فاسد و سرودهای مشتمل برالفاظ باطل آهنگهای مهیج شهوانی سد شد.
و باروی کارآمدن امویان دوباره جایگاه ناپسندی یافت. و یا آمیخته شدن آن با امور حرام و معاصی، روح مردم دیندار را از آن متنفر کرد.
و همچنین ابن عباس به یزید که بیشتر اوقات را با زنان خواننده ورقاص می‌گذراند پرخاش و مذمت و نگوهش کرد۱۸زنان خواننده که بیشتر از کنیزان بوده‌اند نشستهای بزم و میگساری امویان را رونق می‌بخشیدند و هر روز در مکان ویژه به اجرای برنامه می‌پرداختند ولی باروی کارآمدن عباسیان، موسیقی غنایی مبتذل بطور گسترده‌تری رواج پیدا کرد موسیقی‌دانان هر یک با لحنها (ملودی)و آهنگها(نت‌ها)و مقامات ایقاعی (ریتمیک) گوناگونی به اجرای موسیقی می‌پرداختند و با خوانندگی و رقص، مجالس آنها را گرم می‌کردند۱۹
شیوه ناپسند آنها در امر موسیقی غنایی تا پیش از پدید آمدن نظام اسلامی استمرار داشت. با پیدایش حکومت اسلامی اسلوب و روش ناپسند آن دوباره در قوس نزول قرار گرفت و در مدت بسیار کمی جایگاه شایسته خود را یافت و در مسیر مطلوب و تکامل قرار گرفت و مفاهیم بلند دینی و مذهبی و اخلاقی، عرفانی و اجتماعی، تربیتی و فرهنگی را دارا شد نخستین کسی که در مدینه منوره اشعار را با آهنگ غنایی و با وسیله موسیقی(طبل) خوانده شخصی بود به نام عیسی فرزند عبدالله دارای کینه ابوعبدالمنعم و لقب طویس او در فن موسیقی غنایی و دف زدن از مشهورترین افراد در آن عصر بود و علاوه براین در علم تاریخ و اسناب مردم کم نظیر بود. او در سال ۱۱ هجری در مدینه منوره متولد شد و در آن شهر مقدس زندگی کرد و تا ایام مروان بن حکم در آنجا می‌زیست و سپس به سویدا که شهری است در شمال مدینه هجرت نمود و در آنجا به زندگی خود ادامه داد، تا اینکه در سال ۹۲ هجری بدرود حیات گفت و در همانجا مدفون گشت.
و بنا به نقل بعضی از عرفا موسیقی صیقل روح است و نفس را رقیق و لطیف می‌کند و مقوی شور و شوق و طلب سالک صادق است.۲۰

گفتارسوم: پیشینه تاریخی موسیقی در اقوام و ملل گوناگون (ایران، اعراب، یونان)
بند اول: موسیقی در ایران
هنر موسیقی در سرزمین پهناور و هنر پرور ایران یکی از قدیمی ترین هنرها به شمار می‌آید که تاریخچه درست و حقیقی آن را شاید بطور دقیق نتوان تخمین زد ولی با توجه به مستندات و مدارک موجود از بعضی از کتیبه‌ها و دست نوشته‌ها در اعصار مختلف بتوان تا حدودی به زمان آشنایی ایرانیان به موسیقی اذعان کرد که به نمونه‌هایی از این مدارک اشاره می‌شود.
۱- طبق مدارک موجود در شاهنامه فردوسی که مطالب آن از خدای نامه‌ها نقل شده و همچنین کائاها موسیقی به ویژه دسته جمعی (ارکستر) از کهن ترین زمان تاریخی در ایران برقرار بود فیثاغورث حکیم در سفرنامه خود می‌نویسد که هنگام تاج گذاری داریوش ۳۶۰ زن جوان به شماره روزهای سال روانه پایتخت شدند و همگی با نغمه و آهنگ هم آواز گردیدند.۲۱
و همین خبر موید آن است که جشن و سرود ملی ایرانیان همواره همراه با سرود و موسیقی دسته جمعی بوده است.
۲- از کارنامه اردشیربایکان که در آن رویدادهای پایان دوره اشکانیان بیان شده بر می‌آید که هنر موسیقی و آموزش نوای خوش یکی از مواد آموزش دبیرستان‌های ایرانی بوده است.۲۲
درخشان ترین دوره تاریخی موسیقی ملی ایران مربوط به دوره ساسانیان است. خنیاگران و نوازندگان دور معبد آتش جمع می‌شدند و روزی ۵ دفعه گات‌ها و سرودهای مذهبی دیگر که از کتاب اوستا انتخاب می‌شد آهنگ می‌خواندند ولی اوج موسیقی در زمان خسرو پرویز می‌باشد. شهرت بزم‌ها و رزم‌های او که همراه با ساز و سرود بوده است در داستانها و تاریخ‌های مربوط به آن زمان فراوان آمده، بطوریکه تنها برای شکار به قول فردوسی دو هزار خواننده و نوازنده او را همراه می‌کردند.

مطلب مشابه :  منبع مقاله با موضوعدانشگاه تهران، توسعه انسانی، توسعه کالبدی، استان هرمزگان

۳- ابن خلدون در مقدمه تاریخ خود درباره جایگاه موسیقی در دربار سلاطین ایران و چگونگی نفوذ آن میان اعراب می‌نویسد: پارسیان به موسیقی میلی فراوان داشتند، در زمان بهرام گور چند نفر موسیقی دان از هندوستان به ایران آمدند و بازار مجالسی خوشگذرانی شاهان ساسانی را رواج دادند۲۳
بند دوم: موسیقی در میان اعراب پیش از اسلام
اما در خصوص اعراب پیش از اسلام اخباری که به ما رسیده موید این حکایت است که با موسیقی و دیگر هنرها آشنا نبودند و تنها چیزی که از عرب جاهل در آن زمان‌ها یاد می‌شود به تبحر داشتن آنها در زمینه شعر و ساختن قطعات منظوم می‌باشد.
این اعراب بادیه نشین و چادرنشین در هنگام کوچشان از این سو به آن سو آوازهایی می‌خواندند که غالباً برای تهییج و تحریک شترها بوده که اصطلاحاً به آن حداء( یا حدی) می‌گفتند. که در بخش های بعدی از آن سخن به میان می‌آوریم. بنابراین می‌توان به این نتیجه رسید که عرب قبل از اسلام چیز خاص از موسیقی نمی‌دانست.
اما پس از ظهور اسلام و با گسترش چشمگیر آن در اقصا نقاط جهان و آشنا شدن اعراب با فرهنگ و آداب ممالک دیگر علوم و فنون زیادی در بین آنان رایج گردید.
از جمله این فنون هنر موسیقی است که به خاطر زیبایی و لطافتت و به قول معروف سحر آمیز بودنش بیش از سائرفنون جایگاه خود را در میان اعراب و همچنین خلفاء مختلف بازیافت و کم‌کم با ترجمه آثار پهلوی و یونانی به زبان عربی فن موسیقی میان اعراب و سپس مسلمانان نفوذ کرد.
صاحب تاریخ الحکماء موسوم به نزهه الارواح می‌نویسد: وقتی عبدالله بن زبیر برای ترمیم خانه کعبه، گروهی از کارگران ایرانی با خود به حجاز برد، در هنگام ساختن خانه یکی از کارگران عرب بنام عبدالله مسجح ملاحظه کرد که ایرانیان آوازی جذاب و دلنشین می‌خوانند، مجذوب آهنگ و نوای آنان شد و تصمیم گرفت تا فن موسیقی را فراگیرد سپس به ایران و روم سفر کرد و پس از تحصیل این فن به سرزمین خود بازگشت و این فن را در میان مسلمین انتشار داد.
اما چه سود که پس از مدتی چهره این هنر پاک و زیبا به وسیله خلفای فاسد و آلوده اموی و عباسی به یک چهره کریه و ناپسند تبدیل شد و وسیله‌ی شد برای خوشگذرانی، میگساری، رقص، و هرزگی خلفای دربار و همچنین متعاقب آن وسیله‌ای برای به فساد کشاندن و انحطاط و انحراف جامعه بشری.
زنان خواننده که اغلب از کنیزان بودند جرات یافتند که به آسانی مجالس بزم و سرود و میگساری خلفای بنی امیه را رونق بخشند و در مکان مخصوص بنام تالار یا باشگاه آواز خوانان به اجرای برنامه بپردازند.
مسعودی می نویسد: “قاضی مدینه کنیزی داشت آواز خوان و چنان غناء می‌خواند که هوش و حواس قاضی را می‌برد این مسئله به گوش عمربن عبدالعزیز می‌رسد و از آن زن می‌خواهد که بخواند در حین آواز خواندن خلیفه به شدت طربناک می‌شود و سه بار تقاضای تکرار و از نکوهش خود اظهار ندامت می‌کند.۲۴
دربار خلفای عباسی نیز بسیار آلوده تر از محافل اموی بود موسیقی دانان در بعد نظری و عملی پیشرفت شایانی کرده بودند و هر یک با لحن‌ها (ملودی) و نغمه‌ها و مقامات ایقاعی(ریتمیک) مختلفی به اجرای موسیقی سازی و آوازی می‌پرداختند. خوانندگان مخنث (زن نما) کنیزان خوش صدا (مغنیه ) و غلامان با آوازها و حرکات موزون رقص محافل آنان را تزئین می‌کردند.
با توسعه روابط عباسیان و ایرانیان پای ایرانیان هنرمند به دربار گشوده شده ابراهیم موصلی (ایرانی) اعجاب درباریان را برانگیخت. وی که پس از هارون داعیه خلافت را در سر می‌پروراند سرانجام به دام مامون افتاد، دعبل خزاعی شاعر نامور مسلمان که همواره مخالفت خود را باحکام عباسی در قالب شعر بیان می‌کرد خطاب به ابراهیم موصلی نوشت:
از خلیفه شدن کسی که بربط ایرانی را قرآن خود قرار داده چه سودی بر می‌خیزد۲۵
همچنین احمدبن عبدریه اندلس‌ صاحب عقدالفرید می‌نویسد:
روزی ابراهیم موصلی برای هارون موسیقی اجرا کرد. خلیفه به شدت طربناک شد(فاسخصه الطراب) بطوریکه در مقابل ابراهیم دوزانو زد و پشیانی او را بوسید و سه هزار درهم به او جایزه داد۲۶.
در عصر عباسیان موسیقی توسط ابراهیم موصلی و پسرش اسحاق به نقطه اوج خود رسید. ابراهیم موسیقی غناء را از استادان ایرانی فرا گرفت و مجالس عیش و نوش و هرزگی مهدی بن منصور عباسی و هارون الرشید را به اوج ابتذال کشاند.
پسرش که ادیب و فقیه نیز بود به کرات در مجالس خلفا حاضر می‌شد و زخمه برعود می‌افکند.
از اسناد تاریخی بر می‌آید که موسیقی و نوازندگی برای غیر دربار ممنوع بود و حکومت از آن ممانعت می‌کرد، علت این عمل شاید این بوده که حکام عباسی برای عوام قریبی مردم چنین اقداماتی را اعمال می‌کردند.
روند موسیقی به همین شکل ادامه یافت تا اینکه در قرون سوم و چهارم هجری با ظهور شخصیت‌های بنامی چون: معلم ثانی “ابونصر فارابی” و پس از وی “ابویوسف یعقوب بن اسحاق کندی” معاصر معتصم عباسی کتب و رسالاتی در این فن تالیف گردید.
ذکریای رازی- ابوالفرج اصفهانی صاحب الاغانی(۳۵۶) و ابوعلی سینا(۴۲۸ هـ) از جمله سرمدان علم موسیقی و مروجان آن بوده‌اند.
صفی الدین اوموی(۶۹۳ هـ ) که معاصر آخرین خلیفه عباسی یعنی معتصم بود منشاء تحول عظیمی در این فن گردید وی آهنگ موسیقی را با حروف الفباء و عدد نوشت و آنرا بصورت “نت” در آورد.
در قرن هفتم خواجه نصیر طوسی رساله‌ای در علم موسیقی نگاشت و در قرن هشتم قطب الدین شیرازی شاگرد خواجه “دره التاج لعزه الدباج” را تالیف کرد.

مطلب مشابه :  دانلود مقاله با موضوع تجزیه واریانس

بند سوم: موسیقی در یونان
اما موسیقی در یونان حدود شش قرن پیش از میلاد حضرت مسیح فیثاغورت حکیم الهی یونانی با تبیین و تاسیس نظریه اعداد و مبانی، موسیقی در مغرب زمین را بنیان نهاد. او معتقد بود که هر چیزی در این جهان صورتی است از حقیقت خود در عالم افلاک و تمام نغمات موسیقی هم در عالم افلاک و ارواح نمودار است. می‌گویند او جان خود را تزکیه کرد و به عالم بالا عروج داد و با آن صفای باطن و ضمیر پاک و ذهن روشن خود نغمات افلاک و اصوات حرکات، کواکب را سماع کرد و سپس علم الحان و موسیقی

 
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید