اقتصاد جهانی سرمایهداری به مرحله گذار میرسد که در آن امکان تغییر مسیر واقعی تاری
بشر دور از دسترس نیست.با این حام وقتی مکت نظام جهانی نیز در اواخر دهه ۱۹۷۰ در معرض هجوم انترادات قرار گرفت، محررین آن به اصالح برخی مدرو ات اساسی خود رداختند.در این روایت اصالح شده، مدهوم نظارت جهانی به جای یک واقعیت شیگونه، به عنوان یک ابزار تحریراتی صرف درنظر گرفته شده است؛ مشالعات شوهشگران نیز اکنون در هر دو سشح ملی و جهان شموم به انجام رسیده و تحلیلهای طبراتی نیز به عنوان مکمل تحلیلهای اقشار اجتماعی به آن ا افه شده است.این اصالحات موج شروع روند جدیدی در تحریرات تحت عنوان مشالعات ملی در دیدگاه نظام جهانی گردید.
هر دو دسته مشالعات وابستگی جدید و مشالعات ملی در دیدگاه نظام جهانی از نظر حساسیت نسبت به کنش مترابل میان عوامل داخلی و خارجی، با هم یکسان هستند.اما تداوتهایی نیز از نظر گستره مو وعات تحریق و دورنمای آنها از توسعه وجود دارد.گستره مو وعات تحریق در مشالعات نظام جهانی بسیار وسییتر از مشالعات وابستگی جدید، که عمدتاً بر یرامون متمرکز است، میباشد؛ این تحریرات هم کشورهای یرامونی و هم کشورهای مرکزی و نیمه یرامونی را در برمیگیرد.همینشور برخالف مشالعات وابستگی جدید که خروج کامل از موقعیت وابستگی ار امری ناممکن میدانند، مشالعات نظام جهانی امکان تحرک عمودی کشورها را در اقتصاد جهانی تحت شرایا خاص می ذیرد.از این رو، آنان تو یح میدهند که هنگکنگ و چین توانستهاند از موقعیت یرامونی خود قدم بیرون بگذارند، در حام که این احتمام وجود دارد که ایاالت متحده نیز سیشره خود بر اقتصاد جهانی سرمایهداری را از دست بدهد اآلوین، یهسو، ۵۳ :۱۹۷۹د.
-۴-۲-۲-۲ مکتب نظام نوین جهانی
با توجه به تحوالت صورت گرفته در دهه اخیر ما شاهد ظهور و بروز سیشره سیاسی و اقتصادی امریکا بر کل جهان بودهایم و چنین به نظر میرسد که امریکا با درک موقعیت برتر خود در سشح جهان خواهان برخورداری از امتیازات جدید در سشح بینالمللی میباشد.امتیازاتی که دیگر حتی در تضاد با تن دادن به خواست کشورهای دیگر در مجمی عمومی سازمان ملل است و این نهاد بینالمللی از نظر آمریکا دیگر از جایگاه خرد جمعی برخوردار نیست.بیشک ما شاهد بروز و ظهور مکت جدیدی هستیم که توسا امریکا از آن با عنوان نظام نوین جهانی یاد میشود.در حام حا ر ایاالت متحده امریکا در قدرتمندترین دوران تاریخی خود قرار دارد.این کشور با اجرای استراتشی یروزی بدون جنگ ابرقدرت شرق را مضمحل کرد و طی چند سام گذشته به راهانداختن جنگهای زنجیره ای را در دستور کار خود قرارداده است.نخستین نمونه از این سیاست به دوران حاکمیت دموکراتها بازمیگردد که یوگسالوی به دلیل قتل عام آلبانیایی تبارهای کوزوو مورد تهاجم قرار گرفت.از اقدامات صورت گرفته دیگر میتوان به خروج یک جانبه امریکا از یمان کیوتو و برافروزی آتش جنگ در عراق در آغاز هزاره سوم میالدی نام برد.با تغییر
حاکمیت در امریکا، به ویشه س از وقوع تکاندهندهترین حاد ه تروریستی تاری
۱۱ سیتامبر، جنگ به
عنوان تنها راهحل معضالت جهانی از سوی گروه جنگ ساالر کنونی امریکا به رسمیت شناخته شد.
دکترین نئو محافظهکاران امریکا متأ ر از نظرات “آلبرت ولستر”، بزرگترین
استراتشیست امریکا و
“ساموئل هنتینگتون”‎بنیانگذار نظریه جنگ تمدنها است که به دخالت و سلشه یکجانبه آمریکا برکل جهان و تسلا بر شریانهای منابی انرژی در جهان چشم دوخته است که کامالً در جهت تحمیل نا ایداری سیاسی، اجتماعی و زیستمحیشی بر کل جهان است.
-۵-۲-۲-۲ جمعبندی تحوالت جوامل براساس نظریههای توسعه
هنگامی که ایاالت متحده امریکا س از جنگ جهانی دوم در جایگاه یک ابرقدرت قرار گرفت، اندیشمندان علوم اجتماعی این کشور نیز همگی در جهت مشالعه مسائل توسعه در جهان سوم، بسیج شدند.همین امر منجر به یدایش مکت نوسازی گردید، که در تمام دهه ۱۹۵۰ نیز بر حوزه مشالعات توسعه غلبه داشت.با
این حام عف و شکست برنامههای نوسازی در امریکای التین نیز در دهه ۱۹۶۰، به یدایش مکت نئومارکسیستی وابستگی انجامید.اگرچه مکت نوسازی یک محصوم امریکایی بود، اما در عوض ایههای مکت وابستگی در جهان سوم قرار داشت.این مکت بخصوص به عنوان بازتابی از شکست برنامه “اکال”‎ و بروز بحران در مارکسیسم راست آئین، در کشورهای امریکای التین در اوایل دهه ۱۹۶۰ به ظهور رسید .مکت مزبور با طرح انترادات تند نسبت به مکت نوسازی، غالباً آن را به عنوان کوششی در جهت توجیه عرالنی امیریالیسم محکوم مینمود.از آنجا که مکت وابستگی به خوبی با روحیه و احساسات بسیاری از دانشجویان امریکایی مخالف جنگ همخوانی داشت، توانست به سرعت راه خود را از امریکای التین به درون ایاالت متحده نیز بازنماید.
اگرچه مکت وابستگی موفق به انهدام و محو مکت نوسازی نگشت؛ اما مکت نوسازی نیز مترابالً قادر نبود دیدگاههای رقی خود را به عنوان نظریاتی نامشروع از صحنه خارج نماید.همزیستی تعارضآمیز این دو دیدگاه در حوزه مشالعات توسعه، دهه ۱۹۷۰ را از نظر فکری به سامهای ربار تبدیل نمود.تا اواسا دهه ۱۹۷۰، نبرد ایدئولوژیک میان مکات نوسازی و وابستگی فروکش کرده و همچنان مباحثه بر سر توسعه جهان سوم نیز تا حدودی فرونشست و از جنبههای ایدئولوژیک آن کاسته شد.در این میان گروهی از محررین بنیادگرا تحت سر رستی “امانئل والرشتاین”‎دریافته بودند که در چارچوب دیدگاه وابستگی نمیتوان به تبیین بسیاری از فعالیتهای جدید در اقتصاد جهانی سرمایهداری، دست زد.
نخست اینکه شرق آسیا اژا ن، تایوان، کره جنوبی، هنگکنگ و سنگا ورد هنوز آهنگ رشد خود را به طور قابل مالحظهای حدظ کرده بود و با توجه به معار هجویی دولتهای صنعتی مزبور با سیادت اقتصادی امریکا، روز به روز تصور این معجزه اقتصادی به عنوان امیریالیسم تولید کارخانهای، توسعه وابسته، یا وابستگی ویا دشوارتر مینمود.
در وهله دوم، یک بحران نیز در میان دولتهای سوسیالیستی دید آمده بود اختالف میان چین و شوروی، شکست انرالب فرهنگی، رکود اقتصادی میان دولتهای سوسیالیستی و استربام دوم مزبور از ورود سرمایههای خارجی، نشانههای شکست مارکسیسم انرالبی را نمودار ساخته بود.بسیاری از محررین انرالبی دوباره به این فکر افتادند که آیا هنوز میتوان قشی رابشه با اقتصاد جهانی سرمایهداری را به عنوان الگویی مناس و کارآمد برای توسعه کشورهای جهان سوم تجویز نمود.
مورد سوم، وجود بحران سرمایهداری ایاالت متحده بود.جنگ ویتنام، بحران واترگیت، تحریم ندتی سام ۱۹۷۵، وجود همزمان رکود و تورم در وا سین سامهای دهه ۱۹۷۰، همراه با افزایش روحیه حمایتگرایی، کسری یشبینی نشده بودجه و افزایش شکاف تجاری در دهه ۱۹۸۰، همگی نشانه ایان سیادت آمریکا بر اقتصاد جهانی سرمایهداری را آشکار میساختند.عالوه بر این، گرایشی دائمی به سمت تشکیل اتحادیهها در نظام جهانی را نیز میتوان به چشم دید.آنچه آشکار است وجود این واقعیت است که تغییر در ذیرههای نظری هر سه مکت توسعه از دهه ۱۹۵۰ تا دهه ۱۹۸۰، موج یدایش تغییرات متناظری در جهتگیریهای تحریراتی ادبیات توسعه گذشته است.
-۳-۲-۲ رویکردهای مختلف در تبیین و تشریح مفهوم توسعه و محیط
مدهوم توسعه ایدار ریشه در تاری نظریهها و تجربه توسعه و محیاگرایی دارد.امروزه رویکردهای مختلدی در تبیین و تشریح مدهوم توسعه ایدار و محیا که به صورت عمومی و یا در گزارشهای کندرانس جهانی محیا زیست و توسعه دیده میشود، وجود دارد.در ادامه این رویکردها مورد بررسی قرار میگیرند.
-۱-۳-۲-۲ رویکرد اکولوژی محور
نرشه شروع برای استدالم رویکرد اکولوژی محور این است که رشد اقتصادی و حداظت محیشی با هم در
تضاد هستند.اما
د رشد و حامی اقتصاد یوسته محلی و توزیی عادالنه منابیاند.نگاهی که این رویکرد به
مدهوم توسعه
ایدار دارد، باور کندرانس جهانی محیا
زیست را ـ که راهحلهای تکنولوژیکی من
جلوگیری از فروسایی و تخری محیا، رشد اقتصادی
را به همراه دارند ـ قبوم ندارد اما هر دو این
رویکردها در نرش مشارکت محلی و اقدام برای تجربههای اساسی در حل مسائل توسعه و محیشی کشورهای در حام توسعه، اشتراک نظر دارند.
-۲-۳-۲-۲ رویکرد بازارگرا
رویکرد بازارگرا به توسعه و محیا، با اصلی که رشد و یشرفتهای تکنولوژیکی در اقتصاد بازار آزاد کلید توسعه ایدار آتی قلمداد میشوند، شروع میشود.در این رویکرد، موفریت کارایی سیاسی و توانمندی ارزشهای مکانی بازار به کارکردهای محیشی و اقتصادی آنها وابسته میباشد.استدالم این رویکرد در تالش برای همسویی و حمایت از تعاریف کندرانس جهانی محیا زیست است.این رویکرد بر این باور است که با تغییر شکل اقتصاد و تدکیکها همانند تحلیل هزینه و فایده امکان تصحیح ارزشها و معیارهای محیشی و اطمینانبخشی به نسل آینده از اینکه آنها نیز همانند مردم معاصر از مواه و امکانات برخوردار خواهند شد، وجود دارد.
-۳-۳-۲-۲ رویکرد نئومارکسیست
نرشه شروع رویکرد نئومارکسیست بر این اصل قرار دارد که نابرابریها در میان نواحی جهان وجود دارد و استدالم میکنند که دسترسی به توسعه ایدار بدون توجه به و ی موجود امکان ذیر نیست.فرایندهای سیاسی و اقتصادی یونددهنده مردم و مکانها هستند و حذف توسعهنیافتگی بعضی نواحی مادامی که همسو و متناس با توانایی دیگران برای بهرهوری نیستند و این نواحی در مسیر توسعهای که خودشان قرار دارد، نباشند، امکان ذیر نیست.آنها بر این باورند که گزارش کندرانس جهانی محیا زیست برای شروع و اقدام مناس بوده، لکن با واقعیتهای خارجی از جمله ساختار اقتصاد جهانی سازگاری ندارد.
-۴-۲-۲ دیدگاههای مطرح در مورد توسعه و محیط
به اعتراد نظریه ردازان، مدیریت توسعه ایدار بدون دستیابی به همگرایی بیشتر در سه دیدگاه زیر و تلدیق آنها با شکست مواجه خواهد شد.
-۱-۴ -۲-۲ دیدگاه اقتصاددانان
نخست دیدگاه اقتصاددانان که روشهایشان مبتنی بر به حداکثر رساندن رفاه انسانی در بشن محدودیتهای مربوط به سرمایه و تکنولوژی موجود است.در سامهای اخیر، اقتصاددانان رفته رفته به اهمیت سرمایه طبیعی یعنی ارزش محیا زیست ی بردهاند به طوری که هم اکنون فصل تازهای در علم اقتصاد، به تحلیل مبانی اقتصادی منابی طبیعی و محیا زیست اختصاص یافته است.
-۲-۴-۲-۲ دیدگاه اکولوژیستها
دومین دیدگاه به اکولوژیستها مربوط میشود که بر حداظت از تمامیت زیرمجموعهها یا خرده سیستمهای اکولوژی تاکید میورزند؛ زیرا به اعتراد آنان، این سیستمهای فرعی، عواملی حساس و اساسی در هر نوع ایداری اکوسیستم جهانی تلری میشوند.گروهی از این اندیشمندان معتردند که ایداری باید همه اکوسیستمها
را دربرگیرد؛ که این در کنار دیدگاه معتدلتری قرار دارد مبنی بر انعشاف ذیری، سازگاری و ویایی

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد با موضوع کانال توزیع، بازاریابی، مصرف کننده، مصرف کنندگان
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید