به عنوان یک اثر هنری باور های دینی و معنوی سازندگان و صاحبان آن را متجلی می سازد. (قدوسی فر، ۱۳۹۱، ص۴۷)
انسان از زمانی که به ذات حضرت حق معرفت می یابد برای قرب به او به عبادت می پردازد و برای بیان مکنونات قلبی و اندیشۀ خویش و به عبارتی برای فرم بخشیدن به معنا، کلام، حرکات و تعریف، فضا را به خدمت می گیرد. (نقی زاده، ۱۳۸۵ ،ص ۳۰۷ ) (فرم شناسی نماز)
یکی از مباحث بنیادین در تأثیرپذیری فرم بر مبنای جهانبینی، معنا و معنویتی است که ارزش ها و مفاهیمش در قالب فرم، فضا، حجم و … القا می شود. (ایمان طلب،۱۳۹۱، ص ۸۱) هنر قدسی بیانگر ایده های دینی و صورت محسوس مشاهدات عوالم قدسی و مینوی انسان دینی است و به عبارتی تجلی مشهود باورهاست. (نوروزی طلب،۱۳۷۸، ص ۲)
– مکان بروز قدرت الهی: مکان مقدس، مکان ارتباط با موجودات الهی است و از این جهت مأوای قدرت الهی به شمار می رود؛این قدرت می تواند مایه تحول انسان گردد و ماهیت این تحول بر اساس سنت دینی مربوط، و شیوع و شهرت فضای مقدس متفاوت است. قدرت الهی که در مکان های مقدس می توان با آن مواجه شد می تواند اهداف کلی تر مربوط به حیات سعادتمند مادی و جسمانی را بر آورده سازد. مثلا در بسیاری از ادیان بین زیارت اماکن مقدس و شفا یافتن از بیماری های روحی و جسمی ارتباط بسیار نزدیکی وجود دارد و این نشانگر مواجهه با قدرت الهی در اماکن مقدس است. (بررتون، ۱۳۷۷، ص۱۴۷)
– اشارتی بر زیبایی احدی: هنر، ترسم جمال و زیبایی و گریز از گفتمانی عینی و محسوس است؛ پدیده ای است انسانی که با ترجمانی پویا و معنوی، بستر تجلی، عظمت، زیبایی و جمال خداوندگار را فراهم می آورد. و هنرمند جمال و زیبایی خداوند را در آینه ی هنرهای خود متجلی می سازند. ( بمانیان،۱۳۸۹،ص۱۹)
در معماری قدسی، انسان و تمامی عناصر حاضر در طبیعت، انعکاسی آشکار از ذات احدیتی مقدس می باشند و زیبایی این هنر به واسطه ی وابستگی به همین جمال و کمال مطلق و برقراری پیوندی منطقی میان آسمان و زمین متجلی گشته است. چرا که این زیبایی و کمال مطلق از آن یکتا خالق هستی است و تنها اوست خدای خالق نوساز صورتگر. (حجت، ۱۳۸۴، ص ۵۸)
۴-۵-۱-۵- تجلی عوالم برتر در ساحت های نازل تر
هنر قدسی را تجلی قدسی از ظهور امر متعال از خلال واقعیت مادی می دانند و آن را تجلی امری و عملی ، از مرتبه ای فراتر از عالم مادی ، در اشیایی می انگارند که با دنیای طبیعی جدایی ناپذیر می نماید.(الیاده، ۱۳۷۵، ص۱۶) امر قدسی حاکی از تجلی عوالم برتر در ساحت های نفسانی و مادی هستی است(نصر، ۱۳۸۰، ص ۵۱۲)
هنر قدسی نظام و قوانین هستی را سر مشق کار خود قرار می دهد و امر مقدس را در عالم زیبایی به صورت اثر هنری ظاهر می کند و به عبارتی به آن صورت محسوس می بخشد. صورتی که تجلی معناست و معنایی که در صورت تجلی یافته است. ( نوروزی طلب، ۱۳۸۸، ص ۷) در معماری قدسی تاکید بر بیانی ورای ظاهر اشیا برای نمایانگری ذات آن ها وجود دارد و نقش آن در جهان هستی ارائه مفاهیم ماورایی به گونه ای محسوس و قابل درک است. ( رهنورد، ۱۳۸۵، ص ۱۰۲)
تجلی عالم ماوراء در دنیای مادی به واسطه فضای قدسی کارکرد های دیگری را نیز برای هنر و معماری مقدس به دنبال خواهد داشت:
– کمال و شرافت بخشیدن به ماده: اثر هنری ، تجسم صورت قدسی در عالم محسوس است و ماده ی بیان این صورت تنها وسیله ای برای تحقق صورت است، و به برکت صور قدسی است که اشیاء ، شرافت و ارزش های متعالی و مقدس و زیبا شناسانه می یابند. نصر به تبعیت از بورکهارت ، رسالت هنر اسلامی را شرافت بخشیدن به ماده می داند . ( نصر، ۱۳۷۵ ،صص ۷۵-۷۷) ” ماده با پذیرش « صورت » است که شرافت می یابد . مبدا صورت ، زیبایی الهی است که در خیال رحمانی هنرمند نقش می بندد.” ( نوروزی طلب، ۱۳۸۸، ص ۱۷)
در هنر قدسی مادهی خام بشریت، محتوایى آرمانى و مثالى مى یابد که به آن مادهى خام، نظام و نسق مى بخشد، هدایتش مى کند و موجب مى شود که مادهى خام سرشت، بر وفق سبب کافى وضع و موقع بشرى، از حد خود فراتر رود و اعتلا یابد. ( نوروزی طلب، ۱۳۸۸، ص ۱۷)
“کیمیای هنر قدسی ماده را که تاریک است به جلوه هایی از تجلیات نور مبدل می کند و هنرمند به هر چه دست می یازد آن را مبدل به گوهری درخشان می کند.” (نوروزی طلب ، ۱۳۸۸، ص ۱۸)
– نمایش سرشت رمزی عالم: هنر و معماری قدسی یک رمز است و ریشه و اصل آسمانی دارد و نمودار سرشت رمزی عالم است زیرا الگوهایش بازتاب واقعیات ماوراء این عالمند و هنر مند نمودی از آنچه در اتصال به ماوراء می بیند در آثارش متجلی می کند. هر چیزی در هنر مقدس رمزی است از یک حقیقت برتر که انسان را به سوی آن حقیقت هدایت نموده و به مثل اعلا می رساند (داداشی،۱۳۷۸، ص۲)
معماری قدسی همواره تجلی گاه احساسات و کمالات پاک و خاصانه هنرمندانی بوده است که با گفتمانی استعلایی تلاش کرده اند رمز و راز های نهان هستی را در ساحتی عرفانی به تصویر کشند. (صادقی،۱۳۸۹، ص ۱) این هنر، هنری است دست نیافتنی و حاوی رموز بی شمار، که جهان رمزی متعال را برای سالک قابل فهم تر می کند. (کامرانی،۱۳۷۸، ص ۳)
– راهی برای ارتباط با گیتی: فضای قدسی، جایی است که در آن، ارتباط میان جهان ما و جهان دیگر، عالم تحتانی و عالم فوقانی، عالم کبیر و عالم صغیر، ممکن میشود. به بیانی دیگر، فقط در فضای قدسی عبادتگاه، گذار از مرتبه ای به مرتبه ی دیگر و خاصه گذار از زمین به آسمان، در وهله نخست، امکان پذیر می شود. یعنی گذار از کیفیت وجودی خاصی به کیفیت وجودی دیگری، گذار از حال و وضع گیتیانه به حال و وضع قدسی. (ستاری، ۱۳۸۱، صص ۱۷۹-۱۸۰) به بیان کاپادونا هنر قدسی ممکن‌ است‌ در بیان‌های‌ دیداری‌اش‌ از الوهیات‌، راهی‌ برای‌ ارتباط‌ با گیتی‌ پیش‌ پای‌ انسان‌ نهد. ( کاپادونا، ۱۳۸۳، ص ۸)
– نمود نظم آرمانی کاینات: مکان مقدس نمایانگر نظم آرمانی امور است که با قلمرو کامل الوهیت زندگی و حیات انسان ها و ارزشهایی که مردم باید از آن ها الهام گیرند مرتبط است. (بررتون، ۱۳۷۷، ص۱۴۱)
به عقیده پوپ معماری قدسی، به مثابه ملموس ترین و محسوس ترین بخش از هنر قدسی، تصویر و بازتابی آشکار از نظم حاکم در جهان هستی است. (پوپ، ۱۳۷۳، ص۷۴
– مکانی برای تعدیل غربت انسان در جهان مادی: از آنجایی که انسان در این جهان خاکی با یادآوری اصل خویش مدام احساس غربت می نماید، یکی از نقش های اصلی هنر ها تذکر و یادآوری اصل و نجات انسان از احساس غربتی است که او را می آزارد. هنر قدسی، مکاشفهای است از صور گوناگون هستی، تا حقیقت این صور را در قالب معماری به تجسم و نمایش گذارد و در روند این مکاشفه، حیات فردی و جمعی انسانی را برتر آورد تا آن حد که به غربت انسان پایان بخشد (رهنورد، ۱۳۷۸، ص۴۰)
تجلی کالبدی بخشیدن به زیبایی های معنوی تعدیل کننده غربت انسان در این جهان مادی است. (محمدی، ۱۳۹۱، ص ۲۵۸) هنر اصیل اصولا نمی تواند فاقد این رابطه باشد که باید انسان را از غم غربت این جهان رهانیده و او را به اصل خویش هدایت نماید.(نقی زاده،۳۸۰، ص ۱۲۰) این هنر بیننده و خواننده و مخاطب را به عوالم بالا سوق می دهد و پیمان الست و عهد نخستین آدمی با خدا (میثاق فطرت ) را فرایاد او می آورد و گاه این احساس چنان قوّت می یابد که آدمی احساس دلتنگی و فراق و هجران می کند و آهنگ بازگشت به اصل را در درون جان خود به تجربت می شنود و همان نی مولانا می شود که زینت بخش آغاز مثنوی شریف است. غربت آدمی در این خاکدان، گسستن از اصل وجود و مبتلاشدن به هجران و درد فراق و شوق رجوع به «نیستان ازل » و خلاصی و رهیدن از زندان، پیوسته مضمون هنرمندانه ترین اشعار فارسی و عربی شاعران و حکیمان و عارفان مسلمان بوده است. .( همتی،۱۳۸۳،ص۴)
از نگاه استاد بزرگوار شهید مرتضی مطهری نیز هنر منشأ الهی دارد و جنبشی است از سوی انسان تا بتواند درد هجران را کاهش دهد. او معتقد است منشأ عشق در هجران است و هجران توأم با دردی است که جز با وصال معشوق پایان نمی گیرد. انسان درد خدا دارد وعاشق کمال مطلق است و این درد و عشق او را از درون به سوی حق می کشاند. (گودری سروش،۱۳۹۱)
۴-۵-۲- ویژگی های فضا و معماری قدسی
خلق و آفرینش آثار هنری جز ایجاد فرمی خاص، چیز دیگری نیست. همان گونه که هر انسانی، ویژگی جسمانی منحصر به فردی دارد که از روحی منحصر به فرد سرچشمه گرفته است، آثار هنری هم ویژگی های صوری منحصر به فردی دارند که از محتوای منحصر به فردی سرچشمه گرفته اند. تیتوس بورکهارت می گوید: «هر صورت، محمل مبلغی از کیفیت وجود است. موضوع مذهبیِ اثری هنری ممکن است به اعتباری بر آن مزید شده باشد، ممکن است با زبان صوری اثر، ارتباطی نداشته باشد ، چنان که هنر پس از رنسانس، این معنی را اثبات می کند. پس آثار هنری ذاتاً غیردینی نیز هستند که مضمون مقدسی دارند، ولی برعکس، هیچ اثر مقدسی نیست که صورت غیردینی داشته باشد؛ زیرا میان صورت و روح (معنا)، مشابهت و تماثل دقیق و خدشه ناپذیری هست. بینش روحانی ضرورتاً به زبان صوری خاصی بیان می شود. اگر این زبان نباشد، به نحوی که هنر به اصطلاح (یا شبه) مقدس صورت های مورد نیاز خود را از هر قسم هنر غیردینی اخذ کند، معلوم می شود که بینش روحانی از امور وجود ندارد». (کاپادونا، ۱۳۸۳،ص۲)
با این مقدمه و با نگاهی مجدد به تعریف ارائه شده برای هنر قدسی می توان معماری قدسی را هنری دانست که معنایی الهی را در صورت فضایی مقدس به نمایش می گذارد که بر وجود همان منشا روحانی گواهی می دهد. با توجه به این تعریف در هر تجلی قداست، سه عنصر تشخیص باید داد: شیء طبیعی که همچنان در محیط متعارف و معمولی اش باقی ماند و همواره جزئی از آن محسوب می شود؛ واقعیت نامرئی یا چیزی «کاملاً متفاوت» که همان معنایی است که آشکار می گردد؛ واسطه یا میانجی یعنی چیزی طبیعی که ساحتی نو یافته یعنی قدسی شده است. این قداست، شیئی (طبیعی و معمولی) را مظهر و مجلای «چیزی کاملاً متفاوت» می کند. نقش پدیدارشناسی، فهم جوهر و ساختارهای پدیده های دینی و تفسیر معنای هر تجلی قداست و سپس عیان ساختن محتوای کشف شده و معنای دینی است.(سه گونه تحلیل اسطوره)به عبارت ساده تر سه عنصر اساسی دخیل در معماری مقدس را می توان به این صورت بیان نمود : اول معنای روحانی، دوم صورت ماده و سوم شیوه بیانی که معنا را با صورت مرتبط می سازد. بنابراین می توان ویژگی هایی را که صاحبنظران در مورد معماری و فضای مقدس مطرح ساخته اند را نیز در همین راستا دسته بندی نمود:
۴-۵-۲-۱- ویژگی های منشا معنوی
از منظر جهانی بینی قدسی، در هر چیز معنایی نهان و مستتر است و مکمل هر صورت خارجی، واقعیتی است که ذات نهانی و درونی آن را شکل می دهد و جنبه ای کیفی است (اردلان و بختیار، ۱۳۸۰، ص۵). اساسا قداست فضای

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوع تعهد شغلی، خلاقیت مدیران، مدیران مدارس، مدارس متوسطه
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید