مراحل رشد روانی – جنسی شخصیت [1]

فروید معتقد بود که الگوی شخصیّت افراد بزرگسال در اوایل زندگی تشکیل شده و تا پنج سالگی تقریبا به طور کامل شکل گرفته است . کودک در این مراحل از لحاظ جنسی خود انگیخته است ، به این معنا که با تحریک مناطق شهوت انگیز بدن ، یا بر اثر تحریک شدن به توسط والدین یا پرستاران به هنگام مراقبت از کودک ، به لذت شهوانی دست می یابد .هر مرحله در منطقه شهوت انگیز خاصی متمرکز می شود .

1-مرحله دهانی از تولد تا دومین سال زندگی ادامه دارد در این مرحله ، تحریک دهان ، مانند مکیدن ، گاز گرفتن وبلعیدن ، نخستین منبع ارضای شهوانی است . ارضای نامناسب ( بیش از اندازه یا کم ) در این مرحله ممکن است یک شخصیّت دهانی را به وجود آورد که در این صورت ، شخص به عادت های دهانی مانند سیگار کشیدن ، بوسیدن ، و خوردن علاقه وافر پیدا می کند . فروید معتقد بود که بسیار ی از رفتار های بزرگسالی را از خوش بینی افراطی گرفته تا مسخره کردن وبد بینی ،  می توان به رویدادهایی که در مرحله رشد دهانی به وقوع پیوسته اند نسبت داد.

2- در مرحله مقعدی ارضای جنسی از دهان به مقعد تغییر مکان می دهد و کودک از تحریک منطقه مقعدی لذت می برد .در این مرحله که با آموزش توالت رفتن همزمان است ، کودک ممکن است مدفوع خود را رها سازد و یا از دفع آن جلوگیری کند که در هر دو مورد پدر ومادر را به مبارزه می طلبد. تعارض در این مرحله می تواند به پرورش یک بزرگسالی مقعدی دفعی که شخصی است که کثیف ، ولخرج ، وگزافه گو ، یا به بزرگسالی ضبطی که بیش از اندازه با نظم وترتیب ، تمیز و وسواسی است منجر شود.

3- در مرحله ی آلتی که در حدود چهار سالگی روی می دهد ، ارضای شهوانی به اطراف دستگاه تناسلی تغییر یافته فروید در این مرحله از رشد عقده ادیپ را مطرح کرد . به نظر فروید کودک در این مرحله نسبت به والد جنس مخالف عشق می ورزد واز والد هم جنس که در آن زمان او را رقیب عشقی خود می داند می هراسد ( فروید ، 1954) .                                                                                                                               4- مرحله نهفتگی کودکانی که قادرند در برابر کشمکش های زیاد این مرحله اولیه مقاومت کنند وارد دوره ی نهفتگی می شود که تقریبا از پنج تا دوازده سالگی ادامه می یابد .                                                       5- مرحله تناسلی به نظر فروید سپس در ابتدای نوجوانی که با بلوغ جنسی آغاز می شود ، مرحله ی تناسلی فرا می رسد . رفتار غیره همجنس خواهی اهمیت پیدا می کند وشخص آماده شدن برای ازدواج وتشکیل خانواده را آغاز می کند ( شولتز [2]).

مطلب مشابه :  چند نکته مهم برای انتخاب حلقه ازدواج

رویکرد پدیدار شناختی ( نظریه ی انسان گرا)

رویکرد پدیدار شناختی به مطالعه ی شخصیّت شامل نظریه های چندی است که به رغم تفاوتهایی که با یکدیگر دارند وجه مشترک آنها این است که بر تجربه های خصوصی یعنی دیدگاه خصوصی فرد  درباره ی جهان تاکید می ورزند . تفاوت نظریه پدیدار شناختی با نظریه هایی  که قبلا بررسی کرده ایم این است که هیچ از آنها را سروکاری با تاریخچه ی انگیزش بینی رفتار او نیست وبه جای آن نحوه ی ادراک وتفسیر فرد از رویدادها یعنی پدیدار شناسی فرد مورد توجه قرار می گیرد . رویکرد پدیدار شناختی به مطالعه ی شخصیّت شامل نظریه هایی می گردد که گاه به عنوان نظریه «انسان گرا»  شناخته می شود ، زیرا در آنها خصوصیّاتی تاکید می شود که تمایز دهنده ی انسان از حیوان هستند ، مانند خودفرمانی وآزادی انتخاب .گاهی هم از آن به عنوان «نظریه های خویشتن »  یاد می شود   چون با تجربه های خصوصی و درونی فرد که در مجموع احساس «بودن» را در او  می آفرینند سر وکار دارند اکثر این نظریه ها بر وجه مثبت طبیعت انسان یعنی تمایل او به حرکت در جهت رشدو خودشکوفایی نیز تاثیر دارند برخی ازخصوصیّات این رویکرد پدیدار شناختی به شخصیّت در خلال بحث از دیدگاههای یکی از رهبران اصلی آن یعنی کارل راجرز روشنتر خواهد شد . جرز هم مانند فروید ، نظریه ی خود را در جریان کار با افرادی که دچار مسائل عاطفی بودند پرورش داد ( را جرز[3]، 1951،1977).                                                                                                                                                                                                      آنچه  توجه را جرز را به خود جلب کرد چیزی بود وی آن را گرایش فطری به حرکت در  جهت   رشد بالیدگی و تغییر  مثبت نامید درمانی«بی رهنمود»یا «درما نجومدار»را جرز بر این فرض مبتنی است که هر فرد از انگیزش و استعداد کافی برای برخوردار است و هر یک از ما بهترین متخصص درباره ی خودمان هستیم نقش درمان  گر این است که وقتی فردی مسائل خود را می کاود و تحلیل می کند ،  درمان گر  همچون یک « صفحه ی پژواک»منعکس کننده بیا نات او باشد.

مهمترین مفهوم در نظر یه ی را جرز درباره ی شخصیّت  مفهوم خویشتن است . خویشتن شامل تمام افکار ، ادراکات و ارزش ها یی است که «من » را تشکیل می دهند . این خویشتن ادراک شده به نوبه ی خود برادراک فرد از جهان و هم بر رفتار او تاثیر می گذارد . فردی که از خود پنداره قوی و مثبت بر خورداراست در مقایسه با فردی که خود پنداره ی ضعیف دارد نظرگاه کاملا متفاوتی نسبت به جهان خواهد داشت . خود پنداره لزوما منعکس کننده واقعیت  نیست ، بلکه ممکن است شخصی که بسیار موفق و مورد احترام است خود را آرام شکست خورده ای بپندارد. در نظر را حرز در رابطه با خود پنداره ی خویش است که فرد دست به ارزیابی تجربه ها می زند .مردم میل دارند به نحوی رفتار کنند که با خودانگاره ی آنان همساز و همخوان باشد . جنبه هایی از تجارب که شخص باید آنها را به خاطره ناهمخوانی با خود پنداره اش انکار کند ، هر چه بیشتر باشد به همان نسبت شکاف بین خویشتن شخص و واقعیت ژرفتر می شود و اضطراب بالقوه افزایش می یا بد . کسی که خود پنداره اش با عواطف و تجاربش همان ساز نیست باید از خود در مقابل واقعیت دفاع کند زیرا این واقعیت منجر به اضطراب می شود . اگر این نا همسازی خیلی زیاد شود ممکن است دفاع های روانی شخص در هم شکند که محصول آن اضطراب شدید و یا انواع اختلا لات روانی خواهد بود.  خویشتن دیگر در نظریه ی را حرز خویشتن آرمانی است . در همه ی ما تصوری درباره ی اینکه چگونه آدمی می خواهیم بشویم وجود دارد . هر چه خویشتن آرمانی به خویشتن واقعی نزدیکتر با شد فرد راضی تر و خشنودتر خواهد بود . فاصله ی زیاد بین خویشتن آرمانی و خویشتن واقعی به نا رضایتی و ناخشنودی منجر می گردد . به این دو نوع نا همسازی می تواند پیدا شود: یکی بین خویشتن وتجارب واقعی و دیگری بین خویشتن و خویشتن آرمانی .   را جرز معتقد است که اساسی ترین نیروی بر انگیزنده ی رفتار آدمی خود شکوفایی است : «گرایش به تحقیق بخشیدن ، شکوفا ساختن ، حفظ و تقویت جاندار » یک موجود رشد یابنده در جستجوی تحقق نیروی بالقوه خود در محدوده وراثت خویش است .   خصوصیات افراد «خودشکوفا» یعنی آنها یی که قدرت های  بالقوه خود را به حد اعلاء شکوفا  کرده اند توسط آبراهام مازلو مورد مطالعه قرار گرفته است .

مطلب مشابه :  مفهوم شناخت درمانی، کاربرد و کارایی آن در پژوهش‌های روان درمانی

انتقاد : انتقاد عمده بررویکرد پدیدار شناختی این است که اعتبار بخشیدن به مفاهیم آن دشوار  است

مثلا خود شکوفایی به روشنی تعریف نشده ومعیارهایی که مازلوبر اساس آنها افراد خود شکوفا را

انتخاب  کرده مبهم اند  .همچنین پدیدار شناسان نتوانسته اند بین خویشتن به عنوان عامل (کننده

رفتار)و خود پنداره   همواره تفتیک قائل شوند.(وایلی[4] ، 1974) به نقل از اتکینسون).

[1] -Stages psychosexual

[2] -Sholtez

[3] -Ragers

[4] -Wvlie