فرآیندهای شناختی در تصمیم‏گیری

فرآیندهای شناختی مجموعه ای از فرآیندهای ادراک، قضاوت و گزینه‏های تصمیم است که در برگیرنده ی تبدیل و تعدیل اطلاعات در ارتباط با رفتار تصمیم گیرنده در رویارویی با اطلاعات است. قضاوت های تصمیم گیرندگان، تجزیه و تحلیل و درک آن ها اثر اطلاعات را تعیین می‏کند. گزینه‏های تصمیم تحت تأثیر فزاینده ی ادراک و قضاوت قرار می گیرد، اهمیت استفاده ی تصمیم گیرندگان از اطلاعات بسیار حیاتی است، زیرا ممکن است بر درک و شناسایی اطلاعات مهم مؤثر باشد و پیامد آن، چگونگی اثر اطلاعات بر گزینه‏های تصمیم آنان را تحت تأثیر قرار می دهد، فرآیندهای شناختی شامل موارد زیر است:

ادراک: فرآیندهای ذهنی یا روانی است که گزینش و سازماندهی اطلاعات حسی و در نهایت معنا بخشیدن به آن ها را به گونه ای فعال بر عهده دارد.

قضاوت: این فرآیند با توجه به سطح یادگیری تصمیم گیرنده، مستلزم تجریه و تحلیل اطلاعات درک شده است. قضاوت یا تجزیه و تحلیل و تفسیر، نتیجه یا حاصل مجموعه‏هایی از فرآیندهایی است که به وسیله ی آن ها شخص اطلاعات را مرتب و در آن ها تجدید نظر می‏کند. قضاوت تصمیم گیرندگان تعیین می‏کند که چه تصمیمی باید گرفته شود. در مرحله ی ادراک، یک تحلیل مقدماتی از اطلاعات به عمل می آید. پس از آن در مرحله ی قضاوت بر مبنای اطلاعات از صافی می گذرد و تحلیل عمیق تری روی آن صورت می پذیرد. (گلدبرگ ،1998 ،به نقل از کرمی 1388 )

تصمیم‏گیری: فرآیند تصمیم‏گیری مستلزم ادراک اطلاعات و قضاوت نسبت به آن ها است، ادارک بر گزینه ی تصمیم‏گیری اثر می گذارد. یعنی ممکن است تصمیم گیرندگان برای تصمیم‏گیری به اطلاعات مشابه قبلی اتکا کنند بدون آنکه تحلیل عمیقی از اطلاعات ارائه شده داشته باشند. در این صورت تصمیم‏گیری بر مبنای ادراک و بدون قضاوت به عمل آمده است. اما برخی تصمیم گیرندگان پس از قضاوت نسبت به اطلاعات ادراک شده تصمیم می گیرند. در واقع در این حالت، قضاوت تعیین کننده ی نوع تصمیم‏گیری است. (مسیح آبادی و همکاران، 1387)

ابعاد تصمیم‏گیری

تصمیم‏گیری می تواند با تمرکز گرایی و رسمیت کم یا زیاد همراه باشد. گاهی اوقات اطلاعات نقش مهمی در اقدام به اتخاذ یک تصمیم ایفا می نمایند. گاهی اوقات نیز فرآیندهای قدرت، محتوی و مضمون تصمیم را تعیین می‏کنند. به طور کلی نتایج تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان می دهد فرآیندهای تصمیم‏گیری عمدتاً به چهار بعد تقسیم می شود. (کوپمن و پرل[1]، 1990)

1 – تمرکز[2]: میزان تمرکز یکی از پارامترهای مهم و اساسی در تصمیم‏گیری است.

2 – رسمیت[3]: یکی دیگر از ابعاد مهم، حدود یا قلمرویی است که تصمیم در آن اتخاذ می شود. گاهی تصمیمات طبق فرآیند سازمان یافته و رسمی اتخاذ شده، گاهی اوقات نیز انعطاف پذیرند.

3 – اطلاعات: اینکه تصمیم‏گیری بر چه اساسی انجام می شود و کدام اطلاعات زیر بنای اتخاذ یک تصمیم خاص هستند، اهمیت دارد.

مطلب مشابه :  انواع استرس از لحاظ پیامدهای آن

4 – رویارویی[4]: این بعد از ابعاد تصمیم‏گیری، زمانی که فرآیند سیاسی تلقی می شود و هر کدام از طرفین براساس موقعیت و قدرت (خود) سعی دارند منافع شخصی را حفظ نمایند، اهمیت دارد و در واقع عبارت از زمینه ای است که میان فرآیندهای تصمیم‏گیری، رویارویی و تعارض به وجود می آورد.

انواع تصمیم

به اعتقاد هریس (1998) چند نوع تصمیم اساسی وجود دارد:

1 – تصمیم انتخابی[5]: تصمیمات بلی – خیر، این یا آن که باید قبل از انتخاب گزینه اتخاذ شوند، در این نوع، طبقه بندی می گردند. (آیا باید یک تلویزیون جدید خرید؟ آیا باید امسال به مسافرت رفت؟) تصمیم انتخابی براساس ارزیابی دلایل، مضرات و فواید اتخاذ می گردد.

2 – تصمیم میان چند جزء[6]: این تصمیم‏گیری شامل انتخاب یک یا چند گزینه از بین یک سری احتمالات است و هر انتخاب، متناسب با معیارهای از پیش تعریف شده افراد است.

3 – تصمیمات وابسته[7]: شامل تصمیماتی است که از قبل اتخاذ شده لکن تا زمانی که برخی شرایط خاص فراهم شود، به تعویق افتاده است. به عنوان مثال تصمیم گرفته اید اتومبیل خاصی بخرید در صورتی که با قیمت مناسب فروخته شود، یا تصمیم به نوشتن مقاله گرفته اید در صورتی که بتوانید دقت کافی برای آن در برنامه ریزی خود بگنجانید. اکثر افراد تصمیماتی از این دست اتخاذ می نمایند و فقط منتظر شرایط مناسب برای تحقق آن هستند. زمان کافی، انرژی، هزینه مناسب، قابلیت دسترسی، فرصت مناسب، تشویق و ترغیب، همگی عواملی هستند که می توانند امکان تحقیق تصمیمات متخذه را فراهم سازند.

به اعتقاد سیمون[8] (1977) تصمیمات به دو دسته برنامه ریزی شده و غیر برنامه ریزی شده تقسیم می شوند:

در مسائل تکراری، منظم و سازمان یافته که روند تصمیم‏گیری کاملاً مشخص و مستلزم اقدام فوری است، تصمیم‏گیری ها برنامه ریزی شده است. در تصمیم‏گیری های برنامه ریزی شده، تأکید بر اجرای مراحل چهار گانه پردازش تصمیم‏گیری (تشخیص مسئله، تعیین اهمیت مسئله، جست و جو برای یافتن گزینه‏ها و ارزیابی هر یک و انتخاب یک گزینه) است. تصمیم‏گیری ها در مسائل غیر معمول و منحصر به فرد و مسائلی که به وسیله روش های عملی استاندارد قابل حل نیستند، برنامه ریزی نشده است. تصمیم‏گیری ها غیر برنامه ریزی شده نوعاً با عدم اطمینان بیشتری همراهند و در این تصمیم‏گیری ها بر فرآیند های شناختی مانند خلاقیت تأکید می شود. (نیکلسون[9]، 1999)

سطوح تصمیم

برخی تصمیمات (چه در کوتاه مدت و چه در دراز مدت) مهم تر از سایر تصمیمات هستند، به اعتقاد هریس (1998) با توجه به درک اهمیت تصمیم، زمان و منابع مورد نیاز، سه سطح تصمیم‏گیری وجود دارد.

1 – راهبردی[10]: تصمیمات راهبردی در بالاترین سطح قرار دارند. تصمیم در این سطح، نیازمند مدیریت و کارگردانی عمومی بوده و متوجه اهداف دراز مدت، نگرش های فیلسوفانه و ارزش هاست. این تصمیمات، دارای حداقل سازمان یافتگی و بسیار تخیلی، با احتمال خطای زیاد و دارای پیامدهای بسیار نامطمئن هستند.

مطلب مشابه :  مهارت های اصلی مورد نیاز در زبان آموزی

2 – تدبیری[11]: تصمیمات تدبیری از تصمیمات راهبردی حمایت نموده و نسبت به آن ها دارای دامنه محدودتر، اهمیت کمتر و پیامدهای ملایمتری هستند.

3 – کاربردی: این تصمیمات شامل تصمیمات روزانه بوده و از تصمیمات تدبیری حمایت می نمایند، این نوع تصمیمات معمولاً ساخت یافته بوده و اتخاذ آن ها نیاز به تفکر کمتری دارد. تأثیر آن ها فوری، کوتاه مدت و دارای دامنه بسیار محدود بوده و کم هزینه اند. پیامد منفی اتخاذ یک تصمیم بد بسیار کم خواهد بود. گرچه یک سری از تصمیمات کاربردی بود یا سر هم بندی شده، می تواند در دراز مدت آسیب رسان باشد.

روند تصمیم‏گیری

همه افراد حین تصمیم‏گیری در نوسان هستند. با حرکت گام به گام مطابق مراحل زیر می توان به این امر پی برد. (گلدبرگ ،1998 ،به نقل از کرمی 1388 )

1 – تعیین تصمیمی که با توجه به اهداف مورد دستیابی اتخاذ شود، وقتی درباره تصمیمی فکر می‏کنیم باید مطمئن شویم که اهداف را مد نظر قرار داده ایم.

2 – کشف حقایق، باید به خاطر داشت که درک تمام حقایق امکان پذیر نیست و تنها باید به یافتن حقایق (مربوط به تصمیم‏گیری) که در زمان محدود عرضه شده و تجزیه و تحلیل آن امکان پذیر است پرداخت. نداشتن اطلاعات کافی نباید موجب عدم تصمیم‏گیری شود. اتخاذ تصمیم براساس دانش ناکافی و نسبی بهتر از تصمیم نگرفتن در جایی است که تصمیم‏گیری لازم است.

3 – توسعه گزینه‏ها، باید از تمام گزینه‏ها حتی مواردی که قصد انتخاب آن ها وجود ندارد، لیستی تهیه شود، حتی انتخاب نکردن یک مورد نیز خود انتخاب است. اغلب عدم انتخاب بدتر است.

4 – درجه بندی هر گزینه، منظور از درجه بندی، ارزیابی ارزش هر گزینه است. در عین توجه به نکات مثبت باید به نکات منفی هر کدام از گزینه‏ها نیز توجه نمود، و به خاطر داشت که گزینه‏هایی به عنوان بهترین گزینه‏ها ارزیابی می شوند، ممکن است در دنیای واقعی، عملی و کارا نباشند زیرا مسائل جانبی به دنبال دارند.

5 – میزان ریسک هر گزینه، معمولاً در حل مسئله سعی بر این است که بهترین راه حل را یافته و از کار سازی راه حل انتخاب شده اطمینان حاصل شود. در تصمیم‏گیری نیز به همان میزان عدم اطمینان در انتخاب وجود دارد. ریسک و احتمال خطر را می توان به صورت کمی بیان نمود.

6 – ترجیحات و اولویت های شخصی، در اتخاذ تصمیم معمولاً به ترجیحات و اولویت های شخصی توجه می شود. حتی ممکن است ترجیحات دیگران نیز مد نظر قرار گیرد. راهی برای ادامه انتخاب شد، و ممکن است یک یا چند گزینه و یا هیچکدام انتخاب نشوند.

[1]    Coopman & Perl

[2] – Centralization

[3] – Formalization

[4] – Confrontation

[5] – Decision whether

[6] – Decision which

[7] – Contingent Decision

[8] – Simon

[9] – Nicholson

[10] – Tactical Decisions