دانلود پایان نامه

خواهد داشت.پراکندگی و سیار بودن جمعیت در مناطق مرزی: معمولاً بیشتر خطوط مرزی مخصوصاً در کشورهای با مرزهای طولانی از راس الخط کوهها و پهنه ی بیابان ها و …عبور داده شده است. این امر باعث تأثیرگذاری شرایط جغرافیایی بر شیوه ی استقرار و جابجایی جمعیت شده است. از این رو مناطق مرزی به طور عمده به ویژه در در کشورهای در حال توسعه، مناطق توسعه نیافته بوده و بعضاً زندگی آنها به شیوه های اولیه و به ویژه متکی بر اقتصاد رمه گردانی همراه با کوچ روی است. این کارف احساس تعلق به زمین و سرزمین را در بین مرزنشینان کاهش می دهد، که خود منشأ مشکلات و پیامدهای ناشی از بی ثباتی توسعه ی اقتصادی به دلیل بی ثباتی جمعیت می گردد. در مراحل بعدی، به ویژه در شرایطی که مرزها محل نا آرامی های نظامی، امنیتی و سیاسی باشند، جمعیت به تدریج از مناطق مرزی به محل های امن تری کوچ می کنند و بار دیگر، تراکم جمعیت در مناطق مرزی کمتر و ناپایداری جمعیت بیشتر می گردد. این پدیده در فرآیند توسعه و امنیت مناطق مرزی تأثیر منفی می گذارد.ناپایداری جمعیت و در نتیجه ی آن ضعیف بودن احساس تعلق به زمین و سرزمین، امکان سوءاستفاده ی دشمن از جمعیت مرزنشین و به کارگیری افرادی از آنان در عملیات های خرابکارانه در پوشش های گوناگون و همچنین عبور اسلحه و اطلاعات را در بسیاری از مناطق مرزی کشور افزایش می دهد. البته عوامل و نیروهای مختلف تأثیرگذار بر امنیت و توسعه ی مناطق مرزی ممکن است به راههای گوناگون، مستقیم یا غیر مستقیم، مانع از استقرار جمعیت در مناطق مرزی شوند. این امر گاهی با استفاده از تهدید و ارعاب مانند وارد کردن مرزنشینان به شرکت در عملیات قاچاق ویا شرارت یا آتش زدن خرمن های کشاورزان و گاهی به صورت تشویق و تطمیع جمعیت مرزنشین به شرکت در عملیات قاچاق صورت می گیرد (اخباری،نامی ،۱۳۸۸: ۶۰-۵۸).

۲-۳- مفهوم همگرایی و واگرایی
همگرایی و واگرایی دو رفتار متضاد در روابط دولت ها و بازیگران سیاسی می باشد. شکل گیری، بقا و یا سقوط فرآیند همگرایی و واگرایی تابعی از تلقی دولت ها و بازیگران نسبت به منافع ملی و جمعی یا فردی خود است. به عبارتی بازیگری که تن به شرکت در فرآیند همگرایی یا واگرایی با سایر بازیگران را می دهد به این می اندیشد که این عمل تا چه اندازه منافع او را تأمین و تهدیدات را از او دور می سازد. بنابراین فلسفه ی این دو پدیده را درک وجود منفعت برای بازیگران در پرتو شکل گیری آنها تشکیل می دهد.همگرایی به لحاظ مفهومی عبارتست از تقریب و نزدیک شدن افراد به سمت نقطه ای مشخص که معمولاً به عنوان هدف مشترک آنان ساخته می شود، و واگرایی در برابر آن، عبارتست از تفکیک و جدایی از همدیگرو دور شدن آنها از هدف مشترک و حرکت به سمت هدف های خاص (حافظ نیا،۳۷۳:۱۳۹۰).فرآیند همگرایی و واگرایی در ارتباط با بازیگران سیاسی و دولتها، از احساس و درک هدف و منفعت مشترک و یا برعکس آن اهداف و منافع متعارض شروع می شود و سپس مراحل بعدی آن ادامه پیدا می کند و نیروهای اصلی و یا کاتالیزور به تقویت روند کمک نموده تا فرآیند را کامل نمایند. این فرآیندها از حیث تجلی فضایی ممکن است در مقیاس های محلی، منطقه ای و جهانی شکل بگیرند. مرحله ی پایانی فرآیندهای مزبور را یکپارچگی با پیامدهایی چون امنیت، صلح و توسعه، و یا برعکس تجزیه با پیامدهایی چون تنش، جنگ و توسعه نیافتگی تشکیل می دهد. نمودارهای زیر مراحل فرآیند همگرایی و واگرایی را بیان می کند:

جدول (۲-۲)فرایند همگرایی و واگرایی
فرآیند همگرایی فرآیند واگرایی
ادراک اهداف و منافع مشترک ادراک اهداف و منافع متعارض
اراده ی سیاسی توسعه ی روابط اراده ی سیاسی کاهش و سردی روابط
تقویت نیروهای متحد کننده و تقویت نیروهای تجزیه گر و
تضعیف نیروهای تجزیه گر تضعیف نیروهای متحد کننده
کمال اندیشه همگرایی افول اندیشه ی همگرایی

نهادسازی و تشکیل سازمان، همراه توسعه ی تضادها و تنش ها و تک رویها
با تقویض قدرت عملکردی

توسعه و تحکیم کارکردهای نهادی فقدان عملکردهای جمعی و نهادی
یکپارچه سازی فروپاشی و تجزیه
منبع: (حافظ نیا،۳۷۴:۱۳۹۰)
بنابراین همگرایی با یکپارچگی، و واگرایی با تجزیه الزاماً هم معنی نیستند. بلکه همگرایی و واگرایی یک فرآیند بوده و یکپارچگی و تجزیه مرحله ی نهایی و نتیجه تحقق فرآیندهای مزبور می باشد و یک پدیده محسوب می شوند. از این رو نمی توان آنه را عینا به جای یکدیگر به کار گرفت.
در سیاست بین المللی همگرایی فرآیندی شناخته می شود که طی آن واحدهای سیاسی به صورت داوطلبانه از اعمال اقتدار تام خویش برای رسیدن به هدف های مشترک صرف نظر کرده و از یک قدرت فوق ملی (که همان نهاد یا سازمان بین المللی است) تبعیت می کنند. انگیزه ی اصلی دولت ها برای چنین همکاریهای نزدیکی، دسترسی آنها به منافع و امکاناتی است که قبل از ورود به فرآیند همگرایی دست یافتن به آن برایشان غیر ممکن بود (قوام، ۱۳۷۰:۲۲۲).
ارنست هاس به عنوان پیشتاز نظریه ی همگرایی آنرا این گونه تعریف می کند:
فرآیندی که طی آن رهبران سیاسی کشورهای مختلف متقاعد و راغب می شوند تا وفاداری و فعالیتهای سیاسی خود را به سمت مرکز جدیدی سوق دهند که نهادهایش صلاحیت تصمیم گیری و رای ملی دارد(
سیف زاده،۳۰۷:۱۳۷۶ و سیف زاده ۱۹۱:۱۳۶۸).در تعریف یکپارچه سازی گفته می شود که عبارتست از: وحدت دو یا چند دولت و کشور مجزا در قالب یک سیستم اجتماعی، اقتصادی و سیاسی(Nel & MC Gowan 1992:321) و در سطح بین المللی عبارتست از: تأسیسات فراملی که جایگزین واحدهای ملی یا دولتها شده و به تدریج اختیارات دولت ملی به ساختار منطقه ای و جهانی منتقل می شودGoldstein) 1999:427).
واگرایی عبارتست از فرآیندی که طی آن واحدهای سیاسی و دولتها از همدیگر دور شده و در اثر آن زمینه های بحران و جنگ فراهم می آید (قوام، ۲۹۹:۱۳۷۰).و تجزیه عبارتست از: شکستن یک کلیت یا سیستم به اجزاء و بخشهای کوچکتر به نحوی که وجود و کارکردهای آن نابود گردد (Cowie 1989:345).
در صحنه ی روابط بین المللی برای سیستم های همگرا و واگرا ویژگی هایی تعریف شده است که عبارتند از:
الف) سیستم های همگرا:
۱- عموماً به صورت دموکراتیک اداره می شوند ۲- به نقش و اعتبار همکاری های اقتصادی-سیاسی و ایجاد علاقه های فرهنگی و اجتماعی معتقدند و به آنها اهمیت بیشتری می دهند ۳- در آنها احساسات و منافع حاکمیت ملی در جهت منافع بین المللی کنترل و محدود می شود. ۴- رهبران آنها دارای جهان بینی واقع نگری و خصوصیات و خصوصیات فردی برون گرا هستند. ۵- میل به بقا و حس مسئولیت برای مسائلی فراملی و سرنوشت نوع بشر و تعالی انسانیت در آنها وجود دارد(حافظ نیا،۳۷۵:۱۳۹۰).
ب) سیستم واگرا:
۱- عموماً از سیستم های تکرو، انقلابی، و یا دیکتاتوری هستند ۲- دارای رهبران و نخبگان درون گرا بوده و علاقه ای به باز کردن مرزها و ایجاد رابطه با دولت خارجی ندارند. ۳- سابقه ی خوبی در ایفای تعهد به پیمانها و اقوال و عهود بین المللی ندارند ۴- همواره از قرار گرفتن تحت سلطه ی قدرت بزرگتر نگرانند ۵- دارای احساسات ملی، قومی، میهنی، و عقیدتی شدید می باشند(کاظمی، ۶۶:۱۳۷۰)

مطلب مشابه :  مقاله دربارهموسسات مالی و اعتباری

۲-۳-۱- عوامل تأثیرگذار بر همگرایی
فرآیند همگرایی تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد که از آن جمله به موارد زیر اشاره می گردد:
۱- ویژگی ها و ارزش های مشترک جغرافیایی، تاریخی، تمدنی، فرهنگی، زبانی، دینی، قومی، ایدئولژیکی و نظایر آن که به ایجاد تجانس ساختاری می انجامد. مانند اتحادیه ی عرب.
۲- تهدیدات مشترک اعم از امنیتی، نظامی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و غیره. نظیر پیمان ناتو که بر پایه ی احساس تهدید مشترک از سوی شوروی سابق تشکیل شد.
۳- کارکردها و علایق مشترک که به همسانی عملکردی و منافع مشترک می انجامد. نظیر اوپک برای تولید کنندگان نفت و گروه ۸ برای دولت صنعتی.
۴- نیازهای متقابل و وابستگی دو یا چند جانبه که نوعی هم تکمیلی در حوزه های کارکردی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و غیره را مبتنی بر مزیت های هر یک از اعضا منعکسمی نماید. مانند سازمان های منطقه ای آسه آن و اتحادیه ی اروپا و منطقه ی اقیانوس آرام.
۵- موقعیت ژئوپلیتیکی و قدرت برتر که نقش اصلی را در تأسیس و رهبری همگرایی به عهدهمی گیرد. نظیر جوامع کشورهای مشترک المنافع به رهبری انگلستان و روسیه که اعضای آن را اقمار دوره ی استعمار و حاکمیت آنها تشکیل می دهد.
۶- ضرورت های جهانی وکروی که مدیریت فراگیر و یکپارچه جهانی را اجتناب ناپذیر می نماید. مثل هوا نوردی وکشتی رانی، محیط زیست و غیره.(حافظ نیا،۱۳۹۰،۳۷۸-۳۷۹)

۲-۳-۲- عوامل تأثیرگذار بر واگرایی
فرآیند واگرایی تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد که از آن جمله به موارد زیر اشاره می گردد:
۱- گسیختگی فضایی و جغرافیایی و فقدان بستر و کالبد یکپارچه ساز به خصوص در مقیاس محلی و منطقه ای. زیرا سازه های منطقه ای عموماً نیاز به کالبد فضایی-جغرافیایی اعم از خشکی، آبی یا هر دو دارند (حافظ نیا و کاویانی راد، ۶۵:۱۳۸۳)
۲- گسیختگی، تضاد و تعارض فرهنگی، دینی و ایدئولوژیکی. کشمکش های دوره ی جنگ سرد بین دنیای شرق و غرب به رهبری شوروی وآمریکا و نیز، منازعه ی اعراب و اسرائیل در خاورمیانه نمونه های ایدئولوژیکی آن می باشد. نظریه ی برخورد تمدن های ساموئل هانتینگتون نیز بر همین پایه قرار دارد.
۳- تعارض منافع ملی و جمعی در امور منطقه ای و جهانی، نظیر توسعه ی حوزه ی نفوذ در مناطق دچار خلاء قدرت و نیز رقابت قدرت برای سیادت منطقه ای و جهانی(ویک لین،۶۵:۱۳۶۸)
۴- بروز تعارضات درون ساختی و نگرش رقابت آمیز اعضاء نسبت به یکدیگر، به ویژه آنهایی که دارای وزن ژئوپلیتیکی متوازن می باشند(نظیر ترکیه، ایران و پاکستان در اکو) یا احساس تهدید امنیتی نسبت به همدیگر.
۵- محو شدن اهداف و یا تهدیدات مشترک اعضاء
۶- وجود سازه های ائتلافی رقیب و یا متداخل که می تواند برخی از اعضاء ائتلاف را جذب و باعث از هم پاشیدگی آن بشود.
۷- بروز تحولات درون ساختی هر یک از اعضاء در زمینه های سیاسی، ایدئولوژیک و غیره. نظیر فروپاشی پیمان سنتو با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران(حافظ نیا، ۵۸:۱۳۷۹)
۸- رقابت اقتصادی که منعکس کننده ی تلاش جوامع و دولت های سرمایه داری برای جذب بیشتر بازار محصولات، نیروی انسانی و مواد خام ارزانتر می باشد(قوام،۱۳۷۰:۲۳۵،ویک لین،۶۳:۱۳۶۹)

مطلب مشابه :  منابع مقاله درموردبازنمایی رسانه ای

۲-۴- دیدگاه های مختلف درباره ی همگرایی و واگرایی

۲-۴-۱- دیدگاه سیاسی-امنیتی
عامل امنیت نقش مهمی در تشکیل فرآیند همگرایی و ائتلاف ها دارد. از نظر استراتژیکی، هیچ کشوری از حمله ی نظامی در امان نیست، حتی با داشتن سلاح اتمی نیز تأمین امنیت ملی یک کشور به تنهایی امکان پذیر نیست. بنابراین کشورها و دولت ها برای تأمین امنیت و سعادت
و خوشبختی خود ناگزیر از همکاری با یکدیگرند (Fellman&others 2001:467) ، از همین رو نظریه ی امنیت جمعی شکل گرفته و توسعه یافته است. امنیت جمعی سیستم متشکل از کشورها و دولت هاست که بر اساس یک پیمان مشترک، کاربرد زور را نفی و بر استفاده از اقدامات مشترک علیه دولت یا دولت هایی که صلح را نقض می کنند تأکید می نماید. د راین سیستم تهدید هر عضو تهدید تمامی اعضاء تلقی می شود و واکنش جمعی را در پی دارد.(Elliot & Reginald 1998:106 ; Duncan and others 2004:570)
بنابراین مشخص می گردد که بحث همگرایی تا چه اندازه برای حفظ امنیت کشورها مهم می باشد که این همگرایی باعث روابط سیاسی کشورها با یکدیگر می گردد.فدرالیست ها، اتحاد بین دولت ها را بر اساس یک نوع قانون اساسی که دولت های عضو را ملزم و متعهد به اجرای مفاد آن می کند امکان پذیر می دانند. آنها معتقدند می توان الگوی دولت فدرال را به سطح سیاست بین المللی تعمیم داد که در آن یک نهاد فوق ملی و نیز تعدادی از واحدهای سیاسی بر مبنای قانون اساسی مشترک به وجود آید و با تفویض بخش عمده ای از اقتدار دولت ها به آن از شدت ملی گرایی، حساسیت و حاکمیت های جداگانه کاسته شود و نوعی انترناسیونالیسم جایگزین آن گردد(قوام، ۲۲۸:۱۳۷۰)
۲-۴-۲- دیدگاه اجتماعی
دراین زمینه و در بین کارکرد گرایان نظریه ی دیوید میترانی شهرت دارد.او نیازهای فنی جوامع و امکاناتی که پاسخگوی آن نیازهاست را واجد قدرت لازم برای همگرایی می داند. از نظر او پیچیدگی های فرآیندهای اجتماعی، همکاری متخصصان فنی در سطوح فروملی و فراملی ضروری نموده و هماهنگی فکری در روابط سیاسی راسبب می شود(سیف زاده، ۲۰۴:۱۳۷۶). بنابراین مشخص است که همگرایی اجتماعی بین جوامع در نهایت به روابط سیاسی کشورها با هم می انجامد.
۲-۴-۳- دیدگاه اقتصادی
تشکیل نهادها و سازمان های فراملی با کارکردهای خود، تسهیل کننده و تقویت کننده ی روایط دو یا چند جانبه در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فنی، سیاسی، فرهنگی، امنیتی و غیره می باشد و بر توسعه ی همکاری های مشترک می افزاید. توسعه ی روابط و همکاری ها، سطح یک سیستم و سازمان فراملی را اعم از منطقه ای و جهانی افزایش می دهد و موانع ارتباط ا زقبیل مرزها، مقررات جداکنندگی و نظایر آن را برمی چیند و به انسجام و یکپارچگی اعضای سیستم و ملت های عضو آن می انجامد. نظیر وضعیتی که اتحادیه ی اروپا در زمینه ی توسعه ی روابط و حذف عوامل تفکیک کننده و تبدیل آن به عوامل مشترک شنگن و تجمیع کننده مانند پول واحد، ویزای مشترک (شنگن)، رفع محدودیت های گمرکی،

 

دیدگاهتان را بنویسید