سازمان یادگیرنده از دیدگاه مایکل مارکوارت

مارکوارت معتقد است سازمان یادگیرنده سازمانی است که افراد آن با قدرت و به صورت جمعی یاد می‌گیرند و دائماً خویش را به نحوی تغییرمی دهند که باهدف موفقیت مجموعه‌ی سازمانی[1]، اطلاعات را به شیوه‌ای بهترجمع‌آوری، مدیریت و استفاده کنند. (١٣٨٥، ص ٢٨)

١- مدل سیستمی سازمان یادگیرنده

امروزه بسیاری ازسازمانها اهمیت حیاتی تبدیل شدن به سازمان یادگیرنده شدن را تشخیص داده‌اند. آنها یا باید بهتر و سریعتر یاد بگیرند، یا ازبین خواهند رفت. چالش برای سازمانها، چگونگی یادگرفتن است.

بسیاری ازآنها به دنبال رویکردهای سریع و آسان هستند. برخی دیگر از سازمانها، تنها بر یک یا دو جنبه از تغییر و یادگیری سازمانی ازقبیل سبک مهارت‌ها یا فن‌آوری نوین تمرکزدارند. به عنوان نتیجه‌ی این تلاشهای نا کافی بسیاری ازشرکتها به طورغم انگیزی شکست خورده‌اند. آنها توجه به پیچیدگی ایجاد و حفظ یادگیری سازمانی را به فراموشی سپرده‌اند. این سازمانها مؤلفه‌های درونی مختلفی را که سازمان یادگیرنده را ایجاد می‌کند بررسی و اجرا نکرده‌اند. (مارکوارت، ١٣٨٥، ص ٣٣)

براساس تجربیات به دست آمده در رابطه‌ی با صدها سازمان یادگیرنده در طول بیش از١٥ سال، واضح است که این نوع یادگیری، نه امکان پذیراست  و نه بدون شناخت و توسعه‌ی زیرسیستمهای پنجگانه‌ی مربوط (یادگیری، سازمان، افراد، دانش و فن آوری) که در شکل ٢-٧ آمده، می‌تواند پایداربماند. (مارکوارت، ١٣٨٥، ص ٣٤)

 

[1]– Organizational Collection     – زیر سیستم یادگیری: یادگیری زیرسیستم اصلی سازمان یادگیرنده است. خرده سیستم یادگیری، به سطوح و اندازه‌ی یادگیری که برای یادگیری سازمانی و مهارتهای سازمانی مربوطه حیاتی هستند،

– زیر سیستم سازمان: دومین زیرسیستم سازمان یادگیرنده، خود سازمان یعنی فضا وچارچوبی است که یادگیری درآن رخ می‌دهد. ابعاد چهارگانه‌ی کلیدی این زیرسیستم (با توجه به شکل ٢- ٩) عبارتند از: چشم‌انداز، فرهنگ، استراتژی و ساختار.– زیر سیستم افراد: این زیرسیستم عبارت از: کارکنان، مدیران و رهبران، مشتریان، مشارکت‌کنندگان کسب و کار (عرضه‌کنندگان، فروشندگان، خرده پیمانکاران) وخودجامعه می‌باشد. هریک ازاین گروهها برای سازمان یادگیرنده ارزشمند وبرای توانمندی و قدرتمندی جهت یادگیری مورد نیازاست. ابعاد این زیرسیستم در شکل ٢- ١٠نشان داده شده است– زیرسیستم دانش: زیرسیستم دانش درسازمان یادگیرنده به مدیریت کسب وکار و ایجاد دانش در سازمان اشاره دارد. این زیرسیستم مشتمل برکسب، خلق، ذخیره، تحلیل و داده‌کاوی، انتقال و نشر و به‌کارگیری و رواسازی دانش است. عناصرششگانه‌ی یادگیری سازمانی مستمر و تعاملی هستند، به جای اینکه متوالی و مستقل باشند.

– زیرسیستم فن آوری: زیرسیستم فن‌آوری شامل پشتیبانی و یکپارچه‌سازی شبکه‌های فناورانه و سیستمهای اطلاعاتی است که امکان دستیابی و تبادل اطلاعات و یادگیری را فراهم می‌کند. این خرده سیستم شامل: فرایندهای تکنیکی، سیستمها و ساختارهای همکاری، سرپرستی، هماهنگی و مهارتهای دانش است. زیرسیستم فن‌آوری دربرگیرنده‌ی ابزارهای الکترونیکی و روشهای پیشرفته‌ی یادگیری از قبیل شبیه‌سازی، کنفرانس رایانه‌ای و همکاری است. کارکرد همه‌ی این ابزارها، ایجاد آزاد راههای دانش است.

مطلب مشابه :  سود حسابداری در یورس

دو جزء اصلی  زیرسیستم فناوری عبارت از کاربردی کردن مدیریت دانش و توسعه‌ی یادگیری می‌باشد.

فن آوری برای مدیریت دانش بیانگرفن آوری مبتنی بررایانه است که اطلاعات را ازهمه‌ی سازمانها و سراسردنیا جمع‌آوری، کدگذاری وذخیره کرده وانتقال می‌دهد. فن آوری برای توسعه‌ی یادگیری شامل به کارگیری آموزشهای ویدئویی و صوتی – تصویری مبتنی بررایانه به منظورارائه وتوسعه‌ی دانش و مهارتهاست. سازمانی که زیرسیستمهای پنجگانه‌ی مدل سیستمی سازمان یادگیرنده را تلفیق ویکپارچه می‌کند دارای قابلیتهای زیادی را خواهد داشت.

این قابلیتها عبارتند از:

– پیش بینی وانطباق سریعتربا اثرات محیطی.

– تسریع توسعه‌ی محصولات، فرایندها و خدمات نوین.

– حرفه‌ای شدن بیشترازطریق رقبا ومشارکت کنندگان.

– تسریع انتقال دانش ازیک بخش به بخش دیگرسازمان.

– یادگیری اثربخش‌ترازخطاها.

– به کارگیری مناسب ترکارکنان درهمه‌ی سطوح سازمان.

– کاهش زمان لازم برای تغییرات استراتژیک.

– جذب بهترین کارکنان.

– تشویق بهبود مستمردرهمه‌ی حوزه‌های سازمان.

– افزایش تعهد وخلاقیت کارکنان. (مارکوارت، ١٣٨٥، ص