3 روش های مختلف درباره چگونگی افزایش عزت نفس:   

در مورد چگونگی افزایش عزت نفس، نظریه پردازان مختلف، روش های متفاوتی را پیشنهاد کرده اند. به اعتقاد پوپ در سال 1988 افزایش عزت نفس با بهبود یک یا چند بعد در درون فرد همراه است. ما نمی توانیم مستقیماً عزت نفس را افزایش دهیم، اما می توانیم به طور غیرمستقیم با تغییر یک یا چند متغیر شخصی(رفتار، شناخت، هیجان یا فیزیولوژی) بر ان تأثیر بگذاریم(امامی؛ فتحی زاده و عابدی،1385).

الگوی پوپ در افزایش عزت نفس از الگوی یادگیری اجتماعی گرفته شده است. هوک و پاول در سال 1997 سه تکنیک درمان عقلانی- عاطفی- رفتاری را برای درمان عزت نفس پایین ارائه کرده اند که شامل توسعه عملکرد، برانگیختن اطمینان دیگران برای احترام گذاشتن به فرد و پرهیز از هر گونه ارزش گذاری خود است(آتش پور، 1383).

از سوی دیگر، برخی از پژوهشگران به نقش خانواده در افزایش عزت نفس پرداخته اند؛ آن ها معتقدند از جمله رفتارهای والدین که به طور مستقیم با عزت نفس بالا و منبع کنترل درونی کودک مرتبطند عبارتند از:1) محبت، 2) تقویت مشروط،3) بیان انتظارات به شکل غیر مستقیم،4) رفتارها و اظهارنظرهای انعطاف پذیر، 5) تشویق رفتار مستقل کودک،6) شرکت دادن کودک در تصمیم گیری ها7) تربیت انعطاف پذیر، 8) اجتناب از شدت عمل. پژوهشگران در این زمینه هم عقیده اند که برای پرورش عزت نفس در کودکان، ابعاد محبت و کنترل باید در رفتار والدین وجود داشته باشد(پوپ و همکاران،1384).

2-2-3-4 راه های افزایش عزت نفس دانش آموزان:

اصولاً معلمان می دانند که هرگاه کودکان و نوجوانان نسبت به خود احساس بهتری داشته باشند، در مدرسه نیز موفق تر خواهند بود. لیکن حقیقت این است که امروزه کودکان و نوجوانان در خانه یا مدرسه مورد توجه تربیتی لازم و مثبت بزرگترها قرار نمی گیرند. دلایل این امر، بیشمار و پیچیده می باشد، اما پیامد آن این است که بسیاری از دانش آموزان عزت نفش پایینی دارند. برای افزایش عزت نفس دانش آموزان، باید از مسؤولان مدرسه شروع کرد، چرا که دانش آموزان عمدتاً از طریق سرمش گیری و تقلید از دیگران یاد می گیرند. اگر عزت نفس معلمان کم باشد، امکان دارد آن را به دانش آموزان خود منتقل کنند. از این رو لازم است از طریق آموزش پیش از خدمت و ضمن خدمت مطمئن شویم که روابط متقابل معلم و دانش آموز؛ مثبت، سالم، صریح، قطعی و دلگرم کننده خواهد بود(کانفیلد[1]،1990).

مدارس در این زمینه با مشکل بزرگی مواجه هستند، اما کارهای روزمره ای وجود دارد که معلمان می توانند برای افزایش عزت نفس نوجوانان انجام دهند و بدین ترتیب امکان موفقیت دانش آموزان را افزایش دهند. راه حل پیشنهادی زیر شامل ده مرحله است و برای کمک به دانش آموزان در جهت افزایش عزت نفس و موفقیت در زندگی ارایه می گردد:

2-2-3-4-1 مسؤولیت کامل را به عهده بگیرید.

بدین منظور فرمول رو به رو را می توان به کار برد:       نتایج= واکنش شما در مقابل رویدادها+ رویدادها

زمانی که افراد نمی توانند به نتایج دلخواه خود دست یابند، به آن ها پیشنهاد می شود که رویدادهای خارجی و سایر افراد را مورد سرزنش قرار ندهند، بلکه مسؤولیت تغییر واکنش های خویش را به عهده بگیرند.برای مثال چنان چه بگویم: ” مهرداد بزرگ ترین احمقی است که تا به حال دیده ام” و از دانش آموزان کلاس بپرسم که چند نفر از آن ها تصور می کنند با گفتن این جمله عزت نفس مهرداد را بالا برده ام؟عده ی کمی از آن ها دستشان را بلند خواهند کرد. سپس به آن ها خواهم گفت که آن چه در مورد مهرداد گفته ام تأثیری بر وی نخواهد داشت، بلکه آن چه مهرداد به خودش گفته است، نهایتاً بر نفس او اثر خواهد کرد. اگر مهرداد به خود بگوید:” آقای احمدی که فقط چند روزی بیشتر نیست با من آشنا شده، چه طور به این صورت به این موضوع پی برده؟، احتمالاً از عزت نفسش کاسته می شود. اما اگر او به خود بگوید:” آقای احمدی می داند که من تا حدی ظرفیت شوخی دارم”، در این صورت عزت نفس او خدشه دار نمی شود(کانفیلد،1990).

مطلب مشابه :  اهميت و نقش فناوري در آموزش                                                

2-2-3-4-2 روی نکات مثبت تأکید کنید.

برای این که احساس موفقیت نمایید، باید آن را تجربه کنید. آن دسته از دانش آموزانی که احساس می کنند هیچ وقت کار موفقیت آمیزی انجام نداده اند، نیاز به راهنمایی دارند.در اغلب موارد علت این امر آن است که آن ها “موفقیت” را با برنده شدن یک مدال یا ثروتمند شدن برابر می دانند.معلم باید دانش آموزان را وادار کند تا در مورد موفقیت های گذشته ی خودشان صحبت کنند، بنویسند، و یا آن ها را ترسیم کنند؛ و از این را در موفقیت های یکدیگر سهیم شوند. بدین ترتیب با اندکی کاوش و بحث و گفت و گو، دانش آموزان جنبه های موفقیت آمیز زندگیشان را که قبلاً متوجه آن نبودند، تشخیص می دهند(کانفیلد،1990).

2-2-3-4-3 یادبگیرید که صحبت های مربوط به خودتان را کنترل کنید.

هر یک از ما در روز به پنجاه هزار مورد فکر می کنیم، که بیشتر آن ها به خودمان مربوط می شود. همه ما نیازمند یادگیری این نکته ایم که افکار مثبت از قبیل:” من هر کاری که بخواهم، می توانم انجام دهم، من باهوش هستم، من خودم را دوست دارم و خودم را به همان صورت که هستم، می پذیرم” را به جای افکار منفی مانند” من نمی توانم خوش خط بنویسم، من باهوش نیستم، من چهره ام را دوست ندارم”، به کار ببریم.

معلم نیز باید به دانش آموزان خود بیاموزد که هر زمان از خودشان یا دانش آموزان دیگر شنیدند سخنی منفی در مورد آن ها می گویند، بلافاصله بگویند:”مهمل است” و سخنی مثبت را جای آن گفته ی منفی به کار ببرند. هم چنین، هر زمان که توسط دیگران تحقیر می شوند، باید جمله ی ” پادزهر” زیر را تکرار کنند:

” اصلاً مهم نیست که به من چه می گویید و نسبت به من چگونه عمل می کنید، من هنوز هم فردی شایسته هستم” (کانفیلد،1990).

2-2-3-4-4 در کلاس از گروه های حمایت کننده استفاده کنید.

امکان دارد که یک کودک تمام روز در مدرسه باشد و هرگز مورد توجه مثبت دیگران قرار نگیرد. ” گروه های همراه” و “گروه های حمایت کننده” در غلبه براین از خود بیگانگی مثمر ثمر خواهند بود. بدین ترتیب که ، معلمان هر روز از دانش آموزان بخواهند تا شریکی (ترجیحاً شریک در هر روز فرق کند) انتخاب کنند. سپس 1 یا 2 دقیقه به آن ها فرصت دهند تا در مورد یک موضوع خاص صحبت کنند. برای مثال: بهترین دوست شما کیست و چرا؟ در تعطیلات آخر هفته علاقه مند به انجام چه کاری هستید؟ اگر پول زیادی برنده شوید، با آن چه می کنید؟… چنین موضوعاتی را می توان در “گروه های همراه” که شامل 6 دانش آموز در گروه های دوتایی هستند مورد بحث قرار داد. در این حالت، دانش آموزان گاه با یاران نزدیک خود و گاه با کل گروه بحث می کنند. آن ها یاد می گیرند که صحبت در مورد احساساتشان تجربه ای است مثبت و تسکین دهنده و از این طریق با هم شاگردی های خود همبستگی پیدا می کنند(کانفیلد،1990).

2-2-3-4-5 توانایی ها و استعدادهای خود را تشخیص دهید.

مطلب مشابه :  اختلال شخصیت وسواسی- جبری

مهم ترین عامل در افزایش عزت نفس فرد، گسترش آگاهی او نسبت به توانایی ها و استعدادهای خویش است. یک روش این است که از دانش آموزان گروه حمایت کننده بخواهیم تا در مورد آن چه به عنوان توانایی ها و خصوصیات مثبت خود تشخیص می دهند، مطلبی بنویسند یا صحبت کنند. چون ارزیابی آن ها باید هم واقعی و هم مثبت باشد، لذا بسیار مهم است که به دانش آموزان کمک کنیم تا در زمینه هایی نیز که برای نایل شدن به اهدافشان نیاز به پیشرفت دارند، مطالبی را یادداشت نمایند(کانفیلد،1990).

2-2-3-4-6 دید خود را گسترش دهید.

بدون یک دید روشن هیچ انگیزه ای ایجاد نمی شود. سؤالاتی از قبیل سؤالات زیر به دانش آموزان کمک می کند تا دید خود را باز و روشن کنند:

  • اگر فقط یک روز از زندگی شما باقی مانده باشد وقت خود را چگونه می گذرانید؟
  • اگر نیروی فوق العاده ای بخواهد سه آرزوی شما را برآورده کند، چه آرزوهایی می کنید؟
  • اگر به شما امتیاز موفقیت در هر کاری که بخواهید انجام دهید، داده شود و در این امر پول نیز یک عامل محدود کننده نباشد، وقتی بزرگ شوید چه کارهایی انجام خواهید داد؟(کانفیلد،1990).

2-2-3-4-7 برای خود اهدافی را در نظر بگیرید.

تا تصورات ما به اهداف معین و قابل اندازه گیری تقسیم نشود- باتعیین اوقات و فرجه ها- نمی توانیم با سرعت به جلو حرکت کنیم. معلم باید به دانش آموزانش بیاموزد که چگونه برای خود در خانواده، مدرسه و جامعه اهداف معین در نظر بگیرند و سپس اهدافشان را با بقیه ی شاگردان در میان بگذارند و یکدیگر را در رسیدن به آن اهداف یاری دهند(کانفیلد،1990).

2-2-3-4-8 از تجسم فکری استفاده کنید.

مؤثرترین وسیله در آموزش و پرورش، تجسم فکری است که متأسفانه کمتر مورد استفاده قرار گرفته است. هنگامی که ما در ذهن خود تجسم می کنیم که به اهداف خود دست یافته ایم، این عمل باعث بروز خلاقیت ها و افزایش انگیزه می شود و در حقیقت، درک و آگاهی ما را نسبت به خود و محیط اطرافمان تغییر می دهد. از این رو معلم باید از دانش آموزانش بخواهد تا روزی 5دقیقه مجسم کنند که به هر یک از اهدافشان رسیده اند. این عمل می تواند سریعاً به تغییرات اساسی و بنیادی منجر شود(کانفیلد،1990).

2-2-3-4-9 عمل کنید.

برای این که موفق شوید باید شخصاً وارد عمل شوید. معلم می تواند برای دانش آموزانش این مثال را بزند که کسی نمی تواند به جای آنان تمرین شنا کند و انتظار داشته باشد ماهیچه های آنان قوی شوند. دائما با دانش آموزان باید کار شود تا گام های عملی آن ها را بلندتر کنند تا بتوانند در انجام کارهایی که ثبلاً برای آنان غیرممکن بوده است، موفق شوند(کانفیلد،1990).

2-2-3-4-10 به واکنش های دیگران جواب دهید و ثابت قدم باشید.

معلم باید با گفتن داستان افرادی که همانند خودشان سعی کرده اند با مبارزه با چیزهای عجیب و غریب، کارهای بزرگ انجام دهند در آن ها ایجاد انگیزه کنم. برای مثال معلم باید از ویلیام رادولف، ستاره بزرگ دو میدانی، نام ببرد که در جوانی به او گفته بودند که هیچ وقت قادر به راه رفتن نخواهد بود. به آن ها نشان دهد که چگونه از اشتباهات برای رشد و پیشرفت خود استفاده کنند و چگونه واکنش های مثبت و منفی را در جهت منافع خود به کار گیرند و چگونه ثابت قدم بمانند تا به اهداف خود برسند(کانفیلد،1990).

هنگامی که معلمان از این 10 مرحله در کلاسشان استفاده کنند، تقویت عزت نفس دانش آموزان و موفقیت های آن ها فوق العاده خواهد بود.