دو جنسی­ها

دو جنسی­ها که از آنها در فقه با عنوان خنثی یاد می­شود، چون این افراد نیز موضوع تغییر جنسیت قرار می­گیرند لازم است در مورد این افراد توضیحاتی داده شود.

در اصطلاح پزشکی و روان­شناسی نیز از این افراد با عنوان هر مافرودیت یاد می­شود.

هرمافرودیت[1]: افرادی که اندام­های تناسلی شان بارشد طبیعی جنسیت ژنتیکی­شان هماهنگ نیست، هرمافرودیت نامیده می­شود. این حالت نادر می­تواند در اثر هورمون­های غیرطبیعی محیط جنینی و یا داروهای مصرفی مادر و غیره صورت گیرد[2].

در اصطلاح عامیانه نیز به فردی دو جنسه می­گویند که در حالتی میان دو جنسی مذکر و مؤنث متولد شده باشد و به طور کلی یا جزئی اندام­های تناسلی زنانه را داشته باشد. در مورد انواع دو جنسی­ها آنگونه که در کتاب­های روانشناسی و پزشکی آمده است بدین صورت می­باشد که: این اختلال به چهار نوع تقسیم می­شود[3]:

  1. دو جنسی کامل:

این گروه بسیار نادر هستند. افراد متشکل این گروه هر دو بافتتخمدان و بیضه را دارا هستند.

  1. دو جنسی کاذب زنانه:

در این حالت ژنوتیپ xx بوده و غدد جنسی تخمدان می­باشند، گرچه سیستم تناسلی خارجی شباهت به سیستم تناسلی مردانه دارد.

  1. دو جنسی کاذب مردانه:

در این حالت ژنوتیپ xy بوده ولی سیستم تناسلی ممکن است زنانه یا مبهم و یا مردانه ناقص باشد.

  1. دیسژنز مختلط گوناد:

این افراد از لحاظ اندام تناسلی خارجی و گنادها شبیه هرمافرودیسم حقیقی (دوجنسی کامل) می­باشند اما از لحاظ ترکیب کروموزومی حالت موزائیسم دارندو به شکل x45 یا xy46 و گاه به شکل xo45 می­باشد.

در کتاب­های فقهی در مورد افراد خنثی باب خاصی به چشم نمی­خورد که مخصوصاً از این افراد بحث کرده باشند، بلکه در میان بحث­ها و در ابواب مختلفی مانند باب نکاح، طلاق، باب ارث و یا در مورد احکام میّت که بحث می­کنند بر خنثی نیز اجمالاً اشاره­ای نموده و احکا م این افراد را در ابواب مختلف فقه بیان داشته­اند. مثلاً شیخ اعظم، شیخ مرتضی انصاری که از فقهای بزرگ است؛ در بحث نکاح در مکاسب در مورد نگاه کردن به افراد خنثی هنگام ازدواج می­فرمایند که نگاه کردن بر فردی که مردّد بین مرد و زن بودن است اشکالی ندارد. و همچنین از فقهای معاصر حضرت امام خمینی (ره) در بحث ارث در مورد ارثیه خنثی اینگونه می­فرمایند که: اگر بعضی از ورثه­ها خنثی باشند، اینکه دارای عورت مردان و زنان باشد، پس اگر به یکی از مرجحات منصوص و غیر منصوص، تعیین اینکه او مرد است یا زن، ممکن باشد او خنثای غیر مشکل است و بر طبق مرجحات عمل می­شود و اگر ممکن نباشد او خنثای مشکل است.  و در مورد مرجّحات منصوصه می­فرمایند که چند امر است: اول اینکه: از یکی از دو عورت دائماً یا غالباً – ادرار نماید به طوری که بول از غیر آن عورت، به ندرت و مانند معدوم باشد و گرنه محل اشکال است. پس طبق آن عورتی که از آن زنان بول می­کند ارثیه زن را می­برد. دوم اینکه: سبقت گرفتن بول از یکی از دو عورت است- دائماً یا غالباً – ؛ به طوری که غیر آن مانند معدوم است اگر از هر دو ادرار کند. پس از عورت مردان سبقت می­گیرد ارثیه مرد را ارث می­برد و اگر از عورت زنان سبقت می­گیرد ارثیه زن را می­برد. سوم- بعضی گفته­اند: تأخیر افتادن انقطاع آن از یکی از دو عورت – دائما یا غالباً- با نبود نشانه دوم. ولی در آن اشکال است. پس با نبود جنسیت دو صورت دارد گاهی ظاهری است و صوری، یعنی اثری از آلت جنس مخالف در او نیست فقط یک جراحی صوری در او انجام گیرد و چیزی شبیه آلت جنس مخالف ظاهر می­گردد این کار جایز نمی­باشد و گاه واقعی است یعنی با جراحی کردن، عضو تناسلی مخالف ظاهر شود، این کار جایز است و محدودیت شرعی ندارد مخصوصاً در مواردی که آثار جنس مخالف در او باشد اما چون این جراحی نیاز به نظر و لمس دارد تنها در موارد ضرورت مجاز است.

مطلب مشابه :  تجارب برتر پرورشی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی ۹۷-۹۸

و همچنین آیت الله عبدالکریم موسوی اردبیلی می­فرمایند: در مورد دو جنسی حقیقی (خنثای مشکل) اگر از نظر علمی تبدیل وضعیت شخص ماهیتاً و حقیقتاً ممکن باشد اشکال ندارد و چنانچه برای فریب و یا حل مشکل زندگی باشد ولی واقعاً مشکل بماند و مشکل بیشتری ایجاد شود جایز نیست. پزشک و جامعه هم در تشخیص وضع او مسئولیتی ندارند. در دو جنس حقیقی بیمار می­تواند ملاک تبدیل وضعیت توسط پزشک معالج باشد و احتیاجی به کسب اجازه از مراجع قانونی نیست مگر برای مراسم قانونی. از نظر شرع هم حکم همان است که گفته شد.

اما چیزی که بیشتر مورد نظر است و در موضوع تغییر جنسیت می­خواهیم بیشتر از آن بحث کنیم، تغییر جنسیت افرادی است که از نظر ظاهری بدن و اندام تناسلی دچار هیچ­گونه اختلال و یا شباهتی به جنس مخالف نیستند بلکه از نظر روانی و روحیات خود در هویت جنسی خود دچار اختلالات و یا مشکلاتی هستند که نمی­خواهند در جنس خود باقی بمانند و برای ادامه زندگی خود نیاز مبرمی دارند به اینکه در جنس دیگری زندگی خود را ادامه دهند. در فصل­های بعدی در مورد جواز یا عدم جواز تغییر جنسیت این افراد و نیز اینکه بعد از تغییر جنسیت چه وضعیت فقهی و حقوقی پیدا می­کنند، بحث خواهد شد.

بقیه نشانه­ها، اختیاط به مصالحه ترک نشود. چهارم- شمردن دنده­ها است؛ پس اگر دنده­های طرف راست او بیشتر از طرف چپش باشد از مردان می­باشد و ارث مرد را می­برد و اگر مساوی باشند ارث زن را ارث می­برد.[4]

 

گفتار سوم: جواز یا عدم جواز تغییر جنسیت احیاء در افراد دو جنسی

افرادی که دارای آلت تناسلی از هر دو جنس هستند، در جراحی تغییر جنسیت، یکی از دو آلت تناسلی، کوچک و یا غیرمتناسب تشخیص داده شود، حذف و آلت دیگر تقویت و جایگزین می‌شود. در این حالت بیمار دو جنسی به یکی از دو جنس مذکر یا مونث تبدیل می­شود. در مورد جواز یا عدم جواز تغییر جنسیت برای این افراد باید گفته شود که این نوع تغییر جنسیت­ها از گذشته تاکنون وجود داشته  اساساً برای آن هیچ مخالفتی وجود ندارد. چون بیماری آنها محرز و ثابت است و حتی حقوق­دانان و فقهای سنی که با تغییر جنسیت مخالف هستند، با تغییر جنسیت این گروه مخالفتی ندارند و در واقع تغییر جنسیت به عنوان معالجه و خروج دو جنسی­ها از بلاتکلیفی جنسی است.

مطلب مشابه :  اختلال رواني و تاثیر ان بر خانواده و جامعه

برای روشن شدن این مطلب فتواهایی که از فقها و مراجع عظام وجود دارد را می­آوریم:

در این مورد آیت اله سید علی خامنه­ای می­فرمایند: در مورد خنثی در موردی که فایده عقلایی در تغییر جنسیت باشد این عمل اشکال ندارد. همچنین آیت اله ابوالقاسم خویی می­فرمایند: در تغییر جنسیت افراد خنثی برای تبدیل شدن به یک جنس مذکر یا مونث مانعی وجود ندارد. آیت اله فاضل لنکرانی و آیت الله یوسف صانعی نیز چنین عملی را جایز می­دانند و می­فرمایند که اینگونه تغییر جنسیت­ها که منجر به مشخص شدن جنس واقعی برای خنثی می­شود چون ظاهراً مفسده خارجیه ندارند نمی­توان گفت حرام است. آیت اله سیستانی در عراق نیز چنین عملی را جایز می­دانند و آیت اله مکارم شیرازی در این مورد می­فرمایند تغییر جنسیت دو صورت دارد گاهی ظاهری است و صوری، یعنی اثری از آلت جنس مخالف در او نیست فقط یک جراحی صوری در او انجام گیردو چیزی شبیه آلت جنس مخالف ظاهر می­گردد این کار جایز نمی­باشد و گاه واقعی است یعنی با جراحی کردن، عضو تناسلی مخالف ظاهر شود، این کار جایز است مخدور شرعی ندارد مخصوصاً در مواردی که آثار جنس مخالف در او باشد اما چون این جراحی نیاز به نظر و لمس دارد تنها در موارد ضرورت مجاز است.

و همچنین آیت الله عبدالکریم موسوی اردبیلی می­فرمایند: در مورد دو جنسی حقیقی (خنثای مشکل) اگر از نظر علمی تبدیل وضعیت شخص ماهیتاً و حقیقتاً ممکن باشد اشکال ندارد و چنانچه برای فریب و یا حل مشکل زندگی باشد ولی واقعاً مشکل بماند و مشکل بیشتری ایجاد شود جایز نیست. پزشک و جامعه هم در تشخیص وضع او مسئولیتی ندارند. در دو جنس حقیقی بیمار می­تواند ملاک تبدیل وضعیت توصیه پزشک معالج باشد و احتیاجی به اجازه از مراجع قانونی نیست مگر برای مراسم قانونی. از نظر شرع هم حکم همان است که گفته شد.

اما چیزی که بیشتر مورد نظر است و در موضوع تغییر جنسیت می­خواهیم بیشتر از آن بحث کنیم، تغییر جنسیت افرادی است که از نظر ظاهری بدن و اندام تناسلی دچار هیچ­گونه اختلال و یا شباهتی به جنس مخالف نیستند بلکه از نظر روانی و روحیات خود در هویت جنسی خود دچار اختلالات و یا مشکلات هستند که نمی­خواهند در جنس خود باقی بمانند و برای ادامه زندگی خود نیاز مبرمی دارند با اینکه جنس دیگری زندگی خود را دامه دهند. در فصل­های بعدی در مورد جواز یا عدم جواز تغییر جنسیت این افراد و نیز اینکه بعد از تغییر جنسیت چه وضعیت فقهی و حقوقی پیدا می­کنند، بحث خواهد شد.

[1] . Hermadofred

3 . کاهانی، عليرضا. اختلال هويت دگر جنسي‌جوها، 1381، ص30.

4 . همان. ص 32.

1 . امام خمینی، همان.