را بنیان نهاد. نظارت بر شئون و اعمال هنرمندان- آهنگ سازان، پیشه وران- شعرا و نویسندگان، داشتن سیاست‌های مربوط برای جلوگیری از لجام کسیختگی از دیگر برنامه‌های او برای مدینه فاضله است موسیقی حکمتی است که نفوس بشر از اظهار آن در قالب الفاظ عاجز است بلکه آن را در قالب اصوات بسیط نمایان می‌کند و چون نفس آن را سماع کند، دلباخته آن شود سپس حدیث جان‌های خود را بشنود.۲۷
نمونه‌های تاریخی فرهنگ و هنر را می‌توان تقریباً از حدود ۱۷۰۰ سال قبل از میلاد استخراج کرد استپ نشینهای ماوراء النهر از نژاد هند و اروپایی بودند و تا سرزمین بابل را فتح کردند. با استقرار آنان نژادهای دیگر به وجود آمدند از جمله کاسیت‌ها که همانا نژاد اصیل ایرانی یعنی لرُهای ایران هستند در همین زمان است که از تار پارسی نام آورده شده که شاید قدیمی‌ترین آلت موسیقی ایرانی است که بعدها ترک‌ها آن را کمانچه و اعراب آن را رباب نامیدند در زمان هخامنیشان تمدن شرقی از راه آسیای صغیر به اروپا نفوذ کرد و چند آلت موسیقی در همین زمان به اروپا راه یافت. از آنجا که در این زمان آیین یزدانی در ایران رواج داشت موسیقی مذهبی شامل بیست و دومیکروتن بود که سانسکریت می‌نامیدند به اروپا منتقل شد و سازی به نام قیطار به اقتباس از اندام انسان به اسپانیا رسید که بعدها آن را نام نهادند. که از شرق به اروپا رسید.
با حمله اسکندر مقدونی به ایران، فرهنگ دو سرزمین بر هم تاثیر گذاشت بخصوص این تاثیرگذاری دو طرفه در علم نجوم بیشتر بود که در ایران ریشه عمیقی داشت و از طرف دیگر فلسفه یونانی نمود بیشتری داشت. بعد از حمله اسکندر، حمله اعراب به ایران، زبان‌ها در هم ادغام شد و بسیاری از دانشمندان ایرانی شروع به نوشتن مسایل مهم فرهنگی کردند و با داشتن زبان دین، فرهنگ را گسترش دادند. از طرفی موسیقی ایرانی تحت عنوان میکروتن در هندوستان مورد استفاده قرار گرفت که البته قبل از آن در یونان نیز مورد استفاده قرار می‌گرفت. از هزاره دوم میلادی شمال هندوستان مورد حمله یونانیان قرار گرفت و بعدها این منطقه به یک مرکز فرهنگی تبدیل شد.
و در همین دوره در این منطقه موسیقی تکامل یافت و سازها و آلات موسیقی جدیدی پدیدار گشت بطوریکه امیر خسرو دهلوی ایرانی تبار، سبک جدیدی از شعر و موسیقی تحت عنوان غزل ترانه قوالی و… را بوجود آورد. بسیاری از آلات موسیقی که در این دوره بوجود آمدند آلات موسیقی ایرانی بودند.
در زمان ساسانیان سی لحن از الحان باربد و موسیقی در ارتباط با فرهنگ‌های مختلف بیان موسیقایی داشت. به عبارت دیگر موسیقی دانان کشورهای تحت سیطره ساسانیان که از اقلیم های مختلفی مثل یونان، اعراب ترک و سامی و هندی بودند به دعوت دربار به ایران آمدند. رامشگران موسیقی را با لحن خود عرضه کردند که امروزه در تاریخ به عنوان باید از آن نام می‌برند و عباسیان به بعد هنرمندان دائماً در حال مهاجرت بودند و بسیاری از آنها از دهلی به روم شرقی (ترکیه) و شامات مستقر شدند.
و به کار هنری می‌پرداختند که بخصوص در هنر معماری به طور بارزی نمایان است اما در دوره صفویه نسبت به آلات موسیقی سخت گیری اعمال شد و اجازه استعمال موسیقی داده نمی‌شد.
از دوره صفویه به بعد و رواج شریعت گرایی، تحریم موسیقی و مساوی دانستن ساز و آواز با لهو و لعب به موضوع جدید بدل شد و طبیعتاً محدودیت‌هایی را برای موسیقی و اهل آن بوجود آوردند. البته در آن دوره فقهای شیعه امامیه از نفوذ قابل توجهی برخوردار شدند و بدین وسیله موسیقی فساد آور و لهو و لعب گردید. این تحریم تا دوره قاجار ادامه داشت. اما درباریان و پادشاهان قاجار مشوق موسیقی بودند و نوازندگان و خوانندگان پیوسته به دربار حضور پیدا می‌کردند و به اجرای برنامه‌ها می‌پرداختند. حتی بعد از سفر ناصرالدین شاه به فرهنگ و مشاهده اپراهای آن‌ها، نخستین نشانه‌های توجه به موسیقی اروپایی نیز به دربار ناصری دیده شد. اما اینکه در همین دوره و در دربار قاجار از اهل موسیقی به عنوان عمل طرب یاد می‌شد بیانگر آن است که به موسیقی در حد وسیله عیش و طرب نگاه می‌شد و جنبه‌های هنری، اخلاقی آن چندان مورد توجه نبود.
در محیط‌های اجتماعی و خصوصاً نزد عامه که بشدت تحت تاثیر علمای دینی قرار داشتند، موسیقی چندان جایگاهی نداشت و تقریباً به شکل مخفیانه دنبال می‌شد. با توجه به دیدگاه جعفر شهری در کتاب تاریخ احتماعی تهران در قرن سیزدهم که می گوید. تارزنی و تارسازی در دوره‌ قاجار نزد عامه دو حرفه کافر گونه و حرام تلقی می‌شد و مطابعت از شیطان به شمار می‌رفت و اهل این دو حرفه ترد و تکیفر می‌شدند. نه کسی دوست و مونس آنها می‌شد و نه کسی آنها را به منزل راه می‌داد. چرا که اعتقاد داشتند صدای موسیقی خانه را تبدیل به کفرستان می‌کند و ملائک را از آن بلکه هفتاد خانه مجاور گریزان می‌کند. از طرفی دختر به تار زن و مطرب دادن اهانتی غیر قابل قبول بود.
تار که آلت فسق به شمار می‌رفت و فقط در کیسه یا صندوق یا گونی و گاه در زیر عبا می‌توانست حمل شود۲۸
در این دوره علاوه بر نیمه مخفی بودن اهل موسیقی گاهی اوقات با استفاده از پوشش‌های مذهبی فعالیت‌های موسیقی انجام می گرفت. تعزیه که در جامعه مذهبی ایران نماد عزاداری برای سرور شهیدان بود به علت خصوصیاتی که داشت و نوعی نمایش و موسیقی و آواز خوانی را دل داشت، محمل خوبی برای موسیقی به شمار می‌آمد از همان سبک‌های آوازی موجود در موسیقی ایرانی برای ذکر مصائب امامان معصوم استفاده می‌کردند. به این ترتیب برچسب لهو و لعب و عمل حرام از آن برداشته شد و ساز از قالب طرب خارج شده و به خدمت سوگواری درآمد.
گفته می‌شود ناصرالدین شاه قاجار بعد از سفر فرنگ به فکر تاسیس اپرا در تهران افتاد و چون در این باره خود را دچار محدودیت‌های شدید مذهبی می‌دید امام جمعه وقت تهران برای وی چند فتوا صادر کرد که هر آینه موزیک و ساز و نوا برای بهتر جلوه دادن وقایع پرسوز و گذار و مصائب آل عبا باشد بلامانع است.۲۹ بدین ترتیب راه برای تاسیس تکیه دولت و موزیکخانه دولتی هموار شد و تکیه دولت محملی برای اشاعه موسیقی در قالب تعزیه شد.
بعد از دوران مشروطیت و دگرگونی ساختار در نظام اجتماعی ایران و آزادی‌های نسبی اجتماعی و سیاسی امکان علنی شدن فعالیت‌های هنری و از جمله پرداختن به موسیقی نیز فراهم آمد. در این دوره بود که دولت موسیقی را مورد تحریم قرار نداد. بلکه در تبلیغ و تقویت آن نیز کوشید. به همین دلیل وقتی در سال ۱۳۱۷ هـ . ق سازمان پرورش افکار بنیان نهاده شد بخشی نیز به کمیسیون موسیقی اختصاص یافت.

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد با موضوع قیمت گذاری، بازاریابی، قیمت تمام شده، عناصر آمیخته بازاریابی

مبحث دوم:شناخت واژگان مرتبط

گفتار اول: غناء
غناء جز کدامین مقوله است کلام است یا صوت؟
گفتار دوم: غنا از منظر فقهای شیعه
گفتار سوم: طرب و مطرب
گفتار چهارم: لهو و لعب
گفتار پنجم: لغو
گفتا ششم: سماع
گفتار هفتم: ترجیع
گفتار هشتم: حداء
گفتار نهم: قول زور

گفتار اول: غناء
اصولاً در هر تحقیق عبارات و کلمات کلیدی خاصی وجود دارند که محقق باید در ابتدای ورود به محتوی تحقیق، آنها را معنی کند تا مخاطبان در بدو ورود به بحث قبلاً آگاهی داشته باشند. به مانند همه مقالات تحقیقی در موضوع فقه خصوصاً در موضوع مبانی فقهی موسیقی و غنا، بسیاری از کلمات کلیدی هستند که ابتداً به معنی این واژگان پرداخته می‌شود.
ان الغناء الصوت “غنا صوت است” ۳۰ الغناء الصوت “غنا از جنس صوت است” ۳۱ الغناء هومد الصوت “غنا کشیدن صوت می‌باشد”۳۲ من کل رفع صوت و والاه فصوته عندالعرب غنا‌ “هر کس صوتش را بلند کند و آن را پشت سرهم ادامه دهد پس اینگونه صورت در نزد عرب غنا نامیده می‌شود.۳۳ الغنا من الصوت ماعد و حسن و ربع”غنا از جنس صوت است که کشیده و زیبا و غلتانده شود۳۴ غنا همان چیزی است که در عجم به آن دو بیتی می‌گویند ۳۵ غنا تحریر آواز در حلق است که موجب سرور یا اندوه گردد.۳۶
غنا از جمله مقوله‌هایی است که حکمی واضح اما مفهومی مبهم و اختلافی دارد.
۱- مصباح المیز غنا را مطلق صوت می‌داند.
۲- غنا نازک کردن و زیبا عنوان صوت است “شافعی”
بعضی گفته‌اند غنا همان کشیدن صدا است. ابن اثیر در کتاب “النهایه” غنا را بلند کردن و بالا بردن صوت می‌داند۳۷ غنا مشهور میان فقها صوتی است که همراه با ترجیح باشد و انسان را به طرب آورد. غنا در لغت یعنی صدا زیبا که ازمد و ترجیح و اوج و فرود و زیریم و دیگر حالات زیباسازی ترکیب شود. صدای انسان دارای لحن و وزن و ارتفاع و دیگر تزئینات صوتی است که حکایت از حالات نفسانی درونی مصوت است. در گذشته بیشتر لهن را در سه قالب، نشاط آور و مفرح، حزن انگیز و محزون و حماسی تقسیم کرده‌اند که اصوات حیوانی چنین خواص ندارند. حال اگر محتوای کلامی این سه قالب، معنوی و قدسی باشد و هم شنونده و مستمع آن چنان در این صوت تاثیر معنوی و متعالی خود را می‌گذارد. وگرنه صورت پوچ و باطل بودن محتوی و درلابالی بودن مستمع تاثیر منفی و شهوانی خواهد داشت.۳۸

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد دربارهپیامبر(ص)، طلاق

جمع بندی
در تعاریفی که از غنا تاکنون بشرح فوق آمده است ناتمام است چرا که می‌گویند غنا صوت است دیگر توضیح نمی‌دهند که چگونه صوتی است زیرا هر صوتی که غنا نیست یا آنانکه می‌‌گویند غنا کشیدن صوت یا زیبا کردن آن است باز تعریف دقیقی نیست برای اینکه هر صدای کشیده و لطیف و زیبا لزوماً غنا نیست.
غنا جزء کدامین مقوله است کلام است یا صوت؟
بعضی از بزرگان غناء را از مقوله کلام و گفتار دانسته‌اند و بعضی از مقوله صوت و آهنگ از جمله کسانی که ملتزم شده اند از مقوله صوت است، شیخ اعظم انصاری است، که در “مکاسب” می‌گوید:
“فکل صوت بعد فی نفسه مع قطع النظر عن الکلام المتصوت به لهواً و باطلاً فهو حرام”
هر صوتی که فی نفسه با قطع نظر از کلامی که در آن بکار رفته، لهو و باطل شمرده شود حرام است.۳۹
دلائل کسانی که غناء را از مقوله “کلام” می دانند
اما دلایل کسانی که غناء را از مقوله کلام دانسته‌اند:
۱- روایاتی که “قول زور” و “لهو حدیث” را به غنا تفسیر کرده‌اند.
۲- روایت حمادبن عیسی که امام صادق(ع) درباره “قول زور” فرمود:
از جمله مصادیق قول زور، قول کسی است که به خواننده آوازهای لهوی بگوید:
احسنت
۳- فرمایش امام سجاد(ع) که در پاسخ شخصی که پرسید خریدن کنیزی که صوت و آواز خوبی دارد چطور است؟ حضرت فرمود:
“اگر کنیزی را بخری که با قرائت قرآن، و خواندن اخبار مربوط به زهد و فضائل که غناء به شمار نمی‌آیند بهشت را بیاد تو بیندازد عیبی ندارد.۴۰
دلایل کسانی که غناء را از مقوله “صوت” می‌دانند
۱- ارباب لغت در کتب “صحاح” و “مصباح” و “نهایه” و “تاج العروس” و “قاموس” و “السان العرب” و “مجمع‌البحرین” همگی

 
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید