دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

توسط خود او تنظیم شده بود را با نام لایحه نشریات مستهجن 1959 ارائه نمود که پس از کش و قوس‌های فراوان و بحث‌های متمادی و اصلاحات متعدد، در بیست‌ونهم آگوست سال 1959 به قانون تبدیل شد؛ قانونی که ضمن حمایت از ادبیات واقعی، مقررات مربوط به هرزه‌نگاری را تقویت می‌کرد.
قانون نشریات مستهجن سال 1959 از همان سال تا کنون در انگلستان اجراء شده است. این قانون تأسیس‌های جدیدی دارد؛ از جمله اینکه جرم قدیمی انتشار افتراء مستهجن ملغی شده و جرم جدید انتشار مقالات مستهجن به قصد انتفاع یا هر قصد دیگری جایگزین آن شده است. این جرم می‌تواند در دادگاه بخش یا نزد قاضی رسیدگی شود و مرتکب آن با جریمه نقدی یا حبس به مجازات برسد.
البته قانون نشریات مستهجن سال 1959 در سال 1964 در بخش‌هایی مورد بازنگری و اصلاح قرار گرفته است، لکن به دلیل عدم ارتباط بخش‌های اصلاح‌شده با حقوق کودکان، از پرداختن به آن خودداری می‌کنیم.
3- 1- 1- 1- 2- از قانون نشریات زیان‌آور (1955)
قانون دیگری که می‌توان به آن در این زمینه اشاره کرد، قانون نشریات زیان‌آور 1955 است. بند (1) از فصل (28) این قانون مقرر می‌دارد: «این قانون بر کتب، مجلات یا هر اثر مشابه دیگری اعمال می‌شود که ممکن است در دسترس کودکان و نوجوانان قرار گیرد و کلاً یا به‌صورت عمده، شامل داستان‌های مصور با متن یا بدون متن باشد و شامل مطالب زیر شود:

الف) ارتکاب جرائم
ب) انجام اقدامات خشونت‌آمیز یا بی‌رحمانه
پ) حوادثی با ماهیت زننده و وحشت‌انگیز
در صورتی که از دیدگاه کلی، پدیدآورنده قصد فاسد کردن کودک یا نوجوانی را داشته باشد که اثر به دست او می‌رسد.»
اما بند (2) این فصل به بیان ضمانت اجرای بند (1) از طریق جرم‌انگاری می‌پردازد. مطابق این بند: «هر کس آثار مشمول این قانون را چاپ یا منتشر نماید، بفروشد و یا اجاره دهد یا این آثار را با هدف فروش یا اجاره نگه دارد، مرتکب جرم شده و به حبس حداکثر تا چهار ماه یا جریمه نقدی حداکثر تا یکصد پوند و یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.»
عنصر مادی این جرم در بند (2) تصریح شده است، اما عنصر معنوی همان معیاری است که در بند (1) آمده بود؛ یعنی قصد فاسد کردن کودکان و نوجوانان.
محدودسازی حقوق مالکیت فکری آثار ادبی متعارض در حقوق انگلستان در بخش اعمال حق نشر و عرضه اثر برای عموم پدیدار می‌شود و دادگاه حق دارد در صورت تشخیص ضرورت، حکم به امحاء آثار بدهد.
3- 1- 1-2- در حقوق آمریکا
حمایت از خردسالان نوجوانان یکی از اهداف بسیار مهم در جامعه آمریکاست. به‌عنوان نمونه، دادگاه عالی آمریکا در پرونده گینسبرگ علیه نیویورک تصریح کرد که دولت در حمایت از سلامت جسمی و روانی کودکان و نوجوانان منافع بسیار مهم و مشروعی دارد. بنابراین عجیب نیست که در نظام حقوقی ایالات متحده آمریکا قوانین موضوعه زیادی با محوریت حمایت از کودکان و نوجوانان وجود داشته باشد. همچنین طبیعی است که قوانین موجود تلاش کنند مخاطرات و آسیب‌های ایجادشده به‌وسیله انواع رسانه برای کودکان را محدود و کنترل کنند.
به طور کلی می‌توان دو هدف را از وضع این مقررات استنباط نمود:
هدف اول حمایت مستقیم از کودکان و نوجوانان در برابر سوءاستفاده از جسم آنهاست. برای نیل به این هدف، برخی از مضامین و محتواها غیرقانونی اعلام می‌شوند و در نتیجه توزیع و حتی تملک کتب (کلیه مکتوبات)، فیلم‌ها یا سایر محصولات حاوی این مضامین ممنوع می‌گردد. مبنای این برداشت، فرضی است که بر اساس آن، تملک یا توزیع عکس‌ها یا فیلم‌های هرزه‌نگارانه کودکان تولیدکننده چنین محتوایی را به تجاوز یا سوءاستفاده جنسی از کودکان تشویق و ترغیب می‌کند. لذا این امید وجود دارد که در صورت توقف توزیع، تولید هم کاهش یابد یا به‌طور کلی متوقف گردد. علیهذا، دلیل جرم‌انگاری هرزه‌نگاری کودکان و یا تملک یا توزیع محصولات حاوی چنین مضامینی، بر این فرض استوار است که مصرف‌کننده‌ای که به این محتوای هرزه‌نگارانه دسترسی دارد، به‌طور غیرمستقیم از سوءاستفاده جنسی و تجاوز به کودکان حمایت می‌کند و بنابراین مسئولیت وجود و جریان بازار محصولات هرزه‌نگارانه کودکان و سوءاستفاده جنسی که برای تغذیه و تقویت این بازار صورت می‌گیرد را بر عهده دارد.
هدف دیگر که شاید هدف مهم‌تر از نظر وسعت دایره شمول مخاطبان هم باشد، ممانعت از دسترسی کودکان و نوجوانان به محتواها و مضامینی است که می‌تواند برای رشد فکری و شکل‌گیری شخصیت آنان در این سنین تأثیرات منفی فراوانی داشته باشد.
در مورد لزوم یا عدم لزوم ثبت اثر در حقوق آمریکا، باید گفت که به موجب قانون 1988 اجرای کنوانسیون برن این کشور، مقررات معاهده مذکور پذیرفته شد. این قانون بین رویه قبلی رایج در آمریکا یعنی ضرورت ثبت آثار ادبی و هنری و ضوابط کنوانسیون برن، راهی میانه در جمع دو رویکرد را انتخاب کرد و آن عبارت بود از اینکه ثبت را شرط تحقق حق ندانست ولی مراجعه به محاکم دادگستری برای دعاوی مربوطه را منوط به ثبت اثر اعلام نمود. البته این ثبت اثر لزوماً قبل از نقض حق نیست، بلکه می‌تواند بعد از آن نیز انجام شود که البته این ترتیب می‌تواند مغایر کنوانسیون برن به لحاظ اجرای حق باشد.
فارغ از مطالب عنوان‌شده، بررسی مغایرت حقوق کودکان با حقوق مالکیت ادبی در حقوق آمریکا باید در دستور کار باشد.
سانسور کتاب با جامعه آمریکا که از آن به مهد آزادی بیان یاد می‌شود، بیگانه نیست. کتاب‌ها در شهرها و ایالات به دلایل مختلف مورد سانسور یا چالش واقع می‌شوند. در واقع برخی نهادها و مؤسسات در آمریکا وجود دارند که به علت مضامین برخی کتاب‌ها، خواهان حذف آنها از کتاب‌های کودکان و نیز تحدید دسترسی کودکان به این مضامین هستند. موضوعات مهمی که بیشترین بحث‌ها و تأثیرات را در این زمینه دارند عبارتنداز مسائل صریح جنسی، زبان زننده و کلمات رکیک، مسائل نامناسب برای کودکان، هم‌جنس‌‌گرایی، دیدگاه‌های مذهبی منحرف، برهنگی و نژادپرستی.
به چالش کشیدن یک کتاب، تلاشی است برای حذف یا تحدید مضامین آن به واسطه درخواست یک شخص یا یک گروه؛ این چالش‌ها فقط به بیان دیدگاه‌های انتقادی و شکایت از کتاب‌ها ختم نمی‌شود، بلکه به حذف این کتاب‌ها از برنامه درسی مدارس وکتابخانه‌ها هم مبادرت می‌کند. در سال 1949، دو کتاب «اولیور توئیست» اثر چارلز دیکنز و «تاجر ونیز» اثر ویلیام شکسپیر، در نیویورک به دلیل «تمایل برای ایجاد نفرت از یهود به عنوان یک شخص و به عنوان یک نژاد» مورد ایراد واقع شدند. اما دیوان عالی آمریکا این ایراد را وارد ندانست و از منع و تحدید این کتاب‌ها ممانعت کرد.
در آمریکا کتاب‌های حاوی مطالب جنسی و به ویژه هم‌جنس‌گرایی اغلب مورد سانسور قرار می‌گیرند، اما همواره میان سانسور با اعتقاد به این دلیل و حق دانستن و آزادی اطلاعات کشمکش وجود داشته است. دادگاه فدرال در سال 1995 در پرونده‌ای که در ایالت کانزاس در جریان بود، حکم به توقیف و جمع‌آوری کتاب «آنی در خاطر من» از مدارس و کتابخانه‌ها کرد. این رمان گویای رابطه‌ای خاص میان دو نوجوان بود. دادگاه چنین تشخیص داد که مدیریت مدرسه حقوق دانش‌آموزان را با استناد به متمم اول قانون اساسی و همین‌طور مقررات قانونی آن ایالت مورد خدشه قرار داده است. این در حالی بود که مدیریت آن مدرسه اعلام کرد که کتاب‌ها را به علت آموزش‌های نامناسب ممنوع کرده است. دادگاه حکم حذف کتاب‌ها از مدارس را لغو کرد.
در یک دعوای دیگر، مدیریت مدرسه تصمیم گرفت دسترسی کودکان به مجموعه کتاب‌های هری پاتر را محدود کند، چرا که معتقد بود این کتاب‌ها نافرمانی و بی‌احترامی را ترویج می‌کنند و نیز شامل مضامین جادوگری و علوم غیبی هستند. بنابراین چنین مقرر کردند که دانش‌آموزان برای اینکه بتوانند یکی از کتاب‌های این مجموعه را به خارج از کتابخانه مدرسه ببرند، می‌بایست یک اجازه‌نامه امضاءشده از والدین خود ارائه می‌دادند. دادگاه منطقه‌ای فدرال حکم کرد که این محدودیت مغایر حقوق دانش‌آموزان برای خواندن و دریافت اطلاعات است و بنابراین تصمیم آن مدرسه را لغو کرد. بنابراین کتاب هری پاتر مجدداً به برنامه کتابخانه‌ها بازگشت. دادگاه بر این نکته تأکید داشت که مدیریت مدرسه نمی‌توانسته به علت اینکه با محتوای کتاب‌ها موافق نیست، حق قانونی دانش‌آموزان را نادیده بگیرد.
کتابخانه‌های مدارس و کتابخانه‌های عمومی نهادهایی هستند که غالباً با مخالفت با پخش برخی کتاب‌ها روبرو می‌شوند. این معنا اغلب در تضاد حقوق دو قشر، یعنی نویسندگان و ناشران که می‌خواهند محصولات فکری را در سطح بالاتری به فروش برسانند و خانواده‌ها و والدین که می‌خواهند از فرزندانشان در برابر آسیب‌های محتوای زیان‌آور محافظت کنند، رخ می‌دهد. بنابراین عجیب نیست که بگوییم بین سال‌های 1990 و 2008، حدود 56 درصد از کسانی که کتاب‌ها را مورد چالش قرار دادند، والدین کودکان و دانش‌آموزان بودند.
چنان‌که ملاحظه می‌شود، محدودیت‌های موجود برای حقوق مالکیت فکری در مورد کتاب‌ها و آثار مکتوب در حقوق آمریکا، بیشتر ناظر بر محدودیت نشر و عرضه این آثار است و دیگر شئون حقوق مالکیت فکری از جمله حق عدم تعرض و تمامیت اثر و حقوق معنوی پدیدآورنده غیرقابل خدشهمی کند.
3- 1- 1-3- در حقوق فرانسه
فرانسه تمامی معاهدات مهم و اساسی مربوط به حقوق کودکان را امضاء کرده و پذیرفته است. این کشور، سازوکارهای فراوانی را برای نظارت بر رعایت حقوق کودکان از جمله اجرای کنوانسیون 1989حقوق کودک فراهم کرده و حتی به‌طور خاص یک سازمان بازرسی برای این کار ایجاد کرده است.
کودکان زیر شش سال در این کشور، خدمات بهداشتی اجباری به‌منظور پیش‌گیری از بیماری‌ها را از طریق شبکه گسترده‌ای متشکل از هزاران تسهیلات بهداشتی را دریافت می‌کنند.
رفتن به مدرسه از سن شش سالگی تا سن شانزده سالگی در این کشور اجباری است. به‌علاوه، آموزش پیش‌دبستانی قبل از شش سالگی نیز به‌صورت اختیاری در دسترس است که البته بسیار به آن توصیه و تشویق می‌شود. کودکان استثنایی نیازمند آموزش‌های ویژه نیز درکلاس‌های مخصوص و در کنار همتایان خود تعلیم داده می‌شوند تا مقدمات مشارکت آنها در جامعه فراهم شود.
در بیست و پنج سال اخیر، قوانین فرانسه در ارتباط با کودکان و حقوق آنها چند برابر شده است. این قوانین به‌طور کلی از واژه «خردسال» به جای واژه کودک استفاده می‌کنند. خردسال در حقوق این کشور به هر فرد ـ اعم از دختر و پسر ـ اطلاق می‌شود که به سن هجده سالگی نرسیده باشد.
در اوضاع خفقان و حال و هوای بد اخلاقی که توسط رژیم ویشی در جریان جنگ جهانی دوم ایجاد شده بود، سانسور شدید آثار ادبی که در سال 1918 ملغی شده بود، دوباره برقرار گردید که البته پس از انقلاب و آزادی فرانسه مجدداً این روند سانسور شدید متوقف شد. هرچند آثار ادبی حاوی مضامین قبیح و مستهجن هم‌چنان موضوع برخی از محدودیت‌های رسمی شدید بود که برای سی سال پا بر جا ماند. این روند از سال 1970 به بعد رو به افول نهاد؛ هرچند قوانینی که اجازه ممنوع کردن آثار ادبی را می‌داد، با رویکرد تقویت اقدامات ضد هرزه‌نگاری ـ که در سال 1994 به‌صورت رسمی رونمایی شد ـ به قوت خود باقی ماندند.
قانون مربوط به کنترل و محدودسازی نشریات مخصوص کودکان که محدودیت‌هایی را برای کتاب‌هایی که ناقض اصول اخلاقی منطبق با تصویب‌نامه حمایت از خانواده 1939 بودند اعمال می‌کرد، به‌عنوان دستاویزی برای سرکوب آثار ادبی عاشقانه و شهوت‌انگیز، در 16 جولای 1949 به تصویب رسید.
ماده (1) این قانون مواردی مشمول را این‌گونه اعلام می‌کند: «گاهنامه‌ها و و نشریات غیردوره‌ای که با توجه به خصوصیت، عنوان یا موضوعشان ظاهراً مخصوص کودکان و نوجوان هستند.»
ماده (2) جرائم خاصی را احصاء کرده که به طور معمول کودکان و نوجوانان را هدف قرار می‌دهند. بر اساس این ماده این گاهنامه‌ها یا کتب مجاز نیستند تصویر، نقل، نقد، عنوان یا مضمونی را در خود داشته باشند که تبهکاری، دروغ‌گویی، سرقت، بیکاری و تن‌پروری و سستی، فساد جنسی، نفرت یا هر عملی که جرم اعلام شده است را تصدیق می‌کند یا سعی در تطهیر این عمل دارد.
دهه‌های چهل و پنجاه شاهد محدودیت شدید آثار ادبی به دلیل وجود مطالب مستهجن و شهوانی در آنها بودند. برخی از آثار مورد بحث عبارت بودند از ترجمه فرانسوی کتاب‌های «مدار رأس‌السرطان و مدار رأس‌الجدی» و «Sexus» اثر هِنری میلر، «روی قبر تو آب دهان می‌اندازم» اثر ورنون سولیوان و برخی آثار مارکوس دساده بودکه توسط انتشارات جین جکس پاورت منتشر شده بودند.
واقعه برجسته دیگر در زمینه محدودسازی انتشار آثار ادبی حاوی مطالب شهوت‌انگیز که توسط قوه مقننه فرانسه ایجاد شد، یک رأی اداری بود که نیازی به اعمال مجازات مندرج در مصوبه 21 دسامبر 1958 مجلس شورای ملی نبود. این سند که ظاهراً هدف آن حمایت از کودکان و نوجوانان فرانسوی بود، شامل کتاب‌ها گاهنامه‌هایی می‌شد که هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان منتشر می‌شدند. این قانون، قرار دادن نشریات حاوی مضامین و ماهیت مستهجن، هرزه‌نگارانه و خشونت‌آمیز را در دسترس کودکان، ممنوع کرد.
بین سال‌های 1958 و 1967، تعداد صد عنوان کتاب یا بیشتر ممنوع‌الانتشار شدند و در سال 1966، هر دو نشریه لو فیگارو و لو نوول آبزرویتور، به‌علت تبلیغ کتاب‌های شامل ممنوعیت، مشکلات حقوقی و قانونی پیدا کردند. تحولات اجتماعی مربوط به مسائل جنسی ایجادشده در سال 1968، حداقل در بدو امر با سرکوب و محدودسازی آثار حاوی مطالب شهوت‌انگیز مبارزه نکرد. در اواخر دهه شصت، آثار عاشقانه و شهوت‌انگیز نویسندگانی چون دساده، هِنری میلر، گایوتاتو برخی دیگر از نویسندگان، ممنوع‌الانتشار شدند. در سال 1973، یک ناشر کتب حاوی مطالب عاشقانه و شهوت‌انگیز به نام رجین دفورگسبه علت بیرون دادن مجموعه آثار «پوزش ادبی بابت انحراف»، ده هزار فرانک جریمه شد. محاکمه دفورگس موجی از اعتراضات را برانگیخت که ممکن است در کاهش محدودیت و سرکوب آثار ادبی که در اواسط دهه هفتاد در فرانسه اتفاق افتاد، دخیل بوده باشد.

به‌طور کلی این دوره، دوره‌ای است که به موازات توجه به مسائل مربوط به نشر کتاب، مقام قانونگذاری مایل بود قوانین را با تکامل اجتماعی هماهنگ سازد و تصورات را درباره مفهوم «شناعت» تغییر دهد. این بدان معنی نیست که نظام حقوقی فرانسه به طور فوق‌العاده‌ای در برابر ادبیات عاشقانه و شهوت‌انگیز بردبار و بی‌تفاوت شده است؛ چرا که قانون جدید مجازات فرانسه در سال 1994 برای انتشار آثار هرزه‌نگارانه مربوط به کودکان مجازات تعیین نمود.
3- 1- 2- تعارض حقوق کودکان با حقوق مالکیت ادبی در حقوق ایران
برخورداری از حقوق ناشی از خلق آثار ادبی و هنری اصولاً تابع تشریفات نیست و هر پدیدآورنده از حقوق ناشی از آثار ایجادشده برخوردار است. این موضوع به صراحت در بند دوم از ماده (5) کنوانسیون برن بیان شده است: «برخورداری و بهره‌مندی از این حقوق، روش خاصی ندارد و کاملاً جدا از حمایت‌هایی است که کشورهای خاستگاه این نوع آثار از تولیدکنندگان آن به عمل می‌آورند.»
بنابراین، هرچند تشریفات حمایت از حقوق مالکیت ادبی و هنری،

 

دیدگاهتان را بنویسید