دانلود پایان نامه

: ۶۷) این رویکرد امروز در قالب راهبرد و کارکرد های شهری در توسعه روستایی (UFRD) مطرح است . که ایجاد شهرهای کوچک را در پیوند کاربردی با حوزه های روستایی محور قرارمی دهد ( صرافی ، ۱۳۷۹: ۱۳۰).
دنیس راندنیلی براین باور است که شهرهای کوچک کارکرد های اساسی برای توسعه روستایی عرضه می کنند. او معتقد است که روابط شهرهای کوچک با مراکز شهری بزرگ مدرن و متنوع از لحاظ اقتصادی الزاماً استثماری نیست. این بیشتر به میزان توسعه اقتصادی شهرهای کوچک و همچنین به روشهایی که بوسیله آن پیو ندهای بین شهرها و جوامع کوچکتر و بزرگتر سازماندهی شده مرتبط و وابسته است ( راندینلی ، ۱۹۸۳: ۳۹۳)
۲-۴ نظریه توسعه روستا- شهری با منظومه کشت شهری
رویکرد روستا شهری جان فریدمن و مایک داگلاس تحت عنوان « توسعه روستا شهری« به دنبال بروز نقاط ضعف و ناکامی های اجرای سیاست های قطیب رشد مطرح گردید. فریدمن و داگلاس معنقد بودند که راهبرد صنعتی شدن شتابان ساختارهای وابستگی دوگانه ای ایجاد کرده است که این ساختارها ضمن کمک به تحقق نرخ های رشد، مجموعه ای از مسائل بالقوه انفجار آمیزی را آفریده است که از آن جمله اند: توسعه بی رویه شهرها، تراکم فزاینده جمعیت های روستایی، ایجاد فضاهای هسته ای غالب و فضاهای وابسته پیرامون آن، بیکاری پنهان درشهرها، نابرابری فزاینده درآمدها، کمبود مواد غذایی همیشگی و فزاینده وشرایط مادی روبه زوال در روستاها و وابستگی خارجی ، با توجه به این مسائل و تحت شرایط رکود نسبی اقتصادی، راهبرد صنعتی شدن شتابان – نامناسب و غیر قابل دفاع خواهد شد و جای خود را به راهبرد مقابل که همانان توسعه روستایی شتابان است خواهد بود که به سوی تامین نیازهای انسانی، توزیع ناعادلانه منافع اقتصادی و مشارکت مستقیم محل محلی در فرایند توسعه، جهت یافته است. در این راستا راهبرد توسعه روستای شهری می تواند مناسب باشد، این راهبرد تجسم ایجاد شهرها در پهنه کشتزارها بود. یعنی روستا شهرهایی که پاره ای از عناصر کلیدی شهرگرایی را در نواحی کوچک و پرتراکم روستایی خود داشته باشند. به این ترتیب ناحیه روستا شهری به صورت واحد مناسبی برای طراحی یک برنامه توسعه آمایشی، از طریق برنامه ریزی و تصمیم گیری نامتمرکز، از سوی فریدمن و داگلاس مطرح شد. (فرید و داگلاس،۱۳۶۳: ۷۳).
توسعه اگروپلتین یکی از نخستین رویکردهایی است که از توسعه منطقه ای حمایت می کند. توسعه اگروپلتین این امر را مورد توجه قرارمی دهد که شهرهای کوچک درون واحدهای منطقه ای خودکفا می تواند مبنای همکاری میان بخش کشاروزی و روستا شهر را ارتقا دهد. این دیدگاه هم گوناگونی بخش کشاورزی و صنعتی شدن روستا را در سطح منطقه ای بسیار کوچک می طلبد تا اینکه به توسعه نواحی روستایی بیانجامد. آن برروی کنترل محلی بر روی استفاده از منابع مولد و مجموعه ای از مالیات در سطح محلی تاکید می کند. این نظریه همچنین نیاز به بعضی اصطلاحات ساختاری را همچون اصلاحات ارضی و تفویض قدرت به سطح محلی را پیشنهاد می دهد.
رهیافت « اگروپلتین» بر آمده از مدل مرکز – پیرامون بود که مانع اصلی توسعه ناحیه را در زهکشی منابع به سود خارج می دید. با توجه به منطق قطب رشد که حداقل تجمع را لازمه صرفه جویی ها و کارایی سرمایه گذاری می دانست وبرخاسته از انتقاد جانب داری شهری که فقدان قدرت سیاسی روستایی را علت بنیادی عقب ماندگی اعلام می کرد و نیز تحت تاثیر مستقیم راهبرد نیاز پایه که رفع فقر و ایجاد اشتغال، خود کفایی و تامین نیازهای اساسی را محور قرارمی دهد، بوجود آمد. رهیافت کشت شهری که برای نواحی روستایی فشرده در آسیای جنوب شرقی و جنوبی مطرح شده بود، موارد زیر را جهت ناحیه ای با اکثریت روستایی پیشنهاد کرده است: درون ناحیه ای بودن، حفاظت گرا بودن، خود گردانی و نهادینه شدن مشاکرت و ……(حسین آسایش، ۱۳۸۲:۸۲).
اگر قراراست منظومه کشت شهری توسعه یابد، توسعه را خود تعیین کرده ، خود راه انداخته و خود ساخته و خود صاحبش می شود. در رابطه با مناسبات بین منظومه ها ، پیشنهاد شده که نظام اداره ناحیه به صورت شورایی از نمایندگان منظومه ها باشد که این شورا رابط بین سطح محلی (منظومه) و سطح ملی نیز محسوب می شود.(مظفر صرافی ،۱۳۷۷: ۱۱۸)

۲-۵- جایگاه شهرهای کوچک در نظریه های سازمان یابی و توسعه سکونتگاهی
جدول(۲-۱): جایگاه شهرهای کوچک در نظریه های سازمان یابی و توسعه سکونتگاهی
نظریه
پدیده های مورد بررسی
مشخصات و اصول عمده نظریات
نتایج حاصل از نظریات
نحوره ارتباط نظریه با شهر های کوچک

مکان مرکزی

بخش سوم اقتصاد
( خدمات )
*تحلیلی همزمان توزیع سلسله مراتبی و الگو های فضایی آنها
*ساده بودن فروض آنها و کاربرد ان به لحاظ نظری ( تکامل نظریه از شش مرحله تشکیل شده است )
*متفاوت بودن سلسله مراتب سکونتگاه در اصول سه گانه : بازاریابی ، حمل و نقل واداری )
*توجه به یک نظم واقعی در جهان یعنی وجود سلسله مرتب سکونتگاه ها و نشان دادن اهمیت آنها برای توسعه اقتصادی
*تا یک مکانی از مکان ها مرکزی رتبه بندی شده در اقتصاد بوجود نیاید ، رشد وتوسعه به تمام مناطق تراوش نخواهد کرد
مکانهای مرکزی عموماً مترادف است با شهر های کوچکی که به صورت مراکزی برای جامعه های ناحیه ای خدمت می کنند و برای آن ها کالاهای اسلسی فراهم می آورند.
U.F.R.D.

مطلب مشابه :  نمونه پایان نامه حقوق :فناوری اطلاعات

( عملکرد شهری در توسعه روستایی )
نحوه استقرار خدمات شهری در مراکز روستایی

*با تحلیلی فضایی – منطقه ای شیوه ایی از تعیین سکونتگاه ها را بدست می دهد که یرمایه گذاری ها می توانند به طور موثر و کاراتر در آنها مکان یابی شود .
*اقتصاد منطقه ای را در کم کردن شکاف بین شهر وروستا یکپارچه می بیند .
*دستیابی به یک سلسله مراتب یکپارچه از مراکز خدمات بطوریکه دامنه وسیعی از عملکرد ها برای تعداد زیادی از مردم بدون وجود تمامی آنها بر هر سکونتگاه فراهم گردد .
*توسعه عرصه های روستایی با تقویت شهر کوچک و میانه امکان پذیر است
شهر های کوچک و زیر ساخت ها و فعالیت های مولدی که به طور بالقوه و بالفعل در خود دارند می توانند نقش مهمی دربرانگیختن توسعه در عرصه روستایی ایفا کنند. بدین صورت چون تمامی مرکز روستایی عملکرد های شهری را داشته باشند. شهر های کوچک به واسطه ظهورند و ارتباطی که با یکدیگر و نواحی روستایی دارند به عنوان حافظه اتصالی با نواحی روستایی محور کار در توسعه منطقه ای قرارمی گیرند .

مرکز – پیرامون

فضای توسعه
*گسترش اقتصاد مکانی در یک سرزمین شامل یک فرایند چهار مرحله ای است “
۱-مرحله پیش صنعتی بامراکز صنعتی مختلف بدون سلسله مراتب .
۲-مرحله صنعتی شدن همراه با ظهور یک مرکز قوی با حاشیه ایی وسیع
۳-بلوغ صنعتی و ظهور مراکز فرعی در کنار مرکز اصلی همراه با حاشیه ای پر قدرت .
۴-ادغام اقتصاد منطقه ای ورسیدن به حداقل ناموزونی های درون منطقه ای
*کم کردن شکاف مرکز به حاشیه و سعی در ایجاد تعادل فضایی
*تحقق اهداف کارا و عدالت برنامه ریزی .
*ایجاد پراکندگی استعداد های رشد
*رسیدن به نظامی از سلسله مراتب، توسعه شهری به عنوان بستر
* در مرحله اول این الگو شهر های کوچک دارای حداکثر قدرت محلی بوده ولی هیچ نقشی در توسعه ملی و منطقه ای نداشته است و چه بسا دارای رشد انگلی وتغییر منفعلانه از روستا هستند .
*در مراحل دوم وسوم الگو، شهرهای کوچگ به ضعف می گرایند و نواحی روستایی بیشترین تنزل را پذیرا می شوند .
* نهایتاً در مرحله آخر است که شهر های کوچک خود را در سلسله مراتب شهر ها بازیابند توسعه به حاشیه نیز کشیده می شود

توسعه روستا – شهری

روستا و شهر به عنوان کلیت منطقه
*با انتقاد از رشد اقتصادی، صنعتی شدن وتحقق آن در چند مرکز بزرگ شهری، قطب رشد وراهبرد بعد فضایی توسعه در سه سطح ملی ، منطقه ای و شهری رهیافت اگر وپولیتن مطرح می شود .
*با تاکید بر نیازهای پایه مدلی ار توسعه پیشنهاد می شود که هدف اولیه ان رشد اقتصادی نبست بلکه توسعه اجتماعی است
*در اقتصاد کشاورزی به توسعه روستایی توجه دارد و برنامه ریزی روستایی را به صورت نامتمرکز و متکی به مشارکت مردم ومبتنی بر خصوصیات محلی می داند .
*تغییر چهره نواحی روستایی از طریق انطباق عناصر زندگی .
*کاهش نابسامانی های اجتماعی در مسبر توسعه .
*نتیجه آرمانی توانمند سازی جمعی برای آزاد سازی انرژی اجتماعی برای گذار به توسعه .
*فعالیت های کشاورزی به فعالیت های غیر کشاورزی .
*اتصال نواحی روستا – شهری به شبکه ارتباطی منطقه ای

شکل سوم از دیدگاه های توسعه منطقه ای است و در نقد، توسعه شهری ، قطب رشد ) و توسعه روستایی است . حد وسط این دو دیدگاه توسعه روستا- سهری است و بهترین حالت برای امکان تحقق این نظریه شهر های کوچک هستند
مأخذ: نادری ، ۱۳۸۷: ۸۴

۲-۶-نظریه سلسله مراتبی میسرا
میسرا یکی از صاحبنطران توسعه منطقه ای به ویژه برای روش پایین به بالا که در آن، توسعه سطوح پایین سلسله مراتب فضایی یعنی مراکز شهری متوسط، کوچک، روستا شهر ها و نقاط روستایی مورد توجه قراردارند، از آن به عنوان تمرکز غیر متمرکز یاد می کنند. مراکز سلسله مراتبی که میسرا برای توسعه منطقه ای در ایران پیشنهاد می کند شامل قطب رشد، مرکز رشد، نقطه رشد، مرکز خدماتی و مکان جمعیتی می باشد. این سطوح و مراکز سلسله مراتبی می توانند بر اساس ویزگی های منطقه ای و شرایط زمانی متفاوت باشند .
میسرا معتقد است جوامع روستایی برای رفع نیازهای تجاری کشاورزی خود به شهرهای کوچک نیازمندند و بنابراین لازم است که توجه خود را بسوی مراکز کوچک و متوسط معطوف داریم. ایده مراکز رشد به معنای ایجاد تمرکز در سطح محدودتر و سطوح پایین تر سلسله مراتب سکونتگاه است. به عبارت دیگر میسرا از بین سه کل توزیع شطح توسعه یعنی تمرکز کامل، عدم تمرکز کامل غیر تمرکز غیر متمرکز را محدود، شکل سوم را به عنوان راهبرد مناسب برمی گزیند. زیرا معایب دو گزینه دیگر مانند تمرکز رشد و توسعه قطبی یا پراکندگی رشد را ندارد و از نظر مکانی نیز با ایجاد نظامی از کانون های رشد که برحسب سلسله مراتب شده همه نقاط جمعیتی به اندازه کلافی رشد و توسعه می یابند.(میسرا،۱۳۵۳: ۴۲).
میسرا ساختن نظام سلسله مراتبی را عمدتاً از پایین به بالا مد نظر قرارداده است. او از ناحیه ای کوچک( دارای جمعیتی بین ۱۰ تا ۱۵۰ هزار نفر از روستاییان ) با امکان مشارکت و مداخله مستقیم مردم در برنامه ریزی توسعه مربوط به خود شروع کرده است و سلسله مراتبی که علاوه بر عملکردها به چگونگی اداره واحدهای فضایی و ویژگی های فرهنگی نیز بسیار حساس است، رسیده است(صرافی ،۱۳۷۷: ۱۲۹).
۲-۷ نظریه قطب رشد
نظریه قطب رشد را فرانسوا پرو برای رشد و توسعه نواحی کم تر توسعه یافته ارائه کرده است که با بخش صنعت سرو کار دارد. وی معتقد بود که توسعه صنعتی به یکباره و در همه جا ظاهر نخواهد شد.
بلکه ابتدا در کانون های یا شدت های مختلف ظاهره شده و از طریق مسیرها یا با تاثیر های گوناگون به کل اقتصاد اثر می گذارد، به عبارت دیگر توسعه از نقاطی معین شروع شده و سپس پخش می گردد(رضوانی :۱۳۸۱: ۳۶).
نظریه راهبرد رشد از جمله دیدگاه های دیگری برای توسعه منطقه ای بوده. در این تئوری برسرمایه گذاری های مکان صنعتی در مراکز بزرگ شهری تاکید می شود. (شکویی:۱۳۷۳: ۳۱۲).
جان فریدمن این دیدگاه را سبب شکل گیری انباشتگی شهری و تمرکز منطقه ای و پیامدهای آن در قالب الگوی مرکز پیرامون مطرح می نماید. و رابطه بین مرکز ییرامون را رابطه ای استعماری می داند، به گونه ای که در مرکز، منابع و فعالیت های پیش برنده اقتصادی رونق می کرد در حالی که پیرامون در فرایند توسعه، حاشیه ای و توسعه نیافته باقی می ماند و ظهور خصیصه قطبش شدید ناشی از رشد نامتعادل درون منطقه ای پدیدار می شود( عظیمی ، ۱۳۸۲: ۱۰۳).
۲-۸ مفهوم ناحیه
انجمن جغرافی دانان آمریکا در اجلاس پنجاهمین سالگرد تاسیس خود، ناحیه را چنین تعریف کرده است: ناحیه فضایی است با وسعت متفاوت و معیار ویژه ای که بتواند با نوع خاصی از ترکیب داده ها چنین سیمای برجسته ای بیاید که از فضاهای اطراف خود مشخص باشد. بنابراین هر برش یا قطعه ای ازفضای زمینی که در نهایت با تجمع و ترکیب داده ها همگون باشد ناحیه است(حسین آسایش ،۱۳۴۷: ۳۲).
به طور کلی اصطلاح ناحیه به نظر جغرافی دانان ایران به بخش ها یا واحد ها یا مکان های درونی کره زمین اطلاق می شود که دارای هماهنگی در یک یا چند ویژگی ها مشترک باشند. این ویژگی ها مبتنی بر عوامل جغرافیایی شامل عوامل طبیعی، زیستی و انسانی می باشد. آنچه که مهم توجه روابط بین انسان و محیط و نقش قالب انسان در شکل گیری نواحی می باشد.(بهفروز ، ۴۲ )
در قرارداد همسان شماره ۱۹ باسازمان برنامه و بودجه نیز ناحیه چنین تعریف شده است: ناحیه عبارت است از حداقل یک یا چند شهرستان که از نظر ویژگی های طبیعی و جغرافیایی همگون بوده (قابل تمیز از نقاط دیگر) و از نظر اقتصادی، اجتماعی و کالبدی دارای ارتباط فعال متقابل باشند(سازمان برنامه و بودجه ،۱۳۷۶: ۲)
در حال حاضر مفهوم از ناحیه مورد توجه جغرافی دانان عصر حاضر است که عبارتند از :
الف) ناحیه به منزله واکنش محلی در برابر فرایندهای سرمایه داری: براین اساس از ناحیه به منزله سازمان فضایی فرایندهای اجتماعی در پیوند با شیوه تولید نام برده می شود مانند ناحیه بندی تقسیم اجتماعی کار، ناحیه بندی سیاسی و فرایند های ایدئولوژیکی مسلط که در پایداری روابط اجتماعی تولید موثر هستند .
ب) ناحیه به منزله کانون هویت پذیری : بر اساس این دیدگاه ناحیه مجموعه ویژه ایی از نتیجه مناسات فرهنگی بین یک

مطلب مشابه :  منابع مقاله درمورددادرسی عادلانه
 

دیدگاهتان را بنویسید