دانلود پایان نامه

فرضیه بیست و سوم: هشت هفته تمرین شدید همراه مکمل سازی سیاه ولیک بر سطوح هورمون تیروئید T4 موش های صحرایی تاثیر معناداری دارد.
فرض صفر(H0): هشت هفته تمرین شدید همراه مکمل سازی سیاه ولیک بر سطوح هورمون تیروئید T4 موش های صحرایی تاثیر معناداری ندارد.
با استناد به جدول (۴-۷) و جدول (۴-۸) میزان F و سطح معنی داری در آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی فرض صفر را نمی توان رد کرد. بنابراین بین سطوح هورمون تیروئید T4 موش های صحرایی گروه کنترل (مصرف دارونما) و گروه تمرین شدید همراه مصرف عصاره سیاه ولیک تفاوت معنی داری وجود ندارد و باعث افزایش ۳۴ درصدی هورمون T4 شده است (۰۵/۰?P). به نظر می رسد تمرین باعث اثر بخشی بیشتر سیاه ولیک شده است .
فرضیه بیست و چهارم: بین اثرات هشت هفته مدالیته های مختلف بر سطوح هورمون تیروئید T4 موش های صحرایی تفاوت معناداری وجود دارد.
فرض صفر(H0): بین اثرات هشت هفته مدالیته های مختلف بر سطوح هورمون تیروئید T4 موش های صحرایی تفاوت معناداری وجود ندارد.
با استناد به جدول (۴-۷) و جدول (۴-۸) میزان F و سطح معنی داری در آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی فرض صفر رد می شود. نتایج آزمون تعقیبی نشان می دهد که تفاوت معنی داری در هورمون تیروئید T4 بین گروه کنترل مصرف سرخ ولیک در مقایسه با گروه تمرین مصرف سیاه ولیک وجود دارد. همچنین تفاوت معنی داری بین گروه تمرین مصرف سرخ ولیک و گروه تمرین مصرف سیاه ولیک نیز وجود دارد (۰۵/۰?P). تفاوت معنی داری بین سایر گروها باهم وجود ندارد.

نمودار (۴-۴)، مقایسه سطوح هورمون تیروئید T4 گروه های تحقیق

همانطور که در نمودار (۴-۴) ملاحظه می گردد، موش های گروه تمرین همراه مصرف سیاه ولیک دارای بیشترین سطوح هورمون تیروئید T4 و گروه تمرین همراه مصرف سرخ ولیک دارای کمترین سطوح هورمون تیروئید T4 در مقایسه با گروه های دیگر بودند.

۵-۱: مقدمه
در این فصل ابتدا به بیان خلاصهای از شیوهی اجرای پژوهش و نتایج پژوهش پرداخته میشود و سپس در مورد نتایج و علل تغییرات مشاهده شده بحث میشود و با یافتههای مطالعات دیگر مقایسه خواهند شد. در پایان، نتیجهگیری و پیشنهادها ارائه میشود.
۵-۲: خلاصهی پژوهش
هدف از انجام پژوهش حاضر، تبیین اثر یک برنامه تمرین منتخب شدید همراه با مصرف عصاره (سرخ وسیاه) ولیک بر برغلظت نوروپپتید w پلاسمایی و بافت کبد ، هورمون هایی کورتیزول و تیروکسین پلاسمایی موشهای نر صحرایی ویستار بوده است. به این منظور، ۴۲ سر، موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن ۱۶۲-۱۴۲ گرم، از مرکز پژوهش و تکثیر حیوانات آزمایشگاهی انستیتو پاستور آمل تهیه شد. حیوانات پس از انتقال به محیط پژوهش و آشنایی با محیط جدید و نحوهی فعالیت بر روی نوارگردان بهصورت تصادفی به شش گروه مساوی: کنترل- سالین، تمرین- سالین، کنترل- سرخ ولیک، تمرین- سرخ ولیک و کنترل- سیاه ولیک, تمرین- سیاه ولیک تقسیم شدند. موشهای گروه کنترل در تمامی طول پژوهش، در قفسهایشان استراحت کردند و در هیچ تمرینی شرکت داده نشدند. موشهای گروه تمرین براساس برنامهی تمرین (هشت هفته، ۵ روز در هفته با سرعت ۲۸ تا ۳۴ متر در دقیقه) ، روی نوارگردان مخصوص موشها به تمرین پرداختند. گروههای کنترل- سرخ ولیک و تمرین- سرخ ولیک و کنترل- سیاه ولیک, تمرین- سیاه ولیک یک میلی لیتر عصاره آبی (سرخ و سیاه) ولیک را به ازای هر ۱۰۰ گرم وزن موش به مدت ۶ هفته از پایان هفته دوم از طریق گاواژ دریافت کردند. گروههای کنترل و تمرین سالین نیز از طریق گاواژ و به همین مقدار سالین را مصرف نمودند.
۷۲ ساعت پس از اتمام آخرین جلسهی تمرین، موشها بیهوش شدند، پلاسما و بافت‌ جمعآوری شده و در فریزر۸۰- درجه سانتیگراد برای اندازهگیری های بعدی قرار گرفتند. غلظت تمام متغیرها به روش ELISA اندازه گیری شد. در این پژوهش برای تجزیه وتحلیل آماری و مقایسهی بین گروهها از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه، و از آزمون توکی استفاده شد. در تمامی محاسبات از نرم افزار SPSS (Version 16) استفاده و اختلاف معنی‌دار در حد ۰۵/۰P? پذیرفته شد.
۵-۳ : بحث و بررسی(نوروپپتید w پلاسمایی و کبدی ، هورمون کورتیزول و T4)
پژوهش حاضر اولین پژوهشی است که تاثیر تمرین شدید و عصاره سرخ ولیک و سیاه ولیک را بر سطوح نوروپپتید w پلاسمایی و کبدی و هورومون های کورتیزول و تیروکسین پلاسمایی را بررسی می کند. در این رابطه یافتههای ما نشان میدهد که نوروپپتید w پلاسمایی تمامی گروها نسبت به سالین -کنترل افزایش داشته درحالی که نوروپپتیدw کبدی در اکثر گروه ها کاهش داشته است با این وجود عدم وجود اختلاف معنادار در غلظت نوروپپتید w پلاسمایی، و بیشترین افزایش در گروه های ( با و بدون تمرین) سیاه ولیک به وجود آمده است. و دیگر اینکه پاسخ نوروپپتیدw کبدی بیشترین کاهش را در گروه سرخ ولیک تمرین نشان داده است. به نظر می رسد که عصاره ولیک و تمرین باعث پاسخ متفاوتی سطح نوروپپتیدw پلاسمایی در مقایسه با نوروپپتیدw بافت کبد می شود. بررسی ها نشان میدهد که نوروپپتیدw در تنظیم تغذیه و تعادل انرژی دخیل است ]۷۵[ و باعث افزایش لیپولیز چربی در موش می شود]۸۴[ .فامیکو و همکاران (۲۰۱۱) نشان دادند پس از تزریق ۲ نانومول نوروپپتیدw به icv و ثبت میزان مصرف آب و غذا در موش ها برای ۲۴ ساعت، موش های که رژیم غدایی نرمال داشتند مصرف آب و غذا کاهش معنی داری پیدا کرده است . ولی در موش های که رژیم غذایی چاقی داشتند در مصرف آب و غذا تغییر ایجاد نکرده است ]۱۳۵[ . همچنین محققان بعد از تزریق NPW به موش، نمی توانستند بالا رفتن فعالیت های حرکتی را شناسایی کنند ، اما افزایش میزان مصرف O2 و افزایش تولید CO2، و همچنین افزایش دمای بدن را مشاهد نمودند ]۸۶[.
گزارش های رسیده نیز نشان می دهد که NPW نه تنها در تنظیم انرژی بلکه در هموستاز هورمونی، یعنی محور آدرنال و تیروئید نقش دارد ]۱۱[. بطوریکه سطح هورمون رشد را در پلاسما مهار]۵۳ [و باعث افزایش پلاسمایی هورمون کورتیکوسترون]۹۰[ ، استرادیول ، تستوسترون ، هورومون پاراتیروئید ،]۱۳۶ [پرولاکتین ]۵۳ [ می شود.
از طرفی فعالیت ورزشی نیز باعث برهم خوردن تعادل انرژی]۱۳۷[ و افزایش متابولیسم و دمای بدن می شود. و از این طریق می تواند باعث افزایش NPW شود. البته مکانیسم نوروپپتیدw در پاسخ به تمرینات ورزشی هنوز مشخص نشده است. اما احتمالا ورزش باعث افزایش NPW می شود. هر چند در این پژوهش بین تمرین و افزایش NPW رابطه معنی دار وجود نداشت. شاید به خاطر فاصله نسبتاً زیاد آخرین جلسه تمرین تا کشتار (۷۲ساعت) باشد.
تحقیقات زیادی نشان داده است که ولیک محتوی سطوح بالایی از اسیدهای چرب غیر اشباع چندگانه ( با نسبت خوب اسیدهای چرب غیر اشباع چندگانه به اسیدهای چرب اشباع) و نیز سطوح بالای فلانویید ها است ]۱۳۸[.در پژوهش حاضر،نتایج GC-MS به نوعی در تایید گزارش های قبلی با کمی تفاوت جزیی نشان داد که ترکیبات عمده سیاه ولیک شامل: فیتول (۵۱/۰ ?) ، سوربتول ( ۸۸/۰?) ، ویتامین E (1?)، اسید های چرب اشباع ( پالمیتیک اسید( ۷۲/۷?) ،و آرشیدیک اسید (۴۷/۰ ? ) )و اسید های چرب غیراشباع (اولئیک اسید ( ۴۴/۱۳?)،لینولئیک اسید(۴۳/۲۳))و ترکیبات عمده سرخ ولیک شامل : سوربتول (۲۸/۹?) ، گاما سیستوسترول (۸۸/۷?) ، ویتامین E (72/0 ?) اسید های چرب اشباع ( استیاریک اسید (۸۸/۵?) ، پالمیتیک اسید ( ۲۸/۱۰ ?) و ارشیدیک اسید (۴۷/۰?)) و اسید های چرب غیراشباع لینولئیک اسید (۸۹/۱۱?) است.در این میان، اسید های چرب غیر اشباع چندگانه عملکرد های مهمی را از جمله، تغییر ترکیبات لیپیدهای غشا، متابولیسم سلولی ، هدایت سیگنالی و تنظیم بیان ژن ، بر عهده دارند ]۱۳۹[. فیتول موجود در سیاه ولیک باعث تحریک PPARa، افزایش متابولیسم لیپید از طریق تنظیم در آنزیم های در گیر در بتا- اکسیداسیون است.همچنین فیتول باعث افزایش جذب گلوکز کبدی، سرکوب تولید گلوکز کبدی، بسیج چربی عضلات می شود. فیتول نقش بالقوه ای در درمان اختلات سوخت و سازی دارد]۱۴۱[.همچنین پیشنهاد شده است که فلاونویید ها ( ترکیبات اصلی میوه ولیک)، می تواند کاتابولیسم چربی را تحریک کند]۱۴۰[ . از طرفی اسکرزبپسکی و همکاران (۲۰۱۲) نشان داده اند NPW باعث افزایش لیپولیز چربی در موش می شود]۸۴[. یکی از دلایل احتمالی تاثیر بیشتر میوه سیاه ولیک بر روی افزایش غلظت نوروپپتیدw پلاسمایی در مقایسه با گیاه سرخ ولیک ممکن است مقادیر بیشتر اسید های چرب غیر اشباع موجود در میوه سیاه ولیک باشد
اما در کبد نوروپتییدw در سرخ ولیک کاهش داشته است. کاهش نوروپتییدw کبدی احتمالا باعث کاهش متابولیسم در آن می شود. این احتمال وجود دارد وجود سوربیتول با کاهش نوروپتییدw در ارتباط باشد. چون جذب قندهای الکلی مانند سوربیتول در بدن بسیار آرام ]۱۴۲ [و همچنین به آرامی متابولیزه می شود]۱۴۳[.با این حال مصرف قند های الکلی می تواند بر روی سطح گلوکز خون تاثیر بگذارد هرچند تاثیرات آن کمتر از ساکاروز می باشد]۱۴۴[. بنظر می رسد سوربیتول باعث تنظیم قند خون می شود]۱۴۵[.از طرفی بعضی از قند های الکلی بعد از ورزشهای سنگین برای تبدیل به گلوکز و گلیکوژن بسیار مفید است]۱۴۶[. بنظر می رسد وجود سوربیتول در گیاه سرخ ولیک گلوکز خون را حفظ و از فعالیت بیش از حد کبد برای تولید گلوکز از چربی ها و پروتئین ها جلوگیری کرده ، این احتمال وجود دارد با کاهش نوروپتییدw در کبد فعالیت آن را در تولید گلوکز خون نیز کاهش یافته باشد.
کورتیزول به عنوان یک هورمون کاتابولیکی نقش مهمی در فرآیند سوخت و ساز بدن دارد. بطوریکه افزایش این هورمون باعث افزایش تجزیه چربی بدن می شود]۹۴،۹۵[. پس از فعالیت فعالیت ورزشی طولانی مدت، سطح کورتیزول سرم به دلیل افزایش نیاز به انرژی افزایش می یابد ]۱۴۷[. بنظر می رسد افزایش اسید های چرب غیر اشباع در سیاه ولیک و احتمالاً افزایش کاتابولیسم چربی توسط گیاه سیاه ولیک ،باعث افزایش کورتیزول در گروه سیاه ولیک می شود. از طرفی فعالیت ورزشی به عنوان یک واکنش استرس زا برای بدن به افزایش سطوح کورتیزول منجر می شود . بطوریکه در گروه تمرین سیاه ولیک بیشترین افزایش کورتیزول را شاهد بودیم .
همچنین بنظر می رسد بین کورتیزول و NPW یک رابطه مثبتی وجودی دارد. چون بسیاری از گیرنده NPW که در CNS بیان می شوند که تعدادی از این گیرنده ها در تنظیم ترشح کورتیزول فعالیت دارند]۷۲[.همچنین NPW احتمالا نقش مهمی در تنظیم سیستم غدد درون ریز در پاسخ به استرس و فعال شدن محورهیپوتالاموس هیپوفیز فوق کلیوی (HPA) ایفا می کند ]۸۱،۸۲[ که این محور ترشح هورمون کورتیزول را تحت تاثیر

مطلب مشابه :  تحقیق با موضوع پلاسمایی، تحلیل واریانس، فعالیت بدنی، سطوح نوروپپتید
 
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید