اختلال شخصیت وسواسی- جبری

2-8-2-1 ویژگی های تشخیصی

ویژگی اصلی اختلال شخصیت وسواسی – جبری ، اشتغال ذهنی به نظم، کمال گرایی و کنترل ذهنی و میان فردی به بهای از دست دادن انعطاف پذیری، گشاده رویی و کارآیی است. این الگو در اوایل بزرگسالی آغاز و در زمینه های گوناگون ظاهر می شود (نیکخو 1389، 1060).

افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی – جبری کوشش می کنند تا از طریق توجه زیاد به قواعد، جزئیات بیهوده، روش­ها، فهرست­ها یا برنامه­ها به یک حس کنترل دست یابند به گونه­ای که هدف اصلی فعالیت از بین می­رود. آنها بی اندازه دقیق بوده و گرایش به تکرار کردن دارند، به جزئیات به طور غیر عادی توجه می کنند و برای پیدا کردن اشتباهات احتمالی، کارهایشان را به طور مکرر وارسی می کنند. آنان از این واقعیت بی­خبرند که سایر افراد بواسطه­ی تأخیرها و مشکلات ناشی از رفتار آنان، دچار ناراحتی می­شوند. برای مثال، چنین افرادی وقتی فهرست کارهایی را که باید انجام دهند گم می کنند به جای اینکه با صرف زمان اندک آن را یاد آوری و بازنویسی کرده و سپس به تکمیل کارها بپردازند، زمان بسیار زیادی را صرف پیدا کردن آن می کنند. آنها برنامه­ی زمانی خود را به درستی تنظیم نمی کنند و انجام مهمترین کارها را برای آخرین دقایق می گذارند. کمال گرایی و تحمیل معیارهای سطح بالای عملکرد بر خود موجب کژکاری و پریشانی زیاد در این افراد می شود. آنها ممکن است به اندازه ای درگیر تکمیل تمام جزئیات یک طرح شوند که آن طرح هرگز کامل نشود. برای مثال، کامل کردن یک گزارش کتبی به دلیل اصلاحات متعدد و وقت گیر به تعویق انداخته می شود به طوری که همه ی کار انجام شده به جز «کامل شدن» کار موعدهای زمانی مورد بی توجهی قرار می­گیرند و جنبه هایی از زندگی فرد که محور فعالیت جاری نیستند، دچار اغتشاش و بی نظمی می شوند (نیکخو 1389، 1060).

افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی – جبری به شدت خود را وقف کار و تولید می کنند که این امر باعث قطع فعالیت­های تفریحی و دوستیها می شود. این رفتار به علت اقتصادی  نیست. آنها اغلب احساس می­کنند که به هنگام غروب و یا آخر هفته ها فرصت ندارند تا به گردش بروند و یا فقط استراحت کنند. آنها ممکن است یک فعالیت لذت بخش مانند رفتن به مرخصی را به تعویق بیندازند به طوری که هرگز روز آن فرانرسد. هرگاه زمانی رابرای فعالیت­های تفریحی یا تعطیلات در نظر می­گیرند، بسیار احساس ناراحتی می کنند مگر اینکه همزمان مشغول کاری باشند تا احساس نکنند که وقت را «بیهوده تلف» می کنند. ممکن است توجه و تمرکز زیادی بر کارهای معمولی منزل وجود داشته باشد (مانند نظافت زیاد و مکرر به طوری که «همه چیز برق می زند»). اگر زمان زیادی را با دوستان خود سپری کنند، احتمالاً به علت وجود نوعی فعالیت به ظاهر سازمان یافته است (برای مثال ورزش­ها). برداشت آنها از سرگرمی­ها یا فعالیت­های تفریحی به گونه ای است که گویی تکالیف جدی هستند که برای چیرگی بر آنها به سازماندهی دقیق و کار سخت نیاز است. تأکید این افراد بر اجرای کامل یا بی نقص عملکردها است. این افراد بازیها را به کارهای سازمان یافته تبدیل می کنند (برای مثال، به یک کودک نوپا می گویند که سه چرخه ی خود را در یک خط مستقیم هدایت کند، بازی بیس بال[1] را به یک درس سخت تبدیل می کنند). افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی – جبری ممکن است درباره ی مسایل ارزشی و اخلاقی، بیش از اندازه جدی، دقیق و انعطاف ناپذیر باشند. احتمال دارد خودشان و حتی دیگران را وادارند که از اصول خشک اخلاقی و معیارهای کار کردی دقیق پیروی کنند. همچنین ممکن است به علت اشتباهات احتمالی به شدت از خود انتقاد کنند. افراد مبتلا به این اختلال، بدون انعطاف پذیری به مرجع قدرت و قوانین احترام می گذارند و بدون در نطر گرفتن شرایط مخففه بر اطاعت بی قید و شرط تأکید می کنند. برای مثال، چنین فردی به دوست خود که به یک سکه برای تلفن کردن نیاز دارد، سکه­ای قرض نمی دهد چون «نه از کسی قرض می­گیرد و نه به کسی قرض می­دهد» و یا به این دلیل که معتقد است این عمل برای وجهه ی او «بد» است. این ویژگی­ها نباید با هویت فرهنگی یا مذهبی فرد توجیه شوند (نیکخو 1389، 1062).

مطلب مشابه :  -  نظريه هاي تبيين كننده کيفيت روابط زناشويي

افراد مبتلا به این اختلال ممکن است از دور انداختن اشیاء فرسوده یا بی ارزش حتی زمانی که هیچ ارزش عاطفی ندارند، ناتوان باشند. این افراد اغلب تصدیق می کنند که «مال اندوز» هستند. آنها دور انداختن اشیاء را ولخرجی می دانند زیرا معتقدند «هر چیز که خوار آید، روزی به کار آید» و هرگاه فردی سعی کند چیزهایی را که آنها جمع کرده اند دور بریزند، ناراحت خواهند شد. همسران و یا هم اتاقی­های آنها ممکن است از مقدار فضایی که با اشیاء قدیمی، مجله ها، وسایل شکسته و غیره اشغال کرده اند، شکایت کنند.

افراد مبتلا به این اختلال شخصیت وسواسی – جبری، تمایلی به محول کردن تکالیف خود به دیگران و یا همکاری با دیگران ندارند. با سرسختی و شیوه­ی غیر منطقی اصرار می کنند که هر کاری یاید بر اساس روش آنها انجام گیرد و اینکه دیگران باید برای انجام کارها از روش آنها پیروی کنند. آنها اغلب آموزشهای کاملاً مفصٌلی درباره ی اینکه چطور باید کارها را انجام داد ارایه می دهند (برای مثال تنها یک راه برای کوتاه کردن چمن، شستن ظرفها، ساختن قفس برای حیوان خانگی وجود دارد) و هر گاه دیگران راه­های نوین دیگری را پیشنهاد کنند شگفت زده و عصبانی می شوند. در موارد دیگر، ممکن است پیشنهاد کمک از سوی دیگران را رد کنند حتی هنگامی که عقب تر از برنامه هستند، زیرا عقیده دارند که هیچ فرد دیگری نمی تواند آن کار را درست انجام دهد.

افراد مبتلا به این اختلال ممکن است خسیس و ناخن خشک باشند و معیاری برای زندگی قایل شوند که پایین تر از حدی است که استطاعت آن را دارند و معتقدند که برای اجتناب از فاجعه­های آتی باید جلوی ولخرجی را گرفت. افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی – جبری با انعطاف ناپذیری و سرسختی مشخص می شوند. آنها چنان نسبت به انجام کارها با یک روش «درست» دل مشغولی دارند مه در وفق دادن خود با افکار شخص دیگر دچار مشکل می شوند. این افراد برنامه های خود را با جزئیات دقیقی طرح ریزی می کنند، در درک دیدگاههای دیگران مشکل دارند. دوستان و همکاران این افراد ممکن است از این انعطاف­ناپذیری دایمی خسته و سرخورده شوند. حتی هنگامی که افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی- جبری در می یابند که ممکن است مصالحه به نفع آنان باشد، احتمال دارد از انجام چنین کاری سرسختانه خودداری کنند و استدلال نمایند که این «اساس کار» است (نیکخو 1389، 1062).

2-8-2-2 ویژگی­ها و اختلال­های همراه

هرگاه قواعد و روش­های مرسوم نتوانند کاری از پیش ببرند، تصمیم گیری به یک فرایند وقت گیر و اغلب پر زحمت تبدیل می شود. افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی – جبری ممکن است برای تصمیم گیری درباره ی اینکه کدام تکلیف در اولویت است یا بهترین روش انجام یک تکلیف خاص کدام است، مشکل داشته باشند، به طوری که ممکن است آن کار هرگز آغاز نشود. آنها در موقعی­هایی که نمی توانند شرایط جسمانی یا بین فردی را کنترل کنند، ممکن است دچار آشفتگی یا خشم شوند، اگر چه این خشم معمولاً به طور مستقیم ابراز نمی شود. برای مثال، زمانی که ارائه خدمات در یک رستوران خوب نباشد، چنین فردی ممکن است خشمگین شود ولی به جای شکایت به مدیریت رستوران، با این فکر دست و پنجه نرم کند که چقدر باید انعام بدهد. در موارد دیگر، ممکن است خشم به شکل رنجش به حق در مورد یک موضوع به ظاهر کم اهمیت نشان داده شود. افراد مبتلا به این اختلال ممکن است بویژه در مورد وضعیت نسبی خود در روابط سلطه گری – سلطه پذیری حساس باشند و احتمال دارد نسبت به مرجحع قدرتی که برایشان محترم است، احترام زیادی قایل شوند و با فردی که برایشان قابل احترام نیست، به شدت مخالفت کنند.

مطلب مشابه :  یک میز لپ تاپ خوب، ضامن سلامت بدن و لپ تاپ شما

افراد مبتلا به این اختلال معمولاً عاطفه­ی خود را به شکل بازداری شده یا رسمی ابراز می کنند و ممکن است در کنار افرادی که از لحاظ هیجانی پراحساس هستند بسیار ناراحت باشند. روابط روزانه ی آنها ماهیت رسمی و جدی دارد و ممکن است در موقعیتهایی که دیگران می خندند و شاد هستند احساس ناراحتی و عذاب نمایند (برای مثال، هنگام خوش آمدگویی به نامزدشان در فرودگاه). آنها زمانی صحبت می­کنند که اطمینان یابند هر آن چه که می گویند کامل است. این افراد ممکن است نسبت به منطقی و عقلانی بودن اشتغال فکر داشته باشند و رفتار عاطفی دیگران را تحمل نکنند. آنها اغلب در بیان     احساس­های پر مهر خود مشکل دارند و به ندرت به تمجیدها و ستایش­ها توجه می کتتد. افراد مبتلا به این اختلال بویژه هنگامی که با موقعیت­های جدیدی روبرو می شوند که انعطاف­پذیری و مصالحه را ایجاب می­کنند، ممکن است دچار مشکلات و ناراحتی­های شغلی شوند.

در افراد دچار اختلال­های اضطرابی، از جمله اختلال اضطراب فراگیر، اختلال وسواس فکری – عملی، هراس اجتماعی، و هراس­های مشخص، احتمال وجود یک اختلال شخصیت که با ملاک­های اختلال شخصیت وسواسی – جبری مطابقت دارد، افزایش می یابد. حتی اگر چنین موضوعی صادق باشد، به نظر می رسد که بیشتر افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری – عملی، دارای الگویی از رفتار باشند که با     ملاک­های اختلال شخصیت وسواسی – جبری مطابقت ندارد. بسیاری از ویژگیهای اختلال شخصیت وسواسی – جبری با خصوصیات شخصیتی «سنخ الف[2]» مطابقت می کنند (برای مثال اشتغال ذهنی به کار، رقابت جویی، فوریت زمانی) و ممکن است این ویژگی­ها در افرادی که در معرض خطر سکته­ی قلبی هستند نیز ظاهر شوند. ممکن است بین اختلال شخصیت وسواسی – جبری، اختلال­های خلقی و خوردن، رابطه وجود داشته باشد (نیکخو 1389، 1063).

2-8-2-3 ویژگی­های خاص وابسته به فرهنگ و جنسیت

در سنجش یک فرد برای اختلال شخصیت وسواسی – جبری، متخصص بالینی باید توجه داشته باشد که بعضی از رفتارها بازتاب عادت­ها، رسوم یا شیوه های میان فردی هستند که از لحاظ فرهنگی از نظر افراد گروه مرجع، مجاز شمرده می­شوند. بعضی فرهنگ­ها تأکید زیادی بر کار و تولید دارند؛ رفتارهای موجود در اعضای چنین جوامعی نباید به عنوان نشانه هایی از اختلال شخصیت وسواسی – جبری در نظر گرفته شوند (نیکخو 1389، 1064).

 

2-9- اختلال شخصیت که به گونه­ای دیگر مشخص نشده است

این طبقه برای آن دسته از اختلال­های کارکرد شخصیت است که با ملاک­های هیچ یک از اختلال­های شخصیتی خاص مطابقت ندارند. نمونه ی آن، وجود ویژگی­های بیش از یک اختلال شخصیتی خاص است که با تمام ملاک­های یک اختلال معین مطابقت نمی­کنند («شخصیت مختلط»)، ولی به طور کلی از لحاظ بالینی موجب اختلال یا آسیب قابل توجه در یک یا چند زمینه­ی مهم کارکرد (برای مثال، اجتماعی یا شغلی) می­شوند. این طبقه را همچنین می توان هنگامی به کار برد که متخصص بالینی استنباط کند که یک اختلال شخصیتی خاص که در این طبقه بندی گنجانده نشده، مطرح است. مثال­های آن عبارتند از اختلال شخصیت افسرده و اختلال شخصیت منفعل – پرخاشگر (نیکخو 1389، 1066).

در خصوص موضوع مورد بررسی (مدیریت بدن) تحقیقات و مطالعات نسبتا متعددی انجام شده است که در این ادامه به برخی از جدید ترین آنها در دو بخش تحقیقات داخلی و تحقیقات و پژوهش­های خارجی اشاره می­گردد.

  1. baseball
  2. type A” personality