– اثر هرمنو تیک حقوقی و نظریه ی مقاصدی

واژه هرمنوتیک داراى دو اصطلاح است:

1- اصطلاح عام: در این اصطلاح، این واژه هر گونه تحقیقى را که در باره تفسیر متن صورت بگیرد، شامل می‌‏شود، از این رو هرمنوتیک، تمام نحله‌‏ها را در این زمینه در بر می‌گیرد و حتى مباحث الفاظ علم اصول نیز مباحثى هرمنوتیکى شمرده می‌‏شوند.

2– اصطلاح خاص: در این اصطلاح، این واژه فقط به نحله خاصى در این باره صدق می‌‏کند و ناظر به مباحثى است که معناى متن را وابسته به فضاى فرهنگى مخاطبان قلمداد می‌‏کند.

هرمنوتیک در اصطلاح عام آن، در واقع همراه پیدایش متون پیدا شده و تاریخى به قدمت فرهنگ بشر دارد، ولى آنچه هم اکنون به نام هرمنوتیک خوانده مى‏شود و به عنوان دانش مستقل در مغرب زمین مطرح است سابقه‏اى در حدود سه قرن دارد.

براین اساس گفته شده است: هدف از هرمنوتیک ارائه روشی است تا به وسیله آن مفسر به اهداف و مقاصد مؤلف نائل گردد.اکنون به مواردی استناد می شود که تمسک جامدانه به صرف ظواهر الفاظ چه آثاری جبران ناپذیری را بر پیکریه فقه وحقوق جزایی گذشته واردآورده است در حالی که بهتر بود به قصد شارع مقدس توجه می شد.

4-7-1- حکم قطع دست

در متون تاریخی عرب آمده است که،ولید بن مغیره پدر خالد که درآیه 12 سوره مدثر به عنوان کسی که مال بسیار دارد وصف شده است برای قریش کیفر قطع دست سارق را سنت گذاری کرده است.به استناد مدارک تاریخی ولید که موسس این کیفر شدید بوده است،خود دارای شغل قصابی بوده وذبائح عشیره ای را انجام می داده او برای حفظ اموال فراوانش این مجازات سنگین را وضع کرد .(ایوب البارونی،م1986،ص 31)

بریدن دست درایران قدیم هم معمول نبودواگرگاهی این مجازات اجرا می شد،حکم مجازات ترذیلی را داشت چنان که به حکم اردشیردوم،دست کورش کوچک رابعدازکشته شدن بریدند.(پیرنیا،1388،ص 1443)

مستند حکم قطع دست سارق آیه 38 سوره مائده است:

“والسارق والسارقه فاقطعوا ایدیهما جزاء بما کسبا نکالا من الله والله عزیز الحکیم”

دراجتهاد سنتی از آیه ی فوق وجوب قطع دست سارق برداشت می شود.فقیهان در واقع فعل قطع دست(فقطعوا ایدیهما)ظاهر در بریدن فیزیکی دست سارق گرفته اند به بیان دیگر حکم آیه را ظاهری فهم و تفسر کرده اند.وقتی مجموعه ی متون فقهی شیعه وسنی را از سده های نخستین تا کنون بررسی می کنیم می بینیم که عموماً معنای حقیقی آیه را در بریدن دست فهم کرده اند.قانون گذار جزایی ایران هم با کمترین تردیدی از روی ترجمه تحریرالوسیله همین مطلب را وضع کرده است گویی هیچ تحولی در تصور فرهنگی او از قطع ید با تصور فرهنگی اعراب جاهلی خشن عصر نزول از جرم و مجازات و مجرم رخ نداده است.اصرار بر ثابت تلقی کردن معنای ظاهری لفظ قطع منجر به انکار واقعیت های موجود فرهنگی در سطح جهان می شود اما رفته رفته معلوم خواهد شد که بر اثر فشار واقعیات و تغییر فرهنگ،بستر عقلانی قبلی لفظ،چنان از بین می رود که مجتهد دو راه پیش روی دارد یا باید به تفسیر مجازی نص بپردازد یا با مقطعی و محلی و تاریخی دانستن اصل آیه ،قطع فیزیکی دست را در اسلام ایمانی به طور کلی انکار کند وآنگاه با تفسیر جدیدی از قرآن حکم اولیه شرع را حرمت قطع دست اعلام نماید،مفسران قائل به امکان تاویل مجازی،می توانند به همان دلیل که عموم مفسران سنتی مسلمان آیه یدالله فوق ایدیهم را به نحو  مجازی تفسیر می کنند،آیه ی قطع را هم تفسیر مجازی کنند ،این مفسران برای اینکه قائل به تاریخیت خود نصوص نشوند حاضرند به انواع تاویلت عجیب و غریب دست بزنند.

در عین حالی که الفاظ نصوص مقدس و ثابت می مانند،معنای بسیاری از نصوص سنتی با تغییر فرهنگ تغییر می کنند.بدین گونه که با تغییر فرهنگ زبان نیز تغییر پیدا می کند و ما به عنوان مثال قطع ید وارد شده در آیه که به معنای بریدن فیزیکی دست فهم می شود به معنایی تاریخی و اسطوره ای وحتی بدوی یعنی مجازی در می آید و از آن بعد،فقطعوا ایدیهما برای مسلمانان در معنای حقیقی دیگری ظهور پیدا می کند.

به هر حال یکی از این واقعیات این است که همین حالا در جوامع متمدن ده ها سال است که قطع فیزیکی دست برداشته شده برای بسیاری از مسلمانان ساکن در جوامع پیشرفته معنای آیه تغییر نموده است برای آن ها می توان کلمه ی قطع را در معنای بازداشتن ومنع کردن سارق و بریدن دست او از مال مردم هم تفسیر کرد.امروزه مردم درفضای فرهنگی جدید از عبارت (دستش را قطع کن)معنای حقیقی بازداشتن و منع کردن را می فهمند،در خود قرآن هم غالبا فعل قطع به معنای دیگری آمده که ربطی به بریدن آن هم با شمشیر یا چاقو ندارد یعنی آن ها با پیش فرض هایشان قطع را در بریدن فیزیکی فهمیده اند.مرور آیات زیر معلوم می سازد که چگونه نص قرآنی با دارا بودن توان گفتاری ویژه ی خود امکانات تغییر فرهنگی را برای مسلمانان پدید می آورند.(رضایی،1382،صص 232 و 234)

4-7- 2-موارد کاربردکلمه قطع در قرآن

الف)” لیقطع طرفا من الذین کفروا او یکبتهم فیقلبوا خائبین در این آیه لیقطع طرفا من الذین کفروا”در معنای هلاک شدن بخشی از کافران است.(آل عمران127)

ب)”و یریدالله ان یحق الحق بکلماته و یقطع دابر الکافرین”در این آیه یقطع دابرالکافرین به معنای از بین بردن ریشه ی کافران است.(انفال7)

ج)”الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یقطمون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الارض”عبارت یقطمون ماامرالله به ان یوصلیعنی صله رحم به جانمی آورندو حقوق نزدیکانشان را ادا نمی کنند.(بقره27)

د)”و لا ینفقون نفقه صغیره و لا کبیره ولا یقطمون وادیا الاکتب لهم”در اینجا و لا یقطمون وادیا یعنی از هیچ سرزمینی نمی گذرد(توبه21)

ه)”فاکهه کثیره لا مقطوعه ولا ممنوعه عبارت لا مقطوعه ولا ممنوعه”وجود آن ها در هیچ فصلی از بین نمی رود (واقعه /33و32)

و)”ائنکم لتاتون الرجال و تقطمون السبیل و تاتون فی نادیکم المنکر”در تفاسیر تقطعون السبیل را به قطع رابطه ی جنسی مرد یا زن در اثر همجنس بازی معنا می کنند.(عنکبوت29)

از آن جا که هدف بعثت تغییر فرهنگ جاهلی عرب بود قرآن با استفاده از زبان می خواست فرهنگ برتری را نشان دهد که همواره جاری و پیش رو باشد آیات بالا گویای توان (گفتاری) نصوص در ایجاد معانی گوناگون هستند سوالی که طرفداران قانون مجازات اسلامی باید به آن پاسخ دهند این است که چرا با وجود آن که قطع در زبان قرآن دارای معانی گوناگونی است اصرار  عجیبی در ثابت دانستن معنای قطع در جدا ساختن فیزیکی دست از بدن دارند؟قطع فیزیک دست دزد نشان گر فرهنگ پیشرو ومتعالی قرآنی نیست بلکه به دلایل تاریخی فقط جزیی از فرهنگ جاهلی بوده است.

آیا درست است بگوییم هدف بعثت ابقای فرهنگ جاهلی و ممانعت از القای چنین کیفرهایی بوده است؟

از سوی دیگر طرفداران تفسیر مجازی آیه ی حدسرقت می گویند:ید هم در کاربرد های قرآنی غالبا به معنای مجازی،غلبه،نصر،حفاظت،تمکن و قدرت آمده است،چرا نتوان آیه سرقت را از این زاویه تفسیر کرد چرا (قطع اید)را به معنای (کف ایدی) یعنی منع کردن دست های دزد از مال مردم به وسیله ی زندان یا تبعید و…ندانیم؟

مشکل دیگری که روبرو قانون مجازات اسلامی است این است که اگر قطع به معنای(جدا ساختن فیزیکی)  باشد،پس باید قائل به نامعقول بودن آیه های زیر شوند:

“لا قطعن ایدیهم و ارجلکم من خلاف و لاصلبنکم اجمعین انما”دست و پای شما را به خلاف قطع می کنیم آن گاه همه را به دار می کشیم(شعراء49)             

و یا”انماالذین یحاربون الله ورسوله ویسعون فی الارض فسادا ان یقتلواو او یصلبوا او تقطع ایدیهم وارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض “همانا کیفرآنان که با خدا و رسول او به جنگ برخیزندودر زمین به فساد کوشند،جز این نباشد که آنان را به قتل رسانند یا به دار کشند یا دست و پاهایشان را به خلاف جهت ببرند یا از سرزمین نفی بلد کنند.

مطلب مشابه :  آشنایی با مراحل مدیریت پروژه و فعالیت های کلیدی در هر مرحله- قسمت ۲